Le prime 200 righe.
یه نگهبان دارم میتونیم ازش استفاده کنیم
بدش بهم
ازت خواسته بودم یه دعوای کوچیک جوری که بتونم کنترلش کنم رو شروع کنی
چقدر آسون یه دعوا به یه شورش تبدیل میشه
مگ؟ اوه، نه، نه، نه، نه
وقتی دفنش کردن، حلقهی ازدواجش رو دادن، ولی دستبندشو ندادن
اونی که دستبند رو داره، قاتل مگـه
تو با «بی» آدم قویتری هسی
و انقدر باهوش هستی که از همچین چیزی خبر داشته باشی
میشه دیگه بری، لطفاً؟
فکر میکنی بتونی اجازه بدی برات جبران کنم؟
میتونی یه کم بهم زمان بدی؟
دیشب، همسرت دبی رو بیهوش تو اتاقش پیدا کردن
متاسفم بی، خیلی دیر شده بود
دبی از طرف من یه یادداشتایی مینوشته
و بعدش فهمیدم دربارهی موندن تو ماتیلدا دروغ سرهم کرده
تو خونهی یکی که انگار دوستپسرش بود میموند
دوستپسر داشت؟ - آره، بریدن -
ای کاش بهم گفته بود که چیکارا میکرده
ای کاش باهام حرف زده بود باید بیشتر سوال پیچش میکردم
آره اما نوجوونا همش حرفاشونو پیش خودشون نگه میدارن
یه دوست پسر داشته
مطمئنم دوستپسرش باعث شده به مواد رو بیاره
هیچوقت نمیتونستی بفهمی چی تو مغزش میگذشته
بچههای حالا همش درگیر این مسائلن
آره، اما هروئین؟
هری خبر نداشته هیچوقت چیزی از این پسره، بریدون نشنیده بوده
چیه؟
پسر جکس
اسمش بریدونـه
آره، خب، احتمالاً اتفاقی هم اسمن
حدست اینه؟
!بی
!دستتو بکش
چیکار داری میکنی؟ - بزار بریم بیرون -
بی، حالا - چیکار داری میکنی؟ -
یالا
میدونم این روزا اوضاع خیلی سخت میگذره
اما نمیتونی همینطوری بری به زنای دیگه حمله کنی
همینطوری نبود، همینطوری نبود - !اوه، یالا -
خیلهخب، باشه. فرقی نداره چه اتفاقی افتاده باشه
اگه یه بار دیگه این کارو بکنین جفتتونو میندازم انفرادی
واحد یک به واحد سه، تمام
نه، نه، نکن - کار خودشه -
کار خودشه - هنوز مطمئن نیستی -
باید حقیقتو پیدا کنی و فقط یه راه برای این کار هس
هی؟ خودتم اینو میدونی
آقای جکسون، باید همین الان با فرمانده صحبت کنم
بله؟
بی اسمیت اومده، فرمانده
بی - جکس، دبی رو کشته -
کار جکسـه. حتماً کار خودشه
باید با پلیس حرف بزنیم - باشه، آروم باش. نمیفهمم چی میگی -
بریدون، پسر جکس، دبی باهاش قرار میزاشته
همچین چیزی اتفاقی نبوده همش تقصیر جکسـه
درسته، میشه یه کم بشینی؟ ما خوبیم. ممنون، آقای جکسون
...دبی به یه کلوب شبانه میرفته. اون مواد میزده، دبی این مدلی نبود
بعد شروع کرده به قرار گذاشتن با این پسره بریدون
جکس، دبی رو کشته. باید با پلیس حرف بزنیم
چرا فکر میکنی تقصیر جکس بوده؟
محل زندگیمون رو میدونست قبلاً هم دبی رو تهدید کرده بود
بهم گفته بود که یه بپا دم در مدرسش گذاشته
از همه کارای دبی خبر داشت تازه الان میفهمم چجوری خبر داشته
بریدون رو بپا گذاشته بوده - چرا باید به دبی آسیب میزده؟ -
فکر میکنه من براش یه تهدیدم
با پلیس حرف میزنی؟
ببین، میدونم دنبال جواب سوالاتتی
میخوای با پلیس حرف بزنی یا خودم صحبت کنم؟
باهاشون حرف میزنم
ممنون
باید تحت محافظت بزارمت
چرا؟
بخاطر اینکه اومدی اینجا و باهام حرف زدی جونت به خطر افتاده
نه، نه، من خوبم - وقتی با جکس برخورد کنی، چی؟ -
چطور باهاش کنار میای؟
فقط میخوام همه چیز درست انجام بشه
باید جلوشو میگرفتی نمیزاشتی بره پیش فرمانده
نمیدونیم کجا رفته که
مثلاً خودت اونجا بودی - نه، بی انقدر احمق نیس که بره خبرچینی کنه -
اون کارو نمیکنه - آره حق با دورینـه -
قراره فرمانده با پلیس صحبت کنه
واقعاً؟
میدونی با خبرچینا چیکار میکنن، مو قرمز؟
اختیارش دست تو نیس
اگه میخوای مشکلت حل بشه باید به حرف من گوش کنی
موضوع درباره تو نیس - آره، حق با توئه -
این مسئله میتونه به هممون صدمه بزنه
پس اگه میخوای با جکس سروکله بزنی خودت تنهایی این کارو بکن
پلیس خودش از پس قضیه برمیاد
الان یه وضعیت غیرعادی داریم
یه مادر، فرزندشو از دست داده به نظر من که تراژدیـه
از رابطه پسرت با دبی، خبر داشتی؟
بله
خودت تشویقش کردی که باهاش دوست بشه؟
اون دوتا وقتی که دبی اولین بار اومد انجا با هم آشنا شدن
بریدون بهم گفته بود که با یکی دوست شده
تا این اواخر نمیدونستم طرفش کی بوده
شنیدم دبی چطوری مرده
بریدون هم تفریحی یه چیزایی میزنه که باعث شده نگرانش بشم
چی میزنه؟ مواد؟
خیلی راحت ممکن بود این اتفاق برای پسر من بیافته. خدارو شکر که نیافتاده
هیچ مادری نباید رنجی رو که بی داره میکشه، متحمل بشه
هوووم
در حال حاضر، بی حامی زیادی تو اینجا داره
اما تو نداری
زنا میدونن چه اتفاقایی بین تو و شوهرت افتاده
دیگه مثل قبلاً، حامیای از بیرون زندان نداری
پس فارغ از نتیجه تحقیقات پلیس
،درباره مرگ دبی در حال حاضر احتمال داره آسیب ببینی
پیشنهاد من مبنی بر محافظت از تو، هنوز پابرجاس
باید قبولش کنی
من مسئول مرگ دبی نیستم
حالت خوبه؟
گرسنه نیستی؟
نه
پسرم ازم خواست که بهت بگم اونو در غمت شریک بدونی
الان دیگه وقتشه
!نه، نه، بی - بزار بره -
آرتروزت چطوره؟
فکر نکنم آتل بستن زیاد راحت باشه
بیا
هوس چایی نکردی؟ میدونم چه مدلیشو دوست داری
فعلاً که دلم نمیخواد
خب، پس بزار کمک کنم سینی رو تا اونجا ببری
اندوهت باعث شده یه سری چیزایی رو ببینی که اصلاً وجود نداره، بی
اوه، اتفاقاً خیلی خوب دارم همه چی رو میبینم
مثل بقیه آدمایی که اینجان
بی؟ چی فکر کردی که اونجوری جکس رو تحریک کردی؟
چی فکر کردم؟ - آره، چون کارت واقعاً احمقانه بود -
به دختر کوچولوم فکر میکردم
اینکه زجر کشیده؟ اینکه... ترسیده بوده؟
میدونسته چه بلایی قراره سرش بیاد؟
به این فکر میکردم وقتی بهم نیاز داشته، من کجا بودم؟
به این چیزا فکر کردم
خواهشاً امروز چرت و پرت تحویلم نده
باشه
بی
گمشو بیرون - الان وقت خوبی نیس -
رفتی خبرچینی کردی
!گفتم گورتو گم کن - بی -
اما درک میکنم وقتی یه مادر عزادار میشه نمیتونه درست فکر کنه
اوه، باید تقاص کاری که کردی رو پس بدی
و به عنوان یه مادر، درک میکنی که میخوام در مقابل اتهامی که
درست نیس، از پسرم دفاع کنم
اوه، تو دخترمو تهدید کردی و الانم هم مرده
حالا میخوای بگی همش اتفاقی بوده؟
این حرفارو میزنی تا زنا باهات موافقت کنن
ببین، هر کاری هم که بکنی اینو بدون، پسر من این کارو نکرده
دروغگو
بریدون قبلاً هم دوستدختر داشته
اما جز دخترت، از هیچکس دیگه تعریف نکرده بود
پس خبر داشتی که با هم دوست بودن؟
میدونستم دبی متفاوت بوده
چهره بریدون خیلی خوشحال بود مدام از دبی حرف میزد
بریدون عاشق دبی بود
هیچوقت نمیخواست و نمیتونست بهش صدمه بزنه
مشخصاً اون دختر خیلی خاصی بوده
همینطور بریدون
یعنی به عنوان مادر، گند زدیم
وقتی بهمون احتیاج داشتن پیششون نبودیم
اما باید کار درست رو انجام بدیم
هی، درک میکنم که دلت میخواد یکیو مقصر بدونی
اما اشتباه داری میکنی
پسر من این کارو نکرده
نمیتونسته بکنه
گمشو بیرون
یالا گمشو بیرون
سلام - سلام -
خودکار همراهت نداری؟
چرا
درسته. ممنون
خودکارا... یه دفعه ناپدید شدن
جنایتکارای لعنتی
ممنون
نگهش دار. کلی تو خونه خودکار دارم
آم، فلچ؟
...میدونی ...اون شب
ورا، تقصیر تو نبود
نه، آخه... من خیلی بیتجربهام
هر اتفاقی که افتاد، تقصیر من بود
و میخوام اینو بدونی
آم، ورا
دوست داری امشب توی خونهام برات غذا درست کنم؟
آره
چطوره
..این، آم
خوشمزس. ممنون
...آه، چیزی لای - نه، نه -
فقط خودتو نگاه میکنم
که خیلی خوبه
واقعاً خوشحالم که اینجایی
خوشحالم که اینجام
اوووپس
میخوای بری؟
نمیخوام برم خونه
خب، مجبور نیستی
یعنی... میتونم روی مبل بخوابم - نه، نه، نه -
نمیخوام رو مبل بخوابی
ببین، متاسفم، بی اما پلیس
هیچ دلیلی برای تحقیق نمیبینه
No comments yet. Be the first to leave one.