Le prime 200 righe.
کی استیک معروف جزیره هوکسان رو امتحان کرده؟
کی درباره استیک معروف جزیره هوکسان شنیده؟
اینجا نمیتونی پیداش کنی اردک ماهی خال خالی از سرزمین اصلی
اردک ماهی خال خالی
تخم مرغ
توفو
توفوی نرم
کشک قلوه ای
هیچی واسه ما نداری؟- درسته-
کلم چینی، فلفل قرمز، برگ پریلا
بفرمایین
تو دفتر حسابت ببین چقدر بهت بدهکارم
نقدی پولمو بدین
دونگ سوک
میتونی دستگیره در خونه رو واسم درست کنی؟
از پسرت بخواه واست درست کنه
واسه کار رفته بخش مرکزی
پس صبر کن، بعدا برات درستش میکنم
خدایا، ممنون که برای تعمیر در اومدی اینجا
بیا یه چیزی بخور، برای تشکره
رشته؟ عالیه
یکمی رشته بخور، ممنونم
تماس ورودی
من جونگ او نیستم
جونگ چول هم نیستم
...دونگ سوک، میتونی هفته دیگه
منو ببری موکپو؟
کجا؟- موکپو-
چرا؟
...مراسم یادبود سالیانه بابای جونگ او و جونگ چول
شنبه دیگه ست
دیوونه شدی؟
عقلتو خوردی؟
چطوری میتونی به من زنگ بزنی و بگی باهات بیام اونجا؟
من برای مراسم یادبود بابای خودمم نمیرم
واسه چه غلط کردنی باید برم مراسم بابای اونا؟
چته تو؟
به هر حال، پدر ناتنی تو محسوب میشه
هفته دیگه شنبه دم خونه بیا دنبالم
بیا و منو ببر موکپو
الو؟
واقعا که
لعنتی
شماره ای که با آن تماس گرفته اید در دسترس نمی باشد
!لعنتی
این عجوزه داره دیوونه ام میکنه
میخواد با من دعوایی چیزی بگیره؟
-❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- -❤ @moonriverteam _sns ❤-
اینطوری بهم زل نزن
بیا اینجا و غذاتو بخور- نمیخوام غذا بخورم-
چرا نمیخوای؟
برای اینکه تو طرف منو نگرفتی
تازه زدی رو پشتم
اگه اینو بخوری، میبرمت دریا که دلفینا رو ببینی
و بهت یاد میدم چطوری نفست رو زیر آب نگه داری
هنوزم نمیخوای چیزی بخوری؟
خدایا، گمونم باید اینا رو بندازم دور
ببرمش بدم به سگای ولگرد
مامان بزرگ
خیلی بدجنسی کردی، باید ازم عذرخواهی کنی
بابت دیروز متاسفم، بیا
توام میتونی بزنی تو پشتم
حالا، گریه نکن و بیا غذاتو بخور
چرا نزدی پشتم؟
برای اینکه پیرم؟
ای خدا، چقدر تو بامزه ای
من مرغ دوست دارم، خوشمزه ست
واسه من خریدیش؟
نخریدمش، مرغی که تو مزرعه بود رو گرفتم
چی؟
هر چی میخوای دنبالش بگرد ولی دیگه نیستش
این مرغ کوفتی بازم از قفسش فرار کرده
!آه کوکو ـه
من اینو نپخته بودم
برای اینکه دوستته
الان دوستم داری؟
میخوام غذا بخورم
اگه اینقدر کوکو رو دوست داره اصلا نباید مرغ بخوره
ای خدا
باورم نمیشه دارم این کارو میکنم
دیگه چی؟
میدونی کجا باید بری
دیدن 100ماه، تا آرزوم برآورده بشه
اگه میدونی کجاست، میتونی منو ببری اونجا؟
صدماه دیگه چیه
درست عین بچگی های باباتی همش چرت و پرت میگی
توام درباره 100ماه شنیدی؟
بابام بهم گفت چون رفته بوده برای 100ماه دعا کرده، خدا منو بهشون داده
آره، میدونم
ولی میتونی همراه بابات بری اونجا
دیگه چی ازم میخوای؟
این واقعاً لازمه؟
حتماً باید همینو بپوشی؟
اگه اونو نپوشم لباسام خیس میشن
میدونی که اینم خیس میشه
و اگه خیس بشه باید دوباره بشورمش
خدایا، همشو خودت میدونی
برو بشین
!مامان بزرگ من بهترینه
!مامان بزرگ من بهترینه
!مامان بزرگ من توی نگه داشتن نفسش بهترینه
!حق با بابام بود! مامان بزرگ من بهترینه
!مامان بزرگ من توی نگه داشتن نفسش بهترینه
جوجه جیک جیک میکنه
...گوساله میگه موو
!مامان
!مامان، امروز کلی غذا خوردم
مامان بزرگ برام سوسیس و تخممرغ درست کرد
بهش بگو که مرغ هم پختم
مامان، مامان بزرگ حتی مرغ هم درست کرد
بهش بگو من خیلی خوب ازت مواظبت میکنم
مامان، مامان بزرگ هر روز خیلی مراقبمه
مامان، گوشی رو میدم به مامان بزرگ
خیلی ببخشید مادر
دیروز خیلی سرم شلوغ بود به خاطر همین نتونستم جواب تلفن اون گی رو بدم
میفهمم که سرت با کارت خیلی شلوغه
ولی در هر صورت باید برای بچهت وقت بزاری
بیمارستان سوهه
چقدر سرت شلوغ بود که حتی نتونستی تلفن رو جواب بدی؟
تو یه مادری
اگه میخوای اینطوری بکنی بیا و ببرش خونه
ببخشید
واقعاً به خاطر اینکه سرت شلوغه اون گی آوردی اینجا بمونه؟
البته
...نکنه به خاطر اینکه مان سو ناراحتت کرده
اون گی رو آوردی اینجا؟
نه مادر
مان سو این روزا اصلاً ناراحتم نمیکنه
مادر، نیازی نیست شما نگران باشی
هنوزم توی مرکز تجاری موکپو کار میکنی دیگه، آره؟
مادر، باید برگردم سر کار بعداً بهتون زنگ میزنم
!دکتر
مرکز تجاری میگه اون دیگه اونجا کار نمیکنه
ولی خودش میگه هنوزم همونجا کار میکنه
جریان چیه؟
برنامه ترابری از جزیره ججو تا موکپو
مامان بزرگت نمیدونه که بابات توی بیمارستانه؟
چرا نمیدونه؟
من بهش نگفتم
ممکنه وقتی بفهمه غش کنه آخه سنش زیاده
من یه بار پام رو زخمی کرده بودم ...و اون یکی مامان بزرگم انقدر وحشت کرده بود که
توی راه خونمون غش کرد
به خاطر این موضوع کمرش صدمه دید میگه هنوزم درد میکنه
به خاطر اینه که بهش نمیگم
که اینطور
جایی رو میشناسی که بشه صد تا ماه دید؟
فقط یه دونه ماه وجود داره
...بابام بهم گفت
...توی ججو جایی رو میشناسه که
میتونی صد تا ماه ببینی
اونجا میتونی صد تا آرزو بکنی
و همه آرزوهات با هم برآورده میشن
اگه اون ماهها رو ببینی چه دعایی میکنی؟
من میخوام یه شناگر خوب بشم
میخوام الفبای کرهای رو حفظ کنم
میخوام یاد بگیرم تا 100 بشمارم
میخوام دلفینها رو ببینم
میخوام مامانم دیگه از دستم ناراحت و عصبانی نشه
و میخوام هر روز با مامان و بابام بازی کنم
ولی فقط یه دونه ماه وجود داره
مطمئنی بابات بهت دروغ نگفته؟
!بابای من دروغ نمیگه
اون میدونه کجا میشه صد تا ماه دید
بهم قول داده وقتی از بیمارستان برگشت منو ببره اونجا
خوش به حالت
بابای من همیشه دروغ میگه
همیشه بهم قول میده که باهام بازی کنه ولی هیچوقت این کار رو نمیکنه
کاش منم میتونستم اون صد تا ماه رو ببینم
اونوقت آرزو میکردم که بابام وقت بیشتری رو باهام بازی کنه
...وقتی بابام از بیمارستان اومد بیرون
شاید بتونم تو رو هم با خودم ببرم تا صد تا ماه رو ببینیم
خیلی خوبه، نه؟
سو هی - اومدم -
بیا
بابات رفته بیمارستان؟
اون گی
اون گی
شما دو تا توی خیابون چیکار میکنین؟
چی؟
اونی، چرا رنگت پریده؟
...چون بابات توی بیمارستانه
مادرت تو رو آورده اینجا؟
بابات کجاست؟
جزیره بنگ یونگ تو دریای زرد
اون رفته به جزیره بنگ یونگ تو دریای زرد
رفت تا چوب ببره
تا بتونه برای من خوراکی خوشمره بخره
و قایق ماه رو برام بخره
و بیاد دیدنت
اون نرفته بیمارستان تو موکپو
!سر و پاهاش آسیب ندید
!صدمه ندیده
بابات سرش صدمه دیده و توی بیمارستانِ موکپوئه؟
!نه، نیست
!اون رفت به جزیره ی بنگ یونگ تو دریای زرد
...بعد از چند شب
مامان و بابام میان دنبالم و منو با خودشون میبرن
باشه
باشه، بیا بریم
زودباش
No comments yet. Be the first to leave one.