Le prime 160 righe.
توی یه گوی آتشین روی زمین سقوط کرد
تا بهعنوان ویچیتا نوکاردکی دوباره زاده بشه!
چه خفن!
تازه هنوز تموم نشده.
این ماجراجویی انقدر بزرگ بود
که میشد فقط توی یه مینی کمیک به اسم «جنگهای پنهان» تعریف بشه.
جلد اول با سفینهی یه فضایی مرموز
که توی جو زمین وارد شده دیده میشه.
اسمش «بیگانه» هست.
مأموریتش...
مأموریتش ریخت و پاش توی پذیرایی خونهست.
خالهبازی مایکی نمیذاره در و پنجرهها رو تمیز کنی؟
همچنین صاف کردن گوشههای فرش و صاف کردن کوسنهای مبلها!
این آشوب مطلقه.
بهعنوان یه ربات خیلی درگیری داری.
برای همیشه در اعماق گم شد.
بعدش، توی جلد بعدی
پسر آراکنولد از میدون مبارزهی تراگاک برمیگرده، اما برای همیشه عوض شده.
حالا اسم جدیدی داره و اون...
ناهاره.
دیوونه شدی؟!
این فیگور یه مبارز تار جهان موازیه که ارزشش تقریباً خیلی زیاده.
برات یه برگر پرنده درست کردم
تا بتونی بری جزیرهی اسکلها
و این قوطی حلبی هم بتونه خونه رو تمیز کنه.
ولش کن کودی.
این نمیفهمه یه فیگور خوب با ۳۹تا عضو متحرک جقدر ارزش داره.
این همه آت و آشغال توی خونهی ما بود
اونوقت این آشغال رو برداشتی؟
بهنظرم باحاله.
مسخرهست.
این یکی رو ببین.
عروسک خریدن چه فایده داره وقتی قرار نیست از جعبه درش بیاری؟
به این میگن کلکسیونی!
و اسمش هم اکشن فیگوره
نه عروسک! بده ببینم!
چرا خودت نمیای بگیریش؟
چیکار میکنی راف؟
مایکی راست میگه، اینا واقعاً حال میدن...
نــه!
هوف، هنوز سالمه.
این هم از کلکسیونیت.
کی هستی؟!
اینوواشی گانجین!
لاکپشتها...
کمک...
خوب شد خونه رو تمیز نکردی.
مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X
۱۴۰۲/۰۳/۲۲ ۲۰۲۳-۰۶-۱۲
«فصل: ۶ قسمت: ۲۴» «کلکسیونر کیهانی»
لطفاً همه مسافرین محترم سوار شده و آمادهی شمارش شوند.
من هم میخوام بیام!
هر چی که تونسته گانجینها رو از پا در بیاره
صد درصد خیلی خطرناکه.
تو که میدونی از پسش بر میام.
تازه من زره لاکپشت ایکس رو دارم و...
میدان مبارزه جای بچهی انسان نیست.
همینجوریش از خجالت آب شده که از ما کمک خواسته.
خودش ضرر میکنه نینجا کوچولو، خودت هم میدونی.
باشه ولی دفعهی بعد این دفعه رو هم جبران میکنم.
الانهاست که برسیم سفینهت پس بیا یهبار دیگه مرور کنیم.
هر اطلاعاتی میتونه توی مواجهه با مهاجمهاتون بهمون کمک کنه.
همونطور که گفتم
حمله به ما بیدلیل بود.
من و برادرهام توی مدار بودیم
اما سفینهی ما با چیز عجیبی برخورد کرد.
توی منطقهی ما هیچی نبود
اما سفینهمون توسط یه میدان جاذبهی بزرگ گیر افتاده بود.
یهچیزی به سفینه برخورد کرد
و با خشمی به اندازهی یه ارتش حمله کرد.
ما باهاش درگیر شدیم.
حتی اینوواشی گانجینها هم حریفش نشدن.
باید بری کمک بیاری. لاکپشتها!
یالا، برو توی سفینهی نجات.
نــه!
گانجینها فرار نمیکنن.
ما درخواست کمک نمیکنیم
اما ما تنها بازماندهی گونهمون هستیم.
اگه بلایی سر برادرهام بیاد...
درکت میکنم کفترجون.
راف شاید یه قلدر کلهپوک باشه که بوی گند میده
اما اگه به کمکمون نیاز داشته باشه حاضریم
براش تا منظومهی کثیف ترایسراتونها هم بریم.
وایسا تا بعداً من هم ازت تعریف کنم.
داریم نزدیک سفینه میشیم.
وای، یهچیزی ما رو وایسونید
موتورمون هم از کار افتاده!
یهجور...
میدون جاذبهی بزرگ؟
اولش همینطوری شروع میشه.
لباسهاتون رو بپوشید بریم ته توش رو در بیاریم.
- سفینهشون اونجاست. - این بیشتر لاشهی سفینهشونه.
مبدلهای جاذبه هنوز دارن کار میکنن.
انگار بقیهی سیستمها از کار افتادن.
بریم سمت مرکز کنترل.
این دیگه چیه؟!
پلیمر با انعطاف بالا
و شدیداً قدرتمند.
تا حالا چیزی شبیه بهش ندیدم.
چرا وقتی میتونه با دست خالی سفینه رو جر بده، از مادهی چسبانک استفاده میکنه؟
با همین تمام سیستم دفاعی سفینه رو فلج کرد
و قبل از اینکه بتونیم کاری کنیم...
وای! این چطوری جای پارک پیدا میکنه توی فضا؟
دان، چی توی اون سفینهست؟
دارم سیگنال بیشتر از هزارتا موجود زنده رو دریافت میکنم.
اما همهشون بیحرکتن.
بهجز یکیشون.
الان آنالیزش میکنم.
من آرامزدوـی بزرگ هستم ای موجودات حقیر.
برای آخرین اینوواشی گانجین اومدم.
یا اون رو تحویل بدید یا خشم من رو بچشید!
چیکار کردید این یارو انقدر عصبیه؟
بچهها، بهمون حمله شده.
خودتون رو برای مبارزهی زندگیتون آماده کنید.
این همه سر و صدا برای این؟
شبیه یکی از اسباببازیهای مسخرهته.
برو حسابش رو برس، مایکی.
باشه.
مواظب باش مایکی.
اون فرمانیارهای روی دستش ظاهراً برای بلند کردن وزنهای سنگینه.
خیالی نیست داداش.
بیا ببینم چی میگی جوجه رباتی.
خوشم اومد جنم داری.
اثر انرژی اینوواشی گانجین.
بررسی از دادهی قبلی.
گانجین جلو نیا. نباید به چیزی که میخواد برسه.
در حال اسکن گونهی ناشناخته.
گونهی آلفای مذکر.
غیرفعال کردن.
مرسی.
اَهاَه، آب دماغ رباتی!
اینوواشی گانجین مذکر یافت شد.
مورد نیاز کلکسیون.
هرگز!
بهش صدمه نزن وگرنه ارزش کل مجموعه پایین میاد.
ارزشش پایین میاد؟
دریافت شد.
تکنیک کلکسیون آرشیوی.
خزندهی جهشیافتهی ناشناخته.
منشأ زمینی.
ارزش کلکسیونی...
نامعلوم.
این گونهها خیلی بهدرد نخورن.
بهدرد نخور؟ ما لاکپشت درجه یکیم مرتیکه!
هیچی از ما ارزشش بیشتر نیست.
خفه شو مایکی، بدبختمون میکنی.
اما قطعاً از نژاد شما زیاد هست.
ارزش ندارید.
ما ۴تا تنها لاکپشتهای نینجای دنیاییم.! ما اتفاقاً خیلی هم ارزش داریم!
مایکی!
جدی؟ حالا که اینطوریه
باید مجموعهی کاملتون رو داشته باشم!
مجموعهی کامل به فهرست اضافه شد.
آماده برای جمعآوری.
گل کاشتی مایکی.
بابا برو کنار دانی.
بوی گند پات داره تا توی کلاهم میاد!
بهتر شد؟
محمولهی جدید رسید.
گونهی جدید و نادر من رو با دقت ببر.
No comments yet. Be the first to leave one.