Le prime 156 righe.
هینا نه، بازم مارچوبههاتو باقی گذاشتی.
ولی...!
با این سنی که داری باید بابت بدغذا بودنت خجالت بکشی.
رویی، تو مارچوبه دوست داری درسته؟ میتونی مال منم برداری.
نخــیر! باید سهم خودتو بخوری!
نمیتونم!
مخصوصاً امروز که خام هم هستن!
برای همینه که جدیداً پوستت خشک شده!
ربطی نداره! باید بخاطر الکل باشه!
یه جورایی خوبه ها. این حس رو به آدم میده که واقعاً یه خانواده شدیم.
هان؟
راستی الان یادم اومد، برای چی از خونه فرار کرده بودی؟
چی؟ اوم... خب...
یادم رفته!
شاید با فیلم پورن و این چیزا گیرش انداختن...
انجمن دنیای انیمه تقدیم میکند:
کانال تلگرام:
@Awsub
ترجمه و زیرنویس:
DiArY
عجیب و غریبه...
آه... تاچیبانا سان.
صبح بخیر!
صبح بخیر...
منو میشناسی؟ تو یه کلاسیم. کاشیوابارا مومو هستم، از آشناییـت خوشوقتم.
خـ-خوش وقتم...
آه، دربارهی اینا کنجکاوی؟
ناز نیستن؟ خودم درستشون کردم!
آره... خیلی زیاد هم کنجکاوم...
اگه ناز بودن یا نبودنش رو بذاریم کنار...
راستش...
یه مدت طولانی که میخواستم باهات صحبت کنم، تاچیبانا سان.
آهان فهمیدم!
به مناسبت آشناییمون، بهترین چیزی که ساختم رو بهت میدم.
اوسا چان!
رویی.
بیا ناهار بخوریم.
باشه.
به چی نگاه میکنی؟
اوه! ممکن که یکی از ساختههای کاشیوابارا مومو باشه؟
ایــش! بهش دست نزن!
نزدیک بود ها! داشتی به باگ لاس زدن با پسرا آلوده میشدی.
بهتره که با اون دختره دَمخور نشی.
"باگ لاس زدن با پسرا"...؟
درسته.
از یه پسر میره سراغ یه پسر دیگه! نمیدونی که بقیه دخترا چقدر ازش متنفرن.
به هر حال، میزان لاسی که با پسرا میزنه خیلی زیاده...
مثلاً، تو تابستون از قصد چاک سینههاشو به نمایش گذاشته بود!
یا اینکه جلوی پسرا خم شده بود تا شورتش رو نشون بده!
حتی یه شایعهای هست که اون همزمان با شش نفر سکس داشته! حال بهم زنه!
یه جندهی به تمام معناست. حتی یه شایعهای هست که اون همزمان با شش نفر سکس داشته! حال بهم زنه!
حتی یه شایعهای هست که اون همزمان با شش نفر سکس داشته! حال بهم زنه!
رویی...؟
حتی اگه حقیقت داشته باشه...
اینکه ازش دور باشم برام بهتره یا نه، تصمیمیـه که خودم باید بگیرمش.
تاچیبانا سان!
کاشیوابارا مومو. میتونی مومو صدام بزنی.
خرگوشی که صبح بهت دادم رو به یاد میاری؟
خب، اینو تو وقت استراحت برای تو درست کردم.
تاچیبانا سان.
یه هدیهست.
مـ-ممنون...
تنها میری خونه؟
آره...
پس بذار با همدیگه بریم!
اومــم! خوشمزهست!
هی میگم، اشکالی نداره اگه با اسم کوچیک صدات کنم؟
نه نداره...
خیلی خب! پس رویی رویی.
چرا تکرارش میکنی...؟
میگم که مومو...
اوم، تو رابطههای زیادی داشتی؟
از کسی این موضوع رو شنیدی؟
نمی دونم منظور از زیاد چقدره، ولی اگه بخوام بشمرم...
سی نفر... یا شایدم بیشتر؟
آه، ولی تاحالا همزمان با 2 نفر نبودم. قبل اینکه با کسی دیگه بیرون برم، درست و حسابی کات میکردم.
اوه، خب، به من ربطی نداره، ولی...
اوم، پس اینکه میگن رابطهی شش نفره داشتی چی...؟
پ.ن: این خط و خط بعد یه سری اصطلاحات جنسی داره که مومو نمیتونه بفهمه و به پنیر ربطش میده.
اوم، فِتای شش راه؟ مثل پنیر؟
گمونم شایعهای بیش نبوده...
میدونی، یه جورایی انگار روابطم تا آخر خوب پیش نمیره.
اوایلش، خیلی عاشقپیشه هستن ولی بعد از یه مدتی رو به خشونت میارن،
یا با چندین نفر دیگه بهم خیانت میکنن، یا از کیفم پول میدزدن،
و حتی یکیشون میخواست منو غل و زنجیر کنه.
پس میشه گفت یه عوضی ربایی...
پ.ن: میخواد بگه مثل آهنربا که آهن رو جذب میکنه، مومو هم آدمهای عوضی رو جذب میکنه.
هان؟
آه، نه هیچی نیست.
احتمالاً بخاطر اینکه که من آدم بیثباتی هستم، دوستای زیادی ندارم.
پس...
اگه برات اشکالی نداره، خوشحال میشم که با من دوست بشی!
حتماً...
رویی رویی!
بیا با هم به کلاس موسیقی بریم!
کتابفروشی هوشینو
کم پیش میاد با کسی بچرخی.
کاشیوابارا مومو هستم.
آه، ممنون بابت معرفیت. فوجی ناتسوئو هستم.
دوست رویی رویی هستی؟
آه...خب، یه همچین چیزی.
اومدی خرید؟
اوم، بیشتر تو مایههای گشتن و خوندنه.
اوه!
به نظر کتابهای سختی میخونی، آره؟
نه، نه واقعاً.
درگیر نوشتههای ادبی شدن سخته،
ولی این نوشتهها بیشتر محبوبن و خوندن داستانهای کوتاه آسونترم هست...
اگه علاقه داری، میتونم یکی بهت قرض بدم.
هاه؟ باشه...
ممکنه بخوام یه نگاهی بهش بکنم...
نزدیک بود ها...!
ناتسوئو کون، خیلی مهربونی.
هان؟ نه باو، این حداقل کاری که یه آدم انجام میده، نه؟
تا حالا کسی این کارو برای من انجام نداده.
چــی؟! اوه، ولی همهش به موقعیت بستگی داره.
چه موقعیتی؟
موقعیت، موقعیت دیگه.
که اینطور...؟
خب، ما هنوز یه سری جاهای دیگه میخوایم بریم، پس...
باشه، فعلاً.
بذار ببینم، مسیر مغازه کِریپ چی بود؟
میگم رویی رویی.
ناتسوئو کون، دوستدختر داره؟
اشکالی نداره اکه من عاشقش بشم؟
چرا از من همچین چیزی رو میپرسی...؟
خب، اون دوست توـه، رویی رویی.
پس اشتباهـه اگه من عاشقش بشم، رویی رویی.
واقعاً به من ربطی نداره.
واقعاً؟ خدارو شکر!
پس حمایتم کن تا بتونم با ناتسوئو کون بیرون برم.
هان؟
رویی چان، میری خونه؟
حس میکنم یه خورده تب دارم...
تنهایی میتونی به خونه بری؟
آره...
این دیگه چجورشه؟ انگار که دوستپسرشی.
ها؟ چطور آخه...؟
کاشیوابارا سان؟!
مومو...
با خودم گفتم حرف زدن وقتی کنار دوستاتی سخته، پس...
اوه! موضوع همون قرض دادن رمانه؟ فردا میارم--
اونم هستش، ولی...
هان؟
اگه یه وقتی حوصلهت سررفت و سرت خلوت بود،
گفتم شاید خوب باشه که جوابی ازت بشنوم...
دستات حسابی عرق کرده...
از لاین بهم پیام بده، باشه؟
شورت بند دار...
میخوای امروز بعد مدرسه بریم سر قرار؟
حالت خوبه؟
حسابی ترسوندیم. جلوی ورودی از حال رفته بودی.
مومو ازت نخواست بیرون برین؟
هان؟
دیروز گفت که میخواد انجامش بده.
آه... ازم خواست که بهش جواب بدم و آیدی لاینش رو بهم داد، ولی من از لاین استفاده نمیکنم، پس...
No comments yet. Be the first to leave one.