Le prime 197 righe.
آنچه گذشت
تا زمانی که نیلز کالدر رو پیدا کنم اینجا می مونم.
یه روزه که اینجا بودی.
می گشتیم با یه عده...
عجیب الخلقه احمق
کی مرده و باعث شده رهبر گروه بشی؟
ما قهرمان نیستیم.
ما هموناییم که هیچ کاری نمی کنن.
تو خیلی گهی.
درست میگی. می ترسم دنبال نیلز بگردم.
از من چی می خوایی؟
از وقتی تصمیم گرفتی درون من زندگی کنی
زندگیم یه کابوس شده
همه چی داشتم، و تو همه چیو خراب کردی.
همه چی رو خراب کردی.
بهم بگو، جین!
توی این نمایشگاه حیواناتت، تو شخصیت اصلی نیستی.
شیاطین درونت؟
تو یکی از شخصیت های زیادی
که تو یه بدن گیر افتادی.
به امیدا دیدار، لعنتی.
اوه خدایا، چی کار کردم.
- متاسفم. - نباش.
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مـتـرجـمـیـن: سعید و مسعود :» .:: Theo_S, Masoud_ryt ::.
آه-ها.
اوه، درسته، متاسفم.
در ابتدا، نور بود.
و نور سایه را آفرید.
و سایه خوب بود.
در ابتدا،
نور بود.
و نور سایه را آفرید،
و سایه خوب بود.
- مامان؟ - بله، عزیزم.
من کی دنیا رو نجات میدم.
به زودی.
وقتی کتاب تموم شد، همه چی مشخص میشه.
درست نیست، عزیزم؟
پسری که تولدشه کجاس؟
ایناهاش.
چیز مورد علاقتو درست پختم.
واو.
اوه، لهنت، چاقو رو یادم رفت.
فرار کن!
تو اینجا نیستی که دنیا رو نجات بدی، پسرم. اینجایی که تمومش کنی.
تو نجات دهنده نیستی. لازمه که...
اوه اوه.
نزدیک بودا.
امروز همون روزه الیوت. کتاب به اتمام رسیده.
روز تو برای نجات دنیاس.
قراره خفن باشه!
عزیزم...
بیا پایین.
این کیک خود به خود خورده نمیشه.
الیوت...
بیا پایین و این کیک کوفتیو بخور، الیوت.
این چند روزه حس مضخرفی داشتم.
فرقه کتاب نانوشته دوباره فعال شدن.
این دفعه حس متفاوتی داره.
یه چیزی شبیه اینکه شاید این لعنتیا این دفعه واقعا کارو تموم کنن.
نشانه ها همه جا هست، اگه بدونی که کجا رو بگردی.
کی آشپز رابین رو کشت؟
من گفتم گنجشک با تیر و کمون من.
من گفتم پرنده با چشمای ریزه
من دیدم که مرده
کی قبرشو می کنه؟
من گفتم کلاغ. من دفنش می کنم
لعنت! جایی که فقط مرگ می روید!
پدر...
می تونم باهات چرت بزنم؟
البته که می تونی. بیا اینجا.
چی شد؟
هی، جین. من، صبر کن...
بهم دست نزن!
- باهام حرف نزن! - باشه.
- باشه، جین. من جین نیستم. کله چکشی ام.
و زنت شریل چطوری دیدیش؟
اسقف جان دبیرستان کرول.
کلاس 46.
ما عشاق دبیرسانی بودیم.
و چه موقع گروهبان دوم جان باورز رو دیدی؟
- ببخشید؟ - جان باورز.
مکانیکت بود.
لعنت به تو.
دیشب چه اتفاقی افتاد؟
چرا جین تو اتاق من بود؟
گفتم که باهام حرف نزنی.
و منم شنیدم. ولی، حداقل می تونی بهم بگی چرا جین تو اتاقم بود؟
اون جین نبود.
جین رفته بود استراحت.
اون عروسکه بود و تو رو هم... به این دلیله که اینجام بود
کار اشتباهی کردم؟
- فک می کنی؟ - چی؟ چی کار کردم؟
پاراگوئه.
پاراگوئه؟ چی شده ؟
من درمانگرت نیستم. خودت بفهم.
ها؟
فقط اطلاعات ما رو درباره مکان احتمالی رئیس بروز رسانی کرد.
37 بعد شناخته شده وجود داره.
و همونطور که می بینی، اونا رو ترسیم کردم.
چالش ما به عنوان یه تیم، مشخص کردن...
- بله؟ - ما یه تیم نیستیم.
مدام میگی ما یه تیمیم. ما یه تیم نیستیم.
می خوایی رئیسو پیدا کنی، درسته؟ می دونم که من می خوام.
لری؟ کلیف؟ شماها چی؟
می خوایید رئیسو پیدا کنید؟
حتما.
می بینی؟
یه گروه از افراد...
با هدف مشترک.
برای من شبیه یه تیمن.
آره...
- ریتا کجاس؟ - اینجام.
فک کنم دعوتنامم تو اتحادیه غربی گیر کرده.
یا این روزا بی اعتنای این شکلیه؟
هیچکدوم.
این جلسس درباره اینکه در مورد مکان رئیس به کجا رسیدیم.
ظاهرا، 37 تا یعد هست.
اونو فهمیدم، بله.
ریتا، اگه بخوایی می تونی به ما ملحق بشی.
ولی فهمیدم، با توجه به صحبتی که داشتیم،
احتمالا بخوایی این یکی رو اینجا نباشی.
می دونی، کلا علاقه ای نداری و اینا.
ولی مطمئنم اگه بخوایی می تونیم کاری برات پیدا کنیم.
چی می گفتم؟
- اگه به اصول نگاه کنیم... - خدایا، لعنت.
در سطح زیراتمی و در سطح اتمی...
تشکر برای حمایت از یه دختر، لری.
یادم باشه هیچوقت روت حساب نکنم.
حوصلشو ندارم، ریتا. امروز نه.
قطعا نه. تو طرف اونی.
اوه، درسته. تو می خوایی که وانمود کنم ویک درباره تو دروغ میگه.
برای یه بارم که شده حمایتم کن.
جین کلیفو داره، کی به من می رسه؟
فک می کنی انتخابی دارم؟
این چیزیه که درونمه می خواد درگیر باشه.
- فقط... - کالدر...
اون کیه؟
کالدر! پیریه لعنتی.
کدوم جهنمی بودی؟
فرقه کتاب نانوشته به راه افتادن.
ببخشید، قربان.
- کالدر! - قربان!
نیلز کالدر اینجا نیست.
پس کدوم جهنمیه؟
نمی دونیم کجاس،
یا اینکه کی قراره بگرده.
ولی، اگه بخوای پیغامی بذاری، که به ما بگه کی هستی...
یه پیغام؟ حتما.
این چطوره؟ "کالدر عزیز، تو لامصب
اون پنی که شکستی رو می خوام.
چون. قراره دنیا تموم بشه. دوباره"
امضا، رفیق قدیمیت، کیپ.
اسمت همینه؟ کیپ؟
کیپلینگ. ویلوبای کیپلینگ.
شوالیه معبد، اگه می خوایید بدونید.
به نظر نمی رسه برای هیچکدومتون معنایی داشته باشه.
تو دنیای عجق وجقای جهانی، خریم برا خودم.
پس بفرمایید. امتحان کنید.
در این حین، تو دفتر اون عوضیم.
دنیا رو نجات بدم.
پس کالدر درباره فرقه کتاب های نانوشته چیزی به شما عجیب الخلقه ها نگفته.
کی از کجا؟
فرقه کتاب های نانوشته چیه؟
کابوس های لعنتی، برای شروع
اونا می خوان که دنیا رو نابود کنن.
کتاب، که اونا عقیده دارن کلمات خدا هست، الان داره نوشته میشه.
وقتی تموم شد،
فرقه سعی می کنه اونو بخونه.
اگه موفقیت آمیز باشه، چشم احضار میشه.
ویران کننده.
و دنیا نابود میشه.
این کیه؟
عمویه کسیه؟
ایناها.
امروز صبح خواهره بانوی تیغ ما یه سری بهم زد.
راهبا.
یه تیغ تو دست هر کدومشون.
دیوارا رو می بریدن.
یه دانشمند خفن لازم نداشت تا بفهمی یه نشانس.
نزدیکه که کتاب تموم بشه.
اوه...
هممم...
خب...
باید کتابو پیدا کنیم...
قبل از اینکه فرقه پیداش کنه.
وایسا. منظورت چیه از "اون" ؟
- آره. آدم کتاب. - بی معنیه.
و این کتاب کذایی کجاس؟
بافومت بهمون میگه.
کی؟
پیشگو. داره میاد.
اصلا امروز قرار هست چیزی با عقل جور در بیاد.
چی شد؟
میگم لعنت به اون آدم ضایع و کله اون اسبه که این سوارش بود
اشتباه نمی کنه.
No comments yet. Be the first to leave one.