Informazioni sulla release

Bride of the Century E11 2014
Un commento di niloo1991
ترجمه و زیرنویس: نیلوفر

Tag

other
Pubblicato il: 2014-04-04
Download: 16
Sottotitoli per non udenti: Yes

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

اینجا منتظر مونده بودی، چون می ترسیدی نیام؟

،راستش یه کم نگران بودم

.فکر کردم مامانت می بندتت و یه جا قایمت می کنه

.اونوقت می تونم دوباره فرار کنم

.یه بار این کارُ کردم، دلیلی نداره که دوباره نتونم

.شوخی نکن

مامان بزرگت چطوره؟

.بیا بریم

.اومدید

.یی کیونگ اینجاست مامان

.سلام

.خوش اومدی

مامان بزرگ چطوره؟

.الان بهتره

.اما بهمون گفتن باید برای بدترین چیزها آماده باشیم

!مامان من دیگه می رم. داداش، خواهر

.برید داخل- .بله-

!خواهر رومی! منم

چی؟ یی کیونگ برگشته؟

کانگ این، گفتی کجایی؟

.مامان بزرگ، یی کیونگ اینجاست

.مادر بزرگ، من اومدم

.کانگ جو...باید یه چیزی بهش بگم

.بفرمایید

.من می رم بیرون

.می خواستم برای آخرین بار ببینمت، واسه همین ازت خواستم بیای

.متاسفم که نتونستم زودتر بهتون بگم

.مادر لطفا درک کنید

.بیا بعدا در موردش صحبت کنیم

.گفتید همش به خاطر منه

.تلاشتون برای نگه داری از اون خونه

،حتی اگه همه شون بی فایده بوده باشه

.شما رو مقصر نمی دونم

همونطور که من به ترس هام غلبه کردم، امیدوارم شما هم

.بتونید هر چه زودتر با واقعیت رو به رو شید

.خوش اومدید

.باید خیلی ناراحت باشید

.واقعا امیدوارم هرچه زودتر خوب شن

.ممنون که به فکرمون بودید

.باید خیلی شوکه شده باشی

.منم خیلی شوکه شدم

.خوشبختانه آسمون ها طرف ما بودن و اونها سالم برگشتن

،به هر حال مطمئنم الان خیلی چیزها توی ذهنتونه

.واسه همین بهتره بعدا در مورد بچه ها صحبت کنیم

.همینطوره

.مادر امشب میام دیدنتون

.باید آماده ی تنبیه من باشی

.بله. آماده میام

.به سلامت بری خونه

.بعدا می بینمت

.منم

.بله، هنوز تو بیمارستانم

چی گفت؟

آقای رییس توی بیمارستان هستن و .خانم یی کیونگ هم به اینجا سر زدن

واقعا؟- .فکر کرد دارم فضولیشُ می کنم

چه خبره؟

بهم بگو. باشه؟

.موضوع اینه که...نمی تونم بگم

جین جو تو آقای رییس رو دوست داری؟ درسته؟

.وقتی نمی دونی من چه فکری تو سرمه چیزی نگو

پس چیه که نمی تونی بهم بگی؟

.نمی دونم

.چی کار کنم؟با رییس هم نمی تونم تماس بگیرم

باید به پلیس زنگ بزنم؟

...نه

.گفتید همش به خاطر منه

تلاشتون برای نگه داری از اون خونه

.حتی اگه بی فایده هم بود، شما رو مقصر نمی دونم

.مادر

.چیزی هست که باید بشنوید

.باید حواسمون به همه چیز باشه تا بعدا مشکلی پیش نیاد

.بله، همین کارُ می کنم

!مامان! کانگ جو اینجاست

دوباره که بیرونم نمی کنه، آره؟

.اگه اینطوری شه، منم باهات میام

.لطفا قبولش کنید مادر

فکر کردی یه دسته گل همه چیزُ درست می کنه؟

...مامان

.متاسفم که نگرانتون کردیم

،با مراقبت ازش

.و داشتن یه زندگی خیلی شاد با هم دیگه جبران می کنم

.لطفا منُ ببخشید و به عنوان عضوی از خانواده اتون بپذیرید

.مامان

اون دخترمه اما من حتی یه بارم فکر نکردم که

.ممکنه این دختر بی فکر بهم دروغ بگه

...احتمالا واسه همینه که مردم می گم دخترها بی خاصیتن

.اون منُ ول کرد و رفت دنبال مردی که دوست داشت

.مامان، از این به بعد باهاتون خوب رفتار می کنیم

.لطفا خیلی مراقب یی کیونگ باش

.اون دیگه رسما از تور من دراومده

.می خوام بهت اعتماد کنم که ازش مراقبت می کنی

.ممنونم مادر

.بی سر و صدا همه چیزُ تموم کن و مطمئن شو مردهات حرفی نمی زنن

.اونقدر از این کارها کردیم که بهتر بدونیم

!دوریم

!داداش- خوبی؟-

.باید عجله کنیم و از اینجا بریم بیرون

.ببین این گربه چی آورده داخل

!دوریم! فرار کن

!فرار کن دوریم! عجله کن برو

!داداش

!داداش

!نه

!داداش! داداش

!داداش!داداش

.باشه. الان میام اونجا

،می دونی، توی بیمارستان

مامان بزرگم چی گفت؟

می خوای بدونی؟

.این یه رازه

چیزی بهش گفتی که نباید می گفتی؟

.یه اتفاقی افتاده، انگار یه سر باید برم بیرون

مربوط به کاره؟

.اینطور نیست. نیازی نیست نگران باشید

.از شامتون لذت ببرید و خوش بگذرونید

.نیازی نیست بیاید بیرون. راحت باشید

.یی کیونگ...برمی گردم

خوبی؟

!داغه

.مثل بچه های کوچیک می مونی

اما یه جورایی هر وقت دستاتُ می .گیرم همه ی ترس هام ناپدید می شن

.و فکر کردم می خوام بقیه ی عمرم رو با تو بگذرونم

.اگه متاسف باشی، اونوقت احساس می کنم که واقعا هیچ شانسی ندارم

.یه جایی اون بیرون منتظرت می مونم

چطور می تونی همچین آشوبی به پا کنی؟

.متاسفم خانم

بهم بگو دقیقا چه اتفاقی افتاد؟ چطور اینطوری شد؟

...موضوع اینه که- دارم می گم چطور این اتفاق افتاد؟-

.جواب این سوالُ من بهتون می دم

.احتمالا فکر نمی کردی منُ اینجا ببینی

واسه منم خیلی غافلگیر کننده است که

.از بین این همه جا، این جا با هم رو به رو شدیم

.چیزی که بیشتر غافلگیر کننده است اون دختریه که اونجا نشسته

دخترتونه؟

.بله مامان

شام خوردی؟- .بله-

.مامان یی کیونگ کلی غذای خوشمزه برامون درست کرده

با یی کیونگی؟ می تونم باهاش حرف بزنم؟

.سلام مادر

.یی کیونگ اخیرا خیلی بهت سخت گذشته

منظورتون چیه؟

.کار زیادی نکردم

.باشه، با کانگ جو بهت خوش بگذره- .بله، شب خوبی داشته باشید-

.نا دوریم

.مشخص شد که این همه راهُ از نام هه اومده

حدس می زنم بعد از رییس شدن کانگ جو بود

که یه بدل آوردید؟

و دختری که پیمان عشق با کانگ جو بست

.دختر شما نبود بلکه اون دختری بود که اونجا نشسته

سعی داشتید چشم و گوش ما رو ببندید و

به ازای جون اون دختر بی گناه

دخترتونُ بخشی از گروه ته یانگ کنید؟

شما نبودید که اول این بازی رو با جون دختر من راه انداختید؟

.شما هیچ وقت نمی خواستید اونُ به عنوان عروستون بپذیرید

.اگه ارزشش رو داشته باشی عیبی نداره اگه طمعکار باشی

،اما اگه از حد و حدود خودت فراتر بری

.اونوقت خودتونُ آماده ی شکست می کنید

.دوست ندارم کنترل مسائل از دستم خارج شه

.اگه الان عقب بکشید بدون دردسر از این موضوع می گذرم

می دونید این نباید زیاد کش پیدا کنه؟

.لطفا تا فردا بهم خبر بدید

.همین الان بهتون جواب می دم

...قبل از اینکه برم باید یه چیزی بهت بگم

.از چیزی که می گم شکه نشو

...30سال پیش

...اولین عروس بابای کانگ جو

...بعد از عروسی اون دو تا برای ماه عسل رفتن ویلا

من هم...رفتم ویلا

باید مطمئن می شدم

.که چه بلایی سر عروس اول بعد از شب اول میاد

.اما در کمال تعجب عروس صحیح و سالم بود

.چیزی که توی اون دفتر خاطرات نوشته شده بود شکه کننده تر بود

...که نفرین روی این خانواده حقیقت نداره

یک قول ناگفته وجود داشت که

.بعد از مرگ عروس اول، میونگ هی عروس بعدی بشه

.اما عروس اول زنده و سالم بود

...فکر اینکه دخترم جایگاهشُ از دست بده

...قبل از اینکه خودم هم بفهمم

...به خاطر خوشحالی دخترم میونگ هی

،که از 20 سالگیش فقط عاشق بابای کانگ جو بود

...به خاطر دخترم

...تو یه لحظه

.من زندگی دختر یه نفر دیگه، زندگی یه آدم دیگه رو گرفتم

...این آخرین صفحه ی اون دفتر خاطراته

،اگه من و شما یه اشتباه خیلی وحشتناک کرده باشیم

.این بود که نفرین روی اون خانواده رو باور کردیم

خوشبختانه من خیلی غیر منتظره

.شانسی بهم داده شد تا اون اشتباهُ جبران کنم

.به لطف مادرتون

،اگه حقیقت این ماجرا برای مردم دنیا فاش شه

اونوقت نه تنها خانواده ات نابود می شه

...بلکه آینده ی گروه ته یانگ هم

...آه، فکر کردم شاید کنجکاو باشید بدونید

.چطور اون دختره دوریم تونست سالم برگرده

.منم نمی خوام کنترل مسائل از دستم خارج شه

.ما از بهم خوردن این ازدواج چیزی از دست نمی دیم

مطمئنم که می دونید شما خیلی بیشتر

.از ما از بهم خوردن این ازدواج ضرر می کنید

.و این چیزیه که نباید زیاد کش پیدا کنه

.تا فردا بهتون وقت می دم

Bride of the Century (Hundred Year Bride / Baeknyeonui Shinboo / 백년의 신부) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Bride of the Century (Hundred Year Bride / Baeknyeonui Shinboo / 백년의 신부)

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left