Informazioni sulla release

One Well-Raised Daughter E048 korean-dream ir
Un commento di shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

Tag

other
Pubblicato il: 2015-08-16
Download: 7
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

= قسمت 48 =-

پرونده های تنظیم شده رو دادی به منشی پارک برای محافظت؟

بله

مدت ها بود اینقدر آروم نبودی بچه

بخاطر اینه که الان دیگه جانگ یون سونگ وضعیتش امن شده؟

رییس حالا که اینجاییم می خوام در مورد ذهنیتم صحبت کنم

چی هست؟

دیگه می خوام کارهای خطرناک و خشونت آمیزرو انجام بدم

می خوام از روش های دیگه به شما کمک کنم

نه به زور و اجبار بلکه با ابزارهای قانع کننده

جانگ یون سونگ باعث شده خیلی تغییر کنی

متوجه شدم بهتره کاری نکنی اوقاتم تلخ بشه

خیلی وقت بود ندیده بودمت خوشحالم که تو الان اینجایی

بیا بخوریم

مامان اینقدر عصبانی ام که می خوام بمیرم

اینقدر غصه دارم که می خوام خفه شم بمیرم

چرا اینقدر عصبانی ام؟

هیوسون واسه خودش توی هوانگ سو برو بیا درست کرده

انگار خونه باباشه

منو به زور انداختن بیرون

محافظ ها منو کشیدن بیرون

هیو سون توی خونه مونده؟

می دونی اون چی گفت؟

هیوسون گفت همینقدر که احساس اونو زمانی که داشته از خونه میرفته درک کنیم کافیه

باشه حالا می دونم

با نگاه کردن به این سوراخ موش

ودیدن هیوسون آشغال که توی اون خونه بود چشمام داشت چپ می شد

لازم نیست بگی اون چی گفته

این چیزهای کوچیک کوچیک از هیوسون

به ما هیچ ربطی نداره

به خودمون یه نگاه بنداز

ما الان مثل گداها شدیم چقدر ما با اونها الان فرق داریم؟

من دارم بهت می گم به عنوان مادرت.

فکر کردی من به این وضعیت رضایت دادم؟

من هرگز نمی تونم این وضعیت رو قبول کنم

پس مادر همینطور وای نستا یه کاری بکن

ما نه لباس داریم نه پول

هر کجا که می ریم ازمون بد می گن و توی این اتاق بو گندو گیر کردیم

بازم مجبوریم اینجا بخوابیم؟

دارم تحمل می کنم برای اینکه امیدوارم

دوباره برگردم به سس سویای هوانگ سو

چرا ناهوی اینطوری کرد...اون از چیزی خبر داره؟

یون سونگ ! چی شده؟

هیچی نیست

برای چی عرق کردی؟ بیرون سرد نبود؟

هیونگ معذرت می خوام من باید برم

یون سونگ چی شده چرا عرق کردی؟

یون سونگ چی شده؟ یه چیزی بگو

نونور من اومدم

دو هیون برگشت

یون سونگ منم ناهوی

هیونگ بهشون بگو من اینجا نیستم

چی؟

اینطوری بیشتر عجیب به نظر میاد

باید برم بیرون

یون سونگ

چطوری؟

دو هیون تو هم برگشتی؟

ناهوی قبلا اومده اینجا

پس شما باید دیده باشینش

بله دیدمش

یون سونگ اونموقع توی کافه

بخاطر من گذاشتی فرار کردی؟

نه خواهر

حس کردم سرما خوردم برای همین سریع اومدم دارو بخورم

سرما خوردی؟ ما برا سرماخوردگی دارو نداریم

نکنه بخاطر من فرار کردی؟

درسته ؟ فکرکنم درست باشه

بخاطر تو؟

ما یه مسائلی بینمون هست

فکر کنم سرما خوردم باید برم استراحت کنم

هیونگ من دیگه میرم بخوابم

احتمالا ما قبلا همدیگرو یه جای دیگه ملاقات نکردیم به نظر آشنا میای؟

خدای من ! وای چیکار کنم ببخشید

مطمئن نیستم ، منم همینطوری فکر می کنم

نا هوی از خونواده هوانگ سس سویاست

شاید توی مراسم انتصاب دیده باشی

پس که اینطور ، حتما برای همین آشنا به نظر میاد

من ...دوست دختر دو هیون هستم

اون زمانی که با دوهیون بودم شما منو ندیدی؟

واقعا ؟ چرا بهم نگفتی دوست دختر داری؟

تبریک می گم دو هیون خیلی به هم میاین

بله ، تعریف خیلی خوبی بود

من دیگه میرم دو هیون برو استراحت کن

ببخشید که یهویی اومدم بفرمایید استراحت کنید

نا هوی توی راه مراقب باش

نونور ! می دونی چه کار بدی کردی؟

...هر وقت من احساس تنهایی می کنم تو نیستی

تازه وقتی نا هوی اومد من کلی خجالت کشیدم

توی کافه اون مردی که با ...نا هوی بود

کی بود؟ تو می شناختیش؟

نا هوی گفت اون توی دبیرستان معلمش بوده چطور؟

معلم دبیرستان؟

چیز دیگه ای نگفت؟

مطمئن نیستم فکر نکنم چیز دیگه ای گفته باشه

گفت شوهر خواهرش توی ایستگاه تلویزیونی اس.بی .سی کار می کنه

بعدش؟

گفت قراره به عنوان مشاوره تحقیقاتی با سویا سس هوانگ سو کار کنه

به خاطر بالا بردن اعتبار سس سویای هوانگ سو

اون داوطلب برای مشاوره شده

موضوع چیه؟

شرایط اضطراری ؟

بله

تا حالا سه تا بیمار داشتیم که شرایط فوری داشتن

اما چیکار باید بکنیم دکتر؟

بخاطر موقعیت شما ،درمان این بیمارهارو از دست می دین

این کار در مقایسه با بیماران خیلی مهمتره

به نظر میاد دوست پسر داره

واقعا؟ چقدر بد

یکی باید اونی یکی رو متوقف کنه

مادر ، هنوزم می تونی غذا بخوری؟

بعد اینکه شنیدی با من چطوری برخورد کردن

هنوزم چیزی از گلوت پایین میره

تو هم باید بخوری تا زنده بمونی

وقتی توی هانگ سو بودیم تو یه ریز بهم می گفتی بخور ، بخور

حتی اگه شکمم پرم بود می گفتی بخور

حالا که اومدیم اینجا چطوری همون شکم رو خالی بذارم؟

مخصوصا الان که گشنمه

تو چرا نمی خوری؟

نمی خوام

ناهوی بخاطر اتوبوس استرس گرفتی؟

چیکار کنم دخترم داره بهش سخت میگذره

فردا می خوام برم یه مقدار پول قرض بگیرم

اگه بتونیم از خونواده هو نان پول قرض بگیرم

می تونیم یه نفسی بکشیم

می خوای پول قرض بگیر؟ به هیچ وجه نمی شه

می خوام یه کم بگیرم ، کسی خبر دار نمی شه

همینجا بمون

اگه شروع به قرض گرفتن کنی همه جا پر می شه

هیچی به کسی نگوفقط طوری رفتار کن انگار هنوز توی هوانگ سو هستیم

تباید بی پولی ما پخش بشه حتی اگه از گرسنگی بمیریم

هر طور شده باید جوری رفتار کنی انگار هیچ اتفاقی برامون نیفتاده ، فهمیدی؟

درسته هر چی تو بگی

باشه نا هوی هر جور تو بخوای

چیکار کردی که اینطوری آسیب دیدی؟

...جانگ یون سو تو

یه دختری؟

می خوام چهار چشمی مراقبت باشم

در معرض خطر بودی؟

به هیچ وجه نمی خوام بهت آسون بگیرم

داری سعی می کنی با دوست پسر خواهرت قرار بذاری؟

اون می دونه من یه زنم؟

توی بار یه زن دیدم که دقیقا شبیه تو بود

موقع راه رفتن مراقب باش

!یون سونگ !یون سونگ

یون سونگ زنگ زدم برای اینکه نگرانت بودم

یه خواب بد دیدم

مامان یه لحظه

بله مامان منم یه کابوس دیدم

تو هم ، نکنه اتفاق بدی افتاده؟

راستش تازگی خیلی مضطربم

دکتر کیم جین چول تازگی ها توی ساختمان شرکت دیدم

همون دکتری که راز منو می دونه

خدای من چرا اینطوری شده؟

دکتر کیم و ناهوی همدیگرو می شناسن

اما اون منو شناخته یا نه مطمئن نیستم

بله مادر ، فردا حرف می زنیم شما بخواب

هیونگ هنوز نخوابیدی؟

نمی تونستم بخوابم می خواستم یه کمی چای گل داوودی درست کنم

این چایی به بی خوابی کمک می کنه تو هم می خوای؟

بله هیونگ ممنونم

بله نا هوی ، فردا همو ببینیم؟

چرا؟ ما که امروز همو دیدیم

می خوام تو رو به یکی معرفی کنم

اون یه مشاور و معلم توی شرکت ماست

چه نوع مشاوری؟

اون یه مشاور برای تیم تحقیقاتی هوانگ سو ـه

معلم کیم جین چول اون یه جراح ـه

نونا ، من فردا یه کاری دارم

باید به یه کاری رسیدگی کنم برای همین اصلا وقت ندارم

واقعا ؟چه بد شد

فکر می کردم اون بتونه کمکت کنه

فهمیدم ، پس یه وقت دیگه می بینمت

بله خواهر

یون سونگ

بله

بیا چای تا گرمه بخور

باشه

یون سونگ حالت خوبه؟ داغ بود سوختی؟

....بله ، انگشتام خوبه ولی

ببخش که چای رو ریختم

یکی دیکه درست می کنم

بذار ببینم

گفتی آنفولانزا گرفتی ولی مثل اینکه بدتر شدی

برو استراحت کن من تمیز می کنم

باشه ، هیونگ ببخش که باید زودتر برم

جانگ یون سونگ نمی دونی داری چی رو قایم می کنی

ولی مطمئن باش نقطه ضعفت رو پیدا می کنم

باید ضعف تورو به عنوان یه استاد پیدا کنم

اون چیه که داری بخاطرش از من دوری می کنی؟

من با پیدا کردنش می تونم خودم وخونواده ام رو نجات بدم

اما چی می تونه باشه؟

یون سونگ تو امید هوانگ سو هستی

من نمی تونم بذارم این موضوع آشکار بشه نباید بذارم جدی تر بشه

نباید دستم رو بشه

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.

یون سونگ اومدی مقدمات تولد پدر بزرگ آماده کنی

منشی کیم لطفا اجازه بدین با هم بریم

بله خانم

پدر بزرگ تولدتون مبارک

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left