Le prime 200 righe.
خانمها و آقایون
اسم من مامور ویژه داگلاس فیشره
من به درخواست فرماندار ماهاوی اینجا هستم
تا نیروهای ویژه اف بی آی رو رهبری کنم
تمرکز ما روی قتل های زنجیره ای و وحشتناک
چند ماه اخیر جزیره است
این حق هر شهرونده که از آزادی های شهری
که در اون زندگی میکنه لذت ببره
مردم هاوایی باید بتونن صبح با خانواده شون
خداحافظی کنن
بدون وحشت از اینکه آیا اونا رو دوباره خواهد دید؟
رشد شدید جرایم خشونت آمیز اخیر
خیلی از زندگی ها رو تهدید کرده
فرماندار ماهو به من اختیار تام داده
برای اطمینان از اینکه باندهای پشت این جرایم
شناسایی بشن و نابود بشن و عدالت بر اونا اجرا بشه
من این قول رو میدم
به شهروندان قانون مند و مردم اوهاوا
من به هیچ وجه استراحت نمیکنم
و من در راه هدفم شکست رو قبول نمیکنم
تا زمانی که صلح و آرامش را به
به این جزیره زیبا برگردونم
با این سرعت شش ماه طول میکشه اثاثیه رو جمع کنیم
متوجهی که باید اینا رو بسته بندی کنیم و
تو خونه جدید از کارتن بیرون بیاریم درسته؟
آلبرت رو دیدی؟
نه خب، باید پیداش کنیم
در غیر اینصورت باید واسه دخترت توضیح بدی
چون اون تصمیم گرفته بدون اون برگرده به هاوایی
توضیح دادن به اون! عمرا چنین چیزی نمیخوام
اینجوریه؟ پس بگرد دنبالش
آه
پیداش کردم
از بحران نجات پیدا کردیم
عزیزم
ببین کی اینجاست
عزیزم چرا نمیری خونه جدید
رو به آلبرت نشون بدی؟
بیا بریم آلبرت
میخوام اتاقم رو نشونت بدم
فکر میکنم این جابجایی واسه ما خیلی خوب باشه
منم همینطور فکر میکنم
من این کارو کردم
باید از همونجایی که برداشتم بذارم سر جاش
برو عقب
[Hawaii Five-O theme song plays]
خانم ری
من مامور مخصوص داگلاس فیشر هستم
اینم همکارمه، مامور مکنال
ما بخشی از نیروی جدید اف بی آی هستیم
در زمینه جرمهای سازمان یافته اوه، درسته
ما داشتیم درباره ماموریت شما صحبت میکردیم
فایو اُ کاملا متعهده هر جوری که بتونیم کمکتون کنیم
خوب شد گفتی
چون ما چند تا سوال ازت داریم
چه سوالی؟
ما در حال بررسی جدول زمانی از خشونت های اخیر هستیم
ببینیم میتونیم بفهمیم چی باعث این اتفاقات شده
بنظر میاد همه چیز
از شش هفته پیش شروع شد
زمانی که میشل شیما
توسط انجمن اصلاح طلب در حمام به قتل رسید
شما میدونید دیگه شش هفته قبل چه اتفاقاتی افتاده؟
آدام ناشیموری به جزیره برگشت
شاید این دو رویداد به نحوی به هم مرتبط باشن
میخوام باهاتون صادق باشم
اصلا دوست ندارم این بحث رو ادامه بدم
ولی شما از ارتباط بسیار شخصی ناشیموری
با یاکوزا اطلاع دارین
درسته؟ آره من مطلعم
این دونستن من اونو
زنده نمیکنه
این چیزیه که فرمانده مک گارت بهت گفته؟
محض اطلاعت من
احترام زیادی برای فرمانده مک گارت قائلم
ولی اون نمیتونه در این پرونده بی طرف باشه
اون با مسائل شخصی با آقای ناشیموری
کور شده و حقیقت رو نمیبینه
با این توصیفات من نمیتونم
روی صداقت اون شرط بندی کنم من مسئولیت درام
که بطور کامل این پرونده رو بررسی کنم
و این خیلی شامل آدام ناشیموری هم میشه
پس درست فهمیدم؟
اومدی خونه من و ازم میخوای جاسوسی
رئیسم رو واست بکنم؟
کُل چیزی که ما از شما میخوایم دیدگاه بیطرفانه شماست
هر چیزی که مربوط به آدام ناشیموری شنیدی
تو میتونی به ما گزارش بدی
ببین من میدونم تو نشانت رو از فایو اُ گرفتی
اما انجام اینکار میتونه توی پرونده ات واست مفید باشه
واقعا میتونه در خیلی از فرصت ها رو بروی تو باز کنه
چیزایی که دوست داری
چرا درباره اش فکر نمیکنی؟
مامور فیشر، حالت چطوره؟
فرمانده
مرسی که وقتت رو به من دادی
خواهش میکنم چطور میتونم کمکتون کنم؟
شما بچه ها یه کار بزرگ پیش روتون دارین
زمینهای زیادی برای پوشش هست
من فکر کردم شاید بتونم کمکتون کنم
در وقت باارزشتون صرفه جویی کنم
لُب کلام: آدام ناشیموری آدم خوبیه
همیشه خوب بوده؟
چون ما شنیدیم قبلا اینجوری نبوده
آره، میفهمم
اون یه جورایی
اون با یکی از اعضای تیم من ازدواج کرد
با دعای خوشبختی من متوجهی؟
این مرد بارها و بارها وفاداریش رو به من ثابت کرده
من با تمام وجود بهش اعتماد دارم باشه؟
واسه همین ازش طرفداری میکنم
به همین دلیل
همون اول نیومدم سراغ خودت
اوکی
باشه
فقط بذار یه چیز رو برات روشن کنم
اگه یه بار دیگه با اعضای تیم من
بدون اطلاع من ملاقات کنی
دیگه اینجوری نرم باهات برخورد نمیکنم
نذار اون روی سگم بالا بیاد باشه؟
مرسی از وقتت
اسم من مامور مخصوص داگلاس فیشره
پیداش کردم
من استراحت نمیکنم
و من در راه هدفم شکست رو قبول نمیکنم
تا زمانی که صلح و آرامش به
به این جزیره زیبا برگرده
برو عقب
من هنوز مجبورم کالبدشکافی کنم
اما بر اساس سوختگی ها
و گزارشهای رسیده از صحنه جرم
میتونم بگم قربانیان در دَم جان باختن
وقتی به جسد دختر کوچولو رسیدن
این هنوز توی دستاش بود
احتمالا وقتی کشته شده این تو دستش بوده
تیم تحقیقات بیشتر از یه ساعت اونجا رو گشته
بنظر میرسه هیچگونه شواهدی وسیله آتش سوزی وجود نداره
آره، خب انفجاری با این اندازه
معلومه که هیچ سر نخی از صحنه جرم گیرمون نمیاد
که یعنی ما احتمالا هیچ شانسی برای ردیابی کسی که
اون بمب رو درست کرده نداریم
اوه، اینو ببین
شرمنده، بچه
پرونده خوبی واسه اولین روز کاریت نیست
آره، ما فقط تماس گرفتیم
با گروهبان لوکا، و اون میگه اچ پی دی
چهار بلوک اطراف انفجار رو دارن بررسی میکنن
و در حال حاضر دارن محله رو کاوش میکنند
آره، و همینطور افسران دارن
خونه به خونه در میزنن
و تا حالا که کسی چیزی ندیده
خب، عالی شد
پس ما نه مدرکی داریم و نه شاهدی
خب این لیست مظنونین رو کم نمیکنه
یادتونه امروز صبح حرفای مامور فیشر تو تلویزیون پخش شد
اون برای همه باندهای جزیره
اعلام جنگ کرد؟
هر باندی که فیشر داشت روش تحقیق میکرد
میتونه مظنون ما باشه
پس ما همه شون رو میگیریم
تک تک شون رو هر کسی که
به نحوی با باندهای جزیره در ارتباطه
ما همه شون رو میگیریم و بازجویی میکنیم
تک تکشون رو تا زمانی که بالاخره یکیشون حرف بزنه
چون من بهتون قول میدم
حتما یکی یه چیزی میدونه
ببین منظورم رو بد برداشت نکن
ولی تو این جزیره با یک میلیون جمعیت
خیلیا هستند که به نحوی در
باندها و جرایم خشونت آمیز دست دارن
ما از یه استخر پر از مظنون داریم صحبت میکنیم
یا بهتره بگم صدها نفر
حالا چطور میخوای همه شون رو بیاری اینجا؟
ما به کمک نیاز داریم
بریم، تکون بخورین
اچ پی دی، همه بخوابن رو زمین
فایو اُ، دستا بالا، یالا زود باشین
دستا بالا، پشت سرتون
دستا بالا، یالا
دستا پشت سرتون، انگشتاتون رو بهم گره بزنین
برو جلو، بزن بریم
برو جلو
بریم، برو تو
رو زانوهات
رو زانوهات رو زانوهات
رو زانوهات رو زانوهات
رو زانوهاتون ، زود باشین
زود باش ، بیارشون
هی، به کجا رسیدیم؟
تا الان شمردم
ما 87 تا مظنون رو بازداشت کردیم
خوبه، ولی باید سریعتر عمل کنیم
خیلی خب، همگی بیاین اینجا جمع شین
بیاین اینجا
خیلی خب شروع خوبی بود
ولی متاسفانه ما عنصر سورپرایز رو از دست دادیم
دیگه سورپرایزی در کار نیست
مردم تو خیابون حرفا رو به گوش هم میرسونن
پس ما باید این کار رو خیلی سریعتر انجام بدیم
شبکه رو ببندین، قبل از اینکه هیچکدوم از
No comments yet. Be the first to leave one.