Le prime 200 righe.
آنچه گذشت...
جک، کدوم گوری هستی؟
سلام خانم پیرسون
خیلی دستوپاچلفتیام
برو وسایلت رو جمع کن، خب؟
- داریم میریم - جک، نکن
لیاقتت بیشتر از اون خونهست
تو رویایی داری؟
فقط میخوام مراقب مامانم باشم
برسونمش خونه دوستش
و بعد...
یه کار خوب پیدا کنم. زن بگیرم
خانواده
باشه. عه...
ممنونم
کی بود؟
مامانم مرده
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
این خاکستریه چی؟
خاکستری روشنه
نمیتونم کت شلوار خاکستری بپوشم. باید مشکی باشه
خب، شاید بتونیم از "گیمبلز" یه چیزی برات بگیریم
- کت شلوار خیلی گرونه - قیمتش مهم نیست
خاکسپاری مادرمه. باید سیاه باشه
صد درصد
حتما
فقط انگار دارم خواب میبینم
حس میکنم یکشنبه تلفن زنگ میزنه
حال بچهها رو میپرسه
بعد چند دقیقه حرف زدن
همیشه یه جملهای میگه...
"دیگه مزاحمت نشم"
انگار واقعی نیست
در حالی که یک جبهه سرد از اونتاریو شروع شده و از دریاچه ایری میگذرد
باید انتظار 25 سانتیمتر برف
و یخبندان در جادهها را تا دستکم
48 ساعت آینده داشته باشیم
میدونی، میخوام راه بیفتم
تا برف خیلی سنگین نشده
بنظرم باید باهات بیایم عزیزم
میتونم الان برم بالا
و سریع یه ساک برای خودم و بچهها ببندم
بک بیخیال. قبلا دربارش حرف زدیم دیگه
من حسابش رو کردم
سه تا بچه شیش ساله رو چهار ساعت بندازیم تو ماشین؟
ارزشش رو نداره
آخه تو ارزشش رو داری جک
تو ارزش ده ساعت تو کولاک موندن با ماشین رو داری
فقط ده ساعت؟
آره، ده ساعت دیگه تهشه
ولی تو کولاک. کولاک سیلآسا
کولاک هم مگه سیلآسا میشه؟
فکر کنم فقط بارون سیلآسا میشه
جک، من جدی میگم
بک، ارزشش رو نداره، خب؟
بچهها که خیلی کم میشناختنش
آخرین باری که بهمون سر زد کی بود؟
یه سالشون بود، نه؟
آره، ولی تلفنی که باهاش حرف میزدن
سالها فقط همین بوده براشون
یه صدا از اون سر خط تلفن
ببین، بک، با شناختی که از مامانم دارم
باید خاکسپاریش رو برنامهریزی کنم
و کلی کارای ناتموم رو تموم کنم
ببین، بهتره تنهایی انجامش بدم
کدوم مامانی مرده؟
مامان بابا مرده
مامان بابا مرده
انقدر نگو مرده
خب مرده دیگه
مگه نه بابا؟
آره، درسته، کیتی جون
مامانبزرگ مریلین از دنیا رفت
و خیلی دلمون براش تنگ میشه
بله
میشه بریم برف بازی کنیم؟
عه... آره
شاید بعد صبحونه
آره، عه...
میتونین اون دستکشی رو دستتون کنین
- که مامانی پارسال کریسمس براتون درست کرد - آره
آخه دست آدم میخاره
آره، حس میکنم یه عالمه حشره دارن رو دستم راه میرن
آره، خیلی گرمه. ازش خوشم نمیاد
باشه، حالا دستکش رو یه کاریش میکنیم
لازم نبود منو برسونی. میتونستم با اتوبوس بیام
شریل لطف کرد این چند هفته باهام ساخت
ولی رفتن پیش دبی بهتره
فامیله
منم باید دورتر شم
از بابا. آره
اوهایو قشنگ بنظر میاد
شبیه پنسیلوانیاست
دلم برات تنگ میشه جکی
خوشم نمیاد انقدر ازت دور باشم
میدونم مامان، میتونی هر وقت خواستی زنگ بزنی
نه، نمیخوام مزاحم بشم
همین مونده بشینی بری تو فکر اینکه
من کی زنگ میزنم
خدا میدونه این چند وقته چقدر اسباب زحمتت شدم
زحمتی نیست مامان
یکشنبه شبها
هر هفته یکشنبه، ساعت شیش
منتظر تماستم
خواستی زنگ بزنی من جواب میدم
- یکشنبه ساعت شیش - اوهوم
بهت هم سر میزنم، خب؟ قول میدم
ببین کی راه گم کرده
فقط 13 سال طول کشید تا بیای
خب، خیلی وقته ندیدمت
فکر کردم تو این سالها بیشتر میبینیمت
ببخشید
آره، دیگه...
سخته... سهقلوها، کار
عه...
من و مامانم هفتهای یه بار حرف میزدیم
در جریانم
هر هفته یکشنبه، ساعت شیش دنیا از حرکت وامیسته
ببین، دخترعمو دبی...
لازم نیست بهم بگی دختردایی
من دختردایی تو نیستم. دختردایی اون بودم
بنظرم اینجوری بازم با هم فامیلیم
همون دبی خوبه
دبی، من اومدم کمک کنم
پس فقط نزدیکترین تالار تابوت
اینجا رو نشونم بده، منم...
تابوت رو میخرم، مراسم رو برنامهریزی میکنم
- مراسمش... - همش انجام شده
گل؟
من خودم گلفروشی دارم جک
صحیح
آره
ختم پسفرداست
ساعت 2 ظهر. اینجوری لازم نیست غذا بدیم
مامانم خوششانس بوده که تو رو داشته
و کاراشو براش انجام میدی
من کاری نکردم
مریلین خودش سالها پیش کاراش رو انجام داده
گمونم نمیخواسته اسباب زحمت کسی باشه
کاری از دست من برمیاد؟
مدح
من خیلی سخنرانی کردن بلد نیستم
آها
ببین، اگه نمیتونی
- من خوشحال میشم انجامش بدم - نه، نه، نه
با من
تو این فکر بودم که یکی از شعرهام رو بخونم
شعر مینویسی؟
آره، یکم
البته بیشتر برای دل خودم
مامانت عاشق شعر بود
همیشه تشویقم میکرد که بیشتر بنویسم
مامانم عاشق شعر بود؟
من گلها رو میارم قاعدتاً
شاید تو هم بتونی یه لباس براش برای خاکسپاری پیدا کنی
هر چی که بنظرت دوست داشت
مشکلی نیست
سلام مامان. اوهایو چطوره؟
خوبه
جدی؟
خودت چی؟
خوبی؟ داری...
جا میفتی اونجا؟
جکی، من یه اشتباه کردم
چجور اشتباهی؟
فقط میخواستم چند تا چیز میز برام بفرسته
قوری چینی مادرم
چند تا عکس
به بابا زنگ زدی؟
به محض اینکه جواب داد فهمیدم
اشتباه کردم
فهمید کجایی؟
نه. نه. فکر نکنم
ببخشید
نیازی به عذرخواهی نیست مامان
ربکا چطوره؟
هنوزم...
عالیه
آره، اوضاع خوبه
خوبه
خیلی خوبه
خب...
دیگه مزاحمت نشم
باشه مامان. هفته دیگه باهات حرف میزنم. دوستت دارم
نه، غذا نمیدیم
باشه
اونجا میبینمت. ساعت دو
خیلیخب
با پدرم تماس گرفتی؟
که قضیه مامانم رو بهش بگی؟
استنلی؟
امکان نداره به اون حرومزاده زنگ بزنم
نمیخوای به گربهات غذا بدی؟
اون گربه من نیست
گربه مامانته
مامانم گربه داشته؟
بابام از گربهها متنفر بود
دقیقا
هی گربه، برگرد برو خونه مایک
مایک کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.