Le prime 136 righe.
«سال 505»
محوطه دروازه سنگین» «کاخ رونداکیا
.چه کثیفکاریای شده
.اون بیوی لیسکار لعنتی
،ولی با این وجود، زسکیای متحدمون، دوک کال-اٌ !ری دان رو در اختیار داره
«دوک کال-اٌ: ری دان»
.پری اون یک تهدید بحساب میاد
.و منم مثل اون، یک سرباز پریام
.درآخر، یک پری به کاربرش بستگی داره
.میتونه مضر باشه، میتونه مفید باشه
:وزیر جنگ زسکیای متحد» «برونو بهمه
!بله، دقیقاً! همونطوریه که شما میفرمایید
.ازین طرف خواهش میکنم. عالیجناب منتظرتونن
...در هر دورهای، قدرت بیش از حد
.پریها انسانهای احمق رو از راه بدر میکنن
«سی و هشت سال پیش» «سونا»
چیزی به اسم حقیقت وجود نداره. ما حتی واقعیت .رو هم تغییر میدیم
.بعضی وقتا با اینکار میخوایم مخفیشون کنیم
:دهکده پری سونا» «(ری دان (در سن جوانی
.ری
.چیکار داری میکنی؟ عجله کن
.باشه. شرمنده، یورگن
:دهکده پری سونا» «یورگن دان
.یه عالمه پری اینجاست
.اونا پریهای اولیه هستن زمانی که یک حیوون رو تحت کنترل بگیرن
و تبدیل به پریهای جسّهدار بشن، کاملاً .عوض میشن
.زادگاهم، سونا
بعضیها میگن کروسیا آلباستورا که دستنوشتههای ،پری سیاه رو نوشته
کسایی که میتونستن پریهای اولیه رو ببینن رو دور هم .گرد آورده تا یک دهکده تشکیل بدن
.و الآنم اهالی سونا، نسلهای بعد اونها هستن
اون یه پری جسهداره؟
.آره، مواظب باش، ری
مردم جاهایی مثل سونا، که دارای طبیعتی بکر هست رو ،متبرّک خطاب میکنند
.«و جایی که خیلی از پریها در آن ساکنند، «یه دهکده پری
!یه پری جسهدار دیگه؟
.زمانی دهکدههای پری پر بود
،گفته میشه که خیلیهاشون بدلیل شکار بیش از حد .از بین رفتن
،اونایی که پریهارو میپرستن، میگن که پریها پاکاند .و بیگناه
اگه پاکن، پس هرکاری که میکنن مجازه؟
همین پاکیشون نیست که اونا رو تبدیل به تهدیدی میکنه؟
«نوزده سال پیش - سونا»
،محافظان از جنگل سونا و پریهایی که توش زندگی میکنند .حفاظت میکنند
.اونا همهچیزشون رو صرف میکنند تا نسل بعد برسه
:دهکده پری سونا» «محافظ: توری دان
.پدرمون مرد شجاع و درستکاری بود
.اون راهی رو رفته بود که ما نتونستیم انتخاب کنیم
.ایوان، الک
بزودی قراره زایمان کنه؟
.بله، بزودی زود
:دهکده پری سونا» «محافظ: الک گانّار
.شرط میبندم دختره
.یکی اینجاست
.نزدیکم هست
شکی درش نیست. همون محترمیه که بیش از .بیست ساله به اینجا اومده
...هرطور شده باید جلوشو بگیریم .تا پریها به همدیگه آسیب نزنن
چیکار کنیم؟
.تنها چارمون اینه که ازهم دیگه جداشون کنیم
.با اینحال، کار خطریایه
.خودم انجامش میدم
...ایوان
.خیلی خب، میسپریمش به خودت
.مواظب باش
.باشه
.منم فکر میکنم دختره
حست بهت میگه؟
.یجورایی
:دهکده پری سونا» «محافظ: ایوان نوئل
.اسمشو انتخاب کردیم
.مارلیا
.اسم قشنگیه
.حواسشو پرت میکنم
!باید یجوری سرعتشو کم کنم
!لعنتی
...آروم، آروم
:دهکده پری سونا» «ترزا نوئل
.متأسفم... ایوان
...نمیتونم بچمون رو بزرگ کنم
!...مارلیا
«قسمت سیزدهم» باران صدای جٌرم میدهد و» «برف سفید، مجازات
«کلبه محافظ سونا»
...ایوان خودشو قربانی کرد
.به لطف اون، محترم باید برای مدتی آروم باشه
...ایوان... با اینکه یه دختر تازه به دنیا رسیده داشتی
...بچه حالش خوبه، ولی مادرش، ترزا
.با اینکه از بچگی بدن سالم و تنومندی هم داشت
.همش بدشانسی پشت بدشانسی
.منکه میگم اینا همش زیر سر پریهاست
.ولی، ضمانتی نیست که محترم دیگه به این دهکده نیاد
،باید قبل از اینکه اون اتفاق بیوفته .مراسم رو برگذار کنیم
.خواهش میکنم صبر کنید، دیرا-ساما
.باید راه دیگهای هم باشه
،اگه محترم پاش به این دهکده باز شه .دیگه کاری از دستمون برنخواهد اومد
:دهکده پری سونا» «فالگیر: دیرا
.خودم میدونم
.باید آماده بشیم
ستارههارو بخون دیرا، و فردی رو که با فال نیک .تبرک شده رو انتخاب کن
.بچه متبرکی که مناسب قلب یک پریه
اگه بچه نفرین شده میخوای، ستارهها همین الآنشم .یکیش رو مشخص کردن
.دختر ایوان و ترزا، مارلیا .فرد بداقبالیه
واقعاً میخوای اینکارو بکنی؟
.آره
.نباید مراسم برگذار بشه
ولی اگه یه قربانی کوچیک باعث شه که سونا ...نجات پیدا کنه
فکر میکنی چندتا بچه متبرک رو باید انتخاب و قربانی کنیم تا
محترم کاملاً آروم بگیره؟
بنظرت یکی کافی نخواهد بود؟
جوون که بودم، مراسم برگذار شد و چهار نفر .خودشون رو قربانی کردن
.یکیشون... خواهرم بود
.الک
بله؟
...وقتی که جنگ تموم شد، اگه پسرانم
،اگه یورگن و ری سالم به سونا برگشتن .بهشون اینو بگو
«.پدرتون تا آخرین لحظه مرگش یک محافظ بود»
.برگرد به دهکده
!...ولی
!برو
.مواظب خودتون باشید
.نمیذارم مراسم برپا بشه
!خودم محترم رو به اعماق جنگل میکشونم
.به عنوان یک محافظ
«سال 505» «رونداکیا»
!...ری دان !ری دان !ری دان !ری دان
«چهارده سال پیش»
:دهکده پری سونا» «یورگن دان
پدرم، چطور آدمی بود؟
.پدرم و پدرت محافظ بودن
تا آخرین لحظه عمرشون، از جونشون برای سونا و پریها ،مایع گذاشتن
.و به عنوان محافظ، جونشون رو از دست دادن
یورگن. پات توی جنگ آسیب دیده، مگه نه؟
خیلی هم بدجور. خیلی شانس آوردم که تونستم .جون سالم بدر ببرم
برادرت هم توی جنگ بود؟
ری؟
الآن اون داره چیکار میکنه؟
.اون با من فرق داره
.فرد موفقیه
.در حال حاضر، فرمانده کال-اٌ هستش
No comments yet. Be the first to leave one.