Moss (Iggi)

Moss (Iggi) (이끼)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

moss(Iggi) 2010 bluray720p 1080p
Un commento di sradan59
ترجمه از سعید رادان

Tag

BluRay
720p
720
1080
Pubblicato il: 2014-05-03
Download: 44
Sottotitoli per non udenti: Yes

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

دعاخانه سام دوک

...شيطان

ازمون دور نيست,بلکه هميشه در کنار ماست

او با حرفهاي شيرينش مارو به ورطه تباهي ميکشونه

هميشه آگاه باشين

ميبيني کاراگاه چان؟

شيطان نزديکه,و هميشه منتظره تا بدستت بياره

روز داوري نزديکه

اين ديوونگيه

من اينجارو توسط کمکهاي مالي کوچيک و صدقه هايي که توسط خواهرانمون جمع آوري ميشه اداره ميکنم

ولي از وقتيکه اون اومده اينجا سطح درآمدمون پايين اومده

رُک باش

منظورت اينه که اون داره همه پولارو درو ميکنه,درسته؟

هيچ چيز از شما پنهون نميمونه,کاراگاه

ميخواي بندازمش زندان؟

براي همه زندگيش

من کيم که کسي رو ببخشم؟

هميشه ميتونيم بخشيده بشيم

خوبيها ميتونن دردهامون رو تسلي بدن

اون داروساز توي شهر ,ميخواد زمين خودشو بفروشه

متري سه دلار چطوره؟

تا 2دلار بيارش پايين

به نيکوکاري باور داشته باشين

همگي يادتون باشه ايمانتون درست از اينجا شروع ميشه

!اي حرومزاده !براشون شيرين زبوني ميکني

پس داري پولارو درو ميکني,هان

لعنتي

کيم سو چول, 550دلار

هان مانوک,700دلار

لي نان جونگ,460دلار

کيم گان نان,320 دلار

کيم ماک نائه,280دلار

چون سو من,240دلار

گو دوک سو,460دلار

اونا ازم خواستن که با اون پول يه جايي براي زندگي بسازم

اونا گفتن که تو ازشون گرفتي !نگفتن که خودشون بهت دادن

مدير بايد مجبورشون کرده باشه ميتوني از برادران و خواهرانم بپرسي

اونا همشون اين توافقنامه رو امضا کردن

!همه امضاهاشون اونجاست

انصراف بده و پولارو برگردون

بيائيد دعا کنيم

حرومزاده کله شق پول زيادي به جيب زده؟

اينطور فکر نميکنم اون از ويتنام برگشته بود

شنيدم که در طول جنگ يکي رو کشته

بعد از اون ,فقط مانع از پول در آوردن شده

ازدواج کرده و يک پسر هم داره

چرا اومد اينجا؟

ميگن ميخواسته براي گناهاش در ويتنام توبه کنه

و شروع کرده فقط به خوردن غذاهاي طبيعي

بعدش اون گوشه نشيني کرده و براي هفته ها تکون نخورده

ميگن کتاب مقدس رو 50بار خوند

چرا اونا ازش پيروي مي کنن؟

فکر ميکردم که من با مردم خوب رفتار ميکنم ولي ريو واقعا يه چيز ديگس

..جوري که اون به آدماي گناهکار نگاه ميکنه

خيلي مسالمت آميز و دلداري دهنده اس

پسر,تو هم به دامش افتادي؟

البته که نه!ولي تقريبا

متوجه شدم که اين کار شيطانه

يه دزد خرده پا چيزاي بي ارزش سرقت ميکنه ولي شيطان قلب آدمو ميدزده

..بنابراين اونا شروع کردن به جمع آوري پول,زمين و همه چيز

براي اون

واقعا؟

نميتونه زياد اونجا دووم بياره

کاراگاه چان مي پرسه ميخواي حرف بزني يانه

نمي خواي؟

!حرومزاده

وايسيد,صبر کنيد

مُرده؟

تکون نميخوره

خوش اومدين

ممنون

اون حرومزاده تو بازداشت نگهداشته شده؟

بله,ولي يه مشکلي هست

چرا اونکاري که دستور داده بودم انجام ندادي؟

نشنيدي؟

من سه تن برنج براي پدرت فرستادم,احمق

ميدونم

برشون ميگردونم,قربان

فقط ازم نخواين اينکارو بکنم

خواهش ميکنم,قربان

بي خيالش شو,قربان من اينکارو نمي کنم

هر کس که به آقاي ريو صدمه بزنه,بطور حتم به جهنم ميره

ديوونه شدي؟ مگه اون چه چيز خاصي داره؟

يه دزد خرده پا چيزاي بي ارزش سرقت ميکنه ولي شيطان قلب آدمو ميدزده

چطوري قلب آدمارو ميدزده؟

واقعا عجب موجودي هستي

يه استاد در متقاعد کردن مردم

مدير بطور حتم مورد مجازات قرار ميگيره

تو نقشه اي چيزي براش داري,آره؟

البته که نه

همه چيز مورد قضاوت قرار ميگيره

..اگه هر اتفاقي براش بيوفته

تو همونجا خواهي مُرد

نبايد اول نگران نجات دادن خودت باشي؟

ترس,ميتونه نجاتت بده

من اون دهن گشادتو جِر ميدم

چطوري تونستي اون احمقارو متقاعد کني که تو نجاتشون دادي؟

من هيچکس رو نجات ندادم يا کمکي نکردم اونا خودشون اينکارو کردن

يک سوال

مجازات,اين چيزيه که گفتي؟

تو داري با اون حرومزاده ها صحبت ميکني تا انتقام بگيرن,درسته؟

من هم توي ليستت هستم؟

حرف بزن فقط کنجوکاوم,همين

ميشه يه لطفي در حقم بکني؟

لعنتي!الان يه تير تو مغزت خالي ميکنم

فکر کردي منم مثل يکي از اون نوکراتم؟

حرومزاده

خوب حالا چه لطفي؟

يونگ جي؟ صد در صد توي پارکه

تو "يونگ جي" هستي؟

يونگ جي؟

بله

ميتونم کتاب مقدست رو قرض بگيرم دنبال يه چيزي ميگردم

صفحه 115 فصل 21,آيه هاي 24 و 25

....آيه هاي آهان همينه

فصل 21

چشم در برابر چشم,دندان دربرابر دندان

دست در برابر دست,پا دربرابر پا

!کتاب مقدس هم واسه خودش قاتليه

اين عدالته؟؟

اين چيه؟

پارک چيک گو, ريو جانگ دائه نا پان سو, آه تائه سو

پارک چيک گو, ريو جانگ دائه نا پان سو, آه تائه سو پارک چيک گو, ريو جانگ دائه

اونا حرومزده هان؟

اونا به يونگ جي تجاوز کردن و حامله اش کردن بعد هم از شهر انداختنش بيرون

ميخواي باهاشون چيکار کنم؟

بهشون يه درسي بده

خواهش ميکنم,نه

!ما متاسفيم

نباش مردونه انجامش ميديم

!نه,خواهش ميکنم

شما يه نوزاد تازه متولد شده رو انداختيد تو اين رودخونه پس همينکارو ميکنيم

!تخماشون رو بترکون بروي چشم

حرومزاده ها

حرومزاده ها

نه,لطفا

لعنتي منم يه پيرو شدم

!اينجوري تخماشون داغون نميشه

!تو اصلا به غذا دست هم نزدي اينو مخصوص خودت درست کردن

بدن سنگين قدرت فکر کردن رو ازت ميگيره

بنابراين تسليم گناه ميشي

واقعا عجب آدمي هستي

بابت لطفت ازت ممنونم

فراموشش کن

اولش که ديدمت فکر ميکردم آدم شيادي هستي

و ادعاي خدايي ميکني

فکر ميکردم که مردم رو گول ميزني و پولاشون رو ميگيري

ولي اشتباه مي کردم

شيوه کارت شايد متفاوت باشه,ولي يک حسي از عدالت توشه

من براي 20ساله که کاراگاه بوده ام

و همه جور مجرمي هم دستگير و زنداني کرده ام

اما بعضي از حرومزاده ها هيچوقت تغيير نمي کنن

تا ميرن بيرون دوباره گناه ميکنن بنابراين دوباره ميندازمشون زندان

لعنتي

ديگه داره حالم بهم ميخوره

آقاي ريو بيا از اينجا ببرمت بيرون

...نظرت چيه که اين حرومزاده هارو

با خودمون ببيرم يه جاي دور و باهاشون زندگي کنيم؟

رستگاري که تو دربارش حرف ميزني,يه همچين چيزي نيست؟

بوسيله تو ,اگه اونجا باشي فکر کنم بتونم انجامش بدم

آدمايي که ميخوان دوباره شروع کنن

اونجا آدمايي هستن که واقعا دلشون ميخواد از نو شروع کنن؟

البته

"خزه" ترجمه و زيرنويس از سعيد رادان

قربان

مُرده؟

اينطور بنظر مياد

پِلکاشو باز کن

مطمئنا مُرده

الو؟

سلام,دادستان پارک مين اوک

کي صحبت ميکنه؟

اوه,ريو هائه گوک

شنيده بودم که منتقل شدي

به لطف تو الان دارم خارج از پايتخت کار ميکنم

متاسفم که اينو مي شنوم

شنيدم که تو هم اونجا افتخاري نداري,آقاي ريو

شغلت رو از دست دادي و از همسرت هم جدا شدي

متاسف شدم که شنيدم

هنوز گيرت رو منه؟

يادت باشه,هر کار اشتباهي که بکني آمادم که بيام و پيدات کنم

چرا زنگ زدي؟

بزار يه چيزي ازت بپرسم

چه حقيري هستي تو بفرما بپرس

يه چيزو بهم بگو

حرومزاده

صادقانه بگو خودت ميدوني که من هيچ کار اشتباهي انجام ندادم

ميدوني خَزه چيه؟

مثل خزه اي که به سنگ چسبيده ,آروم و بي سرو صدا زندگي کن

گوشي دستت باشه و بدون که هميشه حواسم بهت هست

يه اشتباه بکن هر چي زودتر ,بهتر

واقعا نااميدم کردي

الو؟الو؟

!هي

از کي تا حالا من تبديل به يک متخلف شدم؟

پس چرا بهت گفتم از شهر خارج نشو گوش ندادي؟

مجبور شدم تعطيلات آخر هفتمو بخاطر تو کار کنم

چهره ات ميگه تو يک متخلفي

مخصوصا اون ابروهات

نيازي نيست ازت بازجويي کنم

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left