Le prime 200 righe.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
بیدار بمون، تو نباید بخوابی
دوباره رنگ به رخت برمیگرده دخترم
دختر بیچاره من
تو دوباره قوی میشی
خواهش میکنم، من نمی خوام
خودت خوب میدونی که باید آماده بشی
من خسته ام، خیلی خسته ام، نمیتونم
بعدش من
بهت لباس می پوشم
به سختی یک کاری رو انجام میدی
میدونی اونها چقدر عاشق موهات هستند
خواهش میکنم، تنهام بگذار، دیگه نمیتونم
بعد از تمام کارهایی که برات کردم
نمی خوام یک کارو
بارها و بارها تکرار کنم
خواهش میکنم تنهام بگذار، خیلی خسته ام
بس کن، فقط بس کن
چی از جون من می خوای؟
به مادرت فکر کن
ناراحت نشو
باید قهوه بریزم، اون حتما خوشحال میشه
باید همیشه چیزهای خوب رو انجام بدیم
تا راضی نگهشون داریم
تا بهشون احساس آرامش بدیم
بشین، بشین
قرار نیست بخوابی، آره؟
دختر بیچاره من، دختر کوچولوی بیچاره
تو تنها چیزی هستی که من توی این دنیا دارم
اگر منو ترک کنی
تنها میمونم
خیلی تنها
خیلی تنها
چشم هاتو کاملا باز کن
بگذار ببینم
آره، آره، آره به همون طرف نگاه کن
این بارون
این بارون بی پایان تو رو خواب آلود میکنه
انگار همه چیز کم رنگ میشه
به سختی می فهمم کجا هستم
پناه بگیرید، اونها دارند میان
بگذار رویا پردازی کنه
بیچاره، تنها چیزی که براش باقی مونده
همین رویاهای وحشتناک از کشتن و جنگیدنه
آتیش رو نگهدار، آتیش رو نگهدار
این چیزیه که توی ذهنشه
وقتی بیدار بشه
یک دمنوش خوشمزه و قوی بهش میدم
منو یادش میاد
منو یادش میاد
نمی خوام بهش فکر کنم، نمی خوام
همون بازوهای قوی
همون دست ها
یک مرد واقعی
ولی چشم های پدرت تیره بود
پدرت سیاه ترین چشم هارو داشت که من هیچ وقت ندیده بودم
تقریبا میتونم تصور کنم ما یک خانواده ایم
که خوشحالیم
و اینکه اون خوابیده
چون کل روز رو برای ما کار کرده
از دست های قویش برای مراقبت از ما استفاده کرده
از روی من برو کنار
برو کنار، من هرگز تسلیم نمیشم
تو باید بخوابی
حالا بخواب
انگار تب داره
باید لباست رو بپوشیم دخترم
باید امشب عالی باشی
ولی من خیلی سردم میشه نه نمیشه
این دفعه که تو رو میبینه دخترم
یکم لاغره ولی
ولی ظاهرا سالمه
راحت انجامش بده
دختر بیچاره، همیشه پاهات بی جون هست
حالا دست هات رو بده بالا
اینجایی
فقط چندتا دکمه هست
و حالا موهات
موهات انقدر سردن که از لای انگشتام سر می خورند
چه حس قدرتی به من میدن
ولی من مطمئنم چیزی نیست
همه چیز حالا آماده شده
اون خیلی نزدیکه
بهت آسیب زدم؟ عذر می خوام دخترم
خیلی عذر می خوام
خیلی خوشگل شدی
خیلی صورتت رو نزدیک شعله شمع نکنی
نمی خوایم اون بفهمه
که تو خیلی جوون نیستی
اون اینجاست
تا وقتی من معرفیت نکردم نگاه نکن
ببخشید، نمیدونستم تویی، آجودان
اون چطوره؟ همونطوری که انتظار می رفت
من کار فوری باهاش دارم
با آرامش خوابیده
یک چیزهایی بخاطر دردش بهش دادم
ژنرال، ژنرال، منم آجودان برند
ژنرال الان جواب نمیده
اون باید بخوابه
بهت گفتم ازش مراقبت میکنم
و مطمئنم که یک هدیه کوچیک به ما میدی
برای پرستاری از ژنرال؟
باید این ژاکت خیست رو در بیاری
اون شجاع ترین ژنرال ماست
اون پسرش، همسرش مزرعش، همه چیزو از دست داده
نمی فهمم چی داری میگی؟
میدونی ما چه عذابی میکشیم؟
بیا اینجا، عصبی نباش
قهوه نمی خوای؟
من هیچی از تو نمی خوام
خوب، پس
بگذار دخترمو بهت معرفی کنم
اینجاست
اسمش آنیـه
خیلی خجالتیه
به آجودان عصر بخیر بگو
اون خیلی مرد مهمیه
عصر بخیر
عصر بخیر
اون به شراکت عادت نداره
امیدوارم همونقدر که خوب هست بتونی ببینیش
الان اون
به سختی روی پاهاش می ایسته
و هر قدمی که ما راه میریم
برای اون وحشتناکه
حالا بیا
یکم قهوه اصل بخور
یک مدلی که این روزها نادره
....:::: ترجمه : حانیه رستم آبادی ::::.... telegram : @subforpersian
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس
آدرس جـدیـد تـــيـــم تــرجــمـــه قـــقـــنـــوس @subforpersian
ممنونم
بگذار کفش هات رو در بیارم
اینطوری خشک نمیشند نه خواهش میکنم
اشکالی نداره نه خواهش میکنم
کفش خیس هیچ خطری نداره
حداقل من کفش دارم
اکثر مردها الان هیچی ندارند
پاهای برهنه پر از زخم هستند
ببخشید اگر بد با مادرت حرف زدم
ولی می خوام بدونی خیلی وقت ها اینطوری نیستم
بی ادب
جنگ برای یک مرد چیز عجیبیه
خواهش میکنم، منو ببخش
من خسته ام
ساعت های طولانی سواری کردم تا اعزام ها رو تحویل دادم
توی تاریکی خیلی سخته
ما هم شب سفر کردیم
کاملا درسته
ما نباید روز دیده بشیم
نباید دشمن تو رو بگیره
مادرت خوب از تو مراقبت میکنه
نمیکنه؟
آره، اون برای من همه کار میکنه
بیشتر از اونی که فکر میکنی
خوابت میاد؟ نه
آره، اصلا به اندازه کافی نمی خوابم
فقط یک ساعت اینجا یا اونجا
حتی روی زمین سخت یا
توی سنگر
وقتی می خوابی رویا هم میبینی؟
آره، بعضی وقت ها
چه رویایی؟
غذای بیشتر
تخت های نرم
من میتونم هر خوابی بخوام ببینم
نمیتونی؟ نه
من اصلا نمیتونم بخوابم، مثل شما
مادرم منو بیدار نگه میداره
اون میگه اگر خوابم عمیق بشه
عمیق تر و عمیق تر میشه و عمیق میمونه
و برای همیشه اونو ترک می کنم
ولی اگر بتونم بخوابم
میتونم رویای یک مزرعه بزرگ رو ببینم
من و مادرم بیرون نشستیم
و به آسمون صاف خیره شدیم
چطور اینو میدونی؟
میدونم
گاهی اوقات تقریبا میتونم ببینم
فکر کنم برای همین شما اسیر نشدید
چون شما شب سفر می کنید، کی میفهمه؟
این دلیل اینکه ما شب سفر می کنیم نیست
روشنی هست
ما طاقت نور روز رو نداریم، بهمون آسیب میزنه
متوجه ام
بیا
فکر کنم اینها خوب باشن
اونها میدونم
متعلق به سربازی هستن که گیر افتاده بود
از پای اون درشون آوردی؟
فکر کردم شاید به درد بخورند
و درست بود، مگه نه؟
برای من چی میاری؟ اونها دشمن ما هستند
من لاشخور نیستم
من وطن پرستم
از ناموس کشورم دفاع میکنم
قطعا میتونی این کارو بهتر انجام بدی
اگر پاهات خشک باشه
ترجیح میدم بمیرم تا به این چکمه ها دست بزنم
No comments yet. Be the first to leave one.