Le prime 200 righe.
برگرفته از تاریخ شفاهی قبیله چمهویویِ کالیفرنیا
برگرفته از داستان ویلیبوی؛ دونده صحرا
صبح بهخیر
صبح بهخیر
خوشگلن
کجا بریم؟
آریزونا؟
نوادا؟
...یک کلبه صحرایی
با منظره قشنگ
اونقدر دور که کسی نتونه دستگیرمون کنه
یک نشونهست
مثل بابات داری حرف میزنی
این چیه؟
کارلوتا
تموم شد
بهم گوش نمیدین؟
هیچوقت. فهمیدین؟ هیچوقت
هیچوقت بهتون اجازه نمیدم
همخونه
تکرار کن
یالا، برو کنار
تکرار کن
هیچوقت بهم اجازه نمیدی
فهمیدی؟
دیگه نمیخوام ببینمت
بسه
چی تو سرته؟
رقص ارواح؟
از خانوادهش دورش کنی؟
ویلیبوی، یک سری چیزها واسه این زندگی نیستن
دخترم، باید بریم
بهزودی، همهش خاطره میشه
اسبها باید توی گرمترین وقت روز استراحت کنن
.نه حرکت بریم
یالا
کارلوتا، هی
کارلوتا
از پس گرمای صحرا برمیایم
زجر کشیدن امروزمون بهخاطر توئه
با فامیلش فرار کرد - فامیل دور -
تو هم؟
رسم و رسوماتمون کجا رفته، ماریا؟ - رسم و رسوم؟ -
از رسم، منظورت سیب چیدن واسه یک مزرعهدار سفید پوسته
زمونه عوض میشه، ویلیام
خودمون داریم عوض میشیم
.یک نگاه به دور و برت بنداز الان 26 ساله که توی این دهکدهایم
رسم و رسومات، براش شوهر نمیشه - باشه ماریا، بسه -
اگه میخوای قبل از موعد این خانواده رو از اینجا ببری
باید صبرکنی تا این خانواده آماده خداحافظی کردن باشه
زن سازمان سرخپوستها اومده
نه، همینجا بمون
نیازی نداری یک زن دیگه هم بیاد بهت امر و نهی کنه
باید بین من و تو صلح و آرامش بشه
خودت فراهمش کن
شیرینی
شیرینی داره
آروم باشید
اینجوری که نباید ازم استقبال کنین
اینجوری که نباید ازم استقبال کنین - افتادم -
چی؟ - افتادم -
متاسفم، خوردی زمین؟
شیرینی، حالت رو بهتر میکنه؟
چی باید بگین؟
لطفا - بعدش؟ -
ممنون
ممنون
چه زود دارین میرین
فصل برداشت که یک ماه دیگهست
درسته
خب پس، به موقع اومدم
این مال مادرم بود
مثل خودت، پر ذوق و شوق بود
پس گفتم بهتره دست تو باشه
ممنون
عجله کن، باید بگیریمش
مادربزرگ گفت که این یک دونده صحراییه
میتونه چندین روز بدوئه
عمراً اگه بهش برسیم
چطور اینقدر سریع رسید به اونجا؟
لعنتی
ولم کن، فلیسطی آشغال
تکون نخور
ببرش زندان تا آروم بگیره
هوشه
ببرشون واسه اون یکی
صبح بهخیر، تیکاپ
خانم ترو
یکسری از اقلام اهدایی سازمان مالکی که مونده بود رو آوردم
گفتم شاید شما و نوهتون لباسهای جدید بخواید
ویلیبوی هستش؟
هیچوقت همدیگه رو ندیدیم ولی کارلوتا همهش تعریفش رو میکنه
متوجهم که اکثر لحظاتش رو توی صحرا سپری کرده
ولی گفتم شاید چندتا از اینا رو دوست داشته باشه
میذارمشون همینجا
روز خوش
امشب واسه مراسم زودتر توقف میکنیم
کسی مُرده؟
یکی از اهالی ریورساید مرده
هیچکس براش آواز نخونده
هی
چی شده؟
یک اشتباهی کردم
یککم تنتور درست کردم
برو با مادرت حرف بزن
میخوام تشکر کنم
ممنون که امروز اومدید
...میدونید، خالقمون
به ما آواز نمکی رو داد
تا روح ما به کایوت که پلهکانی رو
به سمت کهکشان راهشیری ساخت هدایت کنه
خالق، این آوازها رو هم به ما داده تا رنجمون رو تسلی بدیم
ولی روزی که میخواست بهمون تحویلش بده
هشدار داد که اول باید قلبهامون رو بشکنه
چون اینجوری اون آوازهای نمکی رو یاد میگیریم
و با زجره که میفهمیم خوشحالی واقعی چیه
در قلبهای شکسته معنای زندگی رو میفهمیم
و در «آتا» آوازهای نمکی رو یاد میگیریم
آماده داستان هستید؟
میخوام یک داستان درباره جان هاید افسانهای
تعریف کنم و هشدار بدم
بهترین ردگیر غربه
مثل موش ساکته ولی چشمهاش مثل عقابه
میدونی یکبار چی کار کرد؟
به گمرک نگولاس حمله کرد و چندین نفر رو کشت
شبهنظامیان آمریکایی، سرباز بوفالو پیادهنظام مکزیکی رو کشت
حدس بزن چی شد - چی شد؟ -
الان به همین صحرا پناه آورده
و داره ازمون محافظت میکنه
ولی شبها با یک چشم باز میخوابه
چون میدونی جان هاید چی کار میکنه؟
دزدکی میره اینور و اونور
و بچه کوچولوها رو میخوره
شوخی میکنم
جان هاید رفیقمه
ازم میترسی؟ - آره -
.خوبه قصدم هم همینه
بیا
.الان دیگه تو رئیسی باشه؟
جای من رو بگیر
کارلوتا
کارلوتا
جایی تشریف میبری؟
ارزشش رو دارن، کارلوتا؟
کارلوتا
میخوام به این کارت فکر کنی
کارلوتا - ویلیام -
کارلوتا - ویلیام، بسه دیگه -
نه، میدونم اونجاست - گفتم بسه دیگه -
ولش کن - ولش کنم، ماریا؟ -
دخترمه - دختر من هم هستها -
ویلیام، اگه زیاد بهش فشار بیاری از ما دورتر میشه
نه
نه
ویلیام - نه -
کارلوتا
کارلوتا
کارلوتا
تفنگ
واسه حرف زدن با من با خودت تفنگ آوردی؟
ترسیدی؟
کجاست؟ - ...دوست داشتم که -
اومدی همچین کاری بکنی؟
خب یالا
بابا - آره، اگه میخوای ببریش -
باید از رو جنازهی من رد شی - نه -
یالا - نه -
بابا - نه -
نه
چی کار کردی؟
ویلیام
تصادفی بود - ویلیام -
.مامان، نه متاسفم
تنهامون بذار
مامان
تنهامون بذار
میان دنبالتون
برید
لطفا
کلانتر؟
نه
اینجا خونهاشه
آره
کجاست؟
مرخصی استعلاجی داره
کمکی ازم برمیاد؟
دیشب به ویلیام شلیک کردن
مُرده
شوهرت؟ - کشتنش -
یا خدا
مرد خوبی بود
این مشکل سرخپوستها توی مناطق سرخپوستی رخ داده
باید بری پیش پلیسهای قبیلهای
اون مردی که به شوهرم شلیک کرد، پیش دخترمه
پلیس قبیلهای میکشتش
باید به دخترم کمک کنی
دولت، به شما زمین داده و قانون ما شامل شما نمیشه
.باید با پلیس قبیلهای حرف بزنی ما کاریش نمیتونیم بکنیم
توی مزرعه گیلمن به شوهرم شلیک شد
این توی حوزه استحفاظی خودتونه
No comments yet. Be the first to leave one.