Penny Dreadful: City of Angels

Penny Dreadful: City of Angels

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Penny Dreadful City of Angels S01E06 How It Is With Brothers 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Penny Dreadful City of Angels S01E06 1080p WEB H264-BTX
Penny Dreadful City of Angels S01E06 720p WEB H264-BTX
Penny Dreadful City of Angels S01E06 WEB H264-BTX
Penny Dreadful City of Angels S01E06 WEBRip x264-ION10
Penny Dreadful City of Angels S01E06 480p web x264 rmteam
Penny Dreadful City of Angels S01E06 720p AMZN WEB-DL
Un commento di EILIA
☀️ EILIA و ایـلیـا Sorrow سمیـرا ☀️ Telegram: @SorrowSubs , @EILIAsubs

Tag

web
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
720p
720
x264
480p
480
webrip
BRip
Pubblicato il: 2020-05-31
Download: 42
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫آنچه در «پنی‌دردفول: شهر فرشتگان» گذشت...

‫خلاصه که بعدش به خونه‌ی ساحلی برگشتن،

‫و کل شب رو اونجا موندن

‫جفت‌مون می‌دونیم آخرش چی میشه،

‫مگه نه، راندولف؟

‫از کرت چی می‌دونی؟

‫دیگه هیچوقت از کس دیگه‌ای

‫در مورد کرت سؤال نکن

‫چه کروات خوشگلی

‫تحمل یه تجاوز دیگه رو نداشتم، پیتر

‫رفیق جونت، جیمی رایلی،

‫دیشب به قتل رسیده

‫پس بیا اسمش رو ‫همون چیزی که هست بذاریم،

‫اعلان جنگ

‫هر دو تون رو می‌کشم

‫ریو! ریو!

‫دستا بالا، پسر

‫متئو!

‫جیمز رایلی رو تو کشتی؟

‫با همین دستام

‫فرار کن!

‫عجب شبی بود

‫واقعاً

‫خودت رو اذیت نکن

‫طرف فرار کرده. از این اتفاق‌ها میوفته

‫قیافه‌اش واست آشنا نبود؟

‫همونی‌که فرار کرد؟

‫اصلاً

‫خب، این یکی رو گرفتیم

‫زیاد طول نمی‌کشه که بقیه رو پیدا کنیم

‫یالا، پسر

‫ترجمه از سمیرا و ایلیا ‫Sorrow & EILIA

‫ما را در تلگرام دنبال کنید ‫@SorrowSubs , @EILIAsubs

‫بخاطر رایلی؟ این آشغال کوچولو؟

‫آروم باش

‫این مکزیکی آشغالی

‫که تو آزادش کردی؟

‫خودمون دستگیرش کردیم، اینطور نیست؟

‫کار خودش بوده، یا کمک هم داشته؟

‫وقتی مظنون رو بازجویی کنیم ‫این قضیه مشخص میشه

‫آره، حتماً اینکارو می‌کنیم

‫خیلی‌خب، برگردونش به هلفدونی

‫هلفدونی رو که یادته، مگه نه، مکزیکی؟

‫آره، فکر می‌کنم خاطرت هست

‫- هی، بکش عقب، مورفی ‫- چه گهی خوردی؟

‫اون بازداشتی ماست. ‫خودمون بازجوییش می‌کنیم

‫بازداشتی شما؟ ‫اون احتمالاً پسرعموی کوفتیته!

‫خودت دیدی که آخرین دفعه ‫چه بلایی سرش آوردن

‫اگه جلوش رو نگرفته بودی، ‫رایلی هنوز زنده بود

‫اگه تو همون وهله‌ی اول ‫اون کثافت‌کاری‌ها رو در نمی‌آوردین...

‫هی، هی!

‫بسه!

‫یالا، تو... بریم. راه بیوفت

‫چی داریم؟

‫این بچه با سه تا مظنون دیگه

‫توی یه اتاق توی نورث‌مین بود

‫رفتیم سراغ‌شون. بقیه‌شون فرار کردن

‫- می‌تونیم شناسایی‌شون کنیم؟ ‫- فلای ریکو و دوست‌دخترش

‫سومین نفر مشخص نیست

‫جوون بود. ممکنه عضو جدیدشون بوده باشه

‫یه شاهد داریم که دیده همون شبی که ‫جسدش رو جلوی پاسگاه انداختن

‫چهار نفری سراغ رایلی رفتن

‫همون دختر مکزیکی‌ای که ‫رایلی باهاش در ارتباط بود

‫یه معتاد دوزاری. به دردمون نمی‌خوره

‫این بچه چی میگه؟

‫هنوز حرفی نزده

‫خب، پس تا وقتی اون به حرف نیاد

‫چیزی تو دست و بال‌تون ندارید

‫به حرف میارمش، فرمانده

‫اون بچه محل منه

‫می‌دونم چطور فکر می‌کنه

‫می‌تونم به حرف بیارمش

‫و به‌همین‌خاطر پرونده‌ی هزلت رو ‫به تو واگذار کردم،

‫ولی ببین به کجا رسیده

‫یه پلیس مُرده داریم، فرمانده

‫می‌خواید بفهمید واقعاً چه بلایی سرش اومده

‫یا فقط می‌خواید با کتک

‫از اولین بچه‌ی ترسیده‌ای که ‫دستبند بهش زدیم، اعتراف بگیریم؟

‫بچه واسمون آماده‌ست؟

‫میچنر و وگا بازجویی اول رو انجام میدن

‫چیزی نمی‌خوای؟

‫نوشابه چطوره؟

‫یه دستگاه داریم

‫می‌دونم ترسیدی، دیگو

‫چیزی نیست

‫من قرار نیست اذیتت کنم

‫فقط می‌خوام بدونم چه اتفاقی افتاده،

‫داستان رو از زبون تو بشنوم

‫اگه بخوای، می‌تونم بعد از تموم شدن کارمون ‫مامانت رو پیدا کنم

‫شما اون‌طرف نونوایی آلهامبرا ‫زندگی می‌کنید، درسته؟

‫آخرین باری که اینجا بودی، کمکت کردم ‫که از اینجا بری بیرون، مگه نه؟

‫و دلم می‌خواد دوباره هم بهت کمک کنم،

‫ولی می‌دونیم چیکار کردی

‫می‌دونیم

‫پس واسه اینکه کمکت کنم،

‫باید به اینکارت اقرار کنی

‫اون پلیس‌ها رو اون بیرون دیدی

‫اونا رفقای رایلی هستن،

‫و به هیچ جاشون نیست که چرا ‫اینکارو کردی،

‫و اینکه ممکنه چطور از این اتهام تبرئه شی

‫ولی اگه با من صحبت نکنی،

‫کاری از دست من برنمیاد،

‫و نوبت به اونا می‌رسه،

‫و لازم نیست بهت بگم اون موقع ‫اوضاع چطور پیش میره

‫پسر جون، این یه کار از پیش تنظیم شده نیست

‫می‌تونیم همین‌الان ‫پرونده‌مون رو درست کنیم

‫رایلی دهن تو رو همینجا

‫و توی همین اتاق سرویس کرد

‫من و خیلی‌های دیگه این رو دیدن

‫پس می‌دونیم واسه اینکه ‫بخوای بمیره، دلیل داشتی

‫و یه شاهد داریم که تو رو

‫تو محل قتل دیده

‫دختری که با رایلی در ارتباط بوده،

‫و شهادت هم میده

‫چاره‌ای نداره

‫اراذل رایلی از این بابت خاطر جمع میشن

‫انگیزه و یه شاهد...

‫همین‌ها واسه محکومیت کفایت می‌کنه

‫اول اون خانواده‌ی اهل بورلی هیلز

‫که اجسادشون توی رودخونه پیدا شد،

‫بعدش اغتشاش

‫و چهارتا افسر پلیس سفیدپوست مؤمنی

‫که سر از سردخونه در آوردن

‫حالا هم که یه پلیس مُرده‌ی دیگه داریم

‫نصف شهر دنبال تقاصن

‫درست مثل اون گردن کلفت‌هایی ‫که توی سالن جمع شدن

‫و همگی‌شون دنبال یه نفر می‌گردن ‫که تقصیرها رو گردنش بندازن...

‫یکی که شبیه من و توئه

‫پس وقتی پیداش کنن،

‫وقتی تو رو پیدا کنن،

‫به اینکه بندازنت پشت میله‌ها ‫راضی نمیشن،

‫سعی‌شون رو می‌کنن و تو رو ‫به اتاق اعدام با گاز می‌فرستن

‫جدیداً یه اتاق گاز جدید توی

‫سن‌ کوئنتین ساختن

‫می‌دونی؟

‫فرصت شده اونجا بری و ببینیش، لوئیس؟

‫نه

‫توی روزنامه خوندم که ‫رنگ سبز فیروزه‌ای‌ بهش زدن

‫قراره آرامش‌بخش باشه

‫آخر و عاقبتت اونجاست، دیگو،

‫مگه اینکه با ما روراست باشی، ‫و منظورم همین‌الانه

‫اگه اعتراف کنی می‌تونیم با ‫بازپرس بخش صحبت کنیم،

‫ولی نمی‌تونی زرنگ‌بازی در بیاری، می‌فهمی؟

‫نمی‌تونی قسر در بری

‫تو اصل‌کاری ماجرا هستی

‫تو رایلی رو کشتی

‫باید اعتراف کنی که اون رو کشتی

‫یا شاید اشتباه متوجه شدیم

‫شاید کشتن کار تو نبوده

‫رئیس هیچوقت دستش رو ‫کثیف نمی‌کنه، درسته؟

‫پس گمون می‌کنم کار ریکو نبوده

‫و کار دختره هم نیست

‫اینکار وقت تلف کردنه

‫ولی اون یکی دیگه چی؟

‫اسمش چیه؟

‫ببین، درحال‌حاضر به قدر کافی ‫مدرک واسه محکوم کردنت داریم

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب؟

‫خیلی‌خب

‫من تشنه‌ام

‫یه نوشابه می‌خوام

‫دلم می‌خواد همین یه دفعه رو یه سفیدپوست

‫واسم نوشیدنی بیاره

‫حتماً، بچه جون

‫همین‌الان برات میارمش

‫اون نمی‌دونه

‫پسر، اینجا نشسته بودم و داشتم ‫سعی می‌کردم بفهمم

‫تو یه پلیسی که ‫تظاهر به مکزیکی بودن می‌کنی

‫یا یه مکزیکی هستی که ‫تظاهر به پلیس بودن می‌کنه

‫ولی حالا متوجه شدم

‫تو حتی خودت رو نمی‌شناسی

‫- اون برادرمه ‫- که اینطور

‫نه، نمی‌تونی بذاری برادر کوچک‌ترت رو ‫به اتاق گاز ببرن، فقط من

‫بهت که گفتم، با بازپرس صحبت می‌کنم

‫تو اینجایی. اون نیست

‫آره، خنده‌داره که چطور ‫همچین اتفاقی افتاده

‫مهم نیست چطور این اتفاق افتاده

‫الان تو اینجایی،

‫و لو دادن متئو، تو رو نجات نمیده

‫هیچ فایده‌ای نداره

‫من لوش نمیدم

‫نیازی به اینکار نیست،

‫چون تو قراره کمکم کنی

‫کمکت کنم؟

‫وقتی من رو انداختن زندان

‫کلیدش رو واسم بیار، مرد

‫چیه، اونا نمی‌ذارن کلیدها ‫دست یه مکزیکی باشه؟

‫وظیفه‌ی من نیست

‫به من ربطی نداره

‫تو نشون دادی، اسلحه داری

‫خودت یه فکری واسش بردار دیگه

‫هرکاری بکنم، تو از اینجا بیرون نمیری

‫اگه اسلحه داشته باشم چی؟

‫شاید بتونی یه‌جایی همین اطراف مخفیش کنی،

‫یا اینکه یه دعوا راه بندازیم،

‫من بیهوشت می‌کنم و اسلحه رو برمی‌دارم

‫- اونا می‌کشنت ‫- پس حداقل می‌تونم

‫فرصت مبارزه رو داشته باشم

‫حتی اگه بهم شلیک کنن،

‫کار چندتا از اون حرومزاده‌ها رو یکسره می‌کنم

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left