Le prime 200 righe.
!بينگو
چه جهنمي
چه جهنمي
...اوه خدای من - به خودت مسلط باش -
اگه ميخواي از اينجا بياريشون بيرون
من مي تونم اينارو باز کنم، مشکلي نيست - !پس دست به کار شو -
حراست، يک عده به زور وارد اينجا شدن...
من ميدونم شما کي هستيد ميدونم چه فکري مي کنيد...
،اگه نميخواي آسيبي ببيني دهنت رو ببند و بي حرکت باش
شامپانزه ها آلوده هستند، بيماريشون بشدت واگيرداره. اونا تحت آزمايش هستند
آلوده به چي؟ - ...براي درمان، بايد اول بدونيد که -
آلوده به چي هستن؟
خشم
اين چي ميگه؟ - قفس هارو باز کنيد -
!نه! نه! نه
گوش کن، حرومزاده ي مريض ما قرباني هاي شمارو با خودمون مي بريم
از اينجا مياريمتون بيرون
اين حيوانات بيماري واگير دارن ...ويروس توي خون و آب دهانشون ـه. فقط يک گاز
!وايسيد... وايسيد! شماها نمي دونيد
!ازم جداش کن! کمکم کن
!ازم جداش کن! ازم جداش کن
اون چش شده؟ - !شما بايد بکشيدش -
!اوه، خداي من
اون چش شده؟ - !بايد همين الآن بکشيمش -
!اوه، خداي من
هي؟
هي؟
!!هي
هي؟
!هي
هي؟
هي؟
پدر؟
پدر، حالتون خوبه؟
اوه، نبايد اين کارو مي کردم
نبايد اون کارو مي کردم
!لعنت
!از اين طرف
!از اين طرف - !بجنب -
!برو، برو، برو
!به راهت ادامه بده
اينجا چه خبره؟ - !فقط خفه شو -
اونا کي هستن؟ -
!بيايد بريم
اينجا چه خبره؟ - !فقط حرکت کن -
!يالا
يه مردي با يک زرافه ميره توي يک بار همه عصباني ميشن
زرافه روي زمين ولو ميشه
مرد ميخواد اونجارو ترک کنه و صاحب بار ميگه: آهای! نمي توني اونو همونطوري اونجا ولش کني
مرد ميگه اين که شير نيست، زرافه س
اون اصلا حس شوخ طبعي نداره
شما دوتا خيلي به همديگه مياين
خب، تو کي هستي؟
از بيمارستان اومدي
تو يه دکتري؟ - اون دکتر نيست. بيماره -
من يه پيک دوچرخه اي هستم
داشتم يک بسته رو از فارينگدون به خيابون شافدزبري مي بردم که يک ماشين بهم زد
بعدش امروز توي بيمارستان ...بيدار شدم و الان
...نمي دونم خيالاتي شدم يا
اسمت چيه؟
جيم
من مارک هستم. اينم سلنا
خيلي خب، جيم
برات خبرهاي بد دارم
مثل يک شورش شروع شد و از همون اول ميشد فهميد که اين با بقيه فرق داره
چون داشت توي همه جا چه روستاهاي کوچيک و چه شهرهاي بزرگ اتفاق مي افتاد
و بعدش ديگه فقط توي تلوزيون نبود
اون بيرون توي خيابون بود از داخل پنجره خونه ت مي اومد
يک ويروس بود
يک بيماري واگير
لازم نبود که يک دکتر اين بيماري رو تشخيص بده
توي خون بود
يه چيزي توي خون بود
بعد از مدتي شروع کردن به تخليه شهرها اما ديگه خيلي دير شده بود
بيماري همه جارو گرفته بود
محاصره ي ارتش شکسته شد
و اون موقع بود که مهاجرت دسته جمعي مردم شروع شد
قبل از اينکه پخش راديو و تلوزيون متوقف بشه
بيماري در پاريس و نيو يورک هم گزارش شد
ما بعد از اون ديگه خبر جديدي نشنيديم
دولت چيکار ميکنه؟ - دولتي وجود نداره -
معلومه که دولت وجود داره
هميشه وجود داشته اونا توي يک پناهگاه يا هواپيما هستن...
نه، ديگه دولتي در کار نيست پليس و ارتش هم همينطور
نه تلوزيون، نه راديو، نه برق
تو اولين آدم سالمي هستي که توي شش روز اخير ديديم
خانواده شما کجان؟
اونا مردن. مثل خانواده سلنا
خانواده تو هم مردن
ببين، من بايد پيداشون کنم اونا توي دپتفورد هستن. مي تونم تا اونجا پياده برم، خب؟
ميري و برميگردي، آره؟
نميتوني - !چرا -
هيچ کس تا حالا نتونسته برگرده
پس درس اول
تو تنهايي هيچ جا نميري مگر اينکه چاره اي نداشته باشي
درس دوم
فقط توي روشنايي روز بيرون مي گردي مگر اينکه چاره ي ديگه اي نداشته باشي
فردا مي بريمت اونجا
همه با هم ميريم و جسد پدر و مادرت رو پيدا ميکنيم، خب؟
بخور
اگه خواستي آروم تر بياي، بايد بگي
...اگه کسي اونجا بود - مي دونم -
...هرکسي - !مي دونم -
خيلي خب
...جيم
!صبر کن
اونها توي آرامش مردن بايد بخاطرش خدارو شکر کني
نه، نمي کنم
والدين من و خواهرم با هم رفتيم به ايستگاه پدينگتون
اميدوار بوديم که يک هواپيما گيرمون بياد شايد مي تونستيم با يکم پول خرج کردن به هواپيما راه پيدا کنيم
يادمه پدرم خيلي پول داشت
با اين حال در اون شرايط پول ديگه کاملا بي ارزش بود
حدود بيست هزار نفر ديگه هم همين تصميم رو داشتن
جمعيت همينطور بيشتر ميشد
دست خواهرم ازم جدا شد
يادمه که زمين زير پامون نرم بود
پايين رو نگاه کردم و من روي مردم ايستاده بودم
...درست مثل فرش. مردمي که افتاده بودن و
توي مردم افراد آلوده هم بودن ويروس به سرعت بين جمعيت پخش شد
هيچکس نمي تونست فرار کنه تمام کاري که مي تونستي بکني اين بود که بالا بري
بالاي بقيه مردم منم همين کارو کردم
و خودم رو به بالاي دکه رسوندم
به پايين نگاه کردم از روي صورت ها نميشد فهميد کي آلوده هست و کي نيست
بعدش پدرم رو ديدم نه مادر يا خواهرم رو
پدرم رو
...صورتش
حق با سلناست بايد خدارو شکر کني
وقت نداريم که قبل از تاريکي به فروشگاه برسيم شب رو همينجا مي مونيم
اتاق من بالاست شما مي تونيد بريد اونجا
نه، همه مون توي يک اتاق مي خوابيم، اينطوري امن تره
جيم
برگشتي - آره -
چطور بود؟ - خوب -
يکم از اون به من ميدي؟
خاليه - ها! -
بيا
پس بعدا روشون کار مي کنم
!مارک! مارک
!سلنا! کمک
همه چي مرتبه
اين آقاي بريجزه - گازت گرفتن؟ -
و دخترش، از چهارتا خونه پايين تر
گازت گرفتن؟ - نه -
خون توي دهنت نرفت؟
نه
مارک؟
صبر کن...
تميزش کن
اينجا لباس داري؟
اوم... من... آره
پس برو بپوش بايد همين الان از اينجا بريم
افراد آلوده بيشتري ميان هميشه ميان
از کجا مي دونستي؟ از کجا مي دونستي (مارک) آلوده شده؟
از خون - خون روي منم بود. روي تو هم بود -
من نمي دونستم آلوده شده يا نه خودش اينو مي دونست. مي شد توي صورتش ديد
اگه کسي آلوده شد بيست ثانيه فرصت داري بکشيش
ممکنه برادرت باشه، يا خواهرت يا صميمي ترين دوستت. هيچ فرقي نمي کنه
حالا مي دوني اوضاع از چه قراره اگه براي تو اتفاق بيفته، توي يک چشم بهم زدن مي کشمت
اون واسه آينده اش کلي برنامه داشت تو هم برنامه اي داري، جيم؟
ميخواي که راه درمان بيماري رو پيدا کنيم و دنيا رو نجات بديم، يا فقط عاشق بشي و بکني؟
اين برنامه ها بيهوده ان
تو اين شرايط زنده موندن نهايت خوبي ـه
هي، هي، هي
اون چيه؟
بيا بريم
اون موانع و سبدهاي خريد واسه چي بود؟
حرف نزن. تا اون بالا راه درازيه
ميخواي استراحت کني؟
تو چطور؟ - نه -
حالا ميخوام استراحت کنم
چي شده؟
هيچي
سرم درد مي کنه
بده؟ - خيلي بد -
چرا قبلا چيزي نگفتي؟ - فکر نمي کردم اهميت بدي -
تو همه چربي بدنت رو از دست دادي و تا الان فقط مواد قندي مي خوردي
واسه همين داري ولو ميشي
کار زيادي در اين مورد نمي تونيم بکنيم
بجز اينکه تا خرخره مسکن بخوري و همينطور قند
پپسي يا ليلت؟
تانگو هم داري؟
حقيقتش يه قوطي تانگو اين جاها داشتم
ساکت! صداي آدم آلوده ست
اوه نه، اونا وارد شدن. بجنب
!صبر کن، سلنا
!صبر کن، خواهش مي کنم
خواهش مي کنم، سلنا! خواهش مي کنم
!صبر کن منم بيام - !بجنب -
!بدو - !صبر کن -
!خواهش مي کنم
!سلنا
توي راهرو. آپارتمان 157. بريد
ممنون. ممنون
!در رو باز کن
!در رو باز کن
!باز کن - بابام کجاست؟ -
چي؟
!در لعنتي رو باز کن - بابام کجاست؟ -
بزار بيان داخل، هانا. بزار بيان تو
بريد تو. بريد تو
No comments yet. Be the first to leave one.