Le prime 200 righe.
این زندگی منه
احیانا با اون دختری که تو طبقه اول بود حرف زدی؟
مطمئن نیستم یادم نمیاد
این دخترو میگم اسمش جونگ جین آهه
اون کیه؟ چرا داری از من راجبش می پرسی؟
اون دوستمه یه دوست خیلی خاص
"یه دوست خیلی خاص"؟
من باید جین آه رو پیدا کنم لطفا کمکم کن
جونگ جین آه؟
آره، قدش تقریبا 165 سانته موی بلند و صافی داره و خیلی خوشگله
دیدم تو آسانسور داری باهاش حرف میزنی
یادت نمیاد؟
یادم نمیاد
لطفا دوباره بهش فکر کن
با اون سوار آسانسور شدی
ببین، یانگ نام جین
باید هر کسی که باهاش سوار آسانسور میشم رو یادم بمونه؟
اگه میخوای یه نفر رو پیدا کنی برو پیش پلیس
چرا وقتِ یه آدم پُر مشغله رو میگیری؟
خب... معذرت میخوام،
اما لطفا یه بار دیگه با دقت بهش فکر کن
واقعا باید جین آه رو ببینم
باشه. اگه چیزی یادم اومد، بهت میگم
ممنون، مدیر چویی شی وو
دیگه باید بری
باشه، ممنون بابت وقتی که گذاشتی
اون دوست دختر داره؟
و اون جونگ جین آهه؟
چه جالب
بله، مدیر چویی؟
برام گزارش اطلاعات شخصیِ برگزیده ها رو بیار
نام جین
نمیدونم چرا انقدر حالم بده
مثل یه زنی که تهوع صبحگاهی داره، حالت تهوع دارم
احساس میکنم تب شدیدی دارم
بدنم حس عجیبی داره
نام جین
نام جین
بله؟
تو چت شده؟ اتفاقی افتاده؟
جین آه رو دیدم جین آه؟
حتما اشتباه کردی چرا اون باید اینجا باشه؟
مطمئنم جین آه بود
چرا بعد از اینکه دیدیش نرفتی پیشش؟
سوار آسانسور شد و رفت طبقه هفتم
واسه همین رفتم اون طبقه و همه جا رو گشتم اما نتونستم پیداش کنم
تو خیلی بهش فکر کردی و به اندازه کافی نخوابیدی
احتمالا توهم زدی
میگم که خودِ جین آه بود
من هیچوقت کسی رو با جین آه اشتباه نمیگیرم
باشه. فهمیدم
به نظر میاد خیلی انرژی از دست دادی
بیا بریم خونه به مامانت میگم یه کم غذای خوب برات درست کنه
آجوشی! فهمیدم. خودِ جین آه بوده
خب ازم میخوای چیکار کنم؟
فکرم خیلی مشغوله و حالت تهوع دارم
چرا باهام اینطوری رفتار میکنی؟
بریم. بیا بریم
دشیک چش شده؟
چرا همش سد راهم میشه؟
الو؟ جونگ جین آه؟
من چویی شی وو هستم از هیون گانگ
بله، مدیر چویی
میخوام ازت یه چیزی بپرسم
احیانا مردی به اسم یانگ نام جین میشناسی؟
بله؟ بله، میشناسم
اما چرا یهویی راجب اون ازم می پرسین؟
ازم خواست که بهش بگم کجایی
میگفت که باید پیدات کنه
میتونم شماره تماست رو بدم بهش؟
نه چرا؟
طبق رزومه ـت، تو و یانگ نام جین از یه شهر اومدین
اون استاکره هیچوقت نباید بهش بگین من کجام
استاکر؟
گفت دوستته
یه دوست خیلی خاص
درسته ما از یه شهریم
اما اون خیلی اذیتم کرده و راحتم نمیذاره
به هر حال، دیگه نمیخوام ببینمش
که اینطور
اگه خیلی سخته، چرا گزارششو به پلیس نمیدی؟
نمیخوام تا این حد پیش برم
از اونجایی که با هم تو یه شهر بزرگ شدیم نمیتونم همچین کاری کنم
فهمیدم پات چطوره؟
خیلی حرکت نکن و از خودت خوب مراقبت کن
باشه
استاکر؟
پس اون یه آدم بیچاره ـس که میفته دنبال یه دختر؟
هیچوقت تنهایی اونقدر مشروب نمیخورد
ممکنه اتفاقی افتاده باشه؟
یه نفر بهم گفت...
آدمایی که همچین چیزای کوچیک رو با هم شریک میشن
و با هم میخندن و با هم گریه میکنن
خانواده ـَن
درسته
بخاطر پسرم شی وو، هر کاری انجام میدم
قلمروی حیوانات؟ بله
همه حیوونا رو میاورد خونه ـمون از سگ های ولگرد گرفته
تا گربه، خرگوش، مرغ
و حتی لاک پشت همه ـشون رو تو خونه ـمون بزرگ میکرد
اگه قلمروی حیوانات نیس دیگه اسمشو چی میشه گذاشت؟
نام جین قلب مهربونی داره
همش این نیس
وقتی یه آدم نیازمند میدید، کفشاشو میداد بهش...
حتی ژاکتی که تنش بوده رو میداد بهش
یه بار پلوپزمون رو به یه آدم مُسن که تنها زندگی میکرد داد،
واسه همین تا چند ماه برنج رو توی دیگ می پختم
حتما خیلی تحت تاثیرِ تو قرار گرفته بوده
نه
من تنها فکرم این بود که غذا سر سفره ببرم
هیچوقت فکر نمیکردم به دیگران کمک کنم
شنیدم برای آدمای مُسنی که تنها زندگی میکردن کیمچی درست میکردی...
و وقت میذاشتی و باهاشون حرف میزدی
خب، فقط یه کم از کیمچیِ خودمون بهشون میدادم
شما دوتا راجب چی حرف میزنین که انقدر خوشحالین؟
خیلی خوبه که می بینم دارین با هم همدیگه حرف میزنین
واقعا؟
من و خانم یانگ داشتیم راجب بچگی های نام جین حرف میزدیم
چی؟ مامان تو که ازم بد نگفتی؟
یه کم ازت بد گفت چی؟
تو آزمون ریاضیِ دبستان از 100 امتیاز گرفتی 30
وای این چیزا رو هم بهش گفتی؟
حتما به بابات رفتی
یونگ گیو خیلی از ریاضی بدش میومد
واقعا؟
فکر میکردم شاید به مامانم رفتم
اما شدیدا انکارش میکرد و میگفت ریاضیش خیلی خوب بوده
هی، دیدی؟ بهت که گفتم ریاضیم خوب بوده
چرا حرفمو باور نمیکنی؟
مامان، میدونی منظورم اون چیزی که فکر میکنی نبود؟
لازم نيست احساس بدی داشته باشی
تو اونُ مثل پسر خودت بزرگش کردی
باور دارم که بخاطر همین نام جین مرد خوبیه
بله، البته، دقیقا
شما درست میگین پدر، من اومدم
چی شده این وقت شب اومدی اینجا؟
این فرشته ی منه
فرشته ی تو؟
میخوام با دستای خودم براتون شام درست کنم
تو برام شام درست کنی؟
شی وو بعدا میاد پیشمون
بیاین یه شام خانوادگیِ خوب بخوریم، پدر
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
ازم خواستی کمکت کنم برای رئیس شام آماده کنیم
اما تنها کاری که میکنی اینه که غذای بیرون بر رو میذاری تو بشقاب؟
من این غذاها رو از یه رستوران خیلی معروف گرفتم
به هر حال تو که نمیتونی بفهمی
باید یه شمع روشن کنم تا یه حس خوب به وجود بیاد
من شمعُ روشن میکنم
همونطور که انتظارشو داشتم میدونین چطوری یه حس خوب رو به وجود بیارین
خب... رئیس از این غذاهای چرب و چیلی خوشش نمیاد
جوری رفتار نکن که انگار بهتر از من میشناسیش
خانم هو، لطفا برو پدر رو بیار
چشم، خانم چویی
بیا تنهاشون بذاریم چرا؟
وقتی یه خانواده میخوان غذا بخورن چرا باید تو جمع ـشون باشیم؟
مگه چه ایرادی داره؟
دنبالم بیا صبر کن
بعدا دوباره می بینمتون
من لی سانگ هیونم لی سانگ هیون. آیگو
خدای من
تنها کاری که کردی اینه که غذای بیرون بر رو گذاشتی تو بشقاب؟
من اینو از بیرون بر نگرفتم، پدر
به چندتا سرآشپزِ معروف سفارش دادم اینو درست کردن
حتی شمع هم روشن کردی
این مراسم یادبوده؟ داری دعا میکنی که زودتر بمیرم؟
چطور میتونین این حرفُ بزنین، پدر؟
نمیخوام درگیرِ این بازیِ مسخره ـت بشم
پدر
خانم هو، من...
برای شام، خورش خمیر سویای پوره شده یِ خانم یانگ
و پیش غذایی که درست کرده رو میخوام
چشم، رئیس
خیلی بهم سخت میگیرین
تا حالا شده با من و شی وو...
رفتار گرمی داشته باشین؟
هیچوقت بهمون نگاه نکردین فقط حرفای زننده بهمون زدین
هیچ میدونین با این کاراتون من و شی وو چقدر احساس بیچارگی کردیم؟
شوهرت بخاطر تو مُرد چطور جرات میکنی صدات رو ببری بالا؟
چند دفعه باید بهتون بگم؟
شی وو اون روز مریض شده بود
از تب داشت آتیش میگرفت و به سختی میتونست نفس بکشه
ترسیده بودم که نکنه اتفاق بدی واسه شی وو بیفته
هیچوقت نمیدونستم پدر شی وو آخرش اونطوری میشه
واقعا نمیدونستم
هر وقت می بینمت، همیشه آخرش اینطوری میشه
دیگه برو
بیا بریم، مامان شی وو
لازم نیست این کارو کنی
پدربزرگ هیچوقت ما رو به عنوان خانواده ـش قبول نمیکنه
وقت و انرژیت رو هدر نده
نمیتونم صداقتِ شما دوتا رو ببینم
صداقت؟ چجور صداقتی؟
دقیقا از ما چی میخواین؟
فقط دو تا دلیل داره که میای دیدنم
که ازم بخوای فامیلت رو عوض کنم و شرکتم رو بهت بدم
اشتباه میکنین، پدر
حتی یه سگ خونگی هم...
میدونه کدوم آدم دوسش داره
من بیشتر از 80 سالمه
No comments yet. Be the first to leave one.