Le prime 200 righe.
« لندن، انگلستان »
،خب، اگه این یارو موزه رو میخواد تسخیر کنه چرا مارو دنبال کرد تا بیفتیم توی خیابون؟
ما سعی داشتیم کمک کنیم
از داد و فریادش معلومه که کمک مارو نمیخواد
خودت تنهایی اینو فهمیدی؟
.ماسک گازی که زده باید نفرین شده باشه
،باید نابودش کنیم اونوقت به جهان پس از مرگش راه پیدا میکنه
.دسخوش ادوین الان که وحشی شده چطوری باید درش بیاریم؟
باید ببُریمش
چاقوی آهنی
اگه خواست کاری بکنه میسوزونمش
،من میگم ماسک رو ازش جدا کنیم، نابودش کنیم
.بعد میره به جهان پس از مرگش، ختم داستان
ما از طعمه قدیمی و جاکبریتی استفاده میکنیم
.به جلد چهارم کارتهای تاروت نیاز دارم همونی که کوچیک و بنفشه
اون طلسم آتش رو داره
.یه مشکل کوچیک داریم توو دفتر جا گذاشتمش
چارلز، تو یه کوله داری .که بینهایت چیز توش جا میشه
من ک نمیدونستم نیازمون میشه
!برو
لعنتی
!از این طرف! این طرف
!باید برگردیم دفتر
اینجا که دفتر نیست، رفیق
پرش از آینه وقتی دارن دنبالت میکنن کار سختیه
خب، امیدوارم این روح جنگ جهانی اول هم .در مسیریابی به مشکل خورده باشه
« Mura Masa and Slowthai از Doorman آهنگ »
راستشو بخوای، مشتری میتونست یکم دقیقتر اطلاعات بده
« دیروز »
و چون نمایشگاه جدید ،درباره جنگ جهانی اوله
هنوز یه سری ارواح درد و غم در دل دارن
ارواحی که نمیتونن رها کنن
من در این دنیا هستم تا بهشون کمک کنم گذر کنن
این کارِ ناتمام منه
مثل کار ما میمونه، مگه نه ادوین؟ .ارواحی که پروندههایی که هیشکی از پسشون بر نمیاد رو حل میکنن
من اومدم سراغ شما چون یکی از ارواح یکم دیوانه شده
با دستمزدش ازتون میخوام که این معما رو حل کنین
من شنیدم شما بهترین هستین
خب. این آینه چی؟
این بار حواست جمع هستش دیگه؟ - آره -
.و همین الان دارم دفتر رو پیدا میکنم
.برو
...حالا، قبل اینکه بیاد
اینجایی پس
شرمنده، مرد
...اون ماسک تورو تسخیر کرده
پس باید درش بیارم
!ادوین
!عجله کن
،به شعله ندا بده ...روح را دور کن
!ادوین
!شیی در دست مرا آتش بزن ...
.هی، هی چیزی نیست رفیق
شما جنگ رو بردین
بچهها توی مدرسه دربارش میخونن، باشه؟
کار شما حرف نداشت
قبل اینکه "مرگ" بیاد دنبالش باید قایم بشیم
وگرنه ما رو هم میبره
چارلز، کارت حرف نداشت
.آره، خودمم خیلی از دست خودم راضیم جز اون تیکهای که داشت خفهم میکرد
مرگ
اون اینجاست
سلام، ویلفرد
ببخشید، من شما رو میشناسم؟
بله قبلا آشنا شدیم
البته. الان یادم میاد
تو خیلی وقته داری در نبردهای قدیمی مبارزه میکنی، ویلفرد
تو بیش از صد سال پیش مردی
من اونموقع اومدم سراغت
...اما
تو خیلی گیج بودی
.سرشار از خشم و نفرت
انگار الان خیلی بهتر شدی
آمادهای؟
کجا... الان کجا قراره برم؟
،وقتی در هندوستان بودم درباره تناسخ صحبت میکردن
...یه شعری از کیپلینگ خوندم
...اونا... اونا
،اونا برمیگردن، دوباره برمیگردن
.تا وقتی که زمین در گردش باشه
.خداوند هرگز یک برگ یا درخت رو بیهوده خلق نکرده
اونوقت فکر میکنی خداوند روح انسانها رو تلف میکنه؟
آره... بله
دقیقا همین بود
همین اتفاق سر من میفته؟
الان وقتشه که بفهمی
،تا حالا فکر کردی
اگه واقعا مرگ مارو گیر بندازه چی میشه؟
مارو مجبور میکنه بریم به جهان پس از مرگ و از هم جدا بشیم
من هیچوقت نمیذارم همچین اتفاقی بیفته
کانال رسمی تیم ترجمهی 30نما @Cinamasub
« سریال « کارآگاهان جوانِ مرده
Pink Panther ترجمه از « امـین احمـدی »
بیخیال، چرا اینقد سفت کردی خودتو؟
شول کن، یالا
.یالا ادوین .من فقط به خاطر تو این رو انتخاب کردم رفیق
بوکس ورزش مردهاست، اینطور نیست؟
آخه مگه من کی لازمم میشه کسی رو بزنم؟ من از سال 1916 مُردم
...خیلهخب. اگه یه روح دیگه
با یه دریل شارژی مشغول کشتن مردم باشه چی؟
،مستقیم میزنه به جمجمهشون ،همهجا مغز و خون میپاچه
.و جادوت هم کار نمیکنه و تو باید برای نجات یه مشتری جلوش رو بگیری؟
،در این مورد به شدت خاص
.تو دریلزن دیوانه رو با چوب کریکتت میزنی
نه نکن - ببین -
،من 30 ساله بهترین رفیق توئم
واسه همین میدونم ،دوست نداری چیزای جدید رو امتحان بکنی
اما باعث میشه من حالم خیلی بهتر بشه
،اگه یکی از این دههها .تو واقعا دفاع از خودت رو یاد بگیری
آره؟ آره؟ باشه؟ هی
باشه
یالا
هی، ایول بهت
.خوب بود فقط دفعه بعدی خیلی محکمتر بزن
« مشتری جدید »
.خیله خب من ادوین پِین هستم، ایشون هم چارلز رولند
،همونطور که بیشک میدونین .ما آژانس کارآگاهان جوان مرده هستیم
.اون مغز بازیه، منم بازوی کار مسائل رو حل میکنیم
تو بازوی کاری؟
آره. چرا اینطوری گفتی؟ - دلیلی نداره -
من میخوام که به دوستم کریستال کمک کنین
اون غیبگو هستش
.یک واسط بین دو جهان واسه همین با اینکه روحم میتونه منو ببینه
اما اخیرا، یه چیزی عجیب شده
منظورت از عجیب چیه؟
...اون معمولا خیلی
...اما اخیرا، اون یکم
همچنین آمریکایی هم هست
به نظر شیطان رفته توو جلدش
این خوبه. ما قبلا با تسخیر شیطانی سر و کار داشتیم
خیلی وقته کارآگاه هستیم - عالیه -
پس به دوستم کمک میکنین؟
پرونده شما رو در نظر میگیریم
درسته، اون میخواد الان سر مذاکره یکم سرسختی نشون بده
کارش همینه
آره، خب، ما باید درباره مبلغ صحبت کنیم
،ما گاهی کار خیرخواهانه هم انجام میدیم ...اما در این مورد
اوه، اما من فقط یه بچه کوچیکم .که با ناامیدی سعی دارم به دوست جدیدم کمک کنم
چطوری باید هزینهش رو بدم آخه؟
اِما
،مدل مو و کیف دستی ویکتوریایی تو .دلالت بر این داره که اواخر قرن 19 ـم فوت کردی
از نظر ماورای طبیعه به این معناست که تو از ما بزرگتری
تو زمان زیادی داشتی که .یاد بگیری چطوری به عنوان یک روح زندگی کنی
،مشخصه که دانش علوم پنهان رو هم داری
همانطور که از حیوان دستآموز ...درخشان جادوئیت معلومه. پس
.من گمان میکنم که توانایی پرداخت رو داری
باشه، عوضیها
چقد؟
!ول کن
!ول کن
« David Bowie از Hang On to Yourself آهنگ »
آفرین بهت، چارلز
نقشه مناسبی رو تهیه کردیم
ظاهر با من
!حالا، ادوین
طلسم رو بکش! ما باید !اهریمن رو گیر بندازیم
!میکشمتون
!سریع تمومش کن، ادوین
!میکشمتون
دیدی؟ تغییر چهرههای من همیشه جوابه
!سعی داره فرار کنه
!یه کاری بکن چارلز
!ماهیها دارن طلسم رو از بین میبرن
این باید اهریمن رو بیرون بکشه
ایستگاه کینگز کراس
.برای خط متراپولیتن، خط عوض کنید
چیزی نیست. مشکلی نیست
تو کریستالی درسته؟
...آره. کریستال پالاس
...یه چیزی... اسمم باز یه تیکه دیگه داره
...من... من اهل
خدای من. چرا یادم نمیاد؟
احتمالا یک اثر جانبی کوتاه مدت از تسخیر شیطانیه
میگذره
،میتونی چند روز پیش ما بمونی تا وقتی که حافظهت برگرده
معمولا این جزوی از خدمات ما نیست
.ما کارآگاهان جوان مرده هستیم ما تورو نجات دادیم
قابلی نداشت
کارآگاهان جوان مرده؟
خیلی خفنه نه؟ ما روحیم، و معماها رو حل میکنیم
اوه آره، روح. فهمیدم
فقط یه اسم مسخرهست
اون نباید اینجا باشه
.پرونده تموم شده چرا توی دفتر ما هستش؟
.خود مرگ هم اخیرا اینجا بود ما نگرانیهای بزرگتری داریم
اون ممکنه برگرده - آیا پرونده واقعا بسته شده؟ -
اون هیچی یادش نمیاد
آخه کجا باید بره؟
،میتونه بره اون دختر گستاخ اِما رو پیدا کنه
.بعد برن توی قبرستون باهم عکس بگیرن یا هرچی
ما ارتباطی با آدمهای زنده نداریم
قبول کن. حس خوبی داره که یکی که زندهست و همسن ماست ما رو ببینه، مگه نه؟
چارلز، نمیتونی اینجا نگهش داری
ما که دلمون نمیخواد رسواییِ سال 94 سر قضیه تولهسگ شکستخورده تکرار بشه؟
.خیله خب الان فهمیدم تو حسودی میکنی که یکی دیگه اینجاست
حسودی؟ - ...سلام -
دوباره
میدونین که کاملا میتونم صداتون رو بشنوم
صبح بخیر
اون یه شیشه زنبوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.