Le prime 195 righe.
داریو
داریو، خوبی؟
چخبره؟ ناموساً سرم درد میکنه - بجنب، باید از اینجا بریم -
داره چه اتفاقی میوفته؟ - میتونی راه بری؟ -
جولیتا رو نمیبینم
جولیتا مرده
همهچیزو برنامه ریزی کرده بودی، مگه نه؟
چی داری میگی؟ - خیلی کصکش دیوث بیناموسی -
تو اصلاً نمیدونی چه خبره - گوشیمو بده -
!از من دور شو
!دور شو
انیگو
ببخشید که دیر کردم - نگرانش نباش -
من خیلی به اون یارویی که توی فیلم توی آندورا بود فکر کردم
خبری داری؟
نه
اما من دلایل زیادی دارم که باور کنم اون توی مکزیکو سیتی ـه
تو چی؟
تو اونو دیدی؟
نه
اما آلما این کارو کرده
آلما
داریو
از زمانی که اون اتفاق واسه جولیتا افتاد
من تو رو قضاوت کردم
بدون اینکه بهت گوش بدم
حالا میخوام حرفات رو بشنوم
میخوام از زبون تو بشنوم که
دقیقاً اون شب روی پشت بوم هتل چه اتفاقی افتاده
آلما، میدونم که این حساسه
اما داریو هنوز اینجا زندگی میکنه
اگه واسه همین اینجایی، لئو
پس بهتره که موضوع رو عوض کنی
در غیر این صورت از صحبت کردن خودداری میکنم و ازت میخوام که بری
اینطور نیست، آلما
من به عنوان شوهر سابقت اینجا نیستم
فقط نمیخوام صدمه ببینی
من نیاز ندارم که حواست به من باشه، لئو
من این بار
به عنوان وکیلت اینجام
ناموساً؟
و درواقع ممکنه از من در برابر چی دفاع کنی؟
رابطهای من در دادسرا خبر دادن که
تو مظنون به قتل جولیتا لازکانو هستی
اسم تو در تحقیقات قتل دخیل ـه
من و داریو کاری نکردیم
و داریم واسه اثبات اون مدرک جمع میکنیم
راستش، لئونارد، من میدونم که دارم چیکار میکنم
باور کن
اگه واقعاً میخوای کمک کنی، بذار بهت بگم چیکار کنی
گوش میکنم
پاتریشیا گارسیا، کارآگاه
کوئرناواکا رو یادته؟
میتونی کمکم کنی تا اونو پیداش کنم
سکس
وسوسه
عشق
آره، خب نیازهای اولیهی جسمی و عاطفی که انسان ها هوس میکنن
همهی ما به سکس نیاز داریم
همهی ما میخوایم که عشق رو حس کنیم
میدونی، آلما قبل از اینکه جولیتا لازکانو بمیره
یه گفتگوی خیلی شدید باهاش داشت
یه فیلم پخش شده
این خیلی صلح آمیزه
توی آسانسور هتل گرفته شده
آلما کاملاً خشن به نظر میرسه
بیخیال، مونتانیو
من و تو جفتمون قدرت اشتیاقی که افسارش ول شده باشه رو میدونیم
بیا به نظریهی تو درمورد چگونگی قتل برگردیم
آلما رابطهی جنسی پرشوری با داریو داشته
...اون حس میکرد که
هیجان زده و یکمی از ارگاسم اون مسته...
پس اون گوشیش رو برداشت و به جولیتا یه پیام داد
این یه حدس و گمان محضه
سکس و عشق
با یکمی وسوسه، اون یه
مهمونی خطرناک رو راه میندازه
هیشکی از تاریکترین انگیزه مصون نیست. میدونی که
که شامل آلما هم میشه
استبان
!باگ
هی - زویی -
خیلی ممنون بابت اون - خدافظ. میبینمت -
ممنونم - اون خیلی باحاله، ها؟ -
چه خبر؟
باید باهات حرف بزنم
این بهترین درمانه
اینا باید قبل از ظهر بیان پایین - ببخشید -
اگه بگم که میدونم چه مدت بیهوش بودم، دروغ گفتم
فقط یادم میاد که به هوش اومدم و دیدم جولیتا نیست
و هیچ کس دیگهای اونجا نبود؟
هیشکی
مطمعنی؟
بله، آقا
پس، وکیلت، آلما دروغ گفت
که اون شب باهات توی اتاق هتل بوده
اون میخواست از من محافظت کنه
....انیگو
من دخترت رو نکشتم
...گوش کن، داریو
اینکه با اون زن بخوابی رو میتونم درک کنم
این چیزا اتفاق میوفتن
منم یه مردم
...اما بعدش چی شد
اینه که خیلی سخته...
بیا با هم قدم بزنیم
اون اصلاً به ما فرصت نداد فقط به ما گفت که بریم به جهنم
باورم نمیشد
من خیلی عصبانیام
مطمئنی از اینا نمیخوای؟ خوشمزهاس
ناموساً؟
به حضرت عباس اون بیناموس داره
توی آپارتمان آلما زندگی میکنه
فکر میکنی مامانت ممکنه دچار عدم تعادل هورمونی شده باشه یا چیز دیگهایه؟
خب، فکر کنم ممکنه اون وارد دوران یائسگی شده باشه
این چه کوفتیه؟
این صحنهایه که زنان، در حدود ...چهل سالگی بهش دست میزن
وقتی که به طور ناگهانی، چرخهی قاعدگی از بین میره...
واسه بعضیا، انگار دوباره دارن دوران بلوغ رو میگذرونن
به نظر میرسه که میل جنسی اونا داره افزایش پیدا میکنه
میتونم بگم که آلما علائم زیادی رو نشون میده
اون میتونه واسه کنترلش از دارو استفاده کنه؟
نمیدونم این به چیزی ربط داره؟
دارم سعی میکنم رفتارش رو بفهمم
لیز، مشکلی پیش اومده؟
راستش، من یکمی نگرانم. چون آلما نیومده
میخواستم بدونم که ممکنه بدونی همهچیز خوبه یا نه؟
آره، اما فکر کنم یه مدتی اون رو توی گروه نبینیم
این ربطی به داریو داره؟
کاری هست که بتونیم واسه اون انجام بدیم؟
نمیدونم. شاید بتونی با خانوادهاش تماس بگیری
و یکی اونو چک کنه
مطمئن باش - اونا انجام دادند -
...اون با همسر سابق و دخترش حرف زده
من فکر کردم که اون به زندگی سابقش در گوادالاخارا اشاره کرده
نه، اون این روزا توی شهره
... متأسفانه اون توی
هتلی که حادثه توش رخ داد مونده بود
متاسفم
آلما من اینجا در گروه حمایت هستم
خیلی ببخشید که مجبورم حرفتون رو قطع کنم اما اگه چیزی شنیدین به من خبر بدین
باشه. حتماً - ممنون. -
هاپسکاچ
عاشقشم
بذار ببینم
بازم ممنون که اجازه دادی اینو قرض بگیرم
یه کپی ازش گرفتم تا بتونم زود بهت برگردونم
پس مفید بود؟ -
به دوقلوی فرضی داریو که داره واس خودش میچرخه نزدیکتر شدی؟
فکر کنم دیدمش
کی رو؟ برادرش؟
راستش فکر کردم که داریوئه
پس اونو تا هتل تعقیب کردم
...همون هتلی که - آره، همون -
واقعاً مطمئنی داریو بود که توی نیویورک توی موزه دیدی؟
اونی که واقعیه؟
یا ممکنه کسی بوده باشه که به شدت شبیه داریو ئه
مثل اتفاقی که واسه من افتاد؟
اون دنبالم اومد منو صدا کرد
!تاکسی
!لیز
!لیز
با این حال اون منو با اسم صدا نکرد
وقتی بهش فکر میکنم، میبینم خوب نگاه نکردم
پس واقعاً نمیتونم بگم
اوکی - نمیدونم -
داریو
یه لحظه
اینو میشناسی؟
شبیه جولیتاست
جدیداً توی اتاقی که
تو توش اقامت داشتی، سر و کلهاش پیدا شده
من تو رو به هیچی متهم نمیکنم
هنوز پلیس چیزی درموردش نمیدونه
دلیل اینکه اونو پیدا کردم اینه که آلما
سولارس، کوئینتانا یا هرچی که هست رو
توی لابی اون هتل کوفتی دیدم
مستقیماً داشت میرفت سمت اتاقی که قبلاً توش اقامت داشتی
فکر کنم که
میخواست مخفیانه به اونجا برگرده
تا گوشی جولیتا رو اونجا مخفی کنه
آلما؟
جواب توی این گوشیه
نگاه کن، ببین توی آخرین لحظات زندگی دخترم چی گذشت
متاسفم انیگو، اما من نمیتونم
به نظرت اونجا چی هست؟
شمارهی آلما، یه بار
و یه فیلم
ازت میخوام اون رو ببینی و خودت قضاوت کنی
تماس با پلیس خیلی راحتتر بود
تا اونا باهاش برخورد کنند
اما من میخواستم این فرصت رو بهت بدم
خودت اون رو تحویل بدی
... اینیگو - نه، فعلاً چیزی نگو داریو -
فقط گوش کن، لطفاً
No comments yet. Be the first to leave one.