Informazioni sulla release

꽃선비열애사 The Secret Romantic Guesthouse S01E16 VIU Sunflowermag
Un commento di sunflowermag

Tag

other
Pubblicato il: 2023-11-14
Download: 16
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

🌼 مهمونخونه عاشقونه 🌼

تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملا غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، انجمن ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد

تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملا غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، انجمن ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد

...وقتی همه چی تموم شد

...اونوقت میتونیم

کاری که میخوای رو بکنیم

گفتی آرزو داری بری یه جای دور دست

میتونیم اقیانوس رو ببینیم

نه

برای یه مدت آرزوهام رو کنار میذارم

...اگه پادشاه جایگاهش رو خالی کنه

کی از مردم مراقبت میکنه؟

پادشاه خوبی شو

...تو

همینطوری هم میشی

دان او

فکر میکنی پادشاه خوبی میشم؟

...هیچوقت قول هایی

که بهم دادی رو فراموش نکردی

...وقتی بچه بودی گفتی

اگه دوباره همو ببینیم بهم میگی اسمت چیه

...همینطور گفتی سالم و سلامت برمیگردی

و این کارم کردی

...مگه ممکنه همچین مردی

نتونه از مردمش محافظت کنه؟

...یا

انگار روح دیدی

...بسیار خوشحال شدم

که به هوش اومدین

پزشک سلطنتی رو خبر میکنم

جرئت کردی با لی سول دست به یکی کنی؟

!حقیقت نداره

اگه زندگیم برام مهم بود ...طرف یه خائن رو نمیگرفتم

...من از مرگ برنگشتم

که بهانه هات رو بشنوم

...پس میخواین

چی ازم بشنوین؟

چیزی بگو که ارزش زندگیت رو داشته باشه

تنها چیزی که میتونی بفروشی پسر ولیعهد خلع شده لی سوله

...لی سول رو لو بده

و جون بی ارزشت رو حفظ کن

...یا یه خدمت گذار وفادار شو

و کنارش دفن شو

میخوای خدمت گذار وفادار بشی؟ باشه ر طور راحتی

میدونم

اعتراف میکنم، اعلیحضرت

که لی سول کیه

دان او

...تو همیشه

خونه من می مونی

فراموش نکن

اینم یه قول دیگه منه

اون الان کجاست؟

...لی سول

...لی سول

توی یه مهمون خونه تو جونگ چونه

تو باغ گل ها

با بقیه محقق های جوان زندگی میکنه

گفتی باغ گل ها؟

همون که صاحبش دان اوئه؟

بله

جونگ یوها

...اون

پسر ارشد ولیعهد مخلوع لی سوله

اسمت چیه؟

من جونگ یوهام محقق ساکن باغ گل ها

این حقیقت داره

که جونگ یوها همون لی سوله؟

من چیزی رو که میدونستم بهتون گفتم بدون هیچ کم و کسری

لطفا بهم رحم کنین

یون دان او

از سول محافظت کرده و بهم توهین کرده

...لی سول قلابی باید قربانی بشه

تا لی سول واقعی شانسی برای برگشت داشته باشه

...برای بازجویی میارمشون

و قدرتمو نشون میدم

...اداره کردن مهمون خونه ای به این بزرگی اونم تنهایی

کار ساده ای نیست

هیچی تو زندگی آسون نیست

مسئول جایی مثل بویونگ گاک بودن

...بهترین اتفاق برای یه کیسانگه

که میتونه رخ بده، مردم که اینطور میگن

به نظر زندگی عالیی نمیاد

حتما خیلی تنهایی

...پس

میذارین کنارتون بمونم؟

از این به بعد چیکار میکنین؟

ارثیه من شامل یه خونه اس

میخوام برم اونجا

...شاید یه مدرسه کوچیک باز کردم

که به بچه ها درس بدم

اون بچه ها خیلی چیزا ازتون یاد میگیرن

شما دانش و شخصیت خوبی دارین که باید به اونا یاد بدین

...مثل اینکه فکر میکنین

خیلی بزرگتر از چیزی ام که واقعا هستم

برای اینکه انتظاراتتون رو برآورده کنم باید خیلی تلاش کنم

کلاهی که دادین خیلی گرم بود

هدیه ی خداحافظیه

به زودی از اینجا میرید؟

راه، طولانی و سخته

...شما هم

میخواین باهام بیاین؟

...من

میتونم؟

شما فردا صاحب تاج و تخت پادشاهی میشید

..برای همین

داری اینقدر با عجله از اینجا میری؟

...وقتی ارباب به قدرت میرسه

نگهبان هم باید ناپدید بشه

منظورم این نبود که ناپدید بشی

منظورم این بود که خودت رو پیدا کنی

اون چیه؟

چیه که اینقدر بیرحمانه قلبت رو سوراخ میکنه؟

امیدوارم سلامت باشین

به عنوان دوستت باید بدونم

نمیشه بهم بگی؟

مشکل چیه؟ چته؟

...دیگه حتی

یه روز هم نمیتونم

نمیتونم اینجا بمونم

...نکنه

بین تو و هونگ جو اتفاقی افتاده؟

...من، زندگیش رو

...کاملا

تباه کردم

منظورت چیه؟

یادتون میاد؟

...سال ها پیش

یوک این هو دنبالتون بود

...پسر ارباب جانگ

یکی از اعضای موک این هو بود

...مردی که با دست های خودم کُشتمش

نامزد هونگ جو بود

کسی نیست؟

...تو

اعلیحضرت حالشون بهتر شده

به هوش اومدن؟

بله

اعلیحضرت فرمودن که این نامه ی محرمانه رو برسونین

جونگ یوها که در باغ گل ها سکونت میکنه

اون، لی سول وارث معزول ئه

به خاطر همین نگهبان هم اونجا بود

همه با هم بودن

...در حالی که خائنین قصر رو پیدا میکنم

اون رو بگیر و مخفیانه پیش من بیار

این رو به رئیس نگهبانان کاخ برسون

بلافاصله به باغ گل ها میریم

لازم نیست که زنده بذارینش

به محض اینکه نگهبان رو دیدین بُکشینش

با لی سول باید چیکار کنیم؟

اون هم توی باغ گل هاست

...وقتی سایه ای که ازش محافظت میکنه رو از بین ببریم

اون هم جایی برای قایم شدن نداره

!محقق

...منو نبخش

بانوی من

!شی یول

واقعا اینجوری میری؟

بله

ناراحتی؟

حتی از ابراز ناراحتی ام هم خجالت میکشم

جایی هست که بتونی بری؟

یکم قبل یه کشتی به طرف چینگ پیدا کردم

تو فقط به خاطر من شمشیرت رو از غلاف بیرون آوردی

...به خاطر همین بار همه ی گناهات

رو من به دوش میکِشم

...پس لطفا

شمشیرت رو به سمت خودت نگیر

این گناه منه و خودم بارش رو به دوش میکِشم

...پس حتی فکرش هم نکنین

که این بار رو باهام تقسیم کنین

شی یول

ازتون یه خواهشی دارم

لطفا از بانو هونگ جو محافظت کنین

...فکر میکنم که دستیار جانگ

فهمیده که هنوز زنده ست

نگران نباش

...درست مثل دان اوه

از بانو هونگ جو هم محافظت میکنم

برگردین داخل

دان اوه منتظرتونه

سان

آخرش مثل من نشو

هیولا نشو

شرافتمند زندگی کن

محافظ رفته

گفت میره به چینگ

این چیز خوبی نیست؟

سایه بالاخره آزادی خودش رو پیدا کرد

درسته، چیز خوبیه

...با این حال

به نظر میرسید که وارد مسیر تاریکتری شده که توسط گذشته تسخیر شده بود

...فکر میکردم با برکناری پادشاهی که تاج و تخت رو غصب کرده

میتونم از مردمم محافظت کنم

محافظ هم به زمان نیاز داره

ولی به دلایلی اصلا احساس خوبی ندارم

انگار همه ی چیزهایی که برای رسیدن بهشون تلاش میکنم از بین میره

تاج و تخت تا فردا متعلق به شما میشه

نیازی نیست نگران باشین

خیلی عجیبه

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left