Le prime 200 righe.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
به دست بیار و دارایی رو و تحویل بده
همهچیز دیگر قابل مصرف است
اطاعت میشه
بهم بگو،جَک
از کجا میدونی همشون چِینجلینگزن؟
نمیدونستم
این چِینجلینگزها میتونن کاملا به
اجزای داخلی بدن تبدیل بشن
،که به این معنی هست که میتونن هرکسی باشن
و ما هم هیچوقت نمیفهمیم
استارفلیت در ضعیفترین حالتش قرار گرفته
من یک جفت دارایی اطلاعاتی در زمین دارم
که بهشون اعتماد دارم،و اونها سرشون
با جمع کردن مدرک درمورده سلاح پورتال،شلوغ بوده
که این مربوط میشه به چیزی که چِینجلینگزها میخوان
کلید تمام این توطئهها میتونه داخل دِیاستروم باشه
الان حرف بزن
ایستگاه دِیاستروم توسطه گارده سرسختی از هوشهای مصنوعی محافظت میشه
ولی خب نقصهایی داره
من دستگاهی رو دارم که بهشون نفوض میکنه
و تو بهمون اون دستگاه رو میدی
تو خوبی؟ - اونها میدونن -
ژان-لوک،تو باید سفینه رو برداری و بری
الان دیگه به تو بستگی داره،کاری که شروع کردم رو تموم کن
اون داره میره سمت پورته ناسل
بهمون دستور داده شده تسلیم بشیم - تسلیم؟چرا؟ -
ما توسطه یکسری چِینجلینگزها
که مثل پلیسها لباس پوشیدن،از بیرون سفینه محاصره شدیم
!ایستگاه های نبرد
استارفلیت محاصره شده
دارن میان دنبال ما
?ولی دقیقا کی
همگی
!کجان؟
کجان؟
اون احمق مریضی از شما که
...قراره بهم بگه که هنوز پیکارد رو پیدا نکرده
!اوم-اوم-اوم
و چه قدر که خسته هستن
همونقدر که من خستم،عزیزم
همونقدر که همهمون هستیم
همونقدر که برادر و خواهرامون هستن
کسایی که هرروز عذاب میکشن
کسایی که مجبورن ماسکهای فدرال رو بزنن
ولی استراحت هم میرسه
یک روزی میرسه که جسمهای بی جون در فضا میسوزن
اوه،دوباره سکوت همه جا رو میگیره
دوباره اتحاد
دوباره آرامش
...ولی اول
ما باید انتقام بگیریم
کافیه
...حالا
من اسم و مکانه تمام همکارهایه
ژان-لوک پیکارد رو میخوام
اسم و مکان تمامه کارکنانه استارفلیت،چه سابق چه حال حاضر
و هردوستی که ممکنه اون بره پیشش
هرکسی که دوستش داره و ممکنه برای آرامش بره پیشش
،ما تمام دنیا رو زیر و رو میکنیم
و بعدش شب تاریک،روشن میشه
با شعلههای فدرال
...و با استفاده از اونها
ما پیشرفت میکنیم
،جک رویاهایی رو میبینه
کابوسهای شبانه،رفتارهای خشونتآمیز
به محض اینکه بهم اعتماد کرد،من یک اسکن-اعصاب روش انجام دادم
و این هم نتیجهاش
تو مطمئنی؟
اون بخشه مغز که مربوط به احساسات
و رویاپردازیه...همش تحت تاثیره
جک سندرومه "ارومادیک"داره
که از من بهش به ارث رسیده
از وقتی پسرکوچولویی بود کابوس داشت
رویاهای شفاف
حرف زدن با دوستهای خیالی
،فکر میکردم اون خاصه
نه اینکه یک مغز بیمار داشته باشه
....بهش تعدادی دارو دادم تا هذیونهاش کمتر بشه
کنترل سیستم عصبی
...اون
اون الان خوبه
ممکنه قرنها طول بکشه تا از پا درش بیاره
...بِوِرلی
لطفا انقدر خودت رو سرزنش نکن
وقتی میتونی بهش کمک کنی
تمومه
یکی دیگه،لطفا لندلورد
اوه،یکی دیگه هم برای رفیقم
ما داریم جشن میگیریم
جشن؟ - اوهوم -
به نظر میاد من دیوونه نیستم
نه،من فقط شکستهام
و جوری که گفتمش،میتونی به عنوان بدبهت درنظر بگیری
یا میتونی مثل اون ژاپنیهای مایه دار منو ببینی
که تیکههایی از فنجونشون از طلایه مذاب بوده
یا شایدم منو توی چمدونم پیدا کنی
به نظرم تو باید جدی بگیریش
اوه،من کاملا جدی بودم
تقریبا مرده بودم
ببین،ون گوگ با اون مغز ناقص کارایه خفنی کرد
پس من رو با چند بطری و گوش اضافه تنها بزار - ...جک -
چطور نجات پیدا کردی؟
نکردم
درسته،پوزیترونیک ها
یک بدن کاملا مصنوعی
فکر نمیکنم یکی دیگه
به اندازهی من داشته باشی،نه؟
من خیلی وقته با سندروم ایرومودیک زندگی کردم
سرنوشت همیشه یه راهی برای سورپرایز کردن ما پیدا میکنه
و تو جوونی جک
کاشکی همونقدر که در پاس دادن ژنتیک خوب بودی
در پاس دادن علم هم خوب بودی
مادرم خیلی وقتمن رو آموزش میداد تا از خودم در مقابل تو محافظت کنم
من رو در مقابل خطره ژان-لوک پیکارد
در طی زندگی محافظت کرد
شایدم از قبل از به دنیا اومدنم ،محکوم به فنا بودم
فرمانده هَنسن به فرمانده پیکارد
ادامه بده
اونا اینجان
فرمانده،اجازهی ورود رو میدین
صادر شد،آقای وُرف
خیلی وقته گذشته
یازده سال و پنج ماه و چهار روز
منهای پیامهای مکرری که میفرستادین
"و بطریه سالانهی ترش "مید
مید ترش؟
منظورم شاتوئه پیکارد
یه جورایی تارته،قربان
اوم
بیخیال،میدونی که اهل بغل کردن نیست
ولی دیدنتون خیلی خوبه
- ممنون،دکتر - ژان-لاک
هیچوقت اینو باور نمیکنی ،ولی…
این کلینگان،مدیتیشن میکنه
پر سودترین نبرد
اونیه که درون خودت داری - واو -
- جدا؟ - همین الان گفتمش
هِی،تو خوبی؟
خب هنوز زندهایم،اگه منظورت همینه
خب،برای پیدا کردن شما چیا رو که نگذروندیم
بهمون زمان بیشتری میده تا خبرهایی که
بهمون میگه تو و دکتر کراشر خانواده این رو ،محاسبه کنیم
همینطور به نظر میاد - فرمانده -
ما باید مطمئن بشیم که
هم از استارفلیت و خویشاوندانش محافظت کنیم
ما کلی چیز برای گزارش داریم
،به نظر میاد دشمن قدیمیمون
چِینجلینگزها از زمان ظهور جنگ دومینین دوباره پدیدار شدن
در طول جنگ آنها با قدرت و فریب
به فدراسیون حمله کردن
و ما هم با ویروس ساختهی استارفلیت،انتقام گرفتیم
دوطرف شرمندگی و زخمهایی دارن
البته که استارفلیت پادزهر رو
به چِینجلینگزها داد،اونا رو به خونشون گریت لینک فرستاد
البته که چندین تا توطِئه هم داشتن باهاشون
رو باور داشت نقشهشون هرچی که هست
یه جورابی به روزه فرونتایره استارفلیت مربوطه
بهترین نتیجهای که میشد گرفت
کمتر از 48ساعت - ما وقت نداریم -
ما سرنخی نداریم- برای همین هم باید بگردیم به اول کار -
:به صحنهی جنایت ایستگاه دِیاستروم
خونهی تکنولوژیهای ثبت نشدهی استارفلیت
صلاحهای آزمایشی،وجودیته آدم زمینیها
...چندین ماه پیش،وادیک چند دسته از سلاح های ارزشمند رو دزدید
برای مثال؛وسیلهی پورتال؛که تو دیدیش
،استفادهاش در مرکزه کاریابی
به نظر ما بیشتر یک تخریب بود
که چی رو پنهان کنه؟
دزد یا چیزه دیگهای رو؟
الماس رو دزدیدن تا کسی صدفها رو چک نکنه
مشخصه که سلاحی رو دزدیدن که ده برابر مرگبارتره
پس ما دنبال یک تفنگ دودی میگردیم
که دیگه وجود نداره
پس دیگه دود رو دنبال میکنیم
تنها راهی که میشه این سلاح رو تشخیص داد
،اینکه اطلاعاتی از پروژهی دِیاستروم به دست بیاریم
ذخیره گاهش
که کلی فایل رو نگه میداره
فایلهایی که رو جمع کرده بود
ولی اطلاعات خام باید روی کامپیوتر باشه
اونم توی کامپیوتره ایستگاه اصلی
پس ما قراره از موسسهای که دنبالمونه دزدی کنیم
کلمهی"دزدی"خیلی به جا بود،فرمانده
از هنگام فروپاشی
ایستگاه خالی از سکنه شده
،انتظامات استارفلیت هر ساعت اونجا کشیک میدن
ولی گاوصندوق خودش توسطه
یک هوش مصنوعیه حیرتانگیز محافظت میشه
اونی که فکر میکنه سازگاره
خوشبختانه،ما یک کلید داریم
که میتونه موقتا سیستم رو غیرفعال بکنه
...اگر این کلید موفق نشه
،خب در عوضه پیدا کردن سلاح
ما به دردسرهای زیادی برمیخوریم
رو باور داشت این سلاح گمشده
میتونه مرکزیت کله توطئهی چِینجلینگزها باشه
این تنها راهی هست که میتونیم خلاص بشیم
و استارفلیت رو نجات بدیم
...پس
No comments yet. Be the first to leave one.