Le prime 200 righe.
جوسوکه، مراقب باش. یه دوست اونجاست.
به ماشینها هم توجه کن.
بس کن! من میبرم!
می، نباید مامان رو اذیت کنی!
میدونم!
بابت سرزده اومدنم ببخشید. فردا ما میزبانیم.
اشکالی نداره.
– دختر خوبی باش. – باشه.
تا عصر برگردین.
– باشه! – خداحافظ!
– همه چی مرتبه؟ – بله.
عالیه!
بیاین تو.
می!
میرم یه چیزی بخرم.
داخل بازی کنین، باشه؟ بیرون نرین.
– باشه. – باشه.
باشه، خوبه.
سنگ، کاغذ، قیچی!
سنگ، کاغذ، قیچی!
…هشت، نه، ده.
حالا میتونم؟
هنوز نه!
حالا میتونم؟
– هنوز نه! – اینجا نه. برو یه جای دیگه!
میتونم؟
هنوز نه!
میام خونه میبینم یه بسته پنجتایی، چهار تا شده.
باورم نمیشه.
شنیدی؟ دیروز یه نفر مشکوک اینجا دیده شده.
آره، مدرسه برام ایمیل زده.
– آره. – وحشتناکه، نه؟
آره.
نفر بعدی لطفاً.
می؟
همه هستن؟
می؟
بله، سوزوکی؟
ببخشید، یوکا...
داره همین جاها پرسه میزنه.
می هم اونجا نیست؟
چی؟!
وقتی قایمموشک بازی میکردن، غیبش زده.
گفتن شاید دنبال تو اومده. درسته؟
بله، دقیقاً.
همین طوری رفته...
– به همه خبر دادم. – باشه.
متأسفم.
میگن هیچکس ندیدتش.
دور و بر رو میگردم.
- متشکرم. - من هم همینطور.
متشکرم.
- حتماً به زودی ظاهر میشه. - واقعاً متأسفم...
بدوید برید تو.
ببخشید. معذرت میخوام.
- همسرتون. - ممنونم.
الو؟ چی شده؟
چی؟!
ببخشید.
ببخشید!
- حالت خوبه؟ - آره.
مِی کجاست؟
اگه چیزی دستگیرمون بشه، سریع بهتون اطلاع میدیم.
بفرمایید.
ممنون.
حالت خوبه؟
- ببخشید. - اشکالی نداره.
خانه عروسکی ترجمه: هانزوبورشی
یک سال بعد
مهم نیست کجا میرم یا چی کار میکنم. احساس میکنم یه سوراخ توی قلبمه.
انگار همهچیز از دستش میرفت.
روزی نیست که به بچهام فکر نکنم.
اما اگه تا ابد ناراحت باشم، احتمالاً بچهم سرزنشم میکنه.
به همین خاطر سعی میکنم حداقل روزی یه بار لبخند بزنم.
خیلی ممنونم.
خب، نفر بعدی سوزوکیه.
زحمت نکشید، اما اگه میخواهید در مورد چیزی صحبت کنیم...
من...
من...
اون لباسشویی...
عجله نکنید، اشکالی نداره.
من بودم.
اون لباسشویی قدیمی رو هیچوقت عوض نکردم...
مِی...
نمیتونست نفس بکشه...
سفر نرفته بودی یا چیزی شبیه این؟
جاروبرقی رباتیک نداری. میخوای مال خودم رو بیارم؟
شاید زیادی دارم دخالت میکنم، ولی...
یه معبد اون نزدیکی هست که مراسم آتشسوزی برگزار میکنن.
میگن جای خوبیه. نظرت چیه؟
آره...
من رسیدم خونه.
خوش اومدی.
یه بازار عتیقهجات توی پارک برگزار شده بود.
با اینکه قیمتش بالا بود، آخرش خریدمش.
بابت معطلی ببخشید.
بفرمایید.
- اینو... - چی؟
هیچی.
اینجاست.
بگیرش.
باشه.
اینو؟ - آره.
عالیه! تموم شد.
باشه.
عروسک من یه عروسک زیباست.
با چشمانی روشن و پوستی شفاف.
دهان کوچولو و دلنشینی داره.
عروسک من یه عروسک زیباست.
سلام.
من خونهام...
شبها خوب میخوابید؟
بله.
بعد از بیدار شدن چه حسی دارید؟
خوبم.
اشتها دارید؟
بله، دارم.
در نگاه اول ممکنه عجیب به نظر بیاد.
بهش میگن عروسکدرمانی.
عروسکها واقعاً میتونن در بهبود عاطفی خیلی کمک کنن.
عروسکدرمانی...
حیوانات عروسکی گاهی به مردم کمک میکنن با از دست دادن حیوان خانگی کنار بیان.
و عروسکهای نوزاد واقعگرا حتی میتونن علائم زوال عقل رو بهبود بدن.
این در سراسر جهان به رسمیت شناخته شده و مؤثره.
نگران نباشید.
مدتی به همین حال بمونید و کنار همسرتون باشید.
دارم به کم کردن تدریجی داروها فکر میکنم.
خوبه.
پیداش کردیم.
خوش اومدید! چند سالشه؟
پنج سالشه.
این بزرگه...
بیا بریم اون طرف. - باشه.
نگاه کن! دریا!
عالیه.
بلدی؟ - خوبم.
دارم عکس میگیرم. - باشه.
اینجا رو نگاه کن.
بگو سیب!
رسید؟
سلام بر تو. - سلام.
این انقدر امکانات داره که به سختی میتونم عادت کنم.
داره کار میکنه! - خدای شکر.
خوبه. پیچیدهست.
آقای سوزوکی.
چی؟ امروز رفتید معاینه؟
نه. رفتم پیش متخصص زنان.
متخصص زنان؟ چرا؟
چی؟ نگو که...
این رو بیار اینجا. باشه...
هنوز آماده نیست.
به زودی خواهد شد.
فقط این رو وصل کنم.
میخوای بشینی؟
بله، لطفاً.
ممنونم.
خوابه. چقدر نازه.
مای! مای!
مامان، بیا اینجا رو نگاه کن.
چه قدر عکس...
باشه مای. بیا اینجا، نگاه کن.
از نزدیک...
مامان، تو هم توی کادر هستی!
بریم.
باشه!
- راه میفتیم! - باشه.
مای کلی داره میخنده.
اینو؟ یا اینو؟
باشه.
امروزه همه چیز چقدر راحت شده.
چی میگی؟ این چند وقته هست.
واقعاً؟
بازم خوشحالم.
یه مدتی این عروسک رو همه جا با خودت میبردی.
میترسیدم که یه مشکلی پیش بیاد.
ببخشید که نگرانت کردم.
حالا که نگاه میکنم، انگار واقعاً داشتم کم می آوردم.
آها، اینو؟
باشه، بیا اینجا.
چی؟
چی گفتی؟
باشه، بیا اینجا.
چیزی نیست.
نه بابا...
این ژاپنیه؟ چی نوشته اونجا؟
چی؟
این رو.
چی؟
درباره چی حرف میزدیم؟
اون موها...
بهش میگن خفگی ناشی از مو.
مو دورش میپیچه و جریان خون رو قطع میکنه، ممکنه بافت بمیره.
ظاهراً موی مادر یا چیزی دورش میپیچه و کسی متوجه نمیشه.
این موی من نبود.
باشه.
خوبه.
پنج سال بعد
مامان!
چی؟! باید بغلت کنم؟
باشه، بیا اینجا.
No comments yet. Be the first to leave one.