Specials

Informazioni sulla release

I Love You From Today E03 150408 HDTV XviD-WITH
Un commento di Mehdi_Rain
S@man : مترجم

Tag

HDTV
hdtv
XviD
HD
Pubblicato il: 2015-08-07
Download: 6
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

چی؟

قیمتش چقدره؟

چطور نمی تونی حتی نصف قیمت واقعیش هم بهم بدی

اینو همین تازگیا خریدم

کیفای مارک دار دسته دوم

پلمپ شده نیستن

بذار ببینم

اوه ، وای

حتی یه خراشم اینجاس

خب ، میخوای اینو بفروشی؟

بله میخوام بفروشم

لطفا یه قیمت خوب بهم بدید

باشه.

خب ، من

سخاوتمندانه میتونم اینقدر بهت بدم

باشه

نمی تونم یه لباس خوشگل بپوشم

پس حداقل میخوام یه کیف خوب داشته باشم

این جرمه؟

اگه این جرمه

پس تو کسی هستی که باعث شدی من اینطوری بشم

اگه اینکارو نمیکردی...

صبر کنید

رئیس جانگ بومسوک

تماس شما انتقال داده شد...

آقای کیم ، بیا بریم

بله ، رئیس

بیا تو

الان میخوای بری؟

بله

متاسم ، نمیتونم باهات بیام

من فقط مراقب دستورات ضروری ام

و حتما یه سر بیمارستان برو ، زود

عمل جراحی مهمی نیس

آقای کیم میان اینجا،

پس لازم نیست بیای بیمارستان

من دخترتم

اگه من مراقبت نباشم ، پس کی باید باشه؟

اگه تو اینقدر منو دوس داری

چرا زودتر ازدواج نمیکنی؟

اوه ، اون مردی که گفتی...

کِی میاد کره؟

دورغ گفتی که دوست پسر داری؟

برای اینکه سر قرار از پیش تعیین شده نری؟

نه

پس شماره تلفنش رو بهم بده

میخوام حتما باهاش حرف بزنم

اوه ، بابا

برو بیمارستان

اونو بهم بده فقط برو

تو بیمارستان حوصلم سر میره پس باهاش تماس میگیرم

نه.

اونو بده بهم

میخوام اون برنامه تلویزیونی که

که شاگرد مادر توش بود رو ببینم

هیج راهی نداره ببینمش؟

نمیدونم!

من کار دارم ، خواهشا برو

اینجوری نباش

مامان

سونگ هی صدات میزنه

اوه ، خدایا...

سئونگا بازم همون کارو کرده؟

موقعی که ازم کارت اعتباریمو گرفت؟

چرا اینو به عنوان جنس دست دوم نمیفروشی؟

قیمتش خیلی کم بود

و هم اینو نمیتونم پسش بدم

فقط وانمود کن که اینو واسش خریدی

من مطمئنم اون بیشتر احساس پشیمونی میکنه تا اینکه بخواد لذت ببره

تازه کارت اعتباریتو هم شارژ‌ کرد

پس حالا میتونه بدون احساس گناه اونو داشته باشه

اما این اولین بارش نیس

اون خیلی علاقه داره همچین چیزای گرونی رو بخره

هر طور شده پول کارت اعتباری رو میدم

چطور میخوای اینکارو کنی؟

خودم مراقبشم

تو که هیچ پولی نداری

من خودم اینکارو میکنم

نه اصلا ، من که بی شرم نیستم

خودم اینکارو میکنم

تو گفتی میخوای بر سر کار

برو دیگه ، برو.

باشه.

باور نکردنیه...

امشب با رئیس بیمارستان قرار ملاقات دارم

از وقتی فهمیدم برادر شماس استرسم بیشتر شده

اما رئیس جانگ،

امروز تو بیمارستان خودتونو چک کردید؟

نگران من نباشید

فقط یه عمل سادس ، چیز مهمی نیست

باشه ، بعد از اون میبینمتون

سلام ، رئیس جانگ

من یون سونگ هی ، پرستارتونم

خوشوقتم

اول نیازه ما چیکار کنیم؟

میخوام اول

فشار خونمو بگیری

بله

خب...

امکان داره بدنم به لباس سفید واکنش نشون بده

وقتی یه پرستار لباس سفید بپوشه

و فشار خونم رو بگیره

خیلی بالا میره

آقا

فشار خونت واقعا بالا میره

وقتی یکی رو تو لباس سفید میبینی؟

پدر منم دقیقا همینطور میشد

واقعا؟

اما اون دیگه خوب شده

چطوری؟

شما بچه دارید، درسته؟

بله ، یه دختر

اون خیلی باهوش و خوشگله

پس حتما باید دیوونه ش باشین؟ ( دوسش داشته باشین)

خب حالا چشماتونو ببندید

فکر کنید من دختر باهوشتون هستم

استرس نداشته باشید

فقط راحت و آروم باشید

به خاطره های خوب با دخترتون فکر کنید

شما واقعا دیوونه دخترتونید

فشار خونتون نرماله

من این کارو سه بار برای پدرم تکرار میکنم

این معنیش اینه که شما نسبت به پدر من...

بیشتر دیوونه دخترتونید

من دیوونه دخترمم؟

هر وقت خواستید فشار خونتون رو بگیرید

به دخترتون فکر کنید

ممنونم

بابا.

وای.

نظرت در مورد دخترم چیه؟

حالا فهمیدی که چرا اینقدر دوسش دارم؟

بله ، درسته

سلام.

شما پرستار پدرم هستین؟

لطفا خیلی خوب ازش مواظبت کنید

حتما

اگه چیزی نیاز داشتید باهام تماس بگیرید

باشه.

لطفا استراحت کنید

چطور میتونم همچین پولی داشته باشم؟

حتی اگه داشته باشم هم نمیتونم ازت پس بگیرم

سئونگا باید از فکرش بیرون کنه

اون تو موقعیتی نیس که بخواد پولاشو هدر بده

واسه یه کیف لوکس

چطور میتونی همچین حرفی بزنی؟

تو این سن و سال ، اون خیلی چیزا لازم داره

احساس بدی دارم که نمیتونم چیزی واسش بگیرم

پس سونگی رو چی میگی؟

اون هم سنشه...

و تنها کسیه که خرجی میده . خدای من

چون اونو خیلی دوس داری

سئونگا نمیتونه تشخیص بده چی درسته و چی غلط.

و همینم باعث میشه احساس نا امیدی کنه

سونگ به سئونگا آسون میگیره

واسه اینکه باعث سوختگیش شده

و به خاطر احساس گناهی که میکنه نمیتونه چیزی بگه

اما تو نباید اینجوری باشی

مامان ، تو باید مثل خواهرت باشی

تو در شرایطی نیستی که بخوای واسه اون سخنرانی کنی

بیون دونگو... بله؟

تکالیفتو نوشتی؟

دیگه تقریبا خودتو باید واسه امتحان مدرسه آماده کنی

اونم بذار تو گوشت

هر وقت جای سوختگی سئونگا رو میبینم

واسش ناراحت مبشم ، چرا اون......

اوه ، خدای من

هنوزم ، خیلی بهش آسون میگیری

مخفیانه استفاده کردن از کارت اعتباری جرمه

چطور میتونه همچین کاری کنه

وقتی که برادرش میخواد قاضی بشه؟

هی ، من میرم

پس معلومه نمیخوای بهم پول قرض بدی

دونگو ، من رفتم

وقت امتحانته پسرم

میرسونمت

سلام ، دونگ سوک

جونبی ، خیلی وقته ندیدمت

بله.

بعدا میبینمت

خداحافظ

خیلی وقته ندیدمت ، نه؟

لحنش خیلی صمیمی بود

خب ، تو میخوای نادیدش بگیرم؟

هر چی.

منظورت از هر چی چیه؟

بعد از طلاق ، من و تو ممکنه

باهم غریبه باشیم

اما خانواده دونگ ناکدانگ و من

هنوز هم ارتباط نزدیکی با هم داریم

حالا هر چی ، پس برو پیش همونا

چرا پس میای اینجا

و مثل همیشه منو شرمنده میکنی

واسه تفریح که نمیام اینجا

اومدم اینجا دنبال پسرم

پسرم ، بیرون منتظرتم

واسه کلاست آماده شو بیا بیرون

باشه

چی؟ پسرت؟

چطور اون پسرته؟

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left