Let's Be Friends! (Mujhse Dosti Karoge!)

Let's Be Friends! (Mujhse Dosti Karoge!)

मुझसे दोस्ती करोगे!

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

Mujhse Dosti Karoge!-2002-DVDRip
解説: Sunny_Farsi
هماهنگ با نسخه 1.45 گیگابایتی

タグ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
公開日: 2016-11-04
ダウンロード: 88
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

تنظيم زيرنويس : ثاني

!پس من چي؟ همسر عزيزم بسه ديگه! - بله, دوست من-

من هنوزم نميفهمم چرا ميخواي بري لندن

چرا پسر جوان يکي از ثروتمندترين خانوادههاي "شيملا" اينو ميخواد..؟

,اون براي پول نميره پس چي...؟-

ببينم تو تا حالا دختراي خوشگل انگليسي را ديدي؟ دخترا را فراموش کن-

ميرم(.com)ولي براي پول هم نيست. براي دات کام

يک روز دانش کامپيوتر به يک صنعت بزرگ تبديل ميشه

و از ايده هاي من ميتونه اونجا بهترين استفاده بشه. وگرنه من چرا بايد خانواده ام را ترک کنم؟

وقتي اونجا برسي ما را فراموش ميکني؟ چطور ميتوني اين حرف را بزني آقاي "خانا"؟-

مگه ما ميتونيم اين دوستي را فراموش کنيم؟

"تينا" ...بيا...بيا

شنيدي "تينا" ؟ ...اگه دوستي پدر و مادرمون تموم نميشه

پس دوستي ما هم تموم نميشه "دوستي ما هيچ وقت تموم نميشه "راج-

تينا" تو برام نامه مينويسي . مگه نه؟" آره مينويسم-

منم مرتب بهت ايميل ميزنم ...ولي من که کامپيوتر ندارم-

!راست ميگي !تو کامپيوتر نداري

...ولي من دارم خوبه-

من روي کامپيوتر "پوجا" برات ايميل ميزنم

پوجا" تو هميشه به دادم ميرسي" تو دوست خوبي هستي

راج" بيا" الآن قطار حرکت ميکنه

..."خدا حافظ "پوجا" ...خداحافظ "تينا

...خداحافظ "دلم برات تنگ ميشه "راج

!تينا" ي عزيزم" لندن واقعا شهر بزرگيه

اون ساختمونهاي بلندش و اون ساعت بزرگ و معروفش خيلي از ساعت روي برج "شيملا" بزرگتره

.ما توي "همپستييد" زندگي ميکنيم ما تنها خانواده هندي اينجا هستيم

بقيه همه انگليسي اند

در مورد مدرسه هاي اينجا بهترين چيزي که وجود داره اينه که ما مجبور نيستيم يونيفرم بپوشيم

همه چيز اينجا جالب و ديدنيه

!لندن واقعا ... من که خسته شدم شهر زيبا و قشنگيه-

ولي من دلم براي خونه , هند و تو تنگ شده

من منتظر جواب تو هستم . برام بنويس "دوستت دارم . "راج

!راج" ديگه واقعا خيلي خسته کننده شده"

خدايا!! يعني من بايد دوباره بشينم و بهش ايميل بزنم؟ !نه! اصلا

!تينا" تو بهش قول دادي . تو بايد براش بنويسي" ...حتما ... من بايد-

تو هميشه "راج" را ناراحت ميکني پس بايد من بنشينم و بهش ايميل بزنم؟-

اگه تو اينقدر مشتاقي چرا خودت نمينويسي؟

خداحافظ- خداحافظ-

راج" عزيزم! "لندن" شهر مهيجي به نظر مياد ولي" شيملا" هم مهيجه"

امروز موقع نهار يادت افتادم من امروز غذاي مورد علاقه تو "گوبي پاراتاس" را خوردم

توي لندن "گوبي پاراتاس" گيرت مياد؟ فعلا خداحافظ , بايد برم تکاليفم را انجام بدم

"خيلي دوستت دارم... "پوجا" ... "تينا

تينا" ي عزيزم , خيلي خوشحالم که جواب ايميلم را دادي" حالا ديگه ما براي هميشه دوست هستيم

آره , اينجا هم "گوبي پاراتاس" گير مياد

سرآشپز ايتالياييمون با نظارت مادرم درست ميکنه

ولي مزه مال هند را نداره

حدس بزن چي شده... من هنوزم تو کلاس شاگرد اولم

من نميدونم تو هم مثل "پوجا" توي درسهات موفق هستي يا نه

من براي تيم کريکت کلاسمون انتخاب شدم

ممکنه يک روز من يک بازيکن کريکت بزرگ بشم

"من يک دوست جديد دارم "روني مندونکا ما هر يکشنبه با هم کليسا ميريم

امروز اتفاق جالبي برام افتاد وقتي به کليسا رفتم

من يکمرتبه يک آهنگي را با خودم زمزمه کردم الآن اون آهنگ را برات ايميل ميکنم

آهنگ وصدات هميشه همراه منه مثل اينکه خودت همراه من هستي ...هر وقت من به کليسا ميرم

آهنگ تو را زمزمه ميکنم تو هم مثل يک همراه هميشه با من هستي-

تا وقتي که در مورد همه چيز برات ننويسم نميتونم بخوابم

هر وقت نميتوني بخوابي کتاب بخون

داستان عشق" رمان خيلي جالبيه"

ميدوني , من فقط عکسهاي 15 سال پيش تو و "پوجا" را دارم

من چند بار از تو خواستم اقلا برام يک عکس بفرست

چون خودت ميگي که من را خوب ميشناسي

ميخوام ببينم اگه رو در رو بشيم من را ميشناسي يا نه

!ميبينيم , اصلا کي عکس خواست؟ من وقتي تو را ببينم فورا ميشناسم

عکس تو توي قلب منه دروغگو-

.خيلي زود ميفهميم کي دروغ ميگه من خبرهاي خوبي برات دارم , من دارم برميگردم

.من دارم به هند برميگردم من دارم ميام تا تو را دوباره ببينم

بعد از اون همه سال مثل اينه که براي اولين بار تو را ميبينم

!تو بايد خيلي خوشگل باشي ...من مطمئنم

تو هنوز هم خوشگل تريني هنوز هم زيباتريني

"اون من نيستم "راج ... اون يکي ديگه هست ... يکي ديگه

"تينا"

اون داره برميگرده کي؟-

"راج" راج کيه؟-

!"پوجا" !"تينا"-

تو چکار کردي "پوجا"؟ چرا اون نامه ها را از طرف من فرستادي؟

باشه من کار احمقانه اي کردم! ولي الآن تو بايد کمکم کني اون فقط دو هفته اينجا ميمونه

...فقط براي 2 هفته وانمود کن که تو اون نامه ها را فرستادي فقط همين

!اين کار خيلي راحته !من نميتونم همچين کار احمقانه اي را انجام بدم-

تينا"! بعد از اون همه کاري که من براي تو کردم" ...از وقتي که بچه بوديم تا الآن

من هميشه تکليفتو برات مي نوشتم به خاطر من تو هر سال قبول مي شدي

ولي تو؟ تو حتي حاضر نيستي اينقدر کار را برام انجام بدي؟

باشه , باشه , سعي نکن مثل هميشه منو تحت تأثير قرار بدي !فقط بگذارش به عهده من

حالا بگو ببينم راج چه شکليه؟

...اون خيلي خوشگله...قدش 6 فوته ...چشماي آبي داره و

بسه...بگذار خودش بياد

بگذار ببينيم "راج" چه شکليه

اوني که تو رؤياهاي من هست دوست دارم بدونم چه شکليه

اوني که توي قلبم خودشو براي مدت طولاني مخفي کرده دوست دارم بدونم چه شکليه

اوني که تو رؤياهاي من اومده دوست دارم بدونم چه شکليه

اوني که توي قلبم خودشو براي مدت طولاني مخفي کرده دوست دارم بدونم چه شکليه

من اونو تو قيافه هاي مختلفي ديدم مثل اينه که خيلي وقته اونو ميشناسم

خدا سرنوشت اين دو دل را اينطور مقدر کرده

بدون اينکه اونو ديده باشم بيقرارشم

خداي من! وقتي تو اونو ببيني چه اتفاقي مي افته

توي رؤياهام هميشه اين سؤال هست که اون چه شکليه؟

از اون روز اون توي چشمم و قلبم جايگاهي پيدا کرده

وقتي براي اولين بار اونو ميبينم تنها کسي که تو قلبمه

بيقرارم نميدونم چرا مثل اينه که ماه توي آسمون مخفي شده

من يک کلمه هم با اون حرف نميزنم فقط به صورتش خيره ميشم

!اين بيقراري! اين اشتياق دوست دارم بدونم اون کيه

رقصيدن اون را هميشه توي روياهام ديدم

من اونو خيلي زود ميبينم يک يا دو روز ديگه دوست دارم بدونم اون چه شکليه

اوني که تو رؤياهاي من اومده دوست دارم بدونم چه شکليه

کسي که من را اون شبها بيدار نگه داشت دوست دارم بدونم چه شکليه

دوست دارم بدونم چه شکليه

دوست دارم بدونم چه شکليه

دوست دارم بدونم چه شکليه

!پس "راج" اونه! خيلي بد هم نيست اين ماجرا چقدر طول ميکشه؟

"دو هفته؟ بگذارش به عهده "تينا من اين کار را برات انجام ميدم

چطوري پسرم؟ خوبم-

!راج" ما چقدر خوشگلتر شده"

!دوستم از لندن اومده !اين را به دوستام تاکيد ميکنم

!بخوريد! بنوشيد! شاد باشيد بسه! بگذر حرف بزنيم

...بيا بيا تو بغلم-

...زن داداش عزيزم تو چطوري؟

تو بايد "تينا" باشي. درسته؟

من وقتي تو را ببينم فورا ميشناسم عکس تو توي قلب منه

تو حتي از اوني که فکر ميکردم هم خوشگلتري

منم ديگه... ولي تو هم خيلي بد نيستي آقاي آمريکا

آمريکا؟ ولي من از لندن اومدم !لندن يا آمريکا... اين مهم نيست-

در هر حال من يک مرتبه اين اسم به ذهنم رسيد فهميدي آفاي آمريکا؟

پوجا"؟"

آره

تو هم بزرگ شدي ...ولي من هرگز فکر نميکردم که

تينا" اينقدر بزرگ شده باشه" چي درباره من فکر ميکردي؟-

چطوري بهت بگم دربارت چي فکر ميکردم؟

چيزي که فکر ميکني انجام نده ...وچيزي که انجام ميدي را بهش فکر نکن

عمو

بچه ها اينجا چکار ميکنين بياين بريم خونه

من برگشت تو را توي خونه با يک گروه موسيقي جشن گرفتم

نه عمو! باز هم يک مجلس دعاي ديگه

آره دخترم

بگو درود بر الهه مادر

شنيده بودم هرکس خارج ميره فرهنگ و تمدن خودش را فراموش ميکنه

...من خارج رفته بودم ولي دلم اينجا بود

اين تمدن مال تو آقاي آمريکا الآن (به تو) چشمک زد

تو معرکه اي! حتي توي اين لباس هم خوشگلي

کاش منم ميتونستم اينو بهت بگم

پسرم... تو نميخواي دعا کني

دوست دارم بدونم اون چه شکليه

اون طوري نيست که من دوستش نداشته باشم ...اون واقعا خوشگله

ولي اين ظاهر خوب ... به نظر نمياد باطن جالبي داشته باشه

اين آدمها دوست دارن آدم را تحقير کنند !نه "تينا"! "راج" اينجوري نيست-

واقعا؟ به نظر مياد طرف "راج" هستي-

اميدوارم وقتي اون نامه ها را براش مينوشتي عاشق اون نشده باشي

!من چقدر ديوانه ام تو هيچوقت عاشق نميشي

تو فقط وقت براي کتابها و کامپيوترت داري تو دختر خوبي هستي

تو با کسي ازدواج ميکني که پدر و مادرت برات انتخاب کنن. درسته؟

تو چي؟ چجور ازدواجي را دوست داري

!من؟ من جتما يک ازدواج عاشقانه دارم

تو عاشق "راج" هستي؟ تينا"عاشق اين پسرها نميشه"-

پسرها عاشق "تينا" ميشن

اگه درباره عشق حرف ميزني بايد اسم من هم ببري !آرزوي تو اينه-

تينا" يادته وقتي بچه بوديم" مدرسه را دودر ميکرديم و ميومديم اينجا براي اسکي

و "پوجا" تکاليفمون را انجام ميداد و مياورد پوجا" امروز برام چي آوردي؟"

راج" را" من را؟ يعني چي؟-

آقاي آمريکا شرط ببنديم؟ من امروز برنده ميشم درست مثل وقتي بچه بوديم

ببينيم کي برنده ميشه

من هيچوقت باخت نميدم ولي من از باخت لذت ميبرم-

تو از باختن توي مسابقه لذت ميبري؟ کي درباره مسابقه حرف زد-

پس چي ؟ من درباره باختن دلم حرف ميزنم-

چرا اينقدر مشتاقي که باخت بدي؟ من مشتاق نيستم ... من واقعا باخت دادم-

من با بازنده ها دست نميدم

بگذار برد را بهت تبريک بگم

اين راهيه که توي پيروزي باخت ميدي !خيلي زرنگي-

کي برد؟ ...من خيلي وقت پيش باختم... الآن

الآن چي..؟

الآن؟ الآن همه چيز دست اونه

براي اولين بار که به يک مرد نگاه کردم ...و احساسي به من دست داد

ولي اين نميتونه عشق باشه عشق اينطوري اتفاق نميفته

من فکر ميکردم وقتي عاشق بشم خيلي خوشحالم

من فکر ميکردم خجالت ميکشم به اون نگاه کنم ولي اين اينجوري نيست

هنوز دوستش دارم ...دوست بودن با کسي راحته

ولي عشق چيزيه که من درباره اون چيزي نميدونم

اون جاييه که تو توش ميفتي

خوابم مياد

متاسفم... مزاحمت شدم؟ نه! اصلا! بيا تو-

اين همون اتاقه

اين همون اتاقيه که "تينا" برام نامه مينوشت

اين همون اتاقه اين همون کامپيوتره اين هم منم

!پانزده سال

همونطوري که من فکر ميکردم

هنوز هم کار ميکني؟ من به يک دانشگاه در لندن درخواست ميدم-

لندن؟ تو ميخواي بري لندن و به من نگفتي؟

ميخواستم سورپرايزت کنم

چي ميخوني؟ هنر-

هنر؟ "تينا" هم هنر را دوست داره کدوم دانشگاه؟

دانشگاه لندن اون دانشگاه منه-

ميدونم چرا تو هيچوقت به من ايميل نزدي؟-

اگر من بهت ايميل ميزدم تو به من هم جواب ميدادي همونطوري که به "تينا" جواب ميدادي؟

منظورت چيه؟ منظورم همينه, در هر حال , فراموشش کن

تو واقعا "تينا" را دوست داري مگه نه؟ تو دوستشي ميتونم بهت بگم-

...ميدوني بدون ديدن و ملاقات کردن کسي

...ما همه چيز را درباره هم ميدونيم-

نه فقط همين

شايد ما داريم توي يک عشقي مي افتيم ...بدون ملاقات هم-

بدون ديدن هم اين رابطه زيباييه

و چيزي که اين را کامل ميکنه اينه که تينا" خيلي خوشگله"

!آره , خوشگله

پوجا" به نظر ميرسه که ما دوستاي خوبي هستيم"

Let's Be Friends! (Mujhse Dosti Karoge!) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Let's Be Friends! (Mujhse Dosti Karoge!)

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left