最初の200行です。
عزیزم
هممم؟
عزیزم، عزیزم، عزیزم
مککوئید هستم
باشه. وصلش کن
امشب دیگه نه
هی، هی، هی. آروم باش
اون چیکار کرده؟
یا خدای بزرگ
اسمش جاش گرینبرگـه
هفته پیش، سعی کرد همکارش رُزا رو ببوسه
.اونم جواب رد بهش داد الان میخواد بهش پیامک بفرسته
تو پیامک چی نوشته؟
"بیداری؟ میخوای بگردیم؟"
میدونم. دستش روی دکمهاس
خدای من. مسته؟
اونا همیشه هستن
نوبت توئه، مککوئید
جاش
.اسم من ستوان مککوئید هستش فقط میخوام حرف بزنیم
!من کارم از حرف زدن گذشته، پسر
،میدونم الان توی وضعیت بدی هستی ولی از مغزت استفاده کن
ساعت 2 صبح شنبهاس
فکر میکنی قراره چطوری بشه؟
رُزا با دیدن اون پیامک فکر میکنه که میخوای باهاش سکس کنی
و فکر میکنه آدم منزجرکنندهای هستی
!هی! جلوتر نیا
میفرستما. به خدا میفرستمش
!خیلی خب، خیلی خب خیلی خب خودت تحت کنترلی، داداش
خودت تحت کنترلی
تکتیراندازها در موقعیت قرار گرفتن
میتونیم بزنیمش
نه
شلیک نکنین
بذارین یه چیزی رو امتحان کنم
.من وسابل خودمو گذاشتم رو زمین میخوای تو هم مال خودتو بذاری زمین؟
!عمراً، مرد
عیبی نداره. مشکلی نیست
،فقط میخوام یکم بیام نزدیکتر تا بتونیم حرف بزنیم
فکر کنم منظور همدیگه رو خوب نفهمیدیم
چطوره که از اول شروع کنیم؟
تو به دبیرستان "نورث اوانستون" رفتی، درسته؟
آره
من چند تا رفیق اونجا دارم
!به پیش، تیم ولورین
آره، به پیش، تیم ولورین
.خوبه! حالا حرف همدیگه رو میفهمیم اینطوری خوبه
ورزش دوست داری، جاش؟
چی؟
من از ورزش خوشم میاد
فوتبال، بسکتبال
توی دانشگاه بازی میکردم حتی به این فکر کردم که حرفهای دنبالش کنم
...ولی مشکلم این بود که، من هیچوقت
!به اندازه کافی سریع نبودم
!نه
!نه
آره
فکر کنم احتمالاً نباید این پیامک رو میفرستادم، نه؟
!رُزای پر تلاش
صبح شما بخیر
میگم آخر هفته یه پیامک گروهی
...که به همه فرستادم به دستت رسید یا
"پس، "بیداری؟ میخوای بگردیم؟ یه پیامک گروهی بود؟
آره، صرفاً فقط از گروهی که
بهشون پیامک فرستادم سؤال پرسیدم ...که اگه بیدار بودن
آخر هفته باهام برای دیدن مسابقهی هاکی بیان
آهان، من فکر کردم فقط من این پیام رو گرفتم
دیگه کیا توی این گروهت هستن؟
مایک، دوستم مایک
اوه! دوستت مایک
مایک رو میشناسی؟
آره، کنار ماشین اغذیهفروشی دیدمش، یادته؟
آره - آره -
پس مایک به دیدن مسابقه هاکی میاد؟
آره
خیلی خب، منم هاکی دوست دارم
خوبه
آره، به نظر میاد خوش میگذره
مرسی که برنامهاش رو ریختی
وای، خیلی خب - خیلی مهربونی -
خوبه، مرسی
رفیق، خیلی هیجانزدهام که رُزا هم میاد
آره، این... این خوبه
سلام، بچهها
!سلام
هی، رُزا، از دیدن دوبارهات خوشحالم
.منم همینطور چطوری، جاش؟
هی، هی
!اوه! اینو داشته باش
!امکان نداره
آره، احتمالش چقدر بود اینطوری بشه، نه؟
همه کسایی که دارن میرن داخل این لباس رو پوشیدن
جاش، ازمون عکس بگیر
.آره، آره، آره باید اینو بذاری توی اینستاگرام
دوقلوها# - آره، هشتگ -
عالیه
بفرمایین
عجب، خیلی جذاب شدیم - وای، خدا -
سکسیه. واسه منم بفرستش
باشه. شمارهات چنده؟
847...
555... - خب؟ -
توی مغازه گفتن هر شمارهای که بخوای میتونی برداری
خوشم اومد
به چه کارهایی مشغولی، رفیق؟
هـی، میگذرونیم، سرمو شلوغ نگه میدارم
بلیطها دست اونه - آره، دست منه -
بلیطها دست اونه - خب -
!رُزا، هی
!من صندلی وسطی میشینم
!رُزا! رُزا
!من صندلی وسطی میشینم
ببخشید، آقا - خدای من -
!آره - ببخشید، خیلی خب -
...میخوام - خیلی خب -
...میدونم، فقط
ببخشید. میدونم، شرمنده
،ممکنه به نظرت احمقانه بیاد ،ولی هر بار که هاکی نگاه میکنم
"ذهنم میره سمت "کیسی جونز
همونی که توی لاکپشتهای نینجاست؟ - آره -
!منم همینطور، رفیق
9ساله که تو کف "آپریل اونیل" هستم
منم 8 ساله تو کف رافائل هستم
چون خونسرده ولی گستاخ
پیتزا
چی؟
لاکپشتهای نینجا عاشق پیتزا بودن، یادتونه؟
اونا پیتزا میخوردن
آره، درسته، درسته
پیتزا میخوردن. راست میگی
حالا وقت دوربین بوسه هستش
خدای من
!ببوسین! ببوسین! ببوسین
خدای من
فکر کنم مجبوریم - آره -
مجبور نیستین. مجبور نیستین
چقدر عجیب بود
هی، گربههای رعدآسا رو یادتونه؟
یه کارتون دیگه بود
حالا وقت دوربین بوسه هستش
چی؟ دوباره؟
!ببوسین! ببوسین! ببوسین
!خدای من
به تخمشون گرفتن، یعنی چی؟
فکر کنم مجبوریم
نه
لبهای نرمی هم داری
مرسی - جات رو عوض میکنی؟ -
چی؟ - میشه من بشینم اینجا؟ -
...من... میخوام... نمیتونم ببینم
میشه جات رو با من عوض کنی؟
خیلی خب - ممنون. ممنون -
ببخشید - نه، خواهش میکنم -
خیلی خب
!خیلی خب
بازی خوبیه - آره -
یه بار دیگه، وقت دوربین بوسهاس
دوباره؟
،باید بگی، بسه دیگه یه کار جدید انجام بدین
!ببوسین! ببوسین! ببوسین
از این وضعیت خسته شدم
چطوری اینکار رو کردن؟
همهاشون دست به یکی کردن
!فکر کنم مجبوریم - مجبور نیستین -
!ببوسین! ببوسین! ببوسین
فکر کنم... حالم خیلی خوب نیست
فکر کنم بهتره برم
وای، نه - چی، جدی؟ -
آره، باید... باید برم، آره
فکر کنم بهتره شما بمونین همینجا
چی داری میگی؟ - همینجا بمونین -
آره، شما به کارتون برسین
نه، نه، اشکالی نداره
چیکار داری میکنی؟ - فکر کنم بهتره اینجا بشینم -
حالا وقت دوربین تنهاییه
شماها... وجداناً؟ این دیگه یعنی چی؟
فکر کنم باید جلو دوربین جلق بزنی و گریه کنی
باید چیکار کنم؟
!جلق بزن و گریه کن! جلق بزن و گریه کن
فکر کنم مجبوری
توی یه مرحلهی دیگه
باید بشکهی یه نفر رو
از یه نقطهی شهر به نقطهی دیگه ببرم
آخه، من این بازی رو گرفتم
،چون میخواستم آدما رو بکشم نه حمالی کنم
میدونی منظورم چیه؟
چی؟ آره، کاملاً
نه، ببخشید
میخواستم در مورد یه چیزی باهات حرف بزنم
باشه، چی شده؟
راجعبه رُزا هستش
آه، رُزا، آره
رُزا چی شده؟
یکم باهمدیگه وقت گذروندیم
خب؟ - هنوز هیچ اتفاقی بینمون نیفتاده -
هیچ جوره
ولی فکر کنم یه چیز خاصی بینمون هست
!چی؟ معرکهاس
خیلی ردیفه. ولی مطمئنی؟
...چون رُزا خیلی خاصـه
No comments yet. Be the first to leave one.