Shrinking - First Season

Shrinking - First Season

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Shrinking S01E09 720p WEB x265-MiNX
Shrinking S01E09 WEB x264-TORRENTGALAXY
Shrinking S01E09 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Shrinking S01E09 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-NTb
Shrinking S01E09 720p WEB h264-TRUFFLE
Shrinking S01E09 1080p WEB h264-TRUFFLE
Shrinking S01E09 HDR 2160p WEB h265-TRUFFLE
Shrinking S01E09 WEBRip x264-ION10
Shrinking S01E09 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Shrinking S01E09 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
解説: Theo_S
█⫸ سعید | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

タグ

web
720p
720
x265
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HD
webrip
BRip
HEVC
2CH
公開日: 2023-03-17
ダウンロード: 26
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

ریموند، پاول گفت آماده‌اس که تو رو ببینه

بالاخره

لیسا، دیرمون شده

استیون، بجنب ما داریم از اینجا میریم

اونها برای چی هستن؟

لذت

خوش گذشت، درسته؟ زود باش

مامان رو یادت نره

مطمئنی باید امروز این کارو بکنیم؟

زمان زیادی گذشته اون می‌خواست که تو خاکسترش رو پخش کنی، درسته؟

می‌دونم، ولی کمی باد میاد

نمی‌خوام چیزی ازش بره تو دهنم - ببین، می‌فهمم -

این هفته تولد همسر مرده‌ام هست

منم گیر کردم

فکر می‌کنم جفتمون باید رو به جلو حرکت کنیم

به نظر میاد بسته‌اس

آره، نگران این نباش

دیدم که یه جایزه بردی

اوه، رفیق - قضاوت نکن -

اگه چیزی دربارۀ تو منتشر بشه گوگل به من خبر میده

این خیلی ضایعه

واو، خیلی واضح گفتم قضاوت نکن

آره، ولی من باهاش موافقت نکردم - منصفانه‌اس -

آره، ای‌پی‌ای جایزۀ یک عمر دستاورد حرفه‌ای رو به من میده

تبریک میگم

بی‌خیال رفیق، این مسخره‌اس

اوه، خب، تو این زمان سخت کاری از دستم برات برمیاد؟

نه، مسئله اینه که من حاضر نیستم مجبور بشم کارم رو کنار بزارم

میشه یه چیزی بگم؟ - حس می‌کنم همیشه در حال حرف زدنی -

آره، ولی من بابتش بهت پول میدم پس اشکالی نداره

گوش کن، حدود بیست سال پیش که اومدم تو رو ببینم

بیست و دو سال پیش

خیلی الکل می‌خوردم و ازدواجم تموم شده بود

و اونقدر عزت نفسم پایین اومده بود که

بیشتر اوقات به این فکر می‌کردم که چطوری خودم رو بکشم

الآن، زندگیم اونقدر خوبه که نصف اوقاتی که از اون در میام تو

نمی‌دونم می‌خوام در مورد چی حرف بزنم

امروز می‌خوام دربارۀ حس پیر بودن حرف بزنم

و نمی‌دونم هنوزم می‌تونم کت چرمی بپوشم یا نه

نمی‌تونی - ای بابا -

گوش کن، پاول، کل زندگی کاریت رو صرف کمک به دیگران کردی

لیاقت اینو داری که ازت تقدیر بشه

ممکنه بعضی‌ها با این حرف موافق نباشن

کی مثلاً؟

اوکی، خب می‌دونم که خودم

خیلی ازت سپاس‌گزارم

ممنون، پاول

قابلی نداشت

فکر می‌کنم بتونم شلوار چرمی بپوشم؟

نه - لباس تنگ و کوتاه چی؟ -

فکر می‌کنم وقتت تموم شده

اوکی، لیسا همه سرکار بهشون بازخورد میدن، درست؟

اما انتقاداتی که ازت میشه رو خیلی بزرگتر از چیزی که هست برداشت می‌کنی

اشتباه نمی‌کنی

هی، تو اشتباهاتت نیستی

ولی رئیسم الآن فکر می‌کنه من یه احمقم

اون صدای مادرته نه رئیست تو یه احمق نیستی

می‌دونی این رو از کجا می‌دونم؟

چون تو اصل جنسی

خوشم میاد فحش میدی

به همین خاطره که این کارو می‌کنم عوضی

می‌بینی، به همین دلیله که ارزش نود دقیقه رانندگی تا اینجا رو داری

چون تو هم خود جنسی

لیسا، این در مورد من نیست ولی لطفاً، ادامه بده

ولی لعنتی، نود دقیقه؟

آره، ولی ارزش این رو داره که بیای پیش یه درمانگر سیاه‌پوست

لازم نیست دربارۀ خودشیفتگی مادرم برات توضیح بدم

یا اینکه که این هم‌وابستگی نیست

وقتی کل خانواده‌ام با پسرعموم میرن فروشگاه وقتی که اون می‌خواد یه لباس جدید بخره

خب، ما حیواناتی گروهی هستیم

ممنون

ولی جدی خانواده‌ات خیلی هم‌وابسته هستن

این صندلی اونه، درسته؟

آره، ولی حس عجیبی داره که اینجا رهاش کنی

...اگه کمک می‌کنه، می‌تونی، اه می‌تونی قبلش باهاش حرف بزنی

جداً؟ - آره -

چیزهایی رو بگو که هیچوقت نتونستی بهش بگی - همه چی رو؟ -

می‌تونی اون رؤیایی که اون شومبولت رو قطع می‌کنه کنار بزاری، ولی آره

آره

مامان، گاهی مواقع خیلی بد بودی

خیلی بدجنس بودی و قضاوت‌گر

هزاران دلار از کلیسایی که می‌رفتی دزدیدی

اونو نمی‌دونستم

ولی تو من رو بزرگ کردی

دوستت دارم

قشنگ بود

ممنون - بیشترش -

باید ما، اه، این خانوم رو پخش کنیم یا نه؟

آره

عجله نکن

ولی حواست به پای من باشه

دریافت شد

من اشتباه می‌کردم ما باید فرار کنیم

اونجا

واو - نگهبانی، وایسا، هی -

حین رفتن پخشش کن حین رفتن پخشش کن

پخش کن و بدو پخش کن و بدو

دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

مترجم: سعید Theo_S

«روان‌درمانی» «فصل اول، قسمت نهم»

چی تو ذهنت بوده؟

سلام، سلام

فقط همین گیرمون اومد

ولی خیلی خوب بود

اوکی، خیلی دوستت دارم

حتی نمی‌تونی صدای موسیقی رو بشنوی

می‌دونم، ولی خیلی میخواستم که جزئی ازش باشم

سلام، میشه لطفاً تنبیهم تموم بشه؟

آره - واقعاً؟ -

دو هفتۀ دیگه

اوکی اون دیگه بدجنسی بود - تو ماشینم رو دزدیدی کوچولوی عوضی -

منصفانه‌اس

هی، یادته قبلاً عادت داشتی بیای انتهای تخت دراز بکشی

دربارۀ آهنگی که خیلی بهش فکر می‌کردی به من و مادرت می‌گفتی

ما یه مهمونی شنیدن داشتیم - آره -

بعد من یکی از آهنگ‌های مورد علاقه‌ام رو برات اجرا کردم

بهم گفتی که سلیقه‌ام تو موسیقی افتضاحه

آره، دلم برای اون تنگ شده

اگه بهت کمک می‌کنه بگم که همین الآن هم سلیقۀ موسیقیت افتضاحه

خوشحالم که هنوزم اینجوری فکر می‌کنی

خدایی گوگو دالز چیه؟

اوه

اوکی

برای درک، به سلامتی - ممنون -

این خیلی محبت‌آمیز بود، ممنون

بازنشسته، با اون همه مو؟ هممم، هممم، هممم

دنیا مال توئه

اوه بس کن

می‌خوای چکار کنی؟

نمی‌دونم، فکر می‌کنی سال اول رو تو خونه استراحت کنم

اوه - به همین دلیل شماها رو دعوت کردم -

بخشی به خاطر اینکه خیلی برات خوشحالم

خیلی دوستت دارم - آو -

و بخشی هم به این دلیل که نمی‌خوام وقتی جون خودم رو گرفتم سؤالی بشنوم

اوه - واو -

عجب سخنرانیی بود

ممنون

من یه خبر بزرگ دربارۀ عروسی دارم

تقدیر از درک تموم شد؟

خوبه، ممکنه چند هفته دیگه با دوستام یه مهمونی بزرگ بگیرم

...می‌دونید دیگه چند صد نفر آدم، پس

ما هم دعوتیم؟

الآن دیگه هستی

ببخشید، چند صد نفر؟

بچه‌ها، زندگی دی-بون از ماها بهتره؟

چی بگم؟ من مردم رو دوست دارم و اونها هم من رو دوست دارن

درسته، رو مخه

هی سلام فکر می‌کنم رفتیم سر چیز من

نمی‌دونم - اوه ببخشید -

ممم، نه - واقعاً؟ -

فکر نمی‌کنم

جیمی دوباره منتصب شده

اون مراسم ازدواجم رو برگزار می‌کنه

واو

چرا دوباره راهش دادی؟

چون من یه شاهزادۀ مهربون و خیرخواهم

اوکی، مطمئن نیستم یه شاهزاده باشی - نه، نه -

بابت این هم که یه عوضی خودخواهه بهش احساس گناه دادم

آره، اینجوری هست - آره، با عقل جور در میاد -

هنوزم از این دوتا به عنوان دوست خوشم نمیاد

و ما برامون مهم نیست - این ما رو قوی‌تر می‌کنه -

آره، ممم-هممم - آره، ممم-هممم -

هی، ببخشید، دیرم شده بریم

خوبه، من هم باید جیش کنم، میشه برم؟

گبی، مرزها، می‌تونی حفظشون کنی

واقعاً؟ می‌دونی در طول روز چقدر آب می‌خورم یه لحظه

صبح بخیر - اوه، لعنتی، واو -

واو، چهرۀ سورپرایز شدۀ خوبیه

نباید می‌رفتی دستشویی؟

نه، برای این می‌تونم نگهش دارم

گبی، اه، ایشون دکتر بارام هستن

اوه، تو من رو لخت دیدی اسم کوچیکم رو بگو

جولی - سلام جولی، من گبی هستم -

خب، من باید، اه، شلواری پام کنم

ولی ببین می‌تونی این بدخلاق رو خوب کنی

اون عصبانیه چون درمانگریه که جایزه برده

تو تخت هم قراره جایزه‌ای ببره؟ !ایول

لعنتی، نمی‌خوام جواب این رو بدونم، ولی می‌خوام

چی؟ اوه خدای من، متأسفم

وقتی عصبی میشم چیزای احمقانه‌ای میگم

و این چیزیه که الآن داره اتفاق میفته، متأسفم

قراره اون رو به مراسم بزرگداشت ببری؟

برو دستشویی

مم-همم، مم-همم، مم-همم، مم-همم، مم-همم

اوه اون باحاله

مگه نه؟

اوه، ببین، مراسم تو لاس وگاسه

...و مطمئن نیستم که من - درسته، نه، نه، راحت باش -

که برم یا نه - ام، نه -

نه، خیلی از دعوت شدن از طرف همکارت خوشحالم

فقط فکر نمی‌کنم تو مرحلۀ کنار هم نشستن تو چیزای خسته کننده باشیم

اه، من هیچوقت تو اون مرحله نبودم و من ازدواج هم کردم

نمی‌دونم دستشویی کجاست

انتهای راهرو سمت چپ

اوه خدای من، پاهاشو ببین - هیچی نگو -

تبریک میگم - برو -

...اوکی، من

ولی جداً، خیلی برات خوشحالم

این خیلی الهام‌بخشه

فکر نمی‌کردم بتونم تو پیری سکس داشته باشم

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left