Modern Family

Modern Family

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 8

リリース情報

Modern Family S08E15 HDTV x264-FLEET
Modern Family S08E15 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Modern Family S08E15 720p HDTV x264-FLEET
Modern Family S08E15 INTERNAL HDTV x264-KILLERS C Finding Fizbo
Modern Family S08E15 INTERNAL 720p HDTV x264-KILLERS C Finding Fizbo
解説: Reza_potter7
►► برگردان: رضــا بــلالی

タグ

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
x265
HEVC
2CH
公開日: 2017-03-06
ダウンロード: 36
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

.سلام کم - لوییز"، تو اینجا چیکار میکنی؟" -

نو که نمیخوای از مسابقات قهرمانی امشب انصراف بدی؟

لوییز میخواد از مسابقات قهرمانی انصراف بده؟

بازم به پای خودت شلیک کردی؟

...اوه خدای من، فقط یک برد با اولین جام ورزشی من فاصله داریم

!و این اتفاق افتاده

."من فقط گفتم "سلام کم

...خب امسال من از میچل دعوت کردم

.تا به تیم گی بولینگ من، "بریتنی اسپیرز" بپیونده

،اسم تیم رو خودم انتخاب کردم .لباسا رو خودم طراحی کردم

.البته مهم نیست به اسم کی تموم بشه

،اولین باری که من بولینگ بازی کردم .خب یکم عیب و ایراد داشت

...ولی بعد تمرین کردم و تمرین کردم

."تا اینکه مسئول کفش سالن بهم گفت "آفرین

من به عنوان هم‌تیمی اینجا نیومدم

.برای کار رسمی پلیس اینجام - چی؟ -

.خواهش میکنم بگو این تو نیستی

چی هستش؟

وای نه

وای

نه، نه، نه

...این فیزبو ـه

.با یه ماسک ترسناک

.معلومه که من نیستم - .اون نیست -

نه! کی همچنین کاری کرده؟

...کی یه چیز به این زیبایی رو میگیره

و به یه چیز اینقدر زشت تبدیل میکنه؟

اون یارو لباس رو از کجا آورده؟

از کجا بدونیم؟

.پدرت دادش به خیریه

.اتفاقی بود

پس چرا دعواتون رو سرش نشنیدم؟

خونه نبودم؟

.خیلی خب پس، پرونده بسته شد

.امشب میبینمتون

.چی؟! "پرونده بسته شد" نداریم

!هنوز مجرم رو پیدا نکردیم

...ببین، تنها دلیلی که پیگیر این شدم

.اینه که گفتم شاید کار تو باشه

.خب، آره، ولی باید لباسم رو پس بگیریم

.باید نامِ نیک فیزبو رو بهش برگردونیم

آه، ولی... همچنان بولینگ برپاست دیگه، نه؟

...تو بخشی از وجود من رو میدی میره

...و حتی سی ثانیه هم بهم وقت نمیدی

تا واکنش احساسی داشته باشم؟

.آره. نه، خیلی تند گفتم

...و حالا برای حرکت آخر

!فرانک برای فرانک

.مهمونی مجردی ـه بابا به یاد موندنی میشه

!نتونستی بفهمی برای همین... بوم

.لقمه مرغ، شراب سفید، شکلات فاج

...این یه مهمونی مجردیه

یا یه مهمونی که خانما میشینن و به "مجردها" نگاه میکنن؟

چرا ساز سه ایکس لارج برام گرفتی؟

.خانومه گفت بشوریش آب میره

توی آشغالا چطوری شسته میشه؟ - جی -

.شوخی کردم. میخوام ماشینمو باهاش بشورم

...پدرم داره با پرستار بچگی های من، لورین، ازدواج میکنه

...که یه پسر داره

!که یعنی من بالاخره صاحب یه برادر میشم

...وقتی بچه بودم، اینقدر دلم یه برادر میخواست

.که والدینم برام تخت دو طبقه گرفتن

شب که میشد، وانمود میکردم که اون بالا خوابیده ...و باهاش حرف میزدم

...و وقتی جوابمو نمیداد، با خودم فکر میکردم

."خب، «مارتی» باز بی حوصله شده"

ببخشید، اینجا خرچنگ هم میدین؟

.ما اینجا به همه سرویس میدیم

فقط جوک هایی قدیمی میشن که خوب هستن، نه؟

.زدی توی خال

.فیل، این "رِی" هستش

.عجب. فکر کنم ما قراره برادر باشیم

.بیا بغلم

!اوه نه

!چه خبر شده؟

!ما برادریم مگه برادرا از اینکارا نمیکنن؟

!نمیدونم، ولی عاشقشم

.این یارو میخواست به دینگ دانگ من دست بزنه

...نمیدونستم

.از اون مدل مهمونیاست

.فکر کنم شراب سفید و شکلات‌ها رو ندیدی

شراب سفید؟ .اون که نمیتونه منو تکون بده

...شما هم فکر میکنین که من تا آخرشب

اون یارو رو خفه میکنم؟

.نمیدونم

...احساس خوبی به ری دارم

.و خیلی جاهاشو احساس کردم که اینو میگم

.یه ذره به خاطر جاده خسته هست

.مطمئنم که شخصیت متمدنش رو به زودی میبینی

.اسکول روبرویی در اتاقش رو باز گذاشته

!اتاق منه

.آه، پس فکر کنم اینا رو لازم داری

...قبل از شروع، ممنون که موافقت کردین

.تا نمایشنامه خوانی آخرین نمایشنامه منو انجام بدیم

..."بدرودی پژمرده در فصل برداشت محصول"

...راحت توی - "دونقطه، "اشک فرشتگان... -

.راحت توی ذهن میمونه - نه؟ -

داستان چهار زن هستش ...که کنار هم هستن

.تا برای مرگ بزرگ خانواده سوگواری کنن

.آه، نه. چه غم انگیز. خیلی غم انگیز

.آروم دیوونه .هنوز شروع هم نکردیم

.یک آدم مرده، کلر

...یه مرد الکی

،و اگر بزرگ خانواده بوده ...پس یه پیرمرد الکی بوده

.و پیرمردا هم میمیرن

...مطمئنم فکرش

هز از گاهی به ذهنت افتاده باشه، نه؟

.لطفا منو بخشی از این نکن

...بگذریم، وقتی تموم شد

...راحت نظراتتون رو بگین

.از چی خوشتون اومد و از چی خیلی خوشتون اومد ...همچنین نکات منفی

.چی به فکرتون رسیده و چه واژه‌هایی رو نمیدونستین

دارم آخرین نمایشنامه‌ام رو برای ...جشنواره نمایشنامه‌نویسان جوان میفرستم

...ولی میخوام یکبار بلند بشنومش

.تا مطمئن بشم که نقاط احساسی رو سرجاش گذاشتم

"یکی شاید بپرسه، "چرا همه کاراکترها زن هستن؟

.آدم باید چیزی رو که میشناسه بنویسه

.وایسا. برای اینکه روشن بشه. من زنها رو درک میکنم

.احساس نمیکنم که یه زن هستم

صد و ده تا صفحه؟

یعنی کی قراره اینو تموم کنیم؟

آه، عزیزم، امشب قرار داری؟

.مامان بدجنس نشو .محلش نذار

.من راستش توی یک رابطه هستم

...ولی دارم از همه قایمش میکنم

...چونکه برای یکبار دیگه کسی رو انتخاب کردم

.که کاملا نامناسبه

.یه آدم بزرگتر از خودمه، بن

.برای مادرم کار میکنه و با مادرش زندگی میکنه

...من حشره‌ای هستم که دور آتیش میگرده

...و آتیش یک مرد مامانیه که

.یه خالکوبی از "تازمانی شیطانی" روی کونش داره

.ببخشید، بیشتر از اونی که فکر میکردم طول میکشه

میشه اونجا منتظرم بمونی؟ - .حتما -

.به هرحال، مامانم با دوستاش پوکر میخواد بازی کنه

،یه خانمه هست، کارن .خیلی با دستاش باهام ور میره

.البته خیلی هم غیرجذاب نیست

...یه نسخه پیرتر و تپل تر

.امیلی بلانت"ـه، ولی هندی"

.نمیخواد کاری کنی حسودی کنم بن

...یکی از مشتری های ثابتم توی کافی شاپ

.همیشه ازم میپرسه که میخواد برم باهاش قایق‌سواری

.اگر دریا زده نمیشدم، میرفتم

...خیلی خب، نمیخوام هنوز هیچی نشده چیزی بگم

...ولی روی جام اسم هممون نوشته میشه

...یا فقط اسم تیم نوشته میشه

...چون راستش من یکی برای خودم میخوام، ولی

.میدونی چیه؟ نه، ولش کن .میدم روش بنویسن

...خیلی خب، چطور میتونی توی این وضعیت

به بولینگ فکر کنی؟

وضعیتی که داریم میریم به مسابقات بولینگ رو میگی؟

.آه، پیام اومد

.پیام رو بخون

.از "مارتین" یک پیام دارین

...همش تصورتون میکنم"

.که امشب جام توی دستاتونه

.شوخی کردم

.به مهمونی پیروزی من دعوت نیستین

"ها ها

.سلام مارتین

.سلام کمرون، سلام میچل

بقیه گروه "بریتنی کوییرز" کجان؟

.بریتنی اسپیرز" ـه مارتین"

.بریتنی کوییرز هفته ها پیش حذف شدن

.درسته، توسط ما

.درنهایت همه به دست "بولینگ‌بازان شهر گی" حذف میشن

یادم رفته. حتما همه اسما باید جناس داشته باشن؟

.بله، مثل سالن آرایشگاه میمونه

.مثل همیشه، ناخوشایند، مارتین

.توی زمین بازی میبینمت

.مطمئنم اینو به مردای زیادی گفتی

!میچل! فیزبو

چی؟ - !اونجا -

...کم... کم فکر نمیکنی ممکن باشه

...به خاطر ناراحتیت از فیزبو

شاید داری یه سری چیزا میبینی؟

!آه نه

شاید یه آدم دیگه با موی بنفش باشه .و کفش سایز 23 میپوشه

!شاید "دنیس رادمن" اینجا بولینگ بازی میکنه

.و شروع میکنیم

.نور روی اتاق نشیمن «جیمز پیکت» روشن میشود"

...از روی مبلمان و آثار هنری میفهمیم که یک مرد ثروتمنده

.ولی پول نمیتواند سلیقه بخرد

.چهار زن سیاهپوش از مراسم خاکسپاری وارد میشوند

...«اولی، همسر بیوه جیمز، «کلویی دوبوآ پیکت

!منم

.یک زن زیبای فرانسوری و معمولی که ازدواج کرده بود...

اوه لا لا

.بعدی، «بِیلی»، نوه

.خیلی بامزه و به همونقدر هم باهوش

.ازش خوشم اومد

...بدنبال او، خواهر جیمز

...پروفسور «آلما دیلر»، 60 ساله

.مسئله‌ای نیست که اون نتونه حلش کنه

.به جز تنهایی خودش البته

...«و درنهایت، دختر جیمز، «کیت

...جذاب، قوی، با زبانی تیز

".خیلی زود از احساسات میگذره

خیلی زود از احساسات میگذره؟

.فهمیدم

...این داستان ما چهارتاست

More Farsi Persian subtitles for Modern Family

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left