最初の200行です。
.خوبه. ادامه بده
.بازي و تفريح کنيد. فقط اگه جلوي دست و پاتون بودم بهم بگين
.درواقع ميتونم ازت به عنوان گروگان استفاده کنم
.دو روز به روز شکرگزاري مونده
.الان هيچکي تو اين شهر کار نميکنه
.متوجه شدم چه خبره
.شماها منتظر تعطيلات 4روزه هستين
...دارين فکر ميکنين
!4روزه تمام. چرا نکنيمش 5روز؟
...بعدش رو 5 ميمونيد
...دور رو بر رو نگاه ميکنين، و کسي اعتراضي نکرده
بعد فکر ميکنيد که چرا نکنيمش 6روز؟! درسته؟
.درواقع بله
.خوب ميدونم تو مغزتون چي ميگذره
.يه زماني خودم اينکاره بودم
.ممنون. خوبه که بدونيم اهميت ميدي
.نگاه کنيد. به نظرم اين قابل تحسينه
...جوونترين کارمندمون
.تنها کسيه که داره کار ميکنه
.منم دلم برات تنگ شده عسلم
.آره، بايد برم
.منم ميبوسمت
...بايد برم. بايد
.آره. خيلي دوست دارم
.خدافظ
.کاش اونکارو نميکردي
فکر ميکني خنده داره؟
.تا حالا بهش نگفته بودم دوستش دارم
.خب، اين بار رو از رو دوشت برداشتم
.اون دوست دختره دبيرستان منه
.هنوز تو "ويسکونزين" زندگي ميکنه
...فکر ميکنه... فکر ميکنه که
.فکر ميکنه... ميتونيم بعدا در موردش حرف بزنيم
.نه، نه، نه، نه
.خواهش ميکنم ادامه بده. ادامه بده
...بخاطر همين
.بخاطر اين بحثا وارد سياست شدم
.ما برا هميشه باهم خواهيم بود
.حتي هنوز نميدونم از من چي ميخواد
...راستش تو اين موقعيت داشتم فکر ميکردم
.بهت طعنه زد
.اينطور بود
:ترجمه و زيرنويس *avrinli* *Mehrdadss*
چند وقته با اين دختره هستي؟
.7سال
و هيچوقت بهش نگفتي دوستش داري؟
.نه
.من فقط 30ثانيه باهاش حرف زدم و بهش گفتم دوستش دارم
.ميدونم "استوارت"، ولي واقعا سخته
.ميدونم که آمادهام که به مرحله بعد برم
.فقط نميخوام احساساتش رو جريحهدار کنم
...ميدوني "جيمز"، ميشه يه لحظه
...تو خيلي مرد خوبي هستي
...از يه مرد خوب ديگه نصيحتي بشنو
.تو فقط داري خودت رو اذيت ميکني
...چرا بهش نميگي
...که هميشه يه جاي مخصوصي تو دلت داره
.اما تو براش مناسب نيستي
...اون حتما کسي رو پيدا ميکنه اونطوري که لياقتش رو داره
.دوستش داشته باشه
من يه وحشيم؟
.باشه، ميدوني، بيخيال حرفاي من شو
.فقط دارم حرفايي که ديشب شنيدم رو برات ميگم
."طوفان تو راهه "مايک
...خب، "ليزا"، "ليزا". هميشه از ديدار
.يکي از اعضاي شوراي شهر لذت ميبرم
صبح خوبيه، نه؟
.اومدم که در مورد شکرگزاري حرف بزنيم
...باشه. در شگفتم که اينو نميدوني
.پدران ما توي يه کشتي بزرگ براي مباحثه جمع شدن
...شام خيريه روز شکرگزاري شهردار
.در برابر شوراي شهر
.جدي نميگي
.يه روش امتيازدهي ساده
...هرکس يه غذا، بيشتر از يکي حساب نميشه
.دسر اختياريه
.هرکي مردم بيشتري رو سير کنه برنده است
.هميشه از وقايع رقابتيمون لذت ميبرم
...منظورم واليبال و فوتبالدستي و
.کشتي فرنگي، که مورد علاقه توست
...اما من يکم با نظر برنده شدن
.کسي که آدم بيشتري رو سير کنه مخالفم
چرا فقط به خطشون نکنيم و بينشون مسابقه نندازيم؟
."بيخيال "فلاتري
.بازم خوب اجرا ميکنيم
.فقط دوباره يه چالشه که دوباره شکستتون بديم
...بهت قول ميدم به بدي
.وقتي که تو بيسبال از دور خارجت کردم نخواهد بود
.متنفرم از اينکه هي اون قضيه رو پيش ميکشي
...ببخشيد، بايد ميفهميدم که يکي هس فقط باختن رو بلده
.تو حتي مسابقه دادن رو هم باختي
.من تو دفترمم
.اگه برا بازي کردن تخم داشتي يه زنگي بهم بزن
اون چه کوفتي بود؟
الان اون تخماي من رو زير سوال برد؟
.اون زن رو درک نميکنم
.فکر کنم عاشق شدم
...ميدوني "مايک"، خوشحالم که
.جلوش وايستادي
...اين کار براي غذا دادن به فقراست
.نه برا برد و باخت
."ما ميبريم "جيمز
.بدجور ميبريم
.سلام
.باورم نميشه چرا زودتر از اينا نخريدم
.بهترين ياور برا ورزش کردن براي شهردار
يکم زيادي آرومه، اينطور فکر نميکنيد قربان؟
.ميتونم تلفن بزنم، تلوزيون تماشا کنم، روزنامه بخونم
."خوندنم رو تماشا کن "مايک
.دارم راه ميرم و ميخونم
.شرط ميبنم تو "پارک مرکزي" نميتوني همچين کاري بکني
چي برا روز شکرگزاري برام برنامهريزي کردي؟
...يه عکس
.جلوي عمارت "گريسي" با بوقلمون خواهيد داشت
.دوس ندارم غذام رو قبل از خوردن ملاقات کنم
.نه، اين فقط برا نمايشه قربان
.نميخورينش
.شما برادرش رو ميخورين
...ميدوني، داشتم فکر ميکردم
...حالا که اين اولين روز شکرگزاريمون توي اداره است
.ميخوام يه کار پرمعني انجام بدم
...،خب
...ما، ما يه مسابقه کوچيک با
.شوراي شهر داريم، شام خيريه سالانه
.عاليه، رو منم حساب کن
شرط رو چيه؟
...يکي از اون بطريها
...به اسم "افق نيويورک" و پر از حبابن
.تکونش ميدين و برف شادي مياد ازش
...آخرين بار يه شهردار کي
چرا دارم داد ميزنم؟
آخرين بار کي شهرداري برنده شد؟
.خب، يه تحقيق کوچيک کردم
.حدود 13سال پيش بود
.الان ما تو اين اداره هستيم و من ميگم که لهشون کنيم
.به اين ميگن روحيه
.يه نگاه به خودتون بندازين قربان .دارين هم راه ميرين و هم زنگ ميزنين
.هم راه ميرين و هم زنگ ميزنين
.رئيس مجلس"روزن" رو بديد لطفا
.شرط ميبنم "روزن" هر روز نميتونه 45دقيقه ورزش کن
...شبي يه گلابي گنده شده، گنده بک
.سال"، "رندل" هستم"
.برا آشپزي کوچولوي بچهها زنگ زدم
.چطوره من و تو قضيه رو يکم جالبترش بکنيم
...2تا مکان انتخاب کرديم
..."کليساي "سنت ماري
."و کليساي "سنت استيفن
.الان1996ـه که سال کبيسه است
.پس اداره شهرداي اول برميداره
...عاليه... ما
.سنت ماري" رو ما برميداريم"
.پس "سنت استيفن" رو ما برميداريم
!آره
.آره، پس شهر فيلي رو داريم
...روستاي شرقي رو ميگيريم
.و تو شلوغي اول بازار رو خواهي داشت
.شايد بعد اپرا موندن
.شما "سنت ماري" رو برداشتين. خوبه
...خب، من يه تاريخچهاي نوشتم
.صبر کن، يه دقيقه صبر کن
.يه دقيقه صبر کن .يه دقيقه صبر کن
سنت ماري" چشه؟"
.هيچي
.خيليخب، نظرم عوض شد
.سنت استفان" رو ميخوام"
...باشه. خب، حالا همونطور که ميگفتم
...درواقع، اگه همش برا تو يکسانه
.من شرق پايينشهر و "سنت استفان" رو برميدارم
.اونجا "سنت ماري" هستش
.آفرين
.مهمون من باش
امروز خورشيد از کجا طلوع کرده؟
...تاريخچه رو دادم، با شرق پايينشهر مشکلي نداري
.همه چيز آمادهست
.نه، نه. صبر کن، يه لحظه صبر کن
.نظرم عوض شد. "سنت استفان" رو ميخوام
.هرچي
الان بهم کلک زدي؟
.نميدونم. تو بگو
.خيليخب. اين عادلانه نيست
...چون اينکار براي برد و باخت نيست
.براي انجام دادن کار خيره
.براي کمک کردن به مردمه
.اون جمله رو هي برا خودت تکرارش کن
.رئيسم 2روزه منو فرستاده شهرداري
.و هيچ خبري نيست
.همه اين دور و بر ميچرخن و دارن در مورد يه شام خيريه حرف ميزنن
...ميدوني، اگه بيننده بودم
...دوس داشتم اون شام خيريه رو ببينم
.مخصوصا يه مرد جوون خوشتيپ رو که داره برا تدارکاتش کمک ميکنه
...مايک"، چندبار بايد اينو بهت بگم"
.هيچکي به تو اهميت نميده
.ممنون عزيزم. باعث دلگرميم بود
.بجز من
.ببين، فکر نکنم متوجه شده باشي
...اگه من يه داستان توپ و داغ گيرم بياد
.تو اين موقعيتم تثبيت ميشم
."جنت" رفته "بوستون"
.خيلي بزرگه
جنت" کيه؟"
No comments yet. Be the first to leave one.