最初の200行です。
...فکر کنم چیزی که خیلی اذیتم میکنه
اینه که تا حالا کسی بهم شک نکرده
با وجود اینکه خیلی تابلو بود
،تمام اون سفرهای دور و دراز
موارد کوچیکی که راجع به گذشتهت میدونیم
...سوفی، ببین
،اگه دلت میخواد ...وقتی من آزاد شدم
میتونی خواهرت رو ببینی
سهتامون میتونیم باهم دست به دست بدیم
پدرو پارامو؟
فکر کردی دربارۀ جستجوی یک پدره؟
چون دربارۀ یه آدم بدبخته که دنبال باباشه
...ولی تنها چیزی که پیدا کرد گرد و خاک
و افراد مُرده بود
...سوفی
در باطن، من و تو تفاوت زیادی نداریم
تا حالا واسه روبرو شدن با رازهات دل و جیگر نداشتی
!کینتانیا! کینتانیا
سلام - سلام الکس -
میخواستم تشکر کنم تو بورسیۀ تحصیلی اسپانیا قبول شدم
جدی میگی؟ عالیه! تبریک میگم
،عجیبه، چون در حال حاضر بورسیه کسی رو قبول نمیکنن
میدونم. واسه همین باید به دانشگاه زنگ بزنم
تا بهشون بگم جای من رو بدن به یکی دیگه
تا بتونم دوباره امتحان کنم - آره، کار خوب و راحتیه -
ویزای دانشآموزیت رو یاد نره گرفتیش؟
میتونم کمکت کنم وقتم خالیه
واقعاً؟ حتماً - آره. بریم -
فکر کنم تو سایت یه چیز رو باید چک کنیم یه لینک برام فرستادن
سوفیا
ول کن خاوی. الان نه
باشه. باید صحبت کنیم باور کن، خیلی مهمه
درباره چی؟ درباره هکره؟
دیگه به یه ورمم نیست
فقط پنج دقیقه وقت میگیره
بریم
چه خبر؟
شما رو آوردم اینجا تا کسی چیزی از حرفامون رو نفهمه
مرسی که اومدین
خاوی، نباید اینجا باشیم - کسی صدای ما رو نمیشنوه -
همگی باید صحبت کنیم
نمیتونیم رو پابلو حساب کنیم
الکس تو راهه، گری چی شد؟ - دارم بهش پیام میدم -
« کجایی داداش؟ منتظرتیم »
« گری، جواب بده داداش »
برای نظارت اومدیم، حرومزادهها
چی شد؟ - لاشی سین زده جواب نداده -
من جداً کار دارم حفظیات دارم
زیاد طول نمیکشه. قول میدم
چه خبر؟ خوش اومدی شل کن
کل روز رو وقت داریم قهوه میخوری؟
پیش کینتانیا بودم واسه چی پیام دادی خاوی؟
الان بخشی از تیم رؤیاییت هستم؟
مرسی که اومدی
این اینجا چیکار میکنه؟
تو هم اینجایی چی بدتر از این؟
مشکلتون چیه؟ منم از رازتون خبر دارم
باور کنید خودم نمیخوام اینجا باشم - خودتون میدونید -
ولی دوست دارین دیوث باشین
...همراه داشتن اقلامی
...از قبیل کوکایین
،علف، کاندوم
،گوشی، چاقوی ضامندار
و قرص ممنوعه
صدای چیه؟ صدای گوشیه؟
چیکار کردی کسمغز؟
این آشغال مال توئه؟
ببرینش پیش زندانبان
بر میگردم، باشه؟
!چون کارم باهاتون تموم نشده - هلم نده -
!ولم کن
تصادفی بود - تصادفی نگاییدم -
واسه نجات اون کسکش اینکارو کردی، نه؟
از این کارها تو سیاستمون نیست کسخل
شنیدی؟
مرتیکه خر
این کیف مال یکی از بچههای گروه اون هکرهست
،و منظورم از این حرف
،اینه که هکره دو نفر نیست چه برسه به یک نفر
تمام رازهای شما» یه گروهه»
این دفعه چی میخوان؟ وا بده خاویر
متوجه شدم
خدافظ
چی؟ سوفیا؟
رو من حساب نکن من تو این بازی نیستم
چی؟ - نه، سوفیا. چی شده؟ -
«تمام رازهای شما»
کاری کرد که بفهمم پدرم یه خانوادۀ دیگه داره
...سوفیا
چرا چیزی بهم نگفتی؟ بهت هشدار دادم که میان دنبالت
تا زمانی که همهمون رو اذیت میکنه، مشکلی نداره
،ولی وقتی تو رو نیش میزنه تو کنار میکشی. اینجوریاست؟
قضیه راجع به فاش کردن رائول یا الکس نیست
این آدما ماسک دارن - و دلقکبازی نیست -
اون بیناموسها داشتن منو به کشتن میدادن
این تازه شروعشه
اگه میخوای بری، برو سوفیا
فقط میخوام ببینم کار کیه
خاوی، غیر ممکنه
شرمنده
این دفعه ما برنده نیستیم
...سوفیا
باشه، قبوله
وقتی دل و جیگرِ روبرو شدن با همه چیز رو نداری برات غیر ممکن میشه
خودم تنهایی انجام میدم
داری همه چی رو خراب میکنی
گند میزنی توش
واقعاً میخواین ببینید اونا نقشهشون چیه؟
سوفی
من از پیامها و تهدیدهای مسخره خسته شدم
دارید میرینید توش
چی از جون ما میخوای؟ - !سوفیا -
چه مرگته؟ - !هی -
اینجا دعوا نداریم، یادتونه؟
میخوای بدونی ما چی میخوایم سوفیا؟
بذار بازی شروع بشه
واقعاً ریدی توش، سوفیا
بیخیال - چه بازیای؟ یعنی چی؟ -
لعنت بهش - راسته؟ -
یا خدا مامان. خیلی گرونه
...آره، خیلیه، ولی
خوبیش اینه که ما بیمۀ سلامت داریم
و بهترین خبر اینه که تو حالت خوبه
و ما هم میریم خونه
« پیام دریافتی »
دکمۀ شروع
مکزیکیهای سفیدپوست » « خستهم میکنن
« رافا، ربکا رو گایید »
« ...اولین نفری که دوستش رو تحویل بده »
!آماده شید! برین
« برندهست... »
!برنده شدی
« تا پنج بعد از ظهر وقت دارید »
« تا پنج بعد از ظهر وقت دارید »
:مجازات پابلو بدین صورت است
میریم خونۀ تو
خونۀ تو یا من - خونۀ تو بهتره -
خونۀ تو
وایسا، بگیرش
ماشینم اونجاست - خدافظ -
چی شد؟
نمیدونم
به خدا اون مسته
یعنی چی؟
اگه شرکت بیمه بفهمه تو مستی » « چه فکری به حال خودش میکنه؟
:مجازات احتمالی رائول
« خاوی به این عکس حسادت نمیکنه؟ »
من این عکس رو ازت گرفتم
دارن تهدیدت میکنن - به تخمم هم نیست -
مدرکی علیه من ندارن
واسه همین اون عکس رو با یه فیلتر مسخره فرستادن
باید دقیق بفهمیم که چی میخوان
پیاماتون رو نشونم بدین
نشنیدین؟ پیامای روی گوشیهاتون رو نشون بدین
شنیدم، باشه
،من نشون میدم قبل از خاویر و کلادیا
!بیخیال بچهها تا پنج بیشتر وقت نداریم
از کجا بدونم که هیچکدومتون هکره نیستین؟
اتفاق افتاده
چی؟
همهتون همین فکر رو میکنید؟
من دیگه هیچی نمیدونم
...نه بیخیال، جدی نمیگید
میدونید چیه؟ من دیگه نیستم
هر کس به هر چی که میخواد فکر کنه خودتون حلش کنید
!نه، الکس. نمیتونی بری
!الکس - !خدافظ الکس -
بدون اون کارمون بهتره
سوفیا، چرا تهدید خودت رو نشونمون نمیدی؟
نشون بده چی واست فرستادن
من... تهدیدی ندارم
هنوز رو گوشیم نیومده
برو گمشو سوفیا
!کلادیا... هی
!کلادیا
سوفی، متأسفم
منم نمیتونم. ببخشید
فقط... قول بدین که حواستون جمع میمونه، باشه؟
ناتی...نرو، نرو
بازم میتونیم باهم حلش کنیم
باهم؟ - نه؟ -
باهم
نقشه این بود؟
اگه من زنگ نمیزدم هکره باز هم تهدید میکرد
تقصیر من نیست
« تبریک میگم سوفیا، تو بازیگردان هستی »
،اگه هر کاری که بهت میگم رو انجام ندی » « عکس سوزانا رو به کل دنیا نشون میدم
الان چیکار کنیم، خانم بازیگردان؟
!سه ماه، مادر سگ
دوستم رودی تا سه ماه آینده !جایی نمیتونه بره
،تو باید میرفتی لا کار ولی بارنی احمق نجاتت داد
تصادفی بود - چی داری میگی؟ -
یعنی من و هرنان داریم دروغ میگیم؟
...نه، آروم باش بابا - هیس -
مرتیکه گه
خوب به حرفام گوش کن
با بارنی توی رابطهاین؟
چی داری میگی؟
من و تو رفیقیم. واقعاً اینطور فکر میکنی؟
تو رد دادی قشنگ. قرص همراهم ندارم باید بیشتر بیارم واست
No comments yet. Be the first to leave one.