最初の200行です。
خیلی خب بچه ها بالاخره می خواید چی کار کنید؟
می دونم که کیومن تو با این کار مخالفی تونی تو هم با این کار مخالفی
ظاهراً کنستانس موافق ـه می دونم که تو موافقی، منم موافقم
ما با این مشکلی ندارم به نظرم ارزشش رو داره
هیچ افتخاری بالاتر از این نیست
که پیترسون می خواد این رو بزاره جزو مجموعه ی دائمی ـش
پس ما می خوایم به خاطر افتخار بی خیال کار بشیم؟
آره؟
من درک ـشون می کنم اونا مطمئن بودن که قراره یه
دستمزد 6 رقمی که همیشه دنبالش بودن گیرشون بیاد
این شوک ناگهانی احتمالاً
...مثل یه مشت محکم توی دهن حس میشه
به ویژه بعد از اتفاقاتی که توی
این 6 ماه رخ داده
ما با گسترش دادن کارمون توی کارگاه دوم شروع کردیم
گاراژ گاتهام غربی برای کار افتتاح شد
و بعدش یه بیوک توی پارکینگ داشتیم که کاملاً نابود شد
اون به معامله ی شکست خورده ی یه موستانگ ختم شد
که همه ـمون رو خیلی خسته کرد
بعدش افتادیم توی سرا زیری
چند تا دستمزد خوب گیرمون اومد و بالاخره به این معامله ی بزرگ
دو به یک برای این ایکس ان آر رسیدیم
بنابراین من می تونم درک کنم که چرا این کار شبیه به یه ضربه ی بزرگ مالی حس میشه
می دونم این یه ضربه ی بزرگ ـه ولی من قبلاً آخر این جاده رو دیدم
می دونم که در آخر این مسیر به کجا ختم میشه
اون ماخ 5 ـی که من توی موزه ی پیترسون گذاشتم
من رو توی جایی که الآن هستم قرار داده
کاری رو که ماخ 5 برای من کرد این قراره برای گاراژ گاتهام بکنه
اگه این ماشین اونجا نره
یکی از اون لحظه هایی میشه که تو زندگی ـتون به عقب نگاه می کنید
و میگید "ای کاش می تونستم بگم که من روی یکی از ماشین هایی که
"توی موزه ی اتومبیل پیترسون ـه کار کردم
هر چیزی که تو میگی درسته
ولی چطور قراره مشکلات مالی رو حل کنیم؟
ما در حال حاضر به پول نیاز داریم
من حس نمی کنم ما توی موقعیتی باشیم که
بتونیم این رو ببخشیم و کارگاه رو باز نگه داریم
قبض ها رو پرداخت کنیم، هر کسی هر چیزی رو که نیاز داره گیرش بیاد
اینجا مسئله پول ـه
ما همه این چند ماه گذشته رو برای این فدا کردیم
چطوری قراره پول گیرمون بیاد تا همه ـمون مشکلات ـمون حل بشه؟
توی دنیای واقعی پیامدهایی برای این تصمیم وجود داره
ترس این که
دستمزد من از کجا قراره پرداخت بشه؟ من چطوری باید قسط وامم رو پرداخت کنم؟
چطوری باید یخچالم رو پر کنم
که بتونم برای خانواده ـم غذا تهیه کنم؟
...در آخر
مشکلات مالی همگی دوباره به گردن من میوفتن
به همین خاطره که من همه طور پایه ـم
به خاطر این که می دونم باید مشکلات مالی رو از الآن تا وقتی که
پول به دست ـمون برسه برطرف کنم
الآن وقتش ـه که من و شان وارد عمل بشیم
ما مقداری پول ذخیره داریم
و اگه مجبور باشیم از الآن تا وقتی که کار ایکس ان آر
برای اهدا کردنش به پیترسون تموم بشه ازش برداشت کنیم
پس مشکلی نیست این هزینه ی انجام تجارت ـه
پس، شما ها موافقید؟
می دونی چیه؟ بیاید شانس ـمون رو امتحان کنیم
خداروشکر - تونی -
بدونه تو نمی تونیم انجامش بدیم
هیچ فشاری نیست
من اصلاً نمی خوام کسی باشم که این فرصت رو برای بقیه خراب می کنه
منم با شما هستم
صد درصد مطمئنی؟ - صد درصد مطمئنم -
بیاید مسیر رو تا آخرش بریم ببینیم به کجا میرسه
از این حرفت خوشم اومد - بیاید این ماشین رو سر هم کنیم -
خدایان ماشین: از فرش تا عرش
کالیفرنیا، تموکولا
الآن اورژانسی ترین کار اینه که عالی درست ـش نکنیم
یه چیز شاهکار درست کنیم یه چیزی از ماشین اصلی هم بهتر
حالا می رسیم به بخش داخلی ـش بنابراین باید داخل ـش صندلی بزاریم
یه چیز دیوونه کننده درباره ی صندلی ها هست
صندلی مسافر 10 سانتی متر از
صندلی راننده پایین تره - جدی؟ -
که مطمئنم باید یه کارهایی توی این حفره انجام بدیم
اندازه ی جفت شون 30 سانتی متر مربع ـه...
ارتفاع یکی ـشون 2.5 سانتی متره
و بعدش ارتفاع اون یکی 12 سانتی متره
فهمیدی کیومن؟ تو مرد بُرَنده ای - خیلی خب بیا انجام ـش بدیم -
خیلی خب گاوچرون، برش هات رو انجام بده - گاوچرون میره که ببره -
بفرمایید
توی یه موزه ی خاص ماشین کار باید خیلی دقیق باشه
توی یکی از بزرگ ترین موزه های اتومبیل دنیا قراره به نمایش گذاشته بشه
...تعداد کسایی که قراره این ماشین رو ببینن
تعداد کارشناس هایی که ...قراره این رو نگاه کنن
قراره بره زیر میکروسکوپ
کیومن -
چقدر لوله داریم؟ - یک متر و 47 سانتی متر -
با تمام برش هایی که باید بزنیم چیزی حدود 99 سانتی متر نیاز داریم
خیلی سریع حساب کردی - سریع بود -
هر از گاهی
کیومن اعداد رو خیلی خوب کنار هم می چینه
نمی دونستم کیومن این قدر ریاضی ـش خوبه
کیومن - بله -
عدد پی چنده؟ - 3.14 -
توی یه کار معمولی، می تونی قطعات بخش سمت راست رو بسازی
و از روی اون ها برای سمت چپ هم بسازی به خاطر این که اون ها یکسان ـن
این داغ ـه تونی؟
یه کم گرم ـه
ایکس ان آر یه ماشین نا متقارن ـه
یعنی سمت راست ماشین هیچ ربطی به سمت چپ ماشین نداره
ممکنـه فکر کنید که گلگیرهای جلو یکسان ـن، نه نیستن
ممکنه فکر کنید که گلگیرهای عقب یکسان ـن، نه نیستن
ممکن ـه فکر کنید که سپرها یکسان ـن، نه نیستن
انجام کارهای یه ماشین نامتقارن خیلی سخت ـه
اساساً مثل اینه که بخواید کیک و هات داگ رو
بزارید کنار هم و باهاش یه ساندویچ درست کنید
خب، کارت ـون عالی بود
دو تا صندلی نصب شدن
خب حالا که کار این تموم شد، ما هنوز سرعت سنج و اگزوز و هواکش رادیاتور رو نیاز داریم
شان باید برای ما یه منیفولد ورودی پیدا کنه
و تونی باید رینگ ها رو بسازه پس بیاید برگردیم سر کار
من تمام قطعات ایکس ان آر رو توی واتر جت برنامه ریزی کردم
پس الآن وقتش ـه که ماشین کارش رو شروع کنه و شروع به بریدن کنه
من دارم یه هواکش رادیاتور ، سرعت سنج
و اگزوز کناری رو درست می کنم
اما وقتی نوبت به برش رینگ ها میشه
اینجاست که قضیه یه کم پیچیده میشه
معمولاً واتر جت اشکال دو بُعدی رو
از روی یه سطح صاف میبره
اما رینگ های ایکس ان آر سه بعدی ـن
پس من باید واتر جت رو طوری برنامه ریزی کنم که
اون سطح سه بعدی رو ببره
و رینگ ایکس ان آر رو درست کنه تا شبیه به رینگ اصلی بشه
این تنها راهی ـه که
می تونیم این رینگ ها رو از ابتدا بسازیم
این کیت اگزوز ایکس ان آره
تونی سرت شلوغ بوده - دقیقاً شبیه به عکس -
خیلی عالی از روی فقط یه عکس انجامش دادی - آره، مگه نه؟
می خواید هواکش رو نصب کنید؟ - البته -
[گفتی هواکش [تلفظ هواکش شبیه به گریل ـه دهن کیومن آب افتاد
آره - منظور اون گریل کردن غذا نیست -
فکر کردم داریم با گاز آشپزی می کنیم
این فلز ضد زنگ ـه که تونی با واتر جت اینطوری ـش کرده
آره - خیلی قشنگ شده -
ایکس ان آر یه طراحی نامتقارن داره و همه چیز به سمت راننده ـست
ویرجیل اکسنر لوله ها رو طوری طراحی کرده که از کنار راننده عبور می کنن
و با خطوط ماشین هماهنگ بشن
شما معمولاً
یه اگزوز دو لوله ای بغل رو برای یه ماشین 6 سیلندر نمی بینید
و بعدش این انبار اگزوزها رو می پوشونه
توی ماشین های تقویت شده ی معمولی با اگزوزهای کناری
باید اگزوزها رو در دو طرف ماشین قرار بدید
این یکی دیگه از ویژگی های فوق العاده منحصر به فرد این ماشین ـه
به نظر خوب میاد - نه، به نظر عالی میاد -
ویرجیل اکسنر علاقه ی زیادی به عکاسی داشت
چیز باحالی که نسبت به این سرعت سنج ها هست
اینه که اون ها از قطعات دوربین الهام گرفته شدن
ویرجیل طراحی لنز دوربین رو با
با حاشیه ی سرعت سنج ها ادغام کرد
اما اون ها دیگه این سرعت سنج ها رو تولید نمی کنن
خوشبختانه، شان از توی اینترنت سرعت سنج هایی رو که ما کم داشتیم پیدا کرد
اما تونی باید این سرعت سنج ها رو کاملاً از هم باز می کرد
و بعدش حاشیه ی دقیقی رو که به طور خاص
برای هر کدوم از سرعت سنج ها بود رو بُرش می داد
اون داخل خیلی خفن شده
این یه مثال عالی برای اینه که
ما باید توی هر قسمت چه مقدار جزئیات رو برای این ماشین رعایت کنیم
خب نظرتون چیه بچه ها؟ کیفیت ـش در حد موزه ـست؟
این دقیقاً همون چیزی ـه که موزه دنبالش ـه
مردم قراره به این نگاه کنن و بگن "از کدوم جهنم دره ای این رو پیدا کردن؟"
خیلی عالی ـه تونی
در اصل ما فکر می کردیم که تا آخر دنیا برای
تموم کردن این ماشین وقت داریم
اما از الآن تا زمان رونمایی فقط دو هفته باقی مونده
ما خیلی کار داریم که باید انجام بدیم
و من هنوز باید دنبال یه قطعه ی خیلی نایاب بگردم
در حال حاضر من دنبال
یه منیفولد ورودی برای پلیموث ایکس ان آر هستم
این ماشین باید 100 درصد دقیق ساخته بشه
و اگه ما دقیقاً همون قطعه ای رو که نیاز داریم پیدا نکنیم
میتونه باعث یه عقب گرد بزرگ بشه
فعلاً نمی تونیم همچین چیزی رو در نظر بگیریم به همین دلیل من می خوام برم پیش ریک
اون خیلی از این موتورهای قدیمی اسلنت 6 رو ساخته
و حدس می زنم یکی ازشون داشته باشه که یه گوشه داره خاک می خوره
ریک یه کم نا منظم ـه
و حدس می زنم الآن همه چیزهاش پخش و پلا هستن
بنابراین به نظر میاد که قراره امروز یه کم کثیف بشم
تو باید ریک باشی - آره -
شان هستم، حالت چطوره؟ - از دیدنت خوش حالم -
برای اون منیفولد ورودی اومدم
آره، یه جایی همین اطراف ـه - می تونیم یه نگاهی بندازیم؟ -
فکر کنم این پشت توی اتاق قدیمی ـم باشه - جدی؟ -
پس تو فکر می کنی احتمالاً یه جایی اینجاها باشه؟
آره
رفیق -
اوه، پسر - می بینم که اینجا خیلی دقیق همه چیز رو مرتب کردی ریک -
آره، درسته
...یه چند تا چیز می بینم
چی؟ نه، نه، فقط کاربراتور هستن
داریم نزدیک تر میشیم
اعتراف می کنم که کارگاه ما یه خورده به هم ریخته ـست
ولی این یارو وارد یه سطح دیگه ای از بی نظمی شده
این کار مثل شکار لاشخوره
بهتره این کار ارزشش رو داشته باشه
به خاطر این که دارم حس می کنم که توی انبار کاه
دارم دنبال سوزن می گردم
این پشت چی؟
توی این ماشین دستمال کاغذی هست
فکر نکنم داخل این یکی برم - آره، منم کاری به اون یکی ندارم -
No comments yet. Be the first to leave one.