Letter Never Sent

Letter Never Sent (Неотправленное письмо)

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

Letter Never Sent 1960 720p Bluray
解説: PSF
IMDB-DL مترجم: پیمان صالحی فرد از تیم ترجمه ی

タグ

BluRay
720p
720
公開日: 2012-08-29
ダウンロード: 42
聴覚障害者向け: Yes

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

تقديم به آناني که در عرصه ي اقدامات خطير بشري

روزهايي را در سرزمين هاي متروک و وحشي زيستند

و آنان که با شهامت در آن فضا پيش رفتند

و راه دشوار پيشگام بودن را طي کردند

.اين فيلم، پيشکشي ست به مردم شوروي

نامه اي که هيچ گاه فرستاده نشد

:نويسنگان V. Osipov و V. Rozov و G. Koltunov

کارگردان ميخائيل کالاتوزوف

عکاس Sergey Urusevsky

موسيقي N. Kryukov

:بازيگران

Innokenty Smoktunovsky Tatiana Samoilova

Vasily Livanov Yevgeny Urbansky

محصول سال 1959

وِرا، عشق من، فراموش کردم که برايت نامه اي بفرستم

امان از دست طغيان رودخانه هاي سيبري

هواپيما، ما را در جريان کم عمق آب به زمين گذاشت

در آن سرآسيمگي فرصت را از دست دادم

.و بعد که هواپيما رفته بود

نوشتن اين نامه را وقتي که در هواپيما بودم شروع کردم

لحظه ي خداحافظي مان را يادم مي آيد

يادم مي آيد که در سرسرا نشستيم

و من، عشق و تشويش را در چشمانت ديدم

دوري از تو، هميشه دل تنگم مي کند

اما چه کنم که کارهاي ناگزيري مدام مرا از تو جدا مي کند

همين نامه نوشتن هم، خوشحالم مي کند حتي اگر نتوانم آن را برايت بفرستم

از اين به بعد، موقع استراحتم

برايت از همه چيز زندگي چادرنشيني در تايگا

خواهم نوشت

راهنماي ما، باز هم سرگئي ست

و اين بار، زمين شناسان جواني همراهم هستند

(آن دو نفر (تانيا و آندري بايستي عاشق هم باشند

با اين حال، آن ها اين موضوع را با دقت مخفي مي کنند

ولي من آن را فهميدم

در سفرهاي آينده، ترغيبت مي کنم که همراهمان بيايي

چون اگر تو کنارم بودي

ديگر غمي نداشتم

اين جا،بين دو رودخانه کارمان را شروع خواهيم کرد

قدم اول از همه چي سخت تره

بشين اين جا

:من اين جمله رو بيشتر دوس دارم خوش است، آنچه هست پايانش خوش

به سلامتي يه شروع خوب

براي شروع کارمون

...کوستيا تمومش کنيم؟

بچه ها...وقتي الماس ها رو پيدا کرديم اينو مي زنيم تو رگ

گرفتي؟ - پس خوشحالي کنيم -

يعني اگه پيداشون نکرديم بايد بزنيم زير گريه

هر دليلي که نوشيدن توش باشه،خوبه

آندري، چند دقيقه مسکو رو بگير

خاموشش کن

پايگاه يه کم ديگه تماس مي گيره

کوستيا. بيا پايگاه

اَکتاهدرون اين جاس

.سابينين صحبت مي کنه ما الان تو منطقه جستجو هستيم

نسبت به اين جا اميدوار و خوش بينم

.جستجو رو شروع مي کنيم. تمام

نگاه کن چه نمونه ي جالبي

آندري

تا حالا احساسي شبيه خواب داشتي که واقعي شده باشه؟

منظور؟

توي دانشکده، همه ش خواب الماس مي ديديم

...ياقوت هاي آريزونا

اين دهمين سفرمه واسه پيدا کردن الماس

الماسي وجود نداره يه سرابه

دانشمندا ادعا کردن که فلات سيبري

از نظر زمين شناسي، شباهت زيادي با فلات آفريقاي جنوبي داره

و اون جا، جايي که بيش ترين الماس رو داره

اين دانشمنداتو مثل پشه

بگير بنداز تو باتلاق

که ديگه اين قدر نظريه ندن

چيه سرگئي استپانويچ؟

چرا ساکتي؟

سراب تاتيانا نيکولايونا

فکر مي کني اين کارا آسونه؟ - نه، چرا؟ -

طبيعت، از رمز و رازهاش حسودانه محافظت مي کنه

فقط با پشتکار مي شه اونا رو از چنگش بيرون کشيد

و البته با اندکي شجاعت

ولي ما دنبالشون مي گرديم ...جستجو، جستجو

قايم شدين؟

شانس نداريم شايد عوض بشه -

کشف هاي بزرگ، صبوري زياد مي طلبه

اگه الماس ها رو پيدا کنيم چي مي شه؟ - انقلاب صنعتي مي شه -

خيلي جالب مي شه پيداشون مي کنيم

و تموم زندگي مون خوشحال مي مونيم

مي دوني، تانيا

از شلوغي شهرهاي بزرگ متنفرم

همش دوندگي و عجله س

چي مي شه اگه يه نفر هميشه اين جا زندگي کنه؟

نه، اينو نمي خوام

نمي خوام نمي خوام

من عاشق شلوغي و سرزندگي مسکو ام

.مهمون ها، شلوغي،رقص

رقص،رقص،رقص

منو دوس داري؟

عاشق دانشکده زمين شناسي ام ، تپه هاي لنين- من چي؟ -

شلوغي و سرزندگي مسکو - پس من چي؟ -

خونه مون، خيابون ها !مادربزرگم، بستني

هر دفعه به خودم قول مي دم که بهت بگم"

"ولي هر دفعه از ترس، سست مي شم

نخون آندري - "...تو عاشق" -

سرگئي استپانويچ اينو نوشته

.اون عاشق يه نفره فکرشو کن. - نکن

بچه ها کيف من اين جائه؟ - اين جاس -

بگير. - مرسي اينم گم کردي -

مال من نيس - تو اينو ننوشتي؟ -

من چيزي ننوشتم -

فکر کردم دستخط توئه - هنوز نمي دوني -

نمي فهمم چرا انقد ناراحت شدي؟

نمي خوام بفهمي

خجالت مي کشه

مي دوني، سرگئي تو بايد ازدواج مي کردي

داري منزوي مي شي

توي اين زندگي جز جنگ و جنگل چي ديدم؟

همه ش پياده روي توي تايگا بوده همه ش جستجوي گنج براي ديگران بوده

احمقي

مي دونم

پس عشق، کمياب تر از الماس هاس؟

سنگريزه

...سرگئي استپانويچ

انگار يکي قول داده بود شکار يادم بده

خيله خب

عاليه

اون يادداشت رو خوندي؟

آره - فهميدي چي نوشته؟ -

فکر کنم

خب حالا چي مي گي؟

من؟ اين موضوع مربوط به توئه - ...ولي-

دوباره عصباني مي شي - نمي شم، حرف بزنيم -

مثل دو تا مرد؟ - مثل دو تا مرد -

تو عاشق يه دختري که اون دختره يه مرد ديگه رو دوست داره - اون مرده هم عاشق اون دختره

از نظر اخلاقي صحيح نيست

اين اخلاقياتي که از تو کتابا مياد پشيزي واسم اهميت نداره

من به احساساتم اهميت مي دم پس تو خودخواهي -

آره من خودخواهم -

واسه اطمينان

مي خواي چي کار کني؟

تسليم نشو. کل عمرم منتظر اين احساس بودم

مي فهمم. ولي فرق يه انسان با يه حيوون چيه؟

انسان مي تونه احساسات نا به جاي خودشو سرکوب کنه

ماهي کله گنده

چه طور تاتيانا عاشق يه همچين آدمي شده؟

اين طرز رفتار کردن نيس

اين خودت بودي که گفتي بيا صحبت کنيم

.تو ازم چند تا سوال کردي .شايد من زيادي حرف زدم

اون دختري که براش نامه نوشتي رو من نمي شناسم

ولي اگه عاشقشي، اين جنبه از شخصيتتو نشونش نده

وايسا

اون کاغذو خوندي؟

بهت که گفتم، آره مثل احمقا باهام رفتار نکن

تانيا. اين غنيمتو بگير

قلبم درد مي کنه ترسيدم

.واسه چي شکار به اين خوبي کرديم

يه عالمه هم حرف زديم

درباره ي چي حرف زدين؟

آدما

مي دونستي سرگئي استپانويچ خيلي آدم پيچيده ايه

اينو مي گيري؟

سابينين کجاس؟ - رفت يه جايي، حالش گرفته بود -

چرا؟ - از اين همه جستجوي بي نتيجه -

چه خبر؟

هيچ خبري نيس

عجيبه، تابستون تموم شده و ما هيچ کاري نکرديم

عجيبه

شايد هيچ الماسي توي سيبري نباشه

نمونه ها رو از زمين هاي آبخيز آوردي؟ - آره -

اين جا چي؟ - گشتم -

توي چشمه ي نِيملِس بروک چي؟

هيچي اون جا نبود - هيچي -

عجيبه - چي عجيبه؟ -

تنها ما نيستيم، هيچ کدوم از سفرهاي اعزامي چيزي پيدا نکردن

سال بعد ميريم يه جاي ديگه

کنستانتين فدرويچ

فکر نمي کني بايد يه جاي ديگه دنبال الماس بگرديم

مي دونستي زمين شناس ها اين جا چيزاي غيرعادي پيدا کردن؟

آره مي دونيم - ولي شايد اشتباه کرده باشن -

آره، ولي براي دلداري ما که اينو نگفتن

شايد نتيجه ي جستجوکننده هاي قبلي تصادفي بوده

اگه علم، تفکر و شعور

تصادفي و اتفاقي باشه پس ما اين جا چي کار مي کنيم؟

مجراي الماس ها بايد همين نزديکي ها باشه

.تا حالا چند بار اينو گفتي آدم وسواسي اي هستي

توي اين زندگي کوتاه ديگه چي کار مي شه کرد؟

وايسا

که چي؟ داري با هواپيما تماس مي گيري؟

برگرديم؟

چرا جواب نميدي؟

ورا، عشق من

پاييز فرا رسيده

ما داريم تمام تلاشمان را مي کنيم

تا رازهاي پنهان اين زمين را بيرون بکشيم

مصمم جستجو را ادامه مي دهيم

اينم نتيجه

نبايد براي چهارمين بار منو اين جا مي فرستادن

هيچ کس ديگه هيچ کسو نبايد بفرستن

يه مدت طولاني نبايد اين جا کسي بياد

پنج سال؟ ده سال؟

صد سال؟ هزار سال؟

بدشانسم من بيشتر از بقيه خسته شدم

شايد حق با سرگئي باشه اين جا هيچ الماسي نيس

! نه

More Farsi Persian subtitles for Letter Never Sent

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left