最初の200行です。
گـروه تـرجـمـه ايران فيلم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـيـلــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايــران فــيــلــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـــران فـــيـــلـــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايــــران فــــيــــلــــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـــــران فـــــيـــــلـــــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـــــــران فـــــــيـــــــلـــــــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايــــــــران فــــــــيــــــــلــــــــم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـــــــــران فـــــــــيـــــــــلـــــــــم تـقـديـم مـي کـنـد
قــســمــت 11 از فــصــل 8 براي قتل به "مــگ" زنگ بزنيد
عصر بخير ، من "دايــن ســيــمــون" هستم
اخبار ترافيکي حاکي از ترافيک سنگين در جاده 195 ميباشد
ارتباط مستقيم داريم با "بــيــلــي " مَسته از هليکوپتر اخبار کانال پنج
همين بود
بــيــلــي " مَسته خلبان هليکوپتر اخبار کانال پنج امروز درگذشت"
به علت قريب الوقوع بودن اين رخداد
بسته گزارشي تهيه کرديم
که شامل شماري از کارهاي "بــيــلــي " مَسته براي اخبار کانال پنج است
"کرم گرسنه گفت : " من هنوز گشنمه
" ... ولي تو که "
بــيــلــي " مسته از دست رفت"
ولي چيزي که نبايد از دست داد گاوبازي کانال "گــوهــاگ" است
که اين جمعه در مرکز شهر برگزار خواهد شد
بليت ها در حال فروخته شدن هستند
و براي آنهايي که تجربه سواري با اسب دارند
.در هاي شرکت در مراسم باز است
... اوه ، خدا ، به نظر مثل کارايي مي رسه که
"ديــگه ديره ، "بــرايــان
پــيــتــر" تو مي خواي تو سواري شرکت کني ؟"
اين احمقانه است
تو هيچي در مورد اسب ها نمي دوني
و شکل ظاهريت افتضاحه
"مي دوني ، تفاوت من و تو هم همينه ، "لــويــيــس
وقتي زندگي مياد و در خونه آدمو ميزنه
تو ميري و توي آشپزخونه قايم ميشي
من درو از جاش ميکنم و ميگم
پــيــتــر گــريــفــن" اينجاست ، چي داري ؟"
و اگه اون قانعت نکرد به اين نگاه کن
: تو خلاصه اين هفته برنامه هاي شبکه "فـاکـس" نوشته
پــيــتــر" چيزي زيادي گيرش مياد"
وقتي به سواري مي پيونده
خوب ، اين توي خلاصه سريال هست
هي ، ما ميتونيم چيزش کنيم ؟
هنوز هم ميتونيم به خلاصه هفته بگيم راهنما ؟
ميدونيد چيه ؟ ديگه نميپرسم
اين کاريه که انجام ميديم
کي گفته من نميتونم ستاره ي مسابقه سواري بشم ؟
من روحيه گاوچروني تو خونمه
well, he robbed his way from utah to oklahoma
and the law just could not seem to track him down
and it served his legend well
for the folks, they loved to tel
about when billy the kid came to town
بابا ، داري چي کار مي کني ؟
خيلي خوب ، "مـــگ" ، جاش يکم ميسوزه
تا تقريباً 4 هفته
چــي شــد ؟
"اون گوساله منه ، "گــريــفــن
خيلي خوب "لــويــيــس" ، بزن بريم ، بگو
.کــريــس" ، وقت شامـه"
بسيار خوب ، من آماده سواري ام
مامان ، نوبت مبارزه بابا کيه ؟
"نمي دونم ، "کــريــس
ولي فکر کنم هممون بايد واسه پدرت دعا کنيم
که بدون آسيب ديدگي از اينجا بيرون بياد
اون اسب ها بو گند ميدن
و اينجا هم خيلي گرمه
تو ماشين وقتي خواب بودم افتادم ، الانم خيلي بدخو شدم
اين يه نمايش منزجر کنندس
پسر ، ميتوني بازم بگي
هيچي بد تر از يه دسته مرد بزرگسال که واسه تفريح حيوون آزاري مي کنن نيست
عجيبه که هنوز قانونيه
تنها دليلي که اينجام
اينه که دوست احمقم تو مسابقس
تنها دليلي که اينجام اينکه دارم واسه يه مجله مقاله مي نويسم
يکي از شرکت کننده ها
يه زن 13 ساله و اعجوبه سواري هست
ظاهراً رو يه گاو بوده که بچه اش سقط شده
و به استعدادش در اين زمينه پي برده
خـــانــم هــا ، آقــــايــــان خوش آمد عادي و ساحل شرقي ميگيم
! به جديدترين گاوچران ، "پــيــتــر" کوچولو
ميدوني چرا من عقب مزرعه هستم ؟
من يه گاو پرورش يافته ام
اين ديگه چيه ؟
! الان پي ميبري چيه
کجا داري ميري ، چاقالو ؟
قراره جشن بگيريم
! نه ! نه
! نه ! نه
واسه چه مجله اي کار ميکني؟
ام "Teen People" من ويراستار مجله
ويراستار ؟
خب ، چه جالب ميدوني من خودم نويسنده ام
يه زماني واسه "نـيـو يـورکر" مي نوشتم
واو ، تحسين برانگيزه
دنبال کار هستي ؟
اوه ، نه ، نه ، نه
هيچوقت دنبال اين چيزا نبودم
چــ ، چـــ ، چه کاري
و... واسم داري ؟
خب ، داريم دنبال يه نفر ميگرديم که ... يه ستون
در مورد فعاليت هاي روزانه ...
دختران نوجوان آمريکايي بنويسه
اوه ، من عاشق دختراي نوجونم
آينده متعلق به اونهاست
هنوز به جنده تبديل نشدن
اوه ، درسته
چه بلايي سر اين ملت اومده ؟
من يه خونه رو نوک قله دارم شايد بياي سري بزني
شايد
شايد واسه بهبود روابط زنگ بزني
و بخواي که خونم رو تميز کني
باشه
شايد با خودت يه ماشين "بـلـيزر" بياري
تا بتونيم از رستوران هم دورتر بريم
بـلـيزر" ميارم"
"اينو مييني " روپرت
بيشتر بچه ها يه قلعه شني درست ميکنن
ولي من يه خانقاه شني درست کردم براي افراد مجرد 30 ساله
سلام ، من "جرمي" هستم
من تو يه دفتر حقوقي کار ميکنم
سلام من يه دختر فرانسوي تبار کانادايي هستم
و الان تو تعطيلات هستم
خيلي کار بزرگي کردم که خودم تا اينجا اومدم
دوست دارم يه استخر و يه بار داشته باشه
چون وقتي ميشيني رو صندلي بار ، توي آب هستي
من از اين همه غذا و نوشيدني که دارن خوشم مياد
اونم فقط با يه بليت
آره ، اينطوري ديگه لازم نيست
با خودت از اتاق پول بياري
خب ، من داشتم دنبال يکي از دوستام ميگشتم
پس شايد بعدا ديدمت
"خوش به حالت "جـنـيـن
تو به خودت قول داده بودي با کسي صحبت کني و کردي
بــرايــان" تو اينجا چيکار ميکني ؟"
شيش دارم يه مقاله مينويسم
در مورد دختر هاي نوجوان واسه يه مجله
دارم ميبينم که "مـــگ" تو روز چي کار ميکنه
بپا از اون نردبان نيوفتي
همه سگ ها به بهشت نميروند
... خب ، اينجا نوشته که تو
در بمب گذاري يازده سپتامبر شما دخيل بودي ؟ ...
خب ، اين چيزي هست که براي حمايت از اسرائيل ميگن
خب ، پس در آتش ابدي بسوز
"ميدوني ، "بــرايــان چون داري فقط يه ستون تو مجله مينويسي
در مورد دختران نوجوان ... معنيش اين نيست که
بايد مخفيانه کارکني و ... مـــگ" رو کل روز تعقيب کني"
"به اين ميگن تحقيقات "اســتــويــي
ميخوام چيز کاملي از آب دربياد
داره کدوم گوري ميره ؟
تو اين بخش از شهر هيچي نيست
اين ديگه چيه ، "بــرايــان" ؟
بنياد ندامت بزرگسالان چيه ؟
"يه زندانه "اســتــويــي
آه
! آخه کي يه همچين اسمي ميذاره واسه زندان
"سلام ، "مـــگ
"سلام ، "لــوک
اوه خداي من
! مـــگ" با يه مجرم قرار داره"
اوه ، مثل اينکه پسر "کــانســواِلا" هم تو زندانه
"بزودي مي بينمت ، "رودريـگـو
بله مادر
"خيلي خوبه که مي بينمت "مـــگ
يه مدتي بود که نديده بودمت
"ميدونم ، متاسفم ، "لـوک
خيلي سخت بود بيام اينجا
بدون اينکه کسي بفهمه
نامه هايي که با موهام فرستاده بودم ، به دستت رسيد ؟
اين تنها چيزي هست که
منو سرپا نگه ميداره ، "مـــگ" ، ممنون
آزادي مشروطت چطور شد ؟
خوب پيش نميره
ظاهراً قراره که 3 سال ديگه اينجا بمونم
"اوه "لــوک
"اوه ، من انتظار نداشتم تو منتظرم بموني ، "مـــگ
"نه ، من منتظر مي مونم ، "لــوک
حتي اگر 10 يا 20 سال طول بکشه
من اينجا ميمونم تا بياي بيرون
اوه ، خداي من
مـــگ" با يه مجرم ريخته رو هم"
واو ، "مـــگ" مثل يکي از اون بچه هاي ديوونس
که به يه دوونه تر از خودش برخورده
! بــرايــان" ، حرومزاده"
چطور اينکارو با من کردي ؟
متاسفم ، "مـــگ" ، بايد بهشون ميگفتم
"اونو مقصر ندون "مـــگ
اون دقيقاً کار درست رو کرده که اومده به ما گفته
تو نمي دوني داري با چه آتيشي
بازي ميکني ، قرار گذاشتن با يه زنداني ؟
"صبر کن ، "لــويــيــس اين مسئله جديه
ميرم عرق گيرم رو بپوشم
! مامان ، تو متوجه نيستي
من و "لـوک" واقعاً همديگر رو ميفهميم ، خيلي
لـوک" اون تو تنهاست و منم اين بيرون تنهام"
در واقع ، ما هر دو تو زندانيم
خب ، "مـــگ" ، اين خيلي فرق ميکنه
اون به دليلي تو زندانه
اون قانون شکني کرده
اون از يه فروشگاه لوازم يدکي سرقت کرده
No comments yet. Be the first to leave one.