最初の200行です。
... خیلی مفتخرم که
استاد میهمان امروز رو به شما معرفی کنم
ایشون 15 سال پیش از همینجا فارغالتحصیل شدن
و وارد یه شغل خیلی جالب شدن
... فرد دیگهای که برای مراحلِ پایانی
... دروسی که اخیراً خوندید، صلاحیت داشته باشه
و توی کارش ماهر باشه، پیدا نکردم
شما علم رو فراگرفتید ::: ... فیلمی که میبینید :::
الان فرصت این رو دارید که هنر رو یاد بگیرید ::: یک داستان واقعی است :::
"دانشجویان عزیز ... آقای "برنی تید
ممنونم استاد
ممنونم
همیشه باعثِ افتخاره که از آدم دعوت بشه
و من همیشه با خرسندی دعوت رو قبول میکنم ... چون من احساس میکنم
اگه حتی یه چیز هم به شما بگم یا نشون بدم
که به یه طریقی موقع وارد شدنتون ... ،به عرصهی کار کمکنون کنه
همه از اون سود میبرن
... شمایی که عزادارید
و خودِ متوفی
... ،ناخنها باید گرفته بشه
سوهان کشیده بشه و به حالت طبیعیش برگرده
و شما باید ناخنها رو هماهنگ با فرد مورد نظر دربیارید
... مسلماً نمیخواید یه مکانیک
ناخنهای یه خدمهی پرواز رو داشته باشه
میخواید؟
... خیلی مهمه که
تمام موهای زاید بینی، گوش و صورت رو بزنید
... هیچ وقت نمیتونیم اونقدر حواسجمع باشیم
که حتی یه موی اضافه هم از دستمون در نره
چشمها اغلب مشکل کوچکی به حساب میان
چون معمولاً میخوان که باز بمونن
انگار که میخوان برای آخرین بار به این دنیای معجزهوار نگاه کنن
... ولی با یه ذره چسب قطرهای
یه کوچولو درستت میکنه
و دیگه دزدکی نگاه کردن تموم میشه
... هر چند تحنیط مزایای داره
... ولی شما به دلیل تحلیل رفتن و کمآب شدنِ بدن
باید دوباره همه چیز رو بسنجید و دوباره تنظیم کنید
... بهترین حالتِ دهان
اینه که آزاد و طبیعی باشه و با یه لبخند کوچکی همراه باشه
نمیشه گذاشت توی مراسم ناراحت به نظر بیاد
و همیشه باید مراقب حرکتِ لبِ ناقلا باشیم
حتی یه قسمت کوچک از دندون هم میتونه فاجعهآمیز باشه
نباید اجازه داد مراسم سوگواری در عینِ غمانگیز بودنش به کمدی تبدیل بشه
... در ادامه، با یه رنگ پایه
که برای جلوگیری از کمآبشدن با کرمِ ماساژ مخلوط میشه
رنگ صورت رو یکدست میکنید
بعد پررنگترش میکنید
توی تحنیط زیادهروی نکنید
اکثر افرادی که برای متوفی خدمات انجام میدن صورت رو بیشتر از حد رنگ میکنن
:این نکته رو همیشه یادتون باشه
رنگ زیاد باعث نمیشه کسی شادابتر به نظر بیاد
... آخرین جزئیاتی رو که باید بهش رسیدگی کنید
موقعیتِ بدنِ متوفی است
دستِ چپ روی دستِ راست
،روی ناف ... ،با حالتی که کاملاً راحت
... آسوده و رها از این دنیا
موقعیتِ سر خیلی مهمه
نه باید به سمت بالا باشه
نه به سمت پایین
بلکه باید کاملاً وسط باشه
یه کمی هم باید به سمت راست خم بشه
به نشانهی احترام
اون الان تحنیط شده
آماده است تا لباس تنش بشه
و توی تابوت گذاشته بشه
::: برنی کیست؟ :::
عشق نجاتم داد
عشق نجاتم داد
عشــــق نجاتم داد
من توی گناه غرق شده بودم
... دور از ساحل صلح و آرامش
زیر خروارها خاک بودم
و نمیتونستم بالا بیام
... ولی خداوندِ دریا
صدای ناامیدانهی من رو شنید
برنی" انسانِ کاریزماتیکی بود"
آدم محبوبی بود
و این قابلیت رو داشت که کاری کنه دنیا مهربانتر به نظر برسه
عشق به من نگاه کرد
... وقتی هیچ چیز قادر نبود منو کمک کنه
عشق نجاتم داد
عشق نجاتم داد
با مردم واقعاً خوب بود یه شخصیتِ واقعاً مردمی بود
همیشه دستهاش بیرون از جیبش بود و آمادهی دست دادن بود
با همه صمیمی بود اسامی رو خوب یادش میموند
خیلی خوب احوالپرسی میکرد
اگه دخترتون توی "تگزاس" بود
... و پسرتون توی دانشگاهِ "ای.اند.ام" درس میخوند
یادش میموند و دربارهشون سوال میپرسید
کاری میکرد که دربارهی خودتون احساس خوبی کنید
... وقتی هیچ چیز قادر نبود منو کمک کنه
عشق نجاتم داد
روح انسانها در خطره به بالا نگاه کن
مسیح کاملاً نجات میده
اون شما رو با عشقش بالا میکشه
از بین راههای خشن و سخت
اون خداوندگارِ دریاست
... "اگه قرار بود مردمِ "کارتیج
... یه لیست از مردمی که
فکر میکنن به بهشت میرن، تهیه کنن
مطمئنم "برنی" در صدر این لیست قرار میگرفت
عشق نجاتم داد
... وقتی هیچ چیز قادر نبود منو کمک کنه
عشق نجاتم داد
شخصیتش جذاب بود، خب؟
بنابراین مردم همیشه به سمتش کشیده میشدن
... ،و به خاطرِ اون شخصیتش
خیلی زود محبوبترین فرد توی "کارتیج" شد
عشق نجاتم داد عشق نجاتم داد
عشـــق نجاتم داد
کارتیج" توی "تگزاس" شرقیه
و از بقیهی جاهای "تگزاس" کاملاً متفاوته
که در اصل پنج تا بخش متفاوت هستند
تگزاس" غربی رو داریم که" مزارعِ مسطحی داره
شمال، آدمهای افادهایِ "دالاس" رو داریم با مرسدسهای خودشون
و بعد "هیوستون" رو داریم که من بهش میگم ساحلِ سرطانزا
که از بالا به "لوییزیانا" میرسه
بعد توی جنوب "سن آنتانیو" ـه
اینجا تِگس(تگزاس) به مِکس(مکزیک) میرسه
مثل غذاهاش
... و بعد توی "تگزاس" مرکزی
جمهوری خلقِ "آستین" رو داریم
که زنهایی داره که پاهاشون مو داره و کیکهای میوهایِ "لیبرال" داره
البته من شهر "پندهندل" رو فاکتور گرفتم ... وخیلیها هم اشاره نمیکنن ولی
کارتیج" جایی که جنوب شروع میشه"
اینجا به دور از هر غم و اندوهیه
و حقیقتش اینجا جای خوبیه
... کارتیج" اونقدر شهرت داره که"
... "توی جلد دوم "بهترین شهرهای کوچک آمریکا
به عنوان بهترین شهر کوچک در "تگزاس" ازش یاد شده
خودشه. صفحهی 157
اکثر مردم چون متولد اینجا هستن توی "کارتیج" زندگی میکنن
کارتیج" در جاییه که یه زمانی بزرگترین" میدانِ گازی در دنیا بوده
به خاطر رونق اقتصادیِ ناشی از گاز ... در دهههای چهل و پنجاه
خیلی از مردمِ اینجا ثروتمند شدن
... خب اونطوری که یادمه
... آدمهای مسنِ زیادی بودن که
این دنیا رو به مقصد بهشت ترک میکردن
و ما نیروی کمی توی سردخونه داشتیم
حقیقتش من دنبال یه مقدار کمک بودم
برنی" حتماً یه آگهی یا چیزی رو دیده بوده"
از "لوییزیانا" تماس گرفت من پای تلفن استخدامش کردم
و دقیق نمیدونستم که باید انتظار چه کسی رو داشته باشم
اینها اتاقهای نمایشمون هستن
ببین، پارتیشن هم دارید
خیلی عالیه
"پس شما فوق دیپلمِ "علوم تدفین از دانشگاه دولتی دارید؟
بله قربان
اونجا کار هم میکردید؟
نه قربان
میخواستم روی مطالعاتم تمرکز کنم
همونقدر که به فوتبال و غیره علاقه داشتم
اینجا عبادتگاهِ ماست
صد و بیست و پنج نفر ظرفیت داره
این نیمکتهای سبر رو نگاه کن من عاشقشون هستم
آره. ما عوضشون کردیم
خیلی وقت بود که از همون قهوهایهای معمولی داشتیم
و یه ذره نگران این سبزها بودم نمیدونم
مردم که شکایتی نمیکنن
منم ناراضی نیستم به نظرم عالیه
واقعاً انتخاب درستی کردم
اون با لیاقتترین جوونیه که من دیدم
توی حمل جسد فوقالعاده بود
و توی اتاقِ تحنیط مثلِ یه هنرمند بود
طوری موها رو درست میکرد که هیچکس دیگهای که تو این کاره، نمیتونست
توی اتاق عزاداری خیلی عالی به خانوادهها خدمت میکرد
مثل یه بلبل میتونست آواز بخونه
مراسم عزادرای رو مثلِ یه حرفهای برگزار میکرد
... توی هر جنبهای از برگزاری مراسم عزادرای
... ،تمجید از متوفی، خوندنِ کتاب مقدس
خوانندگی ... اون میتونست این کارها رو انجام بده
... ولی بالاتر از هر چیزی
میخوایم از "فِرد" به عنوانِ یه دوست یاد کنیم
دوستِ فوقالعاده صمیمیِ ما
... لطف و کرامتی وصفنشدنی
... چقدر طنینی که
... یک بیچاره مثل من رو
نجات داد، زیباست
تا ماشینت باهات میام
بیچاره
خیلی سخته
خیلی سخته
تو خیلی شجاعی
اون الان اینجاست
... وای عزیزم
اون یه جادوگر بود
کاری میکرد که همهمون زیبا به نظر بیایم
یعنی میتونست کاری کنه که چین و چروکهای شما از بین بره
... و اگه جلوآمدگی دندون داشتید
طوری درستش میکرد که شکل بدش از بین بره
... و یه دسته رز سفیدِ کوچک میگرفت و
میذاشت توی دستتون
یعنی یه کاری میکرد که همه زیبا به نظر بیان
فقط بدیش این بود که شما مُردید
انگار که مهم نبود چه اتفاقی برامون افتاده
چه تصادفِ ماشین بود چه حملهی قلبی
چه مسمومیتهای خونگی چه تیراندازی
... یا گیر کردن یه تکه گوشت توی گلو
آخرش کاری میکرد که همهمون خوب به نظر بیایم
No comments yet. Be the first to leave one.