最初の200行です。
گـروه تـرجـمـه ا تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـ تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـر تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـ تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـيـ تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـيـلـ تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايـران فـيـلـم تـقـديـم مـي کـنـد
گـروه تـرجـمـه ايــران فـيــلـم تـقـديـم مـي کـنـد
تـــرجــمــه و زيـــرنـــويـــس Breaking Bad کامـيـار و کـيـارش
قــســمــت 11 از فــصــل 12 بـرایـان، پدر بد
واي اين شکار چقدر طول کشيده
ميدوني منظورم چيه
خيلي بده همه حيوونا تو جنگل پخشن
منظورم اينه که با حال نميشد اگه
همشون با هم تو يه کافه اي چيزي بودن
ما هم يه روپوش استتار ميپوشيديم
و ميرفتيم همشون رو به گا ميداديم ؟
من بلدم اداي بلدرچين در بيارم
همشون دورم جمع ميشن
پرنده ها، آه يه قرقاول ماده
! بياين بيرون کمکم کنين
! مي خوام توليد مثل کنم
شنيدي ؟
! بريم بـنيمش
"بيلي"، "بيلي" بس کن
احمق نباش
بايد شليک ميکردي، چاقال
آه، اوووه ! او
"هي، "پيتر ضامن ـت فعاله ديگه ؟
آره، معلومه
خوبه، چون سر اسلحت درست طرف من ـه
خوب ميخواي ماشه رو بکشم تا بهت ثابت شه ؟
نه، فقط ميخواستم مطمئن شم
ديدي، "کواگمایر" ؟
زدمش
اگه برش دارم اينطوري ميشه
تفاوتشو حس کردي، ها ؟
"لعنتي، "پيتر ! حــرومزاده
! منو زدي
"اوه خدايا، "پيتر
اين ابلهانه ترين کاري بود که تا حالا کردي
... نه ابلهانه ترينش موقعي بود که
اون قوطي "ووپ اس" رو باز کردم
لوييس"، چرا اينو خريدي ؟"
! حراج بود
يه نويسنده که از يه نويسندهي جادويي ديگه الهام ميگيره
که براش بنويسه
بعد متوجه ميشه که اون نژاد پرست ـه
کاملاً منطقي ـه
زمان قديم نگاه قديمي
و اينم يه روز خوب ديگه
يه ايده ي باقلوا به ذهنم رسيد
اوه، لعنتي
ديلن" ـه"
ديلن" ؟" پسرت ؟
مدت ها بود که چيزي ازش نگفته بودي
آره، تصميم گرفته بودم فراموشش کنم
آخرين چيزي که اون الان ميخواد ... يه باباست که
گاهي باشه و گاهي نه
واقعاً ؟ کي بوده که تو بالا سرش بودي ؟
هي اگه ردش کنم
ميفهمه دارم ميفرستمش رو پيام صوتي ؟
! "هي، "ديلن
"منم "استويي
! اره همينجام، با بابات
... سلام "ديلن"
سلام بابا
... ميدونم که مدتيه با هم حرف نزديم، ولي
"تماس گرفتم چون دارم ميام "کوهاگ
اوه واقعا ؟
کي ؟
سه شنبه - نه نگو سه شنبه -
آو من من
کل روز کار دارم سر پروژه ام
اوه، بد شد اونا لازمم دارن
خيلي بد شد
لعنت به اين شانس
"من ميتونم جات کاراتو انجام بدم "برايان
! برو پسرتو ببين
بابا همکارت کيه ؟
خيلي با حال به نظر مياد
اون اينجا همه ازش بيزارن ... ولي، باشه
سه شنبه کافي شاپ ميبينمت
خوبه ميبينمت
باشه خدا ... حافظ
دیدی ؟ الان حس بهتري نداري ؟
حالا با هم ميرين ناهار
و دوباره با پسرت رابط ـتو خوب ميکني
و همه چي عالي ميشه
"مطمئن نیستم، "استويي
بهم اطمينان کن
منظورم اينه که من همون کسيم که ... به "مايکل چيکلس" گفتم
لباس تنگ بپوشه
،هر چي بخواي بهت ميگم
فقط ممه هاتو از جلو صورتم ببر کنار
ميدوني فرق من و تو چيه ؟
مهم نيست چه قدر عضله داشته باشم من هيچوقت بنظر خودم عضلاني نيستم
"هي "کواگماير گچ واسه چيه ؟
بعد تير دستت به جايي خورده ؟
تير باعث اين شد
بابا من که صد بار معذرت خواهي کردم
اوه، راستي، اون سي دي هويي لوييس " من رو پس بده "
خوب پس بايد بهم يه مواد جديد بدي
خوبه، حداقل ازش استفاده ميکردي
"ولي من ميخوامش "پيتر
همين که گفتم - افسوس -
،"لعنت، "پیتر پسش بده لعنتي
نميتونم تو يه پوکر باختمش
چي ؟ فکر نميکردم از 2 بالا تر آوورده باشه
کدوم احمقي بت گفته بود ميتوني رو سي.دي ـِ من رو
تو پوکر شرط ببندي ؟
از تون صدات خوشم نمياد
چـ...چي ؟ داري ميگي من الان بايد سرزنش بشم ؟
بس کنين، بچهها
"نه نه، "جو"، "جو
وقتشه که يکي اينو بش بگه
"پيتر گريفين" ! تو يه احمقي
تو حتي نميتوني راه رفتن و آدامس جويدن رو با هم انجام بدي
پيتر" کجا موندي ؟"
بيا اينجا
دستم بنده
مگه چند تا کار رو ميشه با هم انجام داد ؟
"لعنت به تو "پيتر ! بسه ديگه
! ديگه جونمو به لبم رسوندي ! ازت بدم مياد
! از همه ي چرنديات ـت حالم به هم ميخوره
! نميخوام حتي يه بار ديگه باهات حرف بزنم
! اين دوستي، تمومه
! خوب، بهتر
! من دوستي تو رو نميخوام
... من دوستاي بهتريم دارم
من دوستاي فيلماي صامت ـم رو دارم
چه خبرا، "بیل" ؟
... داشتم میرفتم مغازه که
،شرمنده، نتونستم همش رو بخونم میشه مختصرش رو بگی ؟
اینجاست که قطار میآید
در ادامه خواهيم ديد يه مرد فيليپين ـي
که مو هاش مثل آدم بزرگاس
هي، چرا هنوز اينجايي ؟
... بايد الان با "ديلن" سر قرار باشي
"آره، میدونی "استویی داشتم در موردش فکر میکردم
... من چندين ساله که نديدمش
... و تو اين شرايط
نميفهمم که با ديدنش چي به دست ميارم
منظورم اينه که چه نفعي برام داره ؟
اخبار سرگرمي ها هاليوود به "کوهاگ" مي آبد
"يه شو جديد "ديزني
" بد پدر مادر ها "
راجع به گروهي کارآگاه جوان
شو در همينجا فيلمبرداري و برگزار خواهد شد
و هنرمندش جواني از همين موضع و يک ايرلندي آشغال به نام "ديلن فرنيگن" خواهد بود
برايان" شنبدي ؟"
پسرت قراره ستارهي تلوزيون بشه
برايان" ؟"
"رفت ناهار بخوره، "مگ
! سگ خوب من ـه
"مايک درانک بيتر"
تو اينترنت سرچ کنين
! "فمیلی گای" ! ما برای سالها بوده ایم
واو، پسر من ديلن"، تو يه برنامه ي تلويزيوني"
قشنگ نيست ؟
اون آخر هفته اي که با هم تلوزيون نگاه کرديم يادته ؟
پسر، نميدونستم ! چه روزاي سودمندي بودن
ما تاحالا باهم تلویزیون دیدیدم؟
اوه احتمالا ولي اصلا مهم نيست، واو ، ها ؟
و ميدوني چي با حال تره ؟
تو توی يه شو هستي و منم يه نويسنده ـم
... انگار که دنيا داره تلاش ميکنه که
نميدونم ...
ما کنارهم کار کنیم، یا همچین چیزی ... نمیدونم
تو تو برنامه ي من ميخواي کار کني ؟
هي، حرف دنيا رو تو دهن من نذار
باشه ؟
نميدونم بابا
من تو چند سال گذشته به زور ديدمت
خوب براي تجديد رابطه ... چه راه بهتر از
اينکه با هم کار کنيم ؟
خوب من باهاشون صحبت ميکنم
ببينم قبول ميکنن
چرا نکنن ؟
منظورم اينه که بد ترين ايده ي
تاريخ سينما که نيست
وقتي بزرگ شدم
ميخوام موقع شروع فيلما کلمو از يه دايره بيارم بيرون
و نعره بکشم
!حالا که چی، آشغالا ؟
"بر ميگرديم به "نجات سرباز رايان
پخش بدون تبليغات
"تحت همايت "مـزدا
زوم زوم
"هي، "جوروم ميشه ميز منو تميز کني ؟
انگار يکي آشغالاشو اونجا جا گذاشته
... جروم" ميشه به اون دوس" ...مادر جـنـ
بگي که هيکل کـيـ... شو ... از اينجا گم کنه
يا کنش رو خودم پاره کنم
پيتر" نميشه رو ميز اونطرف بشيني ؟"
اوه، نه، اون ميز منشيا ـست که از سر کار ميان
آقاي "دمرسون"چي ؟ اون مجرده ؟
مـ... من نميدونم
آقاي "آدلي" چي ؟ اون مجرده ؟
No comments yet. Be the first to leave one.