最初の200行です。
یه آداب معاشرت معمولیه میخوای یه گزارش پلیسی رو ردیف کنی
یه لباسی بپوش خب (در واکنش به صاحب خانه که لباسه مناسب نپوشیده بود. )ه یعنی خیلی توقعه زیادیه؟
خب حداقل ...ه
میتونست حولشو (حوله ی پالتویی) ببنده یا همچین چیزی
رفیق اون چیزی که رویه شکمش بود؟ آه
چی بود خالکوبی یا...یا یه ماه گرفتگی؟ نم...نمیدونم داشتم سعی میکردم نگاش نکنم
میدونی مردم دارن یاد میگیرن که به یونیفرممون احترام بذارن
منظورم اینه که ما پلیسیم آره
ما آموزش دیده ایم جلیقه داریم تفنگ داریم...آره هی داو؟
ماشینو همینطوری به امانه خدا گذاشتی؟
ماشینو کنترل کن اون با من
لعنتی قفلش کرده
وایسا پلیس
کجا رفتش؟
شوخی میکنی
گفتم تکون نخور
جدی میگم مرد بیا پایین
خب...ه چطوری اینو خبر بدیم ؟
بابا؟
سلام
بابا؟
گشته 1505...ه در واقع ماشینه گشت 1505 نه
مرکز افسر دیاز هستم
همرامم افسر اپستین هست
ما ... کلیده ماشین رو داخل جا گذاشتیم
گشته 1505 تکرار کنین
گفتین "پشت در موندین"؟
تایید میشه آه ما در تعقیبه ... یه جور...ه نه نه وایسا یه پسره حرفه ای که شبیه ابر قهرمانا بود
این که بهتری لحظه ی زندگیت نبود بود؟
من اینو نذاشتم که شما دوتا رو خجالت زده کنم
اگرچه خیلی ام اذیتم نکرد
اینو گذاشتم که رویه یه نکته تاکید کنم همینطوره بی جهت نیست که شماها اصلا قابل تعریف نیستین
این چیزیه که همه اشتباه میکنن
ولی ما که همه نیستیم
ما پلیسیم از حده معمولی بالاتریم
بدونه احترام و اعتماده جامعه
نمیتونیم کارمون رو انجام بدیم
پس این به این معنیه که...ه ویلیامز؟
کلیدارو تویه ماشین جا نذارین خنگا
خیلی خب بریم به کارمون برسیم
خدمت کنید محافظت کنید و قهرمان نباشیم
عالیه
به طوره رسمی همون "تازه کاراییم"ه
اوه چی؟ الان شد رسمی؟
خنده داره
خب که چی؟ یه اشتباهه ساده بود
کلیدارو تویه ماشین جا گذاشتیم
خب از نظره فنی و دقیق تر "تو" کلیدا رو تویه ماشین جا گذاشتی
خب چطوری باید متوجه میشدین
که اون بت منه میخواد کلیدارو ازتون قرض بگیره؟ راست میگه مگه خودش ماشین نداشت؟
منم همین فکرو کردم...ه مک نالی اتاقه بازجویی الان
خیلی خب بعدا میبینمتون
هی
صبح زودتر رفتی
آره خب باید یه سری چیزا رو توی خونه ی بابام ردیف میکردم(جمع و جور میکردم)ه
چطور بود؟
خوب همونطوریه
میدونی چرا....ه
چرا این هفته واسه شام بیرون نبریمش؟ حتما
باشه فقط بزار ببینم آه وقت داره
برنامه رویه برد میگه که امروز زوجت سوارکه roster:برده مربوط به ماموریتهای روزانه و گروهها
از کی تاحالا برنامه ی برد رو کنترل میکنی؟
فقط میخواستم بدونم کی هواتو داره
امشب میای خونه دیگه
میام
بفرما بیرون
پس تو و کالاهن...ه
دوباره باهمین نه؟
خیلی حرف واسه گفتن هست آره باهمیم
همه چی خوبه؟ همه چی خوبه
پس اون "ولی" تویه صورتت چیه؟
چی؟
همه چیز با کالاهن خوبه "ولی"...ه
خب...فکر نکنم هنوز بهم اعتماد داشته باشه
چرا نه؟ اوه نمیدونم
ممکنه یه یکم کندو کاش کنه
و پیشه خودش فکر کنه که بینه ما چه اتفاقی افتاد و من بهش دروغ گفته باشم؟
دروغ نگفتی که فقط...ه فقط حقیقت رو بهش نگفتی
دوباره بگو؟
داشتی ازش محافظت میکردی
من فهمیدم بعضی آدمها احساساتشون شکننده ست
اوه تو که نیستی نه
خب کجا داریم میریم؟
آسایشگاه(کسانی که فراموشی دارن)ه باید یه اظهاریه(گزارش) بگیریم
تویه مسیریاب ندید..ه
نیستش یه لطفیه در حقه کسی بهش میگن مونیکا
مونیکا؟واقعا؟
هی دوقلوهای عجایب بیاین اینجا
باشه خیلی خب بده شون به ما آماده ایم
میدونین باورتون بشه یا نشه
نه شماهارو تعلیم دادن تنها چیزه مهمه زندگیمه
و نه سوتی تونو پاک میکنه
این ...ه یاروهه... "نگهبان"؟
وب سایت داره؟ هم وب سایت داره وهم تویه سایتش طرفدار
این "ابر قهرمانه واقعی " مون یه مخفیگاهه دست نخورده داره
ولی میتونم متوجه شم که نتونستین بگیریدش
اینجارو نگاه کنین
احتمالا فراموش کردین که وضعیت به روزشو چک کنین
"نگهبان از دسته پلیسها فرار میکنه،تویه کوچه مخفی میشه"
الان میتونیم بگیریمش حالا وایسین
شماها باید برین دنباله یه چیزه دیگه
گزارشه بازبینیه تجهیزاته ماشینه گشتتون الان اومد آره کنترلش کردیم چیزی کم نشده بود
همینطوره به جز یه سری اطلاعات
سیستم میگه که به کامپیوتر ماشین(مسیر یاب) مراجعه شده
همون موقع که ماشینتون آم چی ؟
تک و تنها شده بود
پس داشت این کارو میکرد
خب "اینجا" هم چیزی بود که دنبالش میگشت
یعنی شان هادسن
چهار بار محکومیت به خاطر مواد
و دوبار هم به قصده توزیع
تقریبا به خاطره
آه تهیه و ذخیره ی کلی مواد تویه منطقشون مضنونه
ولی بخش مواد مخدر نمیتونه تثبیتش کنه(فعلا دخالت کنه)ه
اونا یارو رو تویه لیسته"آدم های تحت تعقیب مخفی" گذاشتن
پس از قراره معلوم نگهبان هم داره مخفیانه تعقیبش میکنه خب؟
خب...یه نفر باید از اینجا بره و به آقایه هادسن مطلع کنه
به خاطره این اشتباهه احمقانه شون
در واقع آه ممکنه از جانبه یه گروهه پلیسه خودخوانده(خودشون) در خطر باشه
باید یه ساقیه مواد رو مطلع کنیم؟ آره دنیایه قاراش میشیه نیست؟ محظه اطلاع اپستین
اون جیبهای کوچیکه اطرافه شلوارت...ه
وقتی که آه...ه
وقتی کلیدهارو از استارت ماشین بیرون آوردی بزارشون اون تو
فرو کنش اون تو
اسمش تمارا کوانه چند ساعت پیش اومد
مچش مو برداشته کتفش در رفته بود
نمیگه چه اتفاقی افتاده
و نمیخواست که به کسی خبر بدم
تجاوزه؟ گفت به کسی احتیاج نداره؟
ولی... دختره ترسیده
آماده ی مرخص شدنه
ولی به نظر میرسه دلش نمیخواد بره پس میخواد صحبت کنه؟
ممنون که اومدین
چی باعث شد فکر کنی که میخواد با ما صحبت کنه؟
کسی که ول میگرده...ه
معمولا معنیش اینه که میخواد یه چیزی بگه
پس با چند تا از رفیقات بیرون بودی
و تو راهه خونه بودی؟ منتظر اتوبوس سمت براک و دنداس بودم
خیلی سرد بود و...ه
اتوبوسم اصلا نیومد
اون کسی که بهتون پیشنهاد داد برسونتتون...ه
میتونی بگی چه شکلی بود؟ موی قهوه ای...ه
خب...ه یکم سن و سال دار
ولی شبیه...ه
خیلی خوش تیپ بود...ه
خوش لباس بود خب منم فکر کردم میتونم بهش اعتماد کنم
ولی شما رو به سمته خونه نبرد
گفت که میخواد از بریدگیه سیدرولا پارک بره
"چون یه شبه خوب بود"
و...ه
چیزه دیگه ای که میدونم زدیم کنار
و اومد روم
و بعدش سعی کردم...ه سعی کردم مقاومت کنم
ولی نتونستم و بعدشم چراغ های یه ماشینه دیگه رو دیدم
یه ماشین دیگه زد کنار؟
باهام مهربون بود(همدردی کرد)ه
خب منم در رو باز کردم و سوار شدم گذاشتم همونطوری ادامه پیدا کنه
کیفه دستیم و کیفه پولمو دستش بود
و حتی وقتی هم که فرار کردم
فکر کنم سعی کرد منو بکشه
چرا مگه دنبالت دویید؟
وقتی اونجا رو ترک کردم صدایه شلیکه اسلحه شنیدم
عجیبه
همون ماشینه
چرا هنوز اینجاست؟
هی کیف دستیه تامارا رو پیدا کردم
فکر میکنی طرف از ترس یه ماشین دیگه
برداشته و فرار کرده؟
یه چیزی تویه همین مایه ها
خیلی دور نشده
چسب چاقو...ه
انگار قبل از اینکه بهش شلیک بشه
نقشه ی قابل توجهی واسه شب داشت
انگار تامارا باید یه فرشته ی نگهبان داشته باشه میتونی دوباره بگی
یه چیزه باحال شش بار شلیک به قفسه ی سینه
احتمالا باید 38 یا یه 9 باشه 6تا شلیک
یکی میخواست که بمیره
مطمئنین کاره همون دختری که تویه بیمارستانه نیست؟ فکر نکنم
منظورم اینه که خیلی ترسیده بود که بخواد برگرده سراغش کارت شناسایی داره؟
اسمش...ه کل-سی-اک تره ور جی
کلیسیاک؟ میتونم ببینم؟ آره
میشناسیش؟
آره شش یا هفت سال پیشه
یکی از مظنونایه پرونده ی پدرت پدرم؟
آره تجاوز و قتل میدونی اندی بهتره به پدرت اطلاع بدیم
ببینیم میتونه کمکمون کنه چیزی پیدا کنیم ببین لوک من...واقعا فکر نمیکنم
امروز روزه خوبی واسه ی...ه منظورم اینه که اگه قبلا با کلیسیاک کار میکرد
میتونه کمکمون کنه یه سری از مظنونین رو کناره هم قرار بدیم آره آم...ه
منو مک نالی الان میتونیم بریم اونجا
باهاش صحبت کنیم ببینیم میتونه بهمون راهو نشون بده نه؟
عالی میشه
بزار ببینم میتونه جواب رو پیدا کنه(مارو به چیزه مرتبطی برسونه)ه میفهمی
ممنون
الان که به این یارو بگیم ناراحت میشه(به مسخره)ه
فکر میکنی سعی کنه کاری کنه؟ ببینیم
کریس ما پلیسیم
کاری که باید بکنیم اینه که چهار شونه
مستقیم به چشمای هادسن نگاه کنیم و معذرت خواهی کنیم مسخره ست
یعنی الان نمیتونیم
به خاطره اینکه فروشنده ی مواده دستگیرش کنیم؟ آره عجب پیشنهاده توپی نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.