最初の200行です。
.اسم من "استيون جيمسون" ـه
.من يکي از "انسانهاي آينده" هستم
.ما 3تا نيرو داريم
... ارتباط ذهني - استيون" ؟" -
...جابجايي اشيا از راه دور
.و جابجايي آني
...يه جنگ مخفي بين ما و "آلترا" در جريان ـه
!نه - .سازمان مخفياي که ما رو شکار ميکنه... -
تنها راهي که ميتونم ...همنوعهام رو از خطر انقراض نجات بدم
.اينه که پدرم رو پيدا کنم...
و تنها راهي که براي ...پيدا کردن پدرم وجود داره
.کار کردن براي دشمن ـه...
...آنچه در "انسانهاي آينده" گذشت
.تو رهبري من رو جلوي همه زير پا گذاشتي
اگه قراره هردفعه که دست از پا خطا ميکنم ،تهديدم بکني که بيرونم ميکني
.بايد همين الان بيرونم کني
.وسايلت رو جمع کن
.گونهي ما حتي نميتونه کسي رو بکشه - .فعلاً -
ولي با رسيدن به اون توانايي .فقط يک جهش فاصله داريد
."گروه پاکسازي رو بفرست دنبال "استريد فينچ
.تو قول دادي - .گروه پاکسازي فرستاده شده -
.استيون"، اونا ميخوان دوستت رو بکُشن"
.بخوابيد .زير ميز
!همين حالا
!نه! نه! نه
.متأسفم. بايد زودتر بهت ميگفتم
!پليس نيويورک
صدام رو ميشنويد؟
.دارم ميام تو
عجيبه اين همه گلوله !شليک شده و به کسي نخورده
!مامان. مامان
استريد" و پدرش کجا هستن؟"
.توي ايستگاه اتوبوس پيادهشون کردم .همونطوري که گفتي، اونا پولو حساب کردن
اون چيه؟
.يه کيف براي خودت و "لوکا" بيار .فقط لوازم ضروري رو جمع کن
.نه، مامان. بايد حرف بزنيم - .نه، بايد وسايلمون رو جمع کنيم -
،همونقدري که تو از من سوال داري .منم از تو سوال دارم. ولي الان وقتش نيست
!مامان
جديکايا" دربارهي تو ميدونه؟"
.نه
.پدرت من رو از "آلترا" دور نگه داشت
،ولي مامان، اين همه مدت .باعث شدي من فکر کنم تنهايِ تنها هستم
.ميدونم. عزيزم، متأسفم .تنها راهي که براي محافظت ازت بلد بودم، همين بود
چرا باهام حرف نزدي؟
.من جلوشون رو ميگيرم. "لوکا" رو بيار - .نه -
.اونو ببرش بيرون - .نه -
.من مادرت هستم .ازت محافظت ميکنم
چجوري؟ با دروغ گفتن توي اين همه سال؟ - !وايسا -
.استيون"، چيزي نيست"
.مارلا"، ببخشيد که سرزده اومدم اينجا" .فقط فکر کردم تو دردسر افتادي
يه سري افراد مسلح به .استريد" و پدرش شليک کردن"
.توي ماشين منتظرم باشين. تفنگها رو بذاريد کنار .توي ماشين منتظرم باشين
.لطفاً. بذار يه لحظه با "استيون" تنها باشم
،اگه فکر ميکني اونو تنها پيش تو ول ميکنم
.کور خوندي - ،مامان، مامان -
.چيزي نيست
.حواسم به اوضاع هست .فکر کنم اون ميتونه بهمون کمک کنه
.5دقيقه
استيون"، اتفاقي که" .کمي پيش افتاد، کار من نبود
.بنيانگذار" دستور اون حمله رو داده بود"
پس فکر ميکنم الان ديگه بدوني .متحد شدن با اون چقدر خطرناکه
داري ميگي که اين تقصير من بود؟
نشون دادن نيروهات به .استريد" اون رو تو خطر انداخت"
.اين يه اشتباه درستي ـه
من ميخوام يه سابقهي پاک بهت بدم .اگه تو هم همينکارو برام بکني
.تو دستور مرگ پدرم رو دادي
فکر کنم وقتشه که تو دربارهي .کاري که من کردم و علتش بدوني
.مطمئن نبودم که تنهايي يا نه
."من نميخوام بهت صدمه بزنم، "راجر
هرکاري در توانم بوده انجام دادم .تا از اين اتفاق جلوگيري کنم
.واو، خوشتيپ شدي، بچه جون - .تو هم همينطور -
.بشين
فکر ميکني ممکنه که يه روزي گونههاي ما بتونن درکنار هم و در آرامش زندگي کنن؟
.شما تکامل پيدا کردين تا جايگزين ما بشيد .ما چارهاي جز مبارزه نداريم
تو اين کارو با متحد کردن خودت .با يه ديوانهي ماورالطبيعي انجام ميدي
.اوه، لعنتي. دست بردار دوباره بايد سر اين قضيه بحث کنيم؟
چند دفعه بايد بهت بگم؟
بنيانگذار" متعهد شده که" .به همنوعان من کمک کنه
.انسانيت - .اوه بيخيال. سادهلوح نباش -
.بنيانگذار" دنبال قدرته. همين و بس"
و تو ميخواي در اين باره چيکار کني؟
چطور ميخواي برش غلبه کني؟
.اون خيلي قوي ـه
.آره
.حداقل کار اينه که ميتونم يه امتحاني بکنم - و "مارلا" چي؟ -
.و پسرها
،"خودت ميدوني که اگه اين کارو بکني، "راجر .اون مجبورم ميکنه بيام دنبالت
.آره
.تو هرکاري رو که مجبور بودي، بکن - .اوه، "راجر"، بيخيال -
.لطفاً. دارم ازت خواهش ميکنم - ."از ديدنت خوشحال شدم، "جد -
.بابت نوشيدني ممنون
."من سعي کردم بهش هشدار بدم، "استيون
.ولي اون يهدنده بود
.مادرم ميخواد که ما فرار کنيم
.اين کار "بنيانگذار" رو عصباني ميکنه
.و جايي نيست که بتونيد پنهان بشيد
.اينجا، من ميتونم بهتون کمک کنم
داري چه پيشنهادي بهم ميدي؟
.برگرد پيش من کار کن
...و بهت قول ميدم که
.تو و خونوادهات و "استريد" در امان خواهيد بود...
تو اين حرف رو ميزني يا "بنيانگذار"؟
.بهم اعتماد کن
،اگه من اين کارو بکنم
،دوستهام، خونوادهام، خونهام .اونا جزو خط قرمزها ميشن
،اگه يکي از اون ماشينهاي "آلترا" طرفم بياد .ديگه ميرم
.بهت قول ميدم
مطمئني که جامون اينجا امنه؟
.بِرَوتا" چشم و گوش داره"
.جامون امنه
اگه يه مأمور ديگه بود ...که روي پيرهناش لکه نبود
.بيشتر احساس راحتي ميکردم...
.ميرم دستشويي
،اگه چيزي لازم داشتي
.ران" و "لري" دم در هستن"
سلام؟
اونجايين؟
ران"؟ "لري"؟"
."سلام، "الکسي
.خواهش میکنم، من خونواده دارم
توي اين دنيا هيچ چيزي .مهمتر از خونواده نيست
پس تو اونو انداختي بيرون؟
يه گروه نابودسازي نزديک بود .مادرم و "استريد" رو بکُشن
حالا، بيشتر از هميشه، لازمه که .هواي همديگه رو داشته باشيم
.جان" ميخواست بره"
.و جلوي همه دربرابر نظر من گردنکشي کرد ...مجبور بودم اون رو
.سرمشقي بکنم براي بقيه...
اون ميخواست بره. تو موافقت کردي؟ - !معلومه که نه -
اگه "آلترا" اونو تعقيب کنه چي ميشه؟ - .جان" ميتونه از خودش محافظت کنه" -
ميخواي اين شرط سرِ جون اون باشه؟
يه نوشيدني ديگه چطوره؟ - .فکر کنم بقدر کافي خوردي -
استيون"؟" - ...هي -
جان" رو يادته؟"
.اون يه جا براي خوابيدن ميخواد
امشب؟
کجا بودي؟
.حس ميکنم شايد بهتره من برم - .تو همينجا ميموني -
.من کاناپه رو برات مرتب ميکنم
.استيون"، آشپزخونه. همين الان"
.نه. به هيچ وجه
.مامان، اون يه جايي براي موندن ميخواد. کارش گيره - .مشکل ما نيست -
.اون يکي از ماست .جاي ديگهاي براي رفتن نداره
.عاليه
.فقط زمانش بد موقع هست
.ما بايد امشب بريم
راستش، مامان، وقتي که فهميدم ...يه سال بهم دارو ميخوروندي
.صلاحيت تصميمگيري رو از دست دادي...
.هي، اين منصفانه نيست
.من داشتم اونجوري که بلد بودم، ازت محافظت ميکردم - .من از اين خونواده محافظت ميکنم -
ماههاست که دارم از .خونوادهمون محافظت ميکنم
چجوري؟ با کار کردن براي عموت؟
.تو متوجه نيستي
.من فقط يکم ديگه زمان ميخوام
.دارم به يه هدف مهمي، نزديک ميشم
مثلاً چي؟
.پدر
.اون براي نجات دادن اين خونواده برنميگرده
.ما فقط خومون هستيم - .اشتباه ميکني -
.جان" ميتونه امشب بمونه، ولي بعدش تمومه"
.فردا، از اينجا ميريم
‘‘انـسـانهـايآيـنـده’’ فصل اول؛قسمتچهاردهم Brother's Keeper
مـتـرجـمان رضـا کـيـارش
.دوتا مأمور دم در بودن ...من حدود 20 ثانيه توي دستشويي بودم
.و بعدش اين صدا رو شنيدم...
.يه دفعه در از بيرون قفل شد
.اگه جاي تو بودم، به خودم زحمت نميدادم
.اين يه قتل حرفهايـه .در اين باره کاري از دستت برنميومده
.ولي اصلاً منطقي نيست
.حتماً قاتل يه شبح بوده
وايسا، تو کي هستي؟
."اوه، ببخشيد. دکتر "جديکايا پرايس
چه جور دکتري؟
.دکتري که روحها رو تعقيب ميکنه
باهام حرف بزن، ماماني. چه اتفاقي داره ميافته؟ - .نميتونستم نزديک بشم -
"استيون" و اون دارو دستهي "آلترا" .صحنه رو شلوغ کرده بودن
ولي تو چي فکر ميکني؟
قتل کارِ يه فرا انسان بوده؟
.واضحه که "جديکايا" اينطور فکر ميکنه
با عقل جور درنمياد. چطوري؟
.نميتونيم احتمال يه جهش تکاملي رو رد کنيم
...فکر ميکني، مثلاً، طبيعتِ مادر
يه "انسان آيندهي ورژن 2.0" ساخته؟...
!"انسان فردايِ آينده"
هيچ چيز جديد و بهبود يافتهاي .دربارهي آدمکشي وجود نداره
.خب، شايد طبيعت مادر هم قاط بزنه
.مگر اينکه اصلاً طبيعي نبوده باشه
و اگه يکي ديگه از افراد ...پروژهي "انکس" باشه چي، مثل
مثل اون پسرهي ديگه !که قبلاً اين طرفا بود؟
.موي بلوند، چشمهاي آبي، به اين بلندي
."جان" ديگه رفته، "راسل"
پسرهي بيچاره احتمالاً داره .براي ناهار توي زبالهها ميگرده
.اوه، پسر
.واو
ادويه تُرُب کوهي؟ - .سس خردل ـه -
.اين از يه ساندويچ خيلي خفنتره
عزيزم، ناهار ميخوري؟
.بايد با "جان" صحبت کنم
،"خيليخب. خب، "جان
.هرجايي که رفتي برات آرزوي موفقيت دارم
.نگران نباش، تو ميموني
No comments yet. Be the first to leave one.