The Tomorrow People

The Tomorrow People

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

The Tomorrow People US S01E14[Brother'sKeeper]HDTV 480p 720p
解説: breaking bad
کیـارش و رضـا | www.Iran-Film.net

タグ

HDTV
hdtv
720p
720
480p
480
HD
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
公開日: 2014-02-28
ダウンロード: 38
聴覚障害者向け: Yes

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

.اسم من "استيون جيمسون" ـه

.من يکي از "انسان‏هاي آينده" هستم

.ما 3تا نيرو داريم

... ارتباط ذهني - استيون" ؟" -

...جابجايي اشيا از راه دور

.و جابجايي آني

...يه جنگ مخفي بين ما و "آلترا" در جريان ـه

!نه - .سازمان مخفي‏اي که ما رو شکار مي‏کنه... -

تنها راهي که مي‏تونم ...هم‏نوع‏هام رو از خطر انقراض نجات بدم

.اينه که پدرم رو پيدا کنم...

و تنها راهي که براي ...پيدا کردن پدرم وجود داره

.کار کردن براي دشمن ـه...

...آنچه در "انسان‏هاي آينده" گذشت

.تو رهبري من رو جلوي همه زير پا گذاشتي

اگه قراره هردفعه که دست از پا خطا مي‏کنم ،تهديدم بکني که بيرونم مي‏کني

.بايد همين الان بيرونم کني

.وسايلت رو جمع کن

.گونه‏ي ما حتي نمي‏تونه کسي رو بکشه - .فعلاً -

ولي با رسيدن به اون توانايي .فقط يک جهش فاصله داريد

."گروه پاکسازي رو بفرست دنبال "استريد فينچ

.تو قول دادي - .گروه پاکسازي فرستاده شده -

.استيون"، اونا مي‏خوان دوستت رو بکُشن"

.بخوابيد .زير ميز

!همين حالا

!نه! نه! نه

.متأسفم. بايد زودتر بهت مي‏گفتم

!پليس نيويورک

صدام رو مي‏شنويد؟

.دارم ميام تو

عجيبه اين همه گلوله !شليک شده و به کسي نخورده

!مامان. مامان

استريد" و پدرش کجا هستن؟"

.توي ايستگاه اتوبوس پياده‏شون کردم .همونطوري که گفتي، اونا پولو حساب کردن

اون چيه؟

.يه کيف براي خودت و "لوکا" بيار .فقط لوازم ضروري رو جمع کن

.نه، مامان. بايد حرف بزنيم - .نه، بايد وسايلمون رو جمع کنيم -

،همونقدري که تو از من سوال داري .منم از تو سوال دارم. ولي الان وقتش نيست

!مامان

جديکايا" درباره‏ي تو مي‏دونه؟"

.نه

.پدرت من رو از "آلترا" دور نگه داشت

،ولي مامان، اين همه مدت .باعث شدي من فکر کنم تنهايِ تنها هستم

.مي‏دونم. عزيزم، متأسفم .تنها راهي که براي محافظت ازت بلد بودم، همين بود

چرا باهام حرف نزدي؟

.من جلوشون رو مي‏گيرم. "لوکا" رو بيار - .نه -

.اونو ببرش بيرون - .نه -

.من مادرت هستم .ازت محافظت مي‏کنم

چجوري؟ با دروغ گفتن توي اين همه سال؟ - !وايسا -

.استيون"، چيزي نيست"

.مارلا"، ببخشيد که سرزده اومدم اينجا" .فقط فکر کردم تو دردسر افتادي

يه سري افراد مسلح به .استريد" و پدرش شليک کردن"

.توي ماشين منتظرم باشين. تفنگ‏ها رو بذاريد کنار .توي ماشين منتظرم باشين

.لطفاً. بذار يه لحظه با "استيون" تنها باشم

،اگه فکر مي‏کني اونو تنها پيش تو ول مي‏کنم

.کور خوندي - ،مامان، مامان -

.چيزي نيست

.حواسم به اوضاع هست .فکر کنم اون مي‏تونه بهمون کمک کنه

.5دقيقه

استيون"، اتفاقي که" .کمي پيش افتاد، کار من نبود

.بنيانگذار" دستور اون حمله رو داده بود"

پس فکر مي‏کنم الان ديگه بدوني .متحد شدن با اون چقدر خطرناکه

داري ميگي که اين تقصير من بود؟

نشون دادن نيروهات به .استريد" اون رو تو خطر انداخت"

.اين يه اشتباه درستي ـه

من مي‏خوام يه سابقه‏ي پاک بهت بدم .اگه تو هم همينکارو برام بکني

.تو دستور مرگ پدرم رو دادي

فکر کنم وقتشه که تو درباره‏ي .کاري که من کردم و علتش بدوني

.مطمئن نبودم که تنهايي يا نه

."من نمي‏خوام بهت صدمه بزنم، "راجر

هرکاري در توانم بوده انجام دادم .تا از اين اتفاق جلوگيري کنم

.واو، خوشتيپ شدي، بچه جون - .تو هم همينطور -

.بشين

فکر مي‏کني ممکنه که يه روزي گونه‏هاي ما بتونن درکنار هم و در آرامش زندگي کنن؟

.شما تکامل پيدا کردين تا جايگزين ما بشيد .ما چاره‏اي جز مبارزه نداريم

تو اين کارو با متحد کردن خودت .با يه ديوانه‏ي ماورالطبيعي انجام ميدي

.اوه، لعنتي. دست بردار دوباره بايد سر اين قضيه بحث کنيم؟

چند دفعه بايد بهت بگم؟

بنيانگذار" متعهد شده که" .به هم‏نوعان من کمک کنه

.انسانيت - .اوه بيخيال. ساده‏لوح نباش -

.بنيانگذار" دنبال قدرته. همين و بس"

و تو مي‏خواي در اين باره چيکار کني؟

چطور مي‏خواي برش غلبه کني؟

.اون خيلي قوي ـه

.آره

.حداقل کار اينه که مي‏تونم يه امتحاني بکنم - و "مارلا" چي؟ -

.و پسرها

،"خودت مي‏دوني که اگه اين کارو بکني، "راجر .اون مجبورم مي‏کنه بيام دنبالت

.آره

.تو هرکاري رو که مجبور بودي، بکن - .اوه، "راجر"، بيخيال -

.لطفاً. دارم ازت خواهش مي‏کنم - ."از ديدنت خوشحال شدم، "جد -

.بابت نوشيدني ممنون

."من سعي کردم بهش هشدار بدم، "استيون

.ولي اون يه‏دنده بود

.مادرم مي‏خواد که ما فرار کنيم

.اين کار "بنيانگذار" رو عصباني مي‏کنه

.و جايي نيست که بتونيد پنهان بشيد

.اينجا، من مي‏تونم بهتون کمک کنم

داري چه پيشنهادي بهم ميدي؟

.برگرد پيش من کار کن

...و بهت قول ميدم که

.تو و خونواده‏ات و "استريد" در امان خواهيد بود...

تو اين حرف رو مي‏زني يا "بنيانگذار"؟

.بهم اعتماد کن

،اگه من اين کارو بکنم

،دوست‏هام، خونواده‏ام، خونه‏ام .اونا جزو خط قرمزها ميشن

،اگه يکي از اون ماشين‏هاي "آلترا" طرفم بياد .ديگه ميرم

.بهت قول ميدم

مطمئني که جامون اينجا امنه؟

.بِرَوتا" چشم و گوش داره"

.جامون امنه

اگه يه مأمور ديگه بود ...که روي پيرهن‏اش لکه نبود

.بيشتر احساس راحتي مي‏کردم...

.ميرم دستشويي

،اگه چيزي لازم داشتي

.ران" و "لري" دم در هستن"

سلام؟

اونجايين؟

ران"؟ "لري"؟"

."سلام، "الکسي

.خواهش میکنم، من خونواده دارم

توي اين دنيا هيچ چيزي .مهمتر از خونواده نيست

پس تو اونو انداختي بيرون؟

يه گروه نابودسازي نزديک بود .مادرم و "استريد" رو بکُشن

حالا، بيشتر از هميشه، لازمه که .هواي همديگه رو داشته باشيم

.جان" مي‏خواست بره"

.و جلوي همه دربرابر نظر من گردن‏کشي کرد ...مجبور بودم اون رو

.سرمشقي بکنم براي بقيه...

اون مي‏خواست بره. تو موافقت کردي؟ - !معلومه که نه -

اگه "آلترا" اونو تعقيب کنه چي ميشه؟ - .جان" مي‏تونه از خودش محافظت کنه" -

مي‏خواي اين شرط سرِ جون اون باشه؟

يه نوشيدني ديگه چطوره؟ - .فکر کنم بقدر کافي خوردي -

استيون"؟" - ...هي -

جان" رو يادته؟"

.اون يه جا براي خوابيدن مي‏خواد

امشب؟

کجا بودي؟

.حس مي‏کنم شايد بهتره من برم - .تو همينجا مي‏موني -

.من کاناپه رو برات مرتب مي‏کنم

.استيون"، آشپزخونه. همين الان"

.نه. به هيچ وجه

.مامان، اون يه جايي براي موندن مي‏خواد. کارش گيره - .مشکل ما نيست -

.اون يکي از ماست .جاي ديگه‏اي براي رفتن نداره

.عاليه

.فقط زمانش بد موقع هست

.ما بايد امشب بريم

راستش، مامان، وقتي که فهميدم ...يه سال بهم دارو مي‏خوروندي

.صلاحيت تصميم‏گيري رو از دست دادي...

.هي، اين منصفانه نيست

.من داشتم اونجوري که بلد بودم، ازت محافظت مي‏کردم - .من از اين خونواده محافظت مي‏کنم -

ماه‏هاست که دارم از .خونواده‏مون محافظت مي‏کنم

چجوري؟ با کار کردن براي عموت؟

.تو متوجه نيستي

.من فقط يکم ديگه زمان مي‏خوام

.دارم به يه هدف مهمي، نزديک ميشم

مثلاً چي؟

.پدر

.اون براي نجات دادن اين خونواده برنمي‏گرده

.ما فقط خومون هستيم - .اشتباه مي‏کني -

.جان" مي‏تونه امشب بمونه، ولي بعدش تمومه"

.فردا، از اينجا ميريم

‘‘انـسـان‏هـاي‌آيـنـده’’ فصل اول؛قسمت‌چهاردهم Brother's Keeper

مـتـرجـمان رضـا کـيـارش

.دوتا مأمور دم در بودن ...من حدود 20 ثانيه توي دستشويي بودم

.و بعدش اين صدا رو شنيدم...

.يه دفعه در از بيرون قفل شد

.اگه جاي تو بودم، به خودم زحمت نمي‏دادم

.اين يه قتل حرفه‏ايـه .در اين باره کاري از دستت برنميومده

.ولي اصلاً منطقي نيست

.حتماً قاتل يه شبح بوده

وايسا، تو کي هستي؟

."اوه، ببخشيد. دکتر "جديکايا پرايس

چه جور دکتري؟

.دکتري که روح‏ها رو تعقيب مي‏کنه

باهام حرف بزن، ماماني. چه اتفاقي داره مي‏افته؟ - .نمي‏تونستم نزديک بشم -

"استيون" و اون دارو دسته‏ي "آلترا" .صحنه رو شلوغ کرده بودن

ولي تو چي فکر مي‏کني؟

قتل کارِ يه فرا انسان بوده؟

.واضحه که "جديکايا" اينطور فکر مي‏کنه

با عقل جور درنمياد. چطوري؟

.نمي‏تونيم احتمال يه جهش تکاملي رو رد کنيم

...فکر مي‏کني، مثلاً، طبيعتِ مادر

يه "انسان آينده‏ي ورژن 2.0" ساخته؟...

!"انسان فردايِ آينده"

هيچ چيز جديد و بهبود يافته‏اي .درباره‏ي آدمکشي وجود نداره

.خب، شايد طبيعت مادر هم قاط بزنه

.مگر اينکه اصلاً طبيعي نبوده باشه

و اگه يکي ديگه از افراد ...پروژه‏ي "انکس" باشه چي، مثل

مثل اون پسره‏ي ديگه !که قبلاً اين طرفا بود؟

.موي بلوند، چشم‏هاي آبي، به اين بلندي

."جان" ديگه رفته، "راسل"

پسره‏ي بيچاره احتمالاً داره .براي ناهار توي زباله‏ها مي‏گرده

.اوه، پسر

.واو

ادويه تُرُب کوهي؟ - .سس خردل ـه -

.اين از يه ساندويچ خيلي خفن‏تره

عزيزم، ناهار مي‏خوري؟

.بايد با "جان" صحبت کنم

،"خيلي‏خب. خب، "جان

.هرجايي که رفتي برات آرزوي موفقيت دارم

.نگران نباش، تو مي‏موني

More Farsi Persian subtitles for The Tomorrow People

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left