最初の196行です。
...آنچه در «سرگذشتِ ندیمه» دیدید
اصلاً میدونی چه غلطی کردی؟
!جندۀ عوضی
داری خیلی بدجنسی میکنی
اون باعث اعدامِ یه نفر شد
و از کارش پشیمون نیست
باید دهنِ کوفتیش رو بسته نگه میداشت
تو هرگز از شر من خلاص نمیشی
تا اینکه هردو بچۀ من در امان باشن
این دعای مداوم من برای نیکوله
!تو ولش نمیکنی - !چون دوستش دارم -
!این عشق نیست. تو نمیتونی عشق بورزی
عشق ورزیدن بلد نیستی
آفمتیو بچهش رو نمیخواد
خب، فقط یه لحظه بود
این گناهه
گناهکار
...و رد کردنِ نعمت بچه از جانب خدا
بین بدترین گناهانه
گناهکار
ناتالی
!وای، نه! وای، نه
!نه! نه
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
میشنویش؟
منم اوایل نمیشنیدمش
تا چند هفته نمیشنیدم
واقعاً نمیشنویش؟
درسته؟
نمیشنویش؟
میشنوی
بالاخره میشنویش
بالاخره میشنویش
اونا به آفمتیو چیزی نمیدن
که شاید به بچه صدمه بزنه
در هر صورت آیندهای برای اون وجود نداره
"میگن، "خونریزیِ بیش از حدی داره
"میگن، "مغزش از دست رفته
آفمتیو حالا فقط نقشِ یه حامل رو داره
و بچه تنها چیزیه که مهمه
گمونم همیشه فقط بچه مهم بوده
دکترها و پرستارها
و مستخدمها و تکنیسینها
میان و میرن
من میمونم
تا الان 32 روز گذشته
تا وقتی که بچه به دنیا بیاد اینجا میمونم
"عمه لیدیا گفت، "این همراه پیادهرویته
"میخواستی غیر از اینجا کجا باشی؟"
همسران برای دعا کردن به همراه خانم کالهون میان
پرودگارا، لطفاً از این بچه محافظت کن"
معجزهات را ارزانی کن
ما خیلی مؤمن و خوب بودیم
"بهشت جایی روی زمینه، خدای عزیز
اونا بوی پودر و صابون میدن
بوی مراسم انعقاد نُطفه رو میدن
مثل سرینا جوی، وقتی من رو پایین نگه داشت
عُق نزدن خیلی سخته
،وقتی عمه لیدیا همه رو برای دعا میاره
بوی عرق میده
مثل پیازها و پرتقالها
و ماهیهای خوار و بار فروشی
بوی نوار و چرکِ
،زخمهای جونین رو میده که هنوز داره
بعد از کاری که آفمتیو باهاش کرد خوب میشه
تا وقتی که بچهای به دنیا ...بیاد اینجا میمونم
هر چقدر که طول بکشه
،این اتاق بوی خاصی داره مرکبات و آمونیاک
،میتونست قبلاً تو بطریهای اسپری باشه
تو خوار و بار فروشی
یا فروشگاه بِد بَث اند بیاند
و بعدش اکثراً از فروشگاه اینترنتی آمازون
وقتی همۀ اون چیزها بودن
قبل از حملاتِ اینترنتی
قبل از قوانینِ نزاکت
و تمام اعدامها
اونم بوی خاصی میده
یه جور فسادِ شیرین، مثل برگهای خیس
مثل پوستِ سر کثیف
مثل عَن و گُهش
،نرم
،بیشکل
بیتقصیر
اون بوی یه بچه رو میده
اونا واقعی نیستن، میدونی
واقعی نیستن
شاید من دیوونه شدم
و این یه جور رواندرمانیِ جدیده
،ای کاش این حقیقت داشت
بعدش میتونستم بهتر بشم
و این از بین میرفت
میتونستم این اتاق رو ترک کنم
همۀ اینا تموم میشدن
این وضع باید تموم شه
خدای عزیز، لطفاً از این بچه مراقبت کن
هی
دعا کن، احمق
بذارید خدا صدای نیایشتون رو بشنوه، دخترها
قدرتهای بهشتیِ شما
به ضعف و بیماری غلبه میکنن
خدای عزیز، لطفاً از بچه مراقبت کن
برههای معصومتون رو بغل کنید
و اونا رو تو آغوشتون حمل کنین
خدای عزیز، لطفاً از این بچه مراقبت کن
،آفهاوارد
لطفاً خودت رو جمع و جور کن
موهات رو از روی صورتت بزن کنار
هیچی زشتتر از غرور نیست، آفهاوارد
حالا بهتر شد، عزیزم
...پرودگارا به ما با رحم و بخشش بنگر
چیزی نیست، خیلیم بد نیست
چندش آوره. انصاف نیست
...از پدرِ آسمانیمون
...حمد و ستایش از آنِ اوست
خیلی خب، دخترها، بیاین بهشون فضا بدیم
تا کارشون رو انجام بدن. بجنبین
ببخشید، خانمها. امروز صبح
خدا چه چالشهایی پیشِ رومون گذاشته؟
فشارش دوباره داره بالا میره
145 روی 110
200 میلیگرم لابتالول تزریق کنین
و برای شمارش تعداد گلبولهای سفید نمونه خون بگیرین
الان
بیمارمون چطوره؟
ضربانِ قلب جنین پایداره
اوه، خدا رو شکر
بیاین اینجوری نگهش داریم
چه اتفاقی داره میوفته؟
اون داره تشنج میکنه
اگه شانس بیاری
شاید بتونی ببینی چطور خودش رو خراب میکنه
...تو
دخترِ خیلی خیلی سنگدلی هستی، آفجوزف
،ای خداوندی که بخشندهترینی
لطفاً دعاهای ما رو بشنو
و این بچه رو نجات بده
خدایا، لطفاً بذار بمیرن
خدایا، لطفاً بذار بمیرن
...خدایا، لطفاً
بذار بمیرن
قشنگه
قشنگه
خیلی خب
تمیزش کن، لطفاً
،ببخشید، دکتر
میشه بپرسم دارین چیکار میکنین؟
یه درونبُری سیاهرگی
دارم یه لولۀ کوچیک داخل سیاهرگِ رانی قرار میدم
اساساً یه اسم پر نقش و نگار
برای وارد کردن مایعاتِ بیشتره
باید به کنترل تشنجها کمک کنه
و معجزۀ کوچولوی ما
به کلی مایعات نیاز داره
البته
لطفاً اون بخیه رو ببند و تثبیتش کن
نگرانِ زخمش نباش
آمرزشِ الهی همراهتون باشه
برید به امونِ خدا
معجزاتی که خدا اجازۀ انجامشون رو به این دکترها میده
خیلی تحسین برانگیزه
خب
در پناه خدا بمونی، عزیزم
یه لحظه صبر کنید
ببخشید؟
...معذرت میخوام
...عمه لیدیا
میشه من برم خونه، خواهش میکنم؟
نه
نمیتونی
!احمقانهست
خواهش میکنم
وقتی میتونی بری خونه که همراه پیادهرویت بره خونه
قطعاً این ملاحظه رو بهش مدیونی
بعد از طرزِ برخوردی که باهاش داشتی
میدونم
میدونم رفتارم خیلی بد بود
آفجوزف
همۀ شما دخترها خیلی بدید
میدونم
...میدونم. من
من حالم خوب نیست
،آفجوزف
من باورت دارم
خدا هرگز بیشتر از توانمون بهمون تحمیل نمیکنه
مطمئنی؟
بیوقفه دعا کن
این تنها کاریه که میتونیم بکنیم
بله، عمه لیدیا -
نمیتونی من رو گول بزنی
میدونم که خیلی وقته مُردی
سلام
سلام
اینجا چیکار میکنی؟
زخمم عفونت کرده
باید یه جراحی دیگه بکنن
من براش دعا نمیکردم
No comments yet. Be the first to leave one.