最初の200行です。
.هی، من کارت هویتم رو فراموش کردم
میتونین چندتا آبجو برامون جور کنین؟
.از اینجا بزن بچاک، بچه جون
اوه؟
شما داشتین از اینها استفاده میکردین؟
،تقصیر من شد. گوش کنین فکر کنم باید یه صحبتی
.راجب مسئولیاتهایِ احتماعی داشته باشیم
فکر کردین دارین چیکار میکنین؟
خودمون رو بهخاطر .دزدی مسلحانه تحویل میدیم
،و بعد از گذروندن حبسمون
قراره زندگیمون رو وقف .خدمات اجتماعی کنیم
این صدایِ چیه؟
من دارم زمزمه میکنن؟
.یه آهنگ رو
حالت خوب نیست؟
.تقریباً برعکسش .همهچیز تویِ دنیا سر جاشه
،من و لیزی دوباره دوستیم لاندن برگشته، و من هنوز
،هیچ هیولا جدیدی ندیدم که یعنی طلسم محیط محافظتی که
دور تا دور مدرسه قرار دادم .داره جواب میده
.امروز قراره روز خوبی باشه
.امیدوارم .صبح بخیر، کلیو
.صبح بخیر - .من چای آوردم -
.دیدی؟ بیسکوییت. سلام
...اه، امم
حالت خوبه؟
چرا همه دارن همین سوال رو از من میپرسن؟
،آره، ام، اه احیاناً خیلی اتفاقی
ندیدی که حلزونی چیزی این دور و ور حرکت کنه که، دیدی؟
.نه - نه؟ -
مشکل شماها چیه؟ یه دختر نمیتونه همینطوری شاد باشه؟
،معلومه که میتونی. این فقط ...ام.. فقط، ام
.غیرمنتظرس - .این غیرمنتظرس -
نه. نوچ. هیچ چیزی قرار نیست که امروز حال من رو بد کنه چون که
امروز روزیه که من قراره تنها چیزی که
-برای نگرانی مونده رو بفهمم
.اینکه چرا هیولاها هنوز دارن میان
چطور قراره این رو بفهمیم؟
خب، تو قراره به دکتر سالتزمن سر تحقیقاتش کمک کنی
در همین حین من و کلیو .قراره زمان هماتاقیانه خوبی داشته باشیم
.لیزی
داری چیکار میکنی؟ .ترسوندی منو
.ژاکتت رو فراموش کردی
فکر کردم که بعد از جور خیلی سردی که
،قوانین دوقولیی رو شکوندی .بهش نیاز پیدا کنی
.اوه، باز شروع شد - ،تو از یکی خوشت میاد -
و تو حتی به پدرمون هم .قبل از اینکه به من بگی گفتی
.برای اینه که تموم شده
من اوضاع رو عجیب و غریب کردم .و حالا نمیتونم از این حالت دربیارمشون
--این برای اینه که، عزیزم --من دوست دارما
.ولی تو اصلاً استعداد بازی نداری
،اگرچه، چیزی که تو داری
یه خواهر با قدرتهایِ جادوییه که دانش جامع و کاملی
.از همه عاشقانه-کمدیهایی تاریخ داره
.من اومدم اینجا که کمک کنم
.نه، لیزی ،بهت التماس میکنم، لطفاً
.بزار این رو خودم تنها درست کنم
.فینچ کاملاً یه آدم معمولیه
من میخوام که این رو .از راه معمولی، بدون جادو درست کنم
.فقط بهم قول بده
.لیزی
.خیلی از دیدنت خوشحالم
چی شده؟ یه مشکل هیولایی دیگه داریم؟
.اوه، این خیلی بدتره، آقایِ ویلیامز
ما یه مشکل علاقه نوجوونانه .و دبیرستانی غیرممکن داریم
...درسته، درسته، این، اه ...این-این بدتره، و، ام
.خداروشکر، تویِ حوزه من نیست
.پس برای جفتتون آرزو موفقیت میکنم
.درواقع اصلاً مشکلی نیست .چون که لیزی داشت کم کم ول میکرد
.همهچیز رو
درسته، لیزی؟ .چه خوب. عالی شد
.دوست دارم - ...اه -
.خب، خب، خب
شنیدم که دیشب تا دیروقت
،مشغول کارهایِ عادی .و کاملاً غیرقهرمانانه بودی
.امم... صداشو درنیار، ای
کار بعدیمون چیه؟ سرنخی داری؟
...امم
داشتم فکر میکردم که .فعلاً کاری نکنیم
.ولی دیروز عالی بود
.من میخوام دوباره انجامش بدم
و اینطوری
مجبور نیستی که همیشه .آدمهارو مجبور کنی
.میتونی هویتت رو مخفی نگه داری
.تو... بلورسام (مبهم) بهنظر میرسی - .اوهوم -
،اولاً که
هیچوقت همچین اسم ابرقهرمانی داغونی رو
.دوباره به من نگو
دوماً، دیشب فقط یکم .خوششانس بودیم
مستیک فالز بهزور .دههای یه دزدی داره
.آره، اونهایی که ما میدونیم
.اسکنر پلیس قدیمی مادرم
به نتیجه رسیدم که ،اگه من دستیار توئم که انسانه
حداقل کاری که میتونم بکنم اینه که
.کمک کنم بعدی رو پیدا کنیم
میخوای زنگ ورزش رو بپیچونیم
و دنیایِ زیرزمینی مجرمین مستیکفالز رو
نابود کنیم؟
یا من تنها کسیم که دیروز بهش خوش گذشت؟
.آره، حق باتوئه
.ممنون
.پس... تو برگشتی
آره. تمام اون دراماهایِ مدرسه قبلیم .کاملاً تموم شدن
دیگه دارم فقط رویِ حال .تمرکز میکنم
خودم رو باز
و در دسترس برای هرچیزی .یا میدونی، هرچی
این هرچی شامل
موندن تویِ محوطه برای ناهار هم میشه؟
.اینو دوست دارم
.میام اونجا. اینجا
.برای ناهار. آره
.پس شاید بعداً میبینمت
.آره، خوبه
.کاملاً میفهمم .اون جذابه
لیزی؟
بهت که گفتم .به کمک نیاز داری
.تمومش کن
تو کتابهام رو انداختی؟
"بهش میگن "دیدار اول .پاداوام جوون من، قانون اصلی عاشقانه-کمدیهاست
و حالا قدم اول .رسماً کامل شد
خب، قدم دوم چیه؟
،انقدر نگران نباش .من از گفتنش بهت خوشحال میشم
.صاف وایسا .چونتو بده بالا
.بیا. خیلی بهتر شد
.تو حتماً اون دختره رو میگیری
.این خیلی خفنه
گفتی که راسپوتین، ناپلئون و انیشتین
همشون این رو داشتن؟
.و ملکه الیزابت اول
چی؟ مگه این چقدر به گذشته برمیگرده؟
.دقیقاً باید همین رو هم بفهمیم
هیولاها بعد از اینکه ،هوپ اون رو باز کردن اومدن
.خب پس تئوری اینه که بهم دیگه متصلن
ولی قبلش باید بفهمیم که
.چه زمانی ساخته شد
،ام، دکتر سالتزمن من علاقهای به کتاخونه تیم بودن ندارم
من-- خوبه که بالاخره ،یه فایدهای داشته باشم
مخصوصاً از وقتی که دیگه حتی .نمیتونم یه طعمه برای هیولاها باشم
ولی بهنظر میرسه که یه خونآشام میتونست
خیلی سریعتر از من .داخل این کتابهارو ببینه
.شاید من فقط از بودن تو خوشم میاد
.اوهوم
پس چرا کمان؟
.باشه
هوپ ازم خواست که حواسم بهت باشه
و مطمئن بشم که موقعی که داره تئوری جدیدش رو آزمایش میکنه
.جای تو امن و امانه
چه تئوریی؟
این ایده بزرگت بود؟
این رو به عنوان یه نوع .بارش فکری... با بری درنظر بگیر
باید بگم که، تو خیلی
.راجب در خطر بودن زندگیمون خونسردی
احتمالاً اگه تو اونی بودی که ...ته چاه قرار داشتی
درواقع، این یهجورایی همون چیزیه که .میخوام راجبش باهات حرف بزنم
ما گمون کرده بودیم که
،گرملین همینطوری تو رو گرفت
ولی اگه اتفاقی نبوده باشه چی؟
اگه مالیور ازت چیزی بخواد چی؟
چرا باید از من چیزی بخواد؟ - .اصلاً نمیدونم -
.قدم بعدی برای آزمودن تئوریم
هممم، و چطور باید آزمایشش کنیم؟
خب، اول باید از تو به عنوان طعمه استفاده کنیم که
،ببینیم دوباره اتفاق میوفته یا نه .البته اگه حاضری
ولی نگران نباش، من تمام مدت .برای اینکه ازت مراقبت کنم، اینجام
ما فقط باید طلسم محیط محافظتی رو برداریم
و تظاهر کنیم که .داره بهمون خوش میگذره
...میدونی، یهجورایی مثل
.کاری که الان داریم میکنیم
،عصبانی نشو .میتونیم متوقفش کنیم
فقط فکر کردم که .شاید به یکم هل نیاز داشته باشی
،و اگه بتونیم یه هیولا سخنگو بگیریم
ممکنه که بالاخره .جوابهایی بهدست بیاریم
نظرت چیه؟
تو من رو به سمت موقعیهایِ .خیلی عجیبی میبری، هوپ مایکلسون
باشه. ولی چرا پیکنیک؟
خب یعنی، فکر کردم که ،یکی از ماها باید طعمه بشه
.پس حداقل ازش لذت ببریم
به علاوه، همه هیولاها که .اونقدرها هم بد نیستن
یکی از اونها حتی .یهجورایی...هوسباز بود
.زیاد طول نکشید
.بیا
این یکی زیاد هوسباز .بهنظر نمیرسه
،ممکنه اونطور که بهنظر میرسه .بد نباشه
،احتمالاً همونقدر که بهنظر میرسه .اوضاع بده
.دخترهایی احمق
خوب شد که اینجا بودی که .ازم محافظت کنی
حداقل میدونیم که هیولاها .قطعاً دنبال توئن
.حالا باید دلیلش رو بفهمیم
مشکل چراغها چین؟
.اون یه فیلم ترسناک متحرکه - .عالی شد -
اون چیه؟
جز اینکه، یه داف ترسناکیه که
مثبتاندیشی من رو .متعادل کرده، هیچ ایدهای ندارم
به هرحال، من به گبی .یکم پول بدهکارم
.یه وندیگو تویِ استخر هیولایی بود
.اشتباه تازهکارهاست
.هیچوقت یه وندیگو نیست
ولی باز هم باید بتونیم که .جوابهایی بگیریم
اون حرف میزنه، درسته؟
.نه دقیقاً
پیشنهاد میکنم که .گوشهاتون رو بپوشونین
No comments yet. Be the first to leave one.