Dog Soldiers

Dog Soldiers

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

Dog Soldiers 2002 1080p BluRay DDP5 1 x264-c0kE
解説: warez
Translated subtitle from English to Persian Dog Soldiers 2002 زیرنویس فارسی فیلم

タグ

bluray
公開日: 2026-01-30
ダウンロード: 17
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

حق با تو بود

قطعاً از سرِ کار بودن بهتره

ولی یه چیزی رو بهمون هشدار نداده بودی

پشه‌های لعنتی! چقدر لوسی تو آخه

بگذریم، حالا که حرفِ کار رو زدی

و چون به زور کشوندمت اینجا تا این قضیه رو جشن بگیریم

بیا، بگیر

تبریک می‌گم

هیچ شوالیه‌ای نباید بدون شمشیرش باشه

نمی‌دونم چی بگم

چی شد؟ نویسنده‌ی من زبونش بند اومده؟

عالیه

آره، نقره‌ی خالصه، پس گمِش نکن

تلاشِ خوبی بود، سرباز کوپر

ساعته که داری از دست‌گیر شدن فرار می‌کنی ۲۲

و ۴۷ دقیقه

مستقیم برو شاگرد اول کلاس شو

البته، فوت‌وفنِ واقعیِ بقا توی دویدن و قایم شدن نیست

بلکه توی از بین بردنِ تواناییِ دشمن برای تعقیب کردنته

بیا. به سگ شلیک کن

ببخشید قربان، چی؟

اسلحه رو بگیر و ازش استفاده کن

توی مراحلِ گزینش، تو تحتِ فرمانِ منی

این یه دستورِ مستقیمه، کوپر

داری مسخره‌بازی درمیاری، نه؟

فکر می‌کنه دارم سر‌به‌سرش می‌ذارم. شبیهِ کمدین‌های لعنتی‌ام، آشغال؟

خیر قربان

بازم این کار رو نمی‌کنم

چاره‌ای نداری. تمومش کن. به سگ شلیک کن

بهش شلیک کن! / نه قربان

تو به چه دردِ تیمِ من می‌خوری

وقتی حتی نمی‌تونی یه سگ رو بکشی؟

نگفتم نمی‌تونم یه سگ رو بکشم قربان

فقط بیخودی اون سگ رو نمی‌کشم

تو رد شدی، کوپر

من آدمِ باوجدان نمی‌خوام

به خاطر این ردم می‌کنی؟ / تو خودت باعثِ رد شدنت شدی

سطحِ ما اینجا فرق می‌کنه، کوپر

برای این کار، من مَردِ عمل می‌خوام

نه فقط نیتِ خوب

نه

مرتیکه‌ی عوضیِ روانی

فقط یه سگه. همین و بس

شاید یه روز وقتی این توی اون کله‌ی پوکت فرو رفت

برای ما آماده بشی

تا اون موقع، زندگی کن و تجربه کسب کن

آره، ولی تو نه

من اهلِ فرصتِ دوباره دادن نیستم، کوپر

و هیچ‌وقت هم فراموش نمی‌کنم

این تیکه‌ی آشغالِ مفلوک رو برگردونید به یگانش

بفرستینش پیشِ جوخه‌ش

یه پیاده‌سازیِ تروتمیز می‌خوام. یه منطقه‌ی فرودِ امن می‌خوام

برو، برو، برو، برو، برو

جو، از این هلیکوپترِ کوفتی بیا بیرون

من فوتبال رو به خاطرِ این مسخره‌بازی از دست نمی‌دم، خیلی چرت و پرته

من نمیام گروهبان. من نمیام

کوپر

موقعیت و جهت رو می‌خوام. تا سه دقیقه‌ی دیگه باید راه بیفتیم

حله گروهبان. اسپون، تری، شما نگهبانید

جو، آخه لعنتی

اون باسنِ گنده‌ی لَختت رو تکون بده و مثل یه سرباز رفتار کن

خب، بسیار خب

زمان‌ها رو هماهنگ کنیم

ساعت من داره هفت و سی دقیقه می‌شه توی

سه، دو، یک، تیک. ای لعنت بهش، باورم نمی‌شه

باز چی شده، ویترسپون؟

ساعتم رو توی پادگان جا گذاشتم، گروهبان

اگه هر از گاهی یه نفسی تازه کنی پسر، بیشتر عمر می‌کنی

دمت گرم اسپون، احمق

حرفِ دهنم رو زدی

تا یه دقیقه‌ی دیگه پوتینم رو از تو دهنت می‌کشی بیرون جو، مرتیکه‌ی کچل

لعنتی! نزدیک بودا، مگه نه جو؟

او، این مزخرفات خیلی رو اعصابه

مهم‌ترین مسابقه‌ی فوتبالِ عمرم امشب پخش می‌شه

و من تهِ جهنم گیر افتادم، بدون حتی یه نوشیدنی یا تلویزیون

آره خب، ارتش همینه دیگه

هی، بازیِ انگلیس و آلمانه پسر

یه جنگِ فوتبالیِ تمام‌عیار

آره خب، پس اصلاً شبیهِ این نیست، مگه نه جو؟

این فقط یه تمرینه. مرگ و زندگی که نیست

روش حساب نکن جو، داری دیوونه‌م می‌کنی

اگه توی جلسه‌ی توجیهی یه ذره دقت می‌کردی، کرکلی

می‌فهمیدی توی این تمرینِ کوچیک و بی‌خطر، قراره جلوی کی وایستیم، مگه نه؟

اونا کی‌ان مگه؟ / نیروهای ویژه، احمق

برن به درک

خیلی خب، خیلی خب. حالا گوش کنید، می‌خوام سریع و خلاصه بگم

چون منم مثل شما، تنها چیزی که می‌خوام اینه که برگردم خونه

برم توی یه تختِ گرم کنارِ یه زنِ جذاب و فوتبال ببینم

گروهبان، قصدِ گل زدن دارید؟

آره خب، حواست باشه توی محوطه‌ی جریمه روش خطا نکنی

خیلی خب، دهنت رو ببند، سربازِ فسقلی

حالا، از این لحظه به بعد، تا جایی که به ما مربوط می‌شه، ما ۵۰ کیلومتر پشتِ خطوطِ دشمنیم

حالا اگه احیاناً درگیری پیش اومد

از همه‌تون انتظارِ چیزی جز خشونتِ بی‌رحمانه ندارم

چون داریم تیرِ مشقی می‌زنیم، دلیل نمی‌شه که فکرهای لطیف بکنیم

پس یادتون باشه که باید طرف رو به رگبار ببندید، خب؟

قاطیِ معرکه می‌شید و دندون‌های لعنتی‌شون رو می‌ریزید تو دهنشون، وگرنه تضمین می‌کنم جو

اونا بیضه‌هات رو برای صبحانه می‌خورن، جیگر

سفت باشه یا نیمرو، گروهبان؟ / هم‌زده

بیا بگیر، اسپونی

اوه، چه شیک. چون نو و براقه، معنیش این نیست که پشیزی می‌ارزه

یادت باشه که اونو ازت پس می‌خوام، پسر

شما چی گروهبان؟

خب، من می‌شمرم دیگه، مگه نه؟

خب، کوپ، چی داریم؟

ما اینجاییم. خطِ مقدم اینجاست

آواکس موقعیتِ دشمن رو اینجا، اینجا و اینجا گزارش کرده

با گشت‌های مداوم بینِ هر کدوم از این سنگرهای جلو

اونا کلِ این منطقه رو از کیسه‌ی بیضه‌ی یه اسکیمو هم سفت‌تر بستن

با یه استثنا

دقیقاً اینجا. یه رودخانه از توی یه دره‌ی ۱۰-۱۲ متری رد می‌شه

و قطعاً اونجا هم گشتی دارن، اما اگه شب بریم

با احتیاط قدم برداریم و با خیس شدنِ پاهامون مشکلی نداشته باشیم

فکر کنم بتونیم ازش رد شیم

پس این مسخره‌بازی‌ها دیگه چیه؟

با این شانسی که من تازگی‌ها پیدا کردم، به هر کمکی که بشه نیاز دارم

هی، گوش کن چی می‌گم. می‌دونم فکر می‌کنی تصمیمِ خیلی مزخرفی بود

که توی گزینش رد شدی و این حرف‌ها، اما باید بگم که متأسف نیستم

حال و روزِ جوخه بدونِ تو خیلی بدتر می‌شد، رفیق

می‌دونی، یه کاری بود که باید انجام می‌دادم

برای خودم، تا خیالم راحت شه

گوش کن، تنها کسایی که دنبالِ دردسر می‌گردن، کامیکازه‌ها و عشقِ شهرت‌ها

و احمق‌های تمام‌عیارن

نصیحتم رو گوش کن پسر، صبور باش

خب، خانوم‌ها

بساطتون رو جمع کنید، مغزتون رو بذارید روی دنده‌یک و راه بیفتید

اسپونی، تو جلوداری. تری، جو، شما هم عقب‌دار

کوپر، بیا اینجا پیشِ من

احمقِ عوضی

باورم نمی‌شه دارم فوتبال رو به خاطرِ این مهمونی از دست می‌دم

جو، اگه خفه نشی

به خدا قسم خودم با تیر می‌زنمت! حالا راه بیفت

یه کلمه هم حرف نزدم، گروهبان

الآن کدوم گوری هستیم؟

یه داستانِ جالب درباره‌ی اینا شنیدم

چی گفتی؟

مردم اینجا غیب‌شون می‌زنه. همیشه اتفاق می‌افته

ادامه بده کوپر پسر، یه کم پیازداغش رو زیاد کن

راسته. همین ماهِ پیش یه زوجِ جوون داشتن توی این جنگل پیاده‌روی می‌کردن

یه جایی همین نزدیکی‌ها کمپ زدن

توی طولِ شب، یه اتفاقی افتاد

یه تیمِ امداد و نجاتِ کوهستان چند روز بعد بقایای کمپ رو پیدا کرد

چادر تیکه‌تیکه شده بود و همه‌جا خون ریخته بود

روزنامه‌ها می‌گفتن یه هیولایی شبیه "هیولای بادمین مور" بوده

محلی‌ها ادعا می‌کردن یه دیوونه‌ی فراری بوده

اما کسی دستگیر نشد، پس هیچ‌کدومش رو نمی‌شه ثابت کرد

هر سال آدم‌های بیشتری میان اینجا

و هر از گاهی، بعضی‌هاشون برنمی‌گردن

نه اثری، نه جنازه‌ای. فقط غیب‌شون می‌زنه

و دیگه هیچ‌وقت دیده نمی‌شن

با کمپ تماس بگیر

بهشون بگو گله داره برمی‌گرده به آغل

"براد‌سورد" به مرکز

خب بروس، تو از چی می‌ترسی؟

از ذاتِ خودویرانگرِ وضعیتِ بشری

داری مسخره می‌کنی دیگه

چی، این‌طور فکر می‌کنی؟

خب تو چی، اسپون؟

اخته شدن

در اون که شکی نیست. جو؟

فقط یه چیزه که تضمینی لرزه به تنم می‌اندازه

ضرباتِ پنالتی

معلوم بود. تری؟

تماشای ضرباتِ پنالتی

کنارِ جو

تو چی، کوپ؟ / عنکبوت‌ها

و زن‌ها

و

زن‌های عنکبوتی

می‌خوام بدونم گروهبان از چی می‌ترسه

برو بابا، هیچ‌چی گروهبان رو نمی‌ترسونه

او، مطمئن نیستم

خب، فکرِ اینکه دیگه هیچ‌وقت زنم رو نبینم، تا سرحدِ مرگ منو می‌ترسونه

اون و یه سری چیزهای کوچیک که لرزه به تنت می‌اندازه

و موهای پشتِ گردنت رو سیخ می‌کنه

منظورت چیزی مثلِ اسپونه؟

نه، راستش یه چیزِ خاص هست

که تا روزی که بمیرم یادم می‌مونه

آره، برمی‌گرده به سال ۹۱، درست قبل از اینکه یگانم رو بفرستن کویت

تا آخرین گروه‌های مقاومت رو پاکسازی کنیم

من و یه جوونی به اسم ادی آزوالد تصمیم گرفتیم بریم خالکوبی کنیم

برای یادبودِ اولین سفرمون به صحرا

آره، ادی رو یادمه

یه آدمِ جون‌سخت و هیکلی با دماغِ شکسته و یه چشمِ چپ، نه؟

آره، خودشه. پسرِ خوش‌تیپی بود. بینِ زن‌ها خیلی طرفدار داشت

بگذریم، من و ادی رفتیم یه چندتایی زدیم، زیاد خوردیم

بعد رفتیم به یه مغازه‌ی خالکوبی و من نقشِ یه "موش صحرایی" رو زدم

و ادی هم چون ادی بود، یه چیزی می‌خواست که معنای بیشتری داشته باشه

و چون یه جورایی معتقد بود

می‌گفت روحش هنوز متعلق به خداست

اما گوشت و پوستش، خب، جسمش دیگه راهِ رستگاری نداشت

و این وظیفه‌ی شیطانه که پوستش رو حفظ کنه

واسه همین یه نقشِ گنده‌ی شیطان که داشت می‌خندید رو دقیقاً روی باسنش خالکوبی کرد

حدود شش روز بعد، داشتیم یه گشتِ معمولی لبِ مرز عراق می‌زدیم

و ادی

طفلک، رفت روی یه مینِ ضدِتانک

آره. همه‌مون دیدیم چی شد. یعنی، اون جلودار بود

یه نورِ سفید و کورکننده و یه صدای انفجارِ کرکننده

و وقتی که خودمون رو از روی زمین جمع کردیم، ادی

غیب شده بود

More Farsi Persian subtitles for Dog Soldiers

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left