Star City

Star City

Farsi/persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Star City S01 ATVP WEB DigiMoviez HosseinTL Fa
解説: PersianSUB
‫ارائه‌ای از وبسایت دیجی موویز DigiMoviez ‫تــرجمه از « حسین رضایی » H o s s e i n T L

タグ

webdl
apple_tv+_synced
公開日: 2026-07-13
ダウンロード: 58
聴覚障害者向け: No
FPS: 23.976

Farsi/persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫کیه؟

‫باز کن در رو

‫موضوع چیه؟

‫آلکسی

‫حالش خوبه؟ اتفاقی افتاده؟

‫حاضر شو. باهامون میای

‫مراقب خواهرت باش. ‫زود برمی‌گردم

‫تــرجمه از « حسین رضایی » ‫ H o s s e i n T L

‫خواهش می‌کنم

‫خواهش می‌کنم!

‫هر اتفاقی افتاده

‫بدونین که ما کارگرهای خوبی هستیم

‫آلکسی هم هرگز... هرگز...

‫- نمی‌دونم چه کاری... ‫- منتظرتن

‫طراح ارشد

‫جناب طراح ارشد

‫آلکسی حالش خوبه؟

‫بهم نمیگن چی شده

‫هفته پیش رفت مأموریت تمرینی و حالا...

‫چیه؟

‫اون سطح ماهه

‫آلکسی قراره بره ماه؟

‫نه عزیز دل

‫همین الان اونجاست

‫شروع می‌کنم به پایین اومدن

‫این گام را برمی‌دارم برای کشورم

‫مردمم

‫و راه و رسم مارکسیست-لنینیستی

‫و می‌دانم که امروز یک گام کوچک است

‫در مسیری که روزی همه ما ‫را به ستارگان می‌رساند

‫جشنِ پیروزی اتحاد جماهیر شوروی

‫بر آمریکایی‌ها همچنان ‫در سراسر کشور و جهان ادامه دارد...

‫در حالی که دبیرکل، برژنف

‫به همراه هزاران تن از هم‌میهنان خود

‫در رژه‌ای برای تقدیر از کیهان‌نورد آلکسی لئونوف

‫مردی که مسئول نخستین فرود بر ماه بود ‫شرکت کرد

‫قهرمان جدید عصر ما

‫خطاب به طراح ارشد برنامه فضایی اتحاد شوروی

‫به پاسِ زحماتتان که به پیروزی ملت ما

‫در رقابت برای رسیدن به ماه انجامید

‫بدین‌وسیله نشان افتخار «قهرمان اتحاد شوروی» ‫به شما اعطا می‌گردد

‫امضا: دبیرکل لئونید برژنِف

‫ممنونم

‫- تبریک میگم رفیق ‫- جناب معاون تاراسوف

‫متأسفم که نتونستیم

‫در رژه‌ی این دستاورد بزرگ ‫در خدمتتون باشیم

‫اما کا‌.گ.ب الان از همیشه بیشتر نگرانه

‫که آمریکایی‌ها یه بلایی سرتون بیارن

‫اگر هویتتون فاش بشه...

‫رژه مال بچه‌هاست

‫تنها درخواست من صحبت با جناب دبیرکل

‫در مورد فاز بعدی کارمونه، ‫واجبه که...

‫نه، نه، نه. ‫الان زمانِ...

‫- این صحبت‌ها نیست رفیق ‫- که... پس کِی؟

‫من پیشنهاده‌هام رو ماه‌ها پیش ‫به کرملین ارسال کردم

‫بله، در جریان قرار گرفتم

‫- ناهید، مریخ. نه ‫- بله، بله

‫تمرکزتون باید روی ماه بمونه

‫این امر فقط برتری آرمان سوسیالیستی

‫رو بیش از پیش تثبیت می‌کنه

‫باید بزرگ‌تر فکر کنیم. ‫ماه فقط سکوی پرتاب بود

‫چطور می‌تونید انقدر کوته‌بین باشید؟

‫خب، شاید این شمایید ‫که کوته‌بین هستید رفیق

‫قبل از صحبت از رفتن به ناهید ‫امور شخصی‌تون رو سروسامون بدید

‫متأسفم رفیق

‫این نشان باید اینجا بمونه ‫تا در امان باشه

‫البته

‫روز خوبی داشته باشید

‫صبحت رو دیر شروع کردی رفیق موروزووا؟

‫گم شدم

‫این ساختمون مثل هزارتوئه

‫بهش عادت می‌کنی

‫نهایتاً چند هفته طول می‌کشه

‫- ساعتم رو دیدی؟ ‫- نه

‫می‌تونی این کارو برام بکنی؟

‫دامن رو از کجا گرفتی؟

‫- یادم نیست. چطور؟ ‫- خیلی کوتاهه

‫همه زل می‌زنن به پاهات

‫والیا

‫خب پس چجوری مطمئن بشیم

‫که یه مأموریت هلو بهت میدن؟

‫آره

‫البته اگه بخوان بفرستنت ماه

‫تو عمراً به من نمیگی

‫[ اظهارات ت.م. در خصوص کمک به و.م. ‫برای دریافت مأموریت ]

‫منتظر کسی هستی؟

‫ساشا. برای آموزش دیرمون شده

‫بیا تو!

‫صبح بخیر مرغ عشق‌ها

‫ساشا، شاید تو بهم بگی

‫از اونجایی که شوهرم نمیگه ‫و تو اونقدر مقید نیستی

‫این حرفت رو تعریف برداشت می‌کنم

‫هنوز مأموریت ماه رو بهش ندادن؟

‫نمی‌خوام مثل زن لئونوف خبردار بشم

‫تانیا، الان وقتش نیست

‫می‌دونی که رئیس برنامه‌شو رو نمی‌کنه

‫ولی نگران نباش

‫حواسم هست که تو آخر از همه خبردار بشی

‫برو گمشو ساشا

‫- دوستت دارم ‫- خدافظ!

‫- نباید انقدر بهشون فشار بیاری ‫- مسخره‌ست

‫بعد از پیروزی‌هایی که دودستی تقدیمشون کردم

‫هنوز مثل یه پادوی بزک‌شده باهام رفتار می‌کنن

‫بهتره جدی‌شون بگیری

‫- آمریکایی‌ها... ‫- آمریکایی‌ها، آمریکایی‌ها

‫شما زیر سنگ و ریگ هم آمریکایی می‌بینین

‫بی‌شک اونجا هم هستن

‫یکی از افرادمون در واشینگتن بهمون هشدار داده

‫که آمریکایی‌ها به نحوی

‫نقشه‌هات برای پایگاه ماه رو بدست آوردن

‫چجوری؟ اینا تو بخش مهندسی قرنطینه‌ان

‫بنظر میاد یه نفر تو شهرک ستاره‌ها

‫داره برای اونا کار می‌کنه

‫سرهنگ راسکووا

‫اوناهاش. ساحره‌ی شب

‫میگن بالای صدتا آلمانی رو

‫تو جنگ کبیر میهنی کشته

‫چجوری قراره توجهش رو جلب کنم

‫وقتی فقط کارهای پیش‌پاافتاده بهم میدن؟

‫بیشتر یادداشت‌هایی که باید بردارم فقط...

‫- خسته‌کننده‌ان؟ ‫- چرندیات کسل‌کننده‌ان

‫برای دولت چه اهمیتی داره ‫که چه مدت تو توالت می‌مونه

‫یا چقدر پاپریکا تو خوراک فلفلش می‌ریزه؟

‫چهار سال عمرم رو تو لومونوسوف

‫نگذروندم که بیام اینجا ‫بشم یه منشی بزک‌شده

‫صبور باش ایرینا

‫همیشه تکالیف پیش‌پاافتاده رو میدن ‫به کارگرهای جدید

‫من وقتی تازه اومده بودم ‫تا شیش ماه

‫حرفای گئورگی فرونزه رو شنود می‌کردم

‫هرروز تک و تنها می‌نشست تو آپارتمانش

‫کسی رو نداشت باهاش حرف بزنه ‫جز یکشنبه‌ها با مادرش

‫رقت‌انگیز بود

‫سکوت گاهی وقتا خوبه

‫حداقل جفتمون کیهان‌نوردها رو شنود می‌کنیم

‫دختر من و پسر تو (منظور کساییه که شنود می‌کنن) ‫قراره تو مأموریت لونا ۱۶ باشن

‫میشه اولین زن روی ماه

‫قراره کل دنیا اسم یانا آخماتووا رو بشناسه

‫یک دقیقه تا پرش! هارنس‌ها ‫و فرازیاب‌هاتون رو مجدد چک کنید

‫باورم نمیشه هنوز بهش نگفتی

‫تانیا احمق نیست

‫یه چیزایی حس کرده

‫ولی گفتن از مأموریت لئونوف ‫هم باید محرمانه‌تر باشه

‫درک می‌کنم. ‫آمریکایی‌ها ممکنه تو مأموریت خرابکاری کنن

‫هیچی ازشون بعید نیست

‫کسشعره. کسشعره والیوش

‫فقط نمی‌خوان جلوی دنیا

‫آبروشون بره اگه مأموریت شکست خورد

‫- حالا که زن هم همراهمون هست... ‫- شکست نمی‌خوریم

‫ما که قبلا هم یه سگ ماده فرستادیم به مدار، ‫یه ماده دیگه هم روش

‫خب. خفه شید. حواس‌ها جمع

‫من به شخصه مفتخرم که قراره ‫خلبان اولین زن روی ماه باشم

‫منم مفتخرم که تو خلبانم هستی والیوش

‫موقع رژه هم می‌تونی ‫لباسش رو براش نگه داری

‫شاید نگه دارم

‫والیا تا حالا سه بار رفته فضا

‫تو چند بار رفتی ساشا؟

‫خب، منو نگه داشتن برای اصل کاری

‫حتما همینه

‫خیلی‌خب، به ارتفاع مطلوب رسیدیم

‫بلیکووا، اول نوبت توئه. یالا!

‫یادت باشه، قوس بدنت رو نگه دار

‫موقع سقوط، مرکز ثقلت باید بالاتنه باشه

‫دفعه پیش حالت بدنت درست نبود

‫برای همین بد فرود اومدی

‫انقدر حرف نزن! ‫ما که توله نیستیم

‫بریم!

‫دیوونه‌ست

‫خانوما مقدم‌ترن. ‫مگه اینکه بخوای بازوم رو بگیری

‫بلیکووا، اینو ول کن. ‫رو کار خودت تمرکز کن

‫اینجا باش

‫عجب فرودی داشتی بلیکووا

‫نگاه کنین! نه، نه، نه! ‫چترش باز نمیشه! نگاه!

‫ساشائه! نگاه! نه، نه!

‫ساشا!

‫زودباش!

‫لعنتی

‫زودباشین!

‫ساشا!

‫ساشا

‫حداقل فهمیدم تو مراسم خاکسپاریم گریه می‌کنین!

‫خیلی دیوثی ساشا!

‫بیخیال، خنده‌دار بود دیگه!

‫قیافه‌تون دیدن داشت

‫بهش محل نده. بچه‌ست

‫چی شده؟

‫مطمئنی یانا گفت برادرشه؟

‫آره. از دیشب ده بار چک کردم

‫گفت می‌خواد قبل از پرتاب ‫بره برادرش ایوان رو ببینه

‫ولی تا حالا حرفی از برادر داشتن نزده بود

‫منم رفتم اسمش رو چک کردم

‫و یه ایوان آخماتوف هست ‫که برای سینتاکسیس می‌نویسه

‫اون مجله زیرزمینیه؟

‫حتما اسم برادرش رو مخفی کرده ‫تا تو گزینش قبول بشه

‫باید اینو گزارش بدی ویکا

‫چرا منو آوردین اینجا؟

‫از برادرت ایوان برام بگو

‫چی بگم ازش؟

‫از ارتباطش با...

‫نشریه غربی سینتاکسیس چی می‌دونی؟

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left