最初の200行です。
...کسی که دوستش داری
ورونیکا پارکه؟
پس منشی جونگه؟
اونی که دوستش داری کیه؟
هر دوتاشون
دوتاشونو دوست دارم
مثلث عشقی بین دو نفر
هی
سوالش مثل این نیست "که "مامانو دوس داری یا بابارو؟
چجوری می تونی دوتاشونو دوست داشته باشی؟
...اگه آدم بالغی هستی، حداقل نباید بدونی
که کیو دوست داری؟
خودمم اذیت می کنه
منم سردرگمم. دیوونم می کنه
...حتی نمی دونم چجوری مغزم
به این نتیجه ی مزخرف رسید
،وقتی با ورونیکا پارکم
به منشی جونگ فکر می کنم
،وقتی با منشی جونگم
به ورونیکا پارک فکر می کنم
حتی نمی خوام بیشتر از این بشنوم
،نمی دونم از کجا شروع شد
...اما احساس می کنم
دوتاشون شبیه همن
...بعضی اوقات حتی صداشون
مثل همه
...یکم قبل تر به لب منشی جونگ دست زدم
،و برای یک لحظه
...یاد لب
ورونیکا افتادم
تو همون دو مین ایکی هستی که می شناختم؟
می دونم. خودمم از خودم متنفرم
تعجبی نیست ازم متنفر باشی
می رم دیگه
فکر می کنی چی بود مامان؟
البته که احساس واقعیش بود
واقعا؟
ماهی ای که از پدر مرحومش گرفته بود، مُرد
توی لحظه ی احساسی بود
و منم اتفاقی کنارش بودم
پس یه اشتباهی کرد
اما رئیست آدمی نیست که با هر کسی از این کارها کنه
اینو نمی دونی؟
زنی که دوستش داره ورونیکا پارکه
و توام همونی
پول
گفت دوستش داره چون خیلی پول داره
گفت چون خیلی توانایی داره و از خانواده پولداریه، دوستش داره
اون چجوری منم؟
اون من نیستم
مامانو ببخش
،اگه توی خانواده ی پولدار به دنیا میومدی
از همون اولش نیاز نبود بهش دروغ بگی
بیخیال
اونی که متاسفه منم
...باید می ذاشتم
...مامان مرحومم
به جای اینکه همش راجع به زندگی عشقیم بهم مشاوره بده، استراحت کنه
...هنوزم، می خوام باور کنم
که اشتباه نبوده و چون دوستت داشت اینکارو کرد
!پاشو
نمی شه سر صبح پاشی بیای و ازم بخوای سی تی اسکن بگیرم ازت
فکر کنم مغزم یه مشکلی داره
فکر می کنم تصادف فقط به قسمت ،تشخیص چهره آسیب نزده
به قسمت کنترل احساسات و کنترل نیاز هم آسیب زده
مطمئنم که اون قسمتا هم مشکل دارن
به چی فکر می کنی؟
...من
همزمان عاشق دوتا زن شدم
مثل اینکه واقعا دیوونه شدی
...درسته؟ توی جامعه ی مدرنی زندگی می کنم
که تک همسری حالت عادیه
هرگز تو زندگیم چنین مشکلاتی نداشتم !من دو مین ایکم
و حالا مغزم دیوونه شده
حالا اسکنش کن
مطمئنم خراب شده
...وقتی اینجوری می بینمت
یاد موقعی میوفتم که باید رشته مو انتخاب می کردم
...بین مغز و اعصاب
و ارتوپد مونده بودم
چجوری اینا یکین؟
مردم خنده دارن
،به جایی که می ریم فکر می کنیم
اما به اینکه از کجا اومدیم فکر نمی کنیم
راجع به چی حرف میزنی؟
،به اینکه قلبت سمت کی می ره فکر نکن
به این فکر کن که قلبت از اول کجا بوده
...اون موقع اینکه کیو انتخاب کنی
معلوم می شه
منشی جونگ
جناب رئیس
هی، جناب رئیس
...راجع به دیروز
بهم نزدیک نشو
،از الان به بعد، اگه حتی من بهت نزدیک شدم
حتما ازم دوری کن
من آدم عوضی کثیفی هستم
نه
همیشه یک متر ازم فاصله داشته باش
صحبت خصوصی و تماس فیزیکی ممنوع
جناب رئیس - نه،وایستا -
هیچ وقت بعد از تمدید قراردادت مرخصی نرفتی، درسته؟
خوبه
چطوره چند روزو بری مرخصی؟
یهویی؟
...رفتار الانتون بخاطر اینه که
اتفاقی که دیروز افتاد، اشتباه بود؟
اشتباه نبود
اشتباه نبود
...به هر حال، هنوزم می خوام
فاصله تو حفظ کنی
میشه بهم توضیح بدین چرا باید فاصله بگیرم؟
...رئیست
...اونجوری که فکر می کنی
آدم خوبی نیست
آره، می دونم
احمقیم که وقتی پیشم نیستی ...نمی دونم کی به کیه
...و می دونم احمقیم که حتی نمی تونه بگه
کی می خنده یا گریه می کنه
...اما برای اینکارم
دلیل دارم
پس فقط برو
،اگه پیشم باشی
...ممکنه
بازم کار احمقانه ای کنم
...پس
...می تونی
...بهم یه سطل بدی
تا بتونم اشک هامو جمع کنم؟
چی شده؟
بهم زنگ نمی زنه
جناب پاکدامن
کاملا معلومه داشت ازت سوءاستفاده میکرد
چه کاریو باید نصف شب جمع و جور می کرد؟
فکر نمی کنی فقط خیلی وسواسیه؟
یا فکر نمی کنی شاید یهو دلش خواست خونه شو تمیز کنه؟
...یا
...فکر می کنی قرارداد رو خیلی
زود امضا کردم؟
بینگو
رودخونه ی هان کدوم وره؟
اوه خدای من
رئیس پارک، گی دجو رو پیدا کردم
می بینمت
،می تونی بری رودخونه ی هان
اما حداقل بهم بگو چرا گفتی بیام اینجا
"می خوام که بگی "لعنت بهش
،قرار بود بهم بازیگری یاد بدی
اما بهم فحش یاد میدی؟
،اینجا محل کارته
و این قراره اولین دیالوگت باشه
لعنت بهش
احساست چجوریه؟ دلت می خواد بیشتر فحش بدی؟
این دیالوگیه که از می خوای توی سالنی مثل اینجا بگم؟
با در نظر گرفتن اینکه خیلی به رابطه ت ،با این مرده کمک کردم
حداقلش نباید بهم توی سریال نقش اصلی بدی؟
این مدل درس دادنمه
به بازیگرها یاد میدم تحقیر شدن ...چه احساسی داره
و به دیالوگ هاشون احساس اضافه کنن بهش میگن متود اکتیگ
همیشه دنبال رویات باش و امیدوار بمون
لعنت بهش
میشه یکم از طمعه تون رو قرض بگیرم؟
خانم پارک اوک سون؟
دارم اسممو عوض می کنم
تعقیبم می کنی؟
بازم داری ناراحتم می کنی
یکیو اجیر کردم تعقیبت کنه
جدی می گم، واقعا
"به مردم اعتماد کن"
"باید یکیو دوست داشته باشی"
...کسی که حرفای شیرین می زنه
خودتی
،اما وقتی قرداد رو امضا کردم
بدون خبر غیبت زد
اغفال شدم
با یک زن دیگه اغفال شدی؟
نه، اون
،اگه تکون خورده
تمام تلاشمو می کنم نگهش دارم
خدای من، خیلی خوب پخته
کسیه که خیلی سخت میشه فراموشش کرد
...چرا باید اینقدر جذاب باشی
و یکی دیگه رو عاشق خودت کنی؟
من؟
،اول از همه
می خوام عذر خواهی کنم
بخاطر زنگ نزدن بهم؟
می خوام از طرف مین ایک عذرخواهی کنم
فکر کنم راجع به ما فهمیدی
،اگه مین ایک در هر صورتی اذیتت کرده
لطفا درکش کن
ببخشبید
کاملا می فهمم که چرا این نظر اشتباه رو داری
...اما دو مین ایک و من
...دقیقا توی
کسی که متاسفه منم
،وقتی مین ایک راجع به شما حرف می زد
خیلی گیج شدم
پس به زمان نیاز داشتم تا به نتیجه برسم
...ترجیح می دم گوش ندم
No comments yet. Be the first to leave one.