最初の200行です。
آنچه گذشت
فکر کردم دارم کار درست رو انجام میدم
میدونی منو تو چه وضعیتی گذاشتی
متاسفم دیگه نمیتونم
باشه میدونی نیاز نیست کاری انجام بدی
باشه نیاز نیست کاری انجام بدی
خودم همرو انجام بدم
تیمت...میخوام وارد شم
این ماموریت خطرناکه فکر کنم خودتم بدونی
داریم همکارتو انتخاب میکنیم
اصلا نیک رو دیدی؟
همه چیزو زیر پا گذاشتی
نه ایمیلی هست نه تماس به خونه
خب آماده ای با زندگی قبلیت خداحافظی کنی
آره آمادم
فکر نکنم بیاد فکر کنم تنهایی بنوشیم
هل ام نده ها هل نده
هلت ندادم که
داشتم واست آبجو میاوردم
داشتی هل ام میدادی نه چرا باید این کارو میکردم؟
یک ساعت طول کشید تا آماده شی نمیخواستم
اه
ازت خیلی بدم اومد
نه بدت نیومد
از من خوشت اومد
تو فقط از تغییر متنفری
از تغییر متنفر نیستم از چیزای تعجب آور متنفرم
چه جالب چون منم دقیقا همینم که گفتی
اهه!
خدااا.
خیلی بیشعوری معذرت میخوام نتونستم خودمو نگه دارم
اینجا
اوه
آروم هههی
مشکلت چیه? ام خدای من یکی بهت بدهکارم
ازم دور شو اومد بریم
باشه کار داریم
خوبی؟ آره
نظر متفاوت
پی جی تو چی فکر میکنی؟ هی چطوری؟
خوبم
راحته
لعنتی مثل جهنم داغه
هی خونه میای دیگه؟ باشه
طولش نده باشه
یکم دیگه میبینمت
برگرد
برگرد برگرد برگرد هی هی هی آروم
خفه شو خفه شو آروم
چی شده؟ احمق نباش
چی میخوای؟
فک کردم میدونی یه دور آبجو بزنیم
یه چیزی مثل زندگی تو یه جای دور از همه
درسته؟ منظورم
مشروب فروشی نزدیکه چی؟
مثلا ساعت 8:00؟ این یه ...
خب من حتی نمیدونم شماها چجوری میخواین این کارو بکنین
اه خیلی بامزه است
اینا رو نگاه
این خوبه
من میخوام این یکیو ببینم
این خوبه محشره
نگاه کن
این... به کارمون میاد
میدونی با کی داری در میافتی؟
من هیچ ردی نمیزارم میخوای بدونی بدر افتادن یعنی چه؟
خیلی خب آروم مرد باشه آروم باش
اه اوو چه غلطی؟
هی مشکلت چیه؟ چیزی میخوای بگی؟
بعد من تکرار کن
تو شهر
تو شهر
استیو مک کوان
استیو مک کوان
مثامفتامین میگردونه
نمیخواین اون کارتون رو بیرون از اینجا انجام بدین هر چی که هست
نوبته شماست
چیزی نیست؟ نه
بابت آبجو ممنون
وون مرد چیکار کنیم؟
برو برو برو کجا برم؟
خب پس بمون و خفه شو خوبی؟
خوبم خوبم
این بده
واقا بده
اه نمیتون صبر کنم تا برسم به تخت
هنوز خیلی شوکم فکر کنم یه فیلمی چیزی از
تلویزیون ببینم
خیلی جالبه
کارتون خوب بود بچه ها
واقعا مجبور بودی اینقدر محکم بزنیش؟
آره سخت بود یه بار واسه اونا فدا شدی
امیدوارم بفهمن چه کار مهمی کردی
میفهمن خیلی ترسیدن
خب حالا چی؟
میخوام به شهر برگردم
و میخوام که شما حواستون جمع باشه
امیدوارم که توجه شون رو جلب کرده باشیم
بریم ببینیم مارو رو سفید میکنن
واقعا از سورپرایز متنفرم
translated by mohammad bahri
هی رفیق رفیق تا حالا کسی بهت گفته
خیلی شبیه پلیسی هستی که میشناختم؟
یه نفر به اسم هوم سم س وارک
سوار شو تا ایستگاه میرسونمت
اه میتونی ببینیش
فقط یه مایل اونور تره داداش خوبم
این که داره میدو هه
شبیه تو نیست
تغییرپذیر یا مردن
تو هم جزئی ازاین غلتکی؟
یا نه باید ازروت رد شد
خب من در واقع جزیی از این ماشینم
که بقیه رو له میکنه
با اینجاش موافقم
قهوه میخوای؟
من چایی سبز میخوام
اوه
کم شیرین باشه
نذار همه شکر رو خالی کنه
در واقع اه کریس امروز میخوایم حال کنیما
باید بزاریش تو صندوق ماشینش اهان
هی کریس میتونم چند ثانیه باهات صحبت کنم
یه لحظه وایسا
بعدا میبینمت
خدافظ خدافظ
مامان
یه هفتس رو میزه
از مرکز پلیس تیمینسه
آره خب؟
چیکار میخوای بکنی؟ خب فکر کنم بازش کنم
کی؟ سعی میکنم تا ماه دیگه حلش کنم
یعنی باید دنبال هم اتاقی بگردم؟
کریس عاشقتم مرد
منم میدونی تو. تو مثل برادرمی
بیخیالش تو بهتر از اونی
برادرم یکم عصبی بود
ولی
چی؟
دردی رو دوا نمیکنه باشه؟
همه جا اسباب بازی پلاستیکیه دستشویی اونطوری
چهار نفر تو یک اتاق دوخوابه دارن زندگی میکنن
نمیخوام بری ولی اگه تو
داو, این عهدی واسه ازدواج نکردن گذاشتی
واقعا داره تورو نق نقو میکنه
آره پس اونا با هیچی چیکار میکنن؟
میدونی به چی نیاز داری؟ یه ذره عشق تو زندگیت
یکم تلاش کن تا فرجی حاصل شه
خیلی نفرت انگیزه
لئونار کوهن هه باشه خوب میتونی بگی
چیکار میخوای بکنی که منم بدونم خواهشا ؟
البته
خوب دکس دیشب پیش لئو خوابید
و گفت که نمیخواد که
دیگه از این چیزا(عنکبوتی)ازش بخرم چون خیلی خشونت توشه
حالا هرچی وقتی منم به بچه هام نگاه کردم
یه تیشرت جدید با مارک جنگ ستارگان پوشیده بوده
یه شمشیر نورانی هم دستشه
میدونی دکس چی گفت؟
جنگ ستارگان خیلی محشره
آره این چیزی بود که گفت
این یه سر نشونس گیل
باید بگی که دکس یه احمقه
باشه ولی هرکسی یه جوره نمیتونی تغییرشون بدی
تو چت شده؟
عالیم
دیشب با مامانم شام خوردم
ظاهرا این هفته واقعا پول رو کم کردن
وبه چند تا از بچه ها گفتیم که اوضاع خرابه و برن
اندی و نیک؟ ترجیح میدم که فکر کنم اندی و نیک ان
باشه حتما هرجور مایلی
بدون اینکه خداحافظی کنن رفتن
منتظر باشین
واسه شیش ماهه رفته خوشبحالش که گیر یه آدم خشن نیافتاده
اوه من خشن ام
کمرم
بهت گفتم باید دیشب استراحت میکردی
نتونستم
حالا چی؟
نمیدونم یکم منتظر میمونیم
تا حرکت بعدی منتظرشون وایسیم
آره اگه اینا فکر میکنن
مک کوان داره حرکت بعدیش رو انجام میده
کارا زودتر پیش میره
خب خوبه شیش ماه با این کله خرا معطل شدیم
نمیدونم بعضی جاهاش باحال بود
آره
ایناهاش
بانو کارگاه امریکا در خدمت شما
آره خوب میدونم فقط... فراموش کردم
دیگه پلیس نیستی
میخوای با ما بیای رژه؟
نه گرمه تابستونه ها شهر شلوغه
خب؟ میدونم فرانک میخواد چی بگه
رو ترافیک کار کنین
آره 20 نفر میگن تو اشتباهی اینجایی
آخرین روز ماه که شماره ها بیرون میان
15 نفر میرن واسمون خوب نیست
من رو کنترل سرعت شرط میبندم
راحتترین را واسه زیاد شدن نمره ها
No comments yet. Be the first to leave one.