最初の200行です。
...آنچه در "هَپ و لئونارد" گذشت
اونا فکر میکنن چستر قاتله و اینکه لئوناردم کمکش کرده
اونا انکارش میکنن - چی؟ -
تو پدر من و لئونارد رو کشتی - چی میخوای؟ -
یه چیزایی در مورد این پرونده گیر آوردم که باعث میشه مغزم سوت بکشه
منتظرت بودم پسر - عموت خیلی سیاه سوخته بود -
باید از همهی اینا کپی بگیرم
!بختِ بد
1, 2, 3, 4,
5, 6, 7,
8, 9, 10, 11...
تو باید تا صد بشمری ایزابل
!میدونم
از اول شروع کن و تا صد بشمر
!باااشه - !دزدکی هم نگاه نکن -
1...
...2, 3, 4...
...5, 6, 7, 8,
9, 10,
- 11, 12... دیزی، دیزی، بچه ها رو جمع کن -
- 13, 14... بیاین بریم، یالا، عجله کنین -
!برو - زود باشین -
عجله کنین بچه ها، بیاین بریم
- ...26, 27... !یالا بچه ها، یالا -
...28, 29...
30, 31, 32...
زودباشین بچه بیاین بریم
بریم، زود باشین
زودباشین
جزی کجاست؟
جزی کجاست؟
...98, 99, 100!
1...
2...
3...
4...
5...
6...
7...
:ترجمه و تنظیم زیرنویس sin«سـینـا»cities
من که میگم اون لقمهی دهن تو نیست
زنیکه جوری نگام میکنه انگار جیمز گارنرم
اون سیاهه
آره
سیاه و خوشگل
!و تو نیستی
هرگز جلوی من و تو رو نگرفته
!من و تو دیگه، نه تو و اون
یه چیزی درست نیست
به نظر تو کریزی جودی هم برای من مناسب نبود
تا جایی که یادم میاد
اوه بیخیال من که بهت گفتم اون دیوونه است
!نه تو بهم گفتی اسمش کریزیه
!بهم نگفته بودی بند بازه
یه بند باز اسم ببر که دیوونه نباشه
چند تا بند باز میشناسی؟
!یکی و اونم دیوونه است
...اون اینکارو با پاهاش میکرد
...کجا
لعنتی
لن
خب اینم از بهانهات
آخه کدوم خری میخواد یه پیرمرد رو بکشه؟
شاید تصادف بوده
آخه کدوم آدمی تصادفی میره تو دریاچه !گمشو بابا
خب شاید سکته کرده
شاید کمربند ایمنیش خراب بوده
شایدم تصادف نبوده، نمیدونم
...به هر حال نتیجه نهاییش یکیه
!چون من سیاهم میرم زندان
زود باش کمکم کن از اینجا بیاریمش بیرون
!نه اصلا، من به جسد دست نمیزنم بد یُمنه
فکر میکردم به این کص شعرا اعتقاد نداری
من ندارم، اون که داشت
...بهت میگم چی بد یُمن تره
!اینکه اینجا ولش کنیم و به پلیس زنگ نزنیم
واقعا؟ - آره واقعا -
کلانتر ولنتاین؟
لئونارد پاین و هپ کالینز صحبت میکنن
میخوایم گزارش بدیم یه جسد پیدا کردیم
بله ما آخرین کسایی بودیم که اونو زنده دیدیم
نه قربان، ما مدرکی نداریم که نشون بده !موقع مرگش جای دیگه بودیم
فقط دو تا اوسگل محلی
!که نمیدونیم کجان و چیزی دیدن یا نه
روزتون خوش
عالی بود از خودت در آوردیش؟
زیاد تلوزیون میبینم
زودباش، یه فکری دارم
!هُل بده - لعنتی! سیاتیکم گرفت -
!یالا هُل بده
ادامه بده
ادامه بده
برو
برو
میخوای براش دعایی چیزی بخونی؟
نه، همینجوری راحت ترم
!آااخ، یه چیزی این پایینه
هی
!این دیگه چیه؟ کمکم کن
...آره بگیر - وایسا، وایسا -
صبر کن، صبر کن، گرفتیش؟ - آره
باشه
گرفتمش
بکشش بالا
خودشه
...یادم نمیاد تو جعبهی ناهار چستر چیزی در مورد
!دروازه بوده باشه
حداقل حالا میدونیم دستاش چی شده بود
از فلوریدا میخوام دوباره یه نگاهی بهش بندازه
اون از همه چی کپی گرفته
چرا؟
چرا کپی گرفته؟
یا چرا باید ازش بخوام دوباره یه نگاهی بهش بندازه؟
هر جفتش - خب اون وکیلمونه -
!اون وکیل منه، هپ
هی هی هی - چیه؟ -
ایلیوم مرده
و این دروازه تنها چیزیه که میتونه جلوی زندانی شدن من رو بگیره
!و من نمیخوام توی عوضی چوب لا چرخ بزاری
!سلام
امیدوارم این یه ملاقات عادی باشه خانوم گرانج
ازتون میخوام از پرونده لئونارد پاین کناره گیری کنین
حالا چرا من باید همچین کاری بکنم؟
چون شما تو این پرونده قاضی بی طرفی نیستین
حالا چی میگی؟
چهل سال وقت زیادیه
خیلیا یادشون نمیاد چهل سال پیش چیکار میکردن
خیلیای دیگه حتی یادشون نمیاد
چهل دقیقه پیش چیکار میکردن...
...ولی حدس میزنم
اگه یه نوجوون مست بابات رو زیر گرفته باشه
ممکنه چهل سال مثل چهل دقیقه باشه
و منظور شما اینه که من نمیتونم این پرونده رو بدون تبعیض و جهت گیری قضاوت کنم
بله آقا، همینطوره
با کمال احترام
بزارین رُک بگم خانوم گرانج
من زیاد به اون شب فکر نمیکنم
!شما باید کناره گیری کنین جناب قاضی
شما هم باید یادتون باشه من کی هستم
!خانوم وکیل
میتونم چیزی براتون بیارم خانوم گرانج؟
اون دیگه داشت میرفت
ممنون مریم
!راستش دیگه دارم میرم
شما به تناسخ اعتقاد دارین جناب قاضی؟
برای چی؟
!چون تو زندگی بعدی من تو بدن اون برمیگردم
اگه میخوای تو خیابون راه بری و ادای آدم بزرگا رو در بیاری
بهتره بدونی چطور برای خودت غذا درست کنی
مامان بزرگت آشپزی رو بهت یاد داد؟
نه
عمو چسترم اینکارو کرد
اون بهترین آشپز محلهی مامانبزرگ بود
اون نمیتونست کیکای مامان بزرگ رو بپزه
...ولی خب
!مامان بزرگم نمیتونست مثله اون گوشت بپزه
اونو بزار رو میز - باشه -
هی هی !نه، نه، نه، اون ماله منه
ببین قانون اینه
!اگه تو این خونه آشپزی نکنی، چیزی نمیخوری
تمام
!زود باش
و بعد از اینکه برا خودت صبحونه درست کردی
قراره بهم بگی چی تو جعبه ات داری
ما یه حکم بازرسی برای گشتن خونه داریم
اون پلیسا نمیتونن کاری بکنن !که فلوریدا نتونه درستش کنه
بهتره تا وقتی میاد بشینی اینجا و کاری نکنی
بهت یه چیزی میگم مامانبزرگ
اگه تو ویتنام سیاه بودم خیلی راحت تر از این !بود که تو کشور لعنتی خودم سیاه پوست باشم
حالا فکر میکنی چرا چستر خرج دانشگاه اون دختر رو داد؟
تا بتونه یاد بگیره تو دادگاه جلوی مردای !سفید مثله یه مرد سفیدپوست وایسه
چستر پیر بعد از اینکه من رو از خونه بیرون کرد خرج دانشگاه حقوق فلوریدا رو داد، هان؟
!لعنت به من
حالا عزیزم اگه میخوای یه مرد مرده رو سرزنش کنی
برای این اوضاعی که پیش اومده بهتره از الان خودت رو تحویل بدی
تو و لئونارد باید برین با ایلیوم حرف بزنین
میدونم دیروز بهت گفتم که اون کار درست رو انجام میده
...ولی حالا؟ من
زیاد مطمئن نیستم
فکر کنم باید یه راه دیگه پیدا کنیم
لازم نیست کار دیگه ای بکنیم - خب یه چیزی پیدا میکنیم -
تو و لئونارد؟ - آره -
هیچ کار احمقانه ای نکن
حالا این واقعا اذیتم میکنه ...این، این
هیچ کاری، میشنوی چی میگم؟
هیچی
بله خانوم
!پیرمرد کثیف
عصر بخیر همگی
ممنون - سیب از درخت فلوریدا -
وای خدای من
اون سیبای خوشمزه رو بزار تو آشپزخونه
برا ناهارمون کیک سیب درست میکنم
برای ناهار میبرمت کوپرزتاون
تو کوپرزتاون چی هست؟
امیدوارم جواب باشه
آروم باشین خانوم گرانج
ما حکم بازرسی داریم
به اطلاعیهی بینام درسته؟
بهترینش
No comments yet. Be the first to leave one.