Bloodline

Bloodline

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 3

リリース情報

Bloodline S03E08 WEBRip x264-RARBG
解説: _SinCities_
Subdl.TV | Translation by: (SinCities)

タグ

webrip
web
x264
BRip
公開日: 2017-06-01
ダウンロード: 23
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

باورم نمیشه، تو واقعا عشقه گل داری، مگه نه؟

هی تا حالا نیلوفره پروانه ای پرورش دادی؟

اوه، اونا عالیین، فوق العادن

چون میدونی، اونا واقعا در مورد تولد دوباره و تبدیل شدنن

ولی نکتش اینه

اونا فقط سال به سال شکوفه میدن

اگه باهاشون خوب باشی؟ نظرت چیه؟

دیر وقته آقای دلویکیو

آره، میدونم میدونم دیر وقته، تقریبا خیی دیر وقته هان سالی؟

من چیزی برای گفتن بهت ندارم

به جز اینکه ممنون میشم اگه همین الان از اینجا بری

میدونی؟ تو اون بالا عالی بودی

جلوی همه

خیلی خوب و قوی

تا اونجایی که شنیدم

خیلی خب بیخیال، بریم سر اصل مطلب باشه؟

اریک اهل آدم کشتن نیست

جفتمون اینو می دونیم، اون مثله من نیست

یا اونجوری که قبلا بودم

و می دونی چیه؟

اشکالی نداره، چون اون کلی غلطای دیگه هم کرده که هیچوقت به خاطرش دستگیر نشده

باشه

اریک زندگیش رو می کرد در حالی که تمام کارهایی که کرده بود رو دوشش سنگینی می کرد

بالاخره عاقبت کاراش دامنشو گرفت

و فقط مساله زمانه، ولی این اتفاق قراره برای تو ام بیوفته سالی

می دونم که اینو میدونی

!چون زن باهوشی هستی

چیزی که هست اینه که من نمی دونم اونقدری باهوش هستی که بدونی وقتت داره تموم میشه یا نه

من دارم به پلیس زنگ می زنم - سالی، بیخیال -

بیخیال سالی

تو در خطری، باشه؟ فقط بهش زنگ بزن

کی؟ - آقای لوپز -

پدر لوپز، بهش زنگ بزن، اینکارو می کنی؟

من تو و اون رو تو اون حالت اعترافی دیدم

زود باش، قبل از اینکه خیلی دیر بشه !قبل از اینکه وقتت تموم شه

نمی دونم داری ز چس حرف میزنی - من از اینجا نمی رم -

تا وقتی که بدونم چیزی که گفتم رو شنیدی

دارم گوش میدم - می دونم -

ولی گوش کرون با شنیدن فرق داره سالی، تو کدومشو انجام دادی؟

شنیدم چی گفتی

شنیدم - خب، خوبه -

خوبه، این همه چیزیه که می خواستم

خیلی سخته؟

باشه؟ همه چیزی بود که می خواستم

نمی دونم چطوری شروع کنم

خیلی سادست

تو هر کاری که کردی رو میگی و خدا از طریق من تو رو میبخشه

همین؟

هر چیزی میتونه بخشیده شه

!جان ری بورن، درو باز کن

!پلیسه بوستون، زود باش ری بورن

می دونم اونجایی

زود باش ری بورن

تو محکوم به اینی که زیر قولت برای دیدن من در طول سال زدی

داری چیکار می کنی؟ - تو جواب تلفنمو نمیدادی -

فهمیدیم که دیگه وقت مداخله کردنه

با توجه به اوضاع احوال، برا اینکار زیادم زود نیست

جیییز، اینجا عجب بویی میده - تو اینجا چه غلطی میکنی؟ -

تو اینجا چیکار میکنی؟ این سوال بهتریه

خب به هر حال من پرونده رو دنبال کردم

او بانون یه درخواست اعتراف گرفت

این درست مثله یه لگد تو تخما میمونه درسته؟

نمیدونم، فکر می کردم سازمان اونو به سمت اشد مجازات هل میده

پرونده پیچیده ایه، وانی اینجاست؟ - شرط میبندم که پرونده خیلی پیچیده ای بوده -

خب تو چی فکر می کنی؟

او بانون لایقشه؟ - !از چی داری حرف میزنی؟ -

نمیدونم، سر شام در موردش حرف میزنیم - من باهات نمیام شام مایک -

اصلا برام مهم نیست که تو و دایانا با هم مشکل دارین، خیلی خب،

بهش میگن ازدواج، شلوارتو پات میکنی و مثله یه آدم بالغ برخورد میکنی

با دوستات شام میخوری - من با دایانا شام نمیرم -

بله میری - نه اینکارو نمیکنم -

تا حالا برای دیدنم اومدی؟ نه من باهاش مشکلی دارم؟ نه

ولی اگه یه وقت من رو تو همچین جایی پیدا کردی

یه مسافرخونه که توش مثله چی تنهام من رو اونجا ول می کنی؟

نه، اینکارو نمیکنی چون این کاره خیلی بدیه که بخوای با یه دوست بکنی

ببین، من میام و برت میدارم

از اینجا میکشمت بیرون و با هم میریم شام

امین سالگرد رو رد کردیم24 و ما

امین سالگرد25 ولی بیا مثبت باشیم، الان دوستیمونه درسته؟

خودتو تر تمیز کن، فردا میبینمت

مایک، اون چه معنی داشت؟

چی چه معنی داشت؟

"او بانون لایقشه؟" .این یعنی چی؟ اون گناهکار بود

من چه بدونم؟ بازنشست شدم

البته که گناهکار بود جانی، البته گه بود

فردا میبینمت

چی میبینی کوین؟

نمیدونم، تقریبا مخروبه به نظر میاد

میدونی من چی میبینم

من آینده رو میبینم پسر

آینده تو

اون رو بریز زمین

همشو تمیز کن

اینجا قراره یه سایت اولیه تفرجگاه ساحلی باشه

.شنیدم یه زمانی همین فکر رو برای اسکله داشتی

آره داشتم - حالا تو میتونی کمکم کنی بسازمش -

ازت میخوام پروژه رو برام مدیریت کنی

داری شوخی می کنی؟

واو، آره خیلی ممنون، آره - آره آره -

فکر کنم باید دنبال یه ملک واقعی برای تو و بلی باشیم

منظور، حس خوبی داره که یه چیزایی خرید

میدونی، خنده داره

...آخرین چیزی که میخواستم تبدیل شد

به بهترین اتفاقی که می تونست برام بیوفته

به جز داشتن راکی، میدونی؟ - بعضی وقتا چیزا باید بشکنن -

تا بتونی تعمیرشون کنی

:ولی نکتش اینه ...بعضی وقتا لازمه ریسک کنی

تا بتونی به رویاهات برسی

آره؟ آره میفهمم

دوستای کوباییمون رو یادته؟

!فراموش کردنشون سخته

من باهاشون تو چیز بزرگی شریکم

لازمه که اوضاع باهاشوم خوب پیش بره .تا هزینه این پروژه رو تامین کنم

باشه

...ولی امم

یه موانعی تو معامله

به وجود اومده

ازت میخوام کمک کنی

...نمیدونم روی، امم

من تازه از دست همه اون کثافت کاریا خلاص شدم، میدونی؟

خب البته

...لازمم نیست کاری رو انجام بدی

که باهاش راحت نیستی، منظورم اینه من تو رو تو اون موقعیت قرار نمیدم

...ولی این پروژه که اینجاست

میتونه میلیون ها دلار ارزش داشته باشه

و تو می تونی سهم قابل قبولی توش داشته باشی

کوبایی ها ازت خوششون اومده بود کوین

اونا فردا میان اینجا

برو سراغ این پرونده

ببین ارتباطی به اون شخص گم شده وجود داره

هی، ببخشید، ببخشید خودکار داری؟

چرا؟

می دونم کی کارای مین دیکسی رو کرده اون اصلا این شکلی نیست

اومدی اینجا گزارش بدی؟ - اوه نه قربان نه -

من اینجام که با کارآگاه ری بورن حرف بزنم، جان ری بورن؟

خب، اون این پرونده رو دنبال نمیکنه

من هنوزم باید باهاش حرف بزنم

اون چند روزی مرخصیه چرا با کارآگاه دیگه ای حرف نمیزنی؟

اسمت چیه؟ - اوه مرد -

!لعنتی ... میدونی چیه

... یادم رفته بود که یه قرار دیگه هم دارم

.میدونی چیه، بعدا می بینمش

سلام عزیزم

سلام عزیزم، برا شام خرچنگ گرفتم

اینا رو داشته باش

اینو نگاه کن

هان؟ هان؟ قشنگه

...گوش کن، من امم

من یه خبرایی دارم، امروز روی گیلبرت رو دیدم

و اون بهم یه پیشنهاد کار داد

اون ازم میخواد این پروژه جدید

که داره رو مدیریت کنم

یه تفرجگاه ساحلی چندکاره

!کلی پول

عزیزم، این میتونه همه چیز رو برامون عوض کنه

چطور؟

خونه بزرگتر برای شروع ما داشتیم در مورد به دنیا آوردن یه بچه دیگه حرف میزدیم

این می تونه باعث شه بتونیم اونکارو بکنیم

منظور اونجا خیلی بزرگه عزیز

روزت چطور بود؟

!بل؟

...داشتم فکر می کردم

... داشتم درباره

روزی که پدرم مرد فکر می کردم

چه خبر شده؟

من شیش سالم بود

میدونم قبلا بهم گفتی - ...این قسمتشو بهت نگفتم، ما -

خیلی خوشحال بودیم. قرار بود برای اولین بار به یه تعطیلات خانوادگی بریم

داشتیم می رفتیم آریزونا

و من و خواهرام تو حیاط جلویی بودیم

داشتیم با دوربین مخفی قایم موشک بازی می کردیم

و مادرم ما رو صدا کرد و بهمون گفت

که پدرمون تو یه تصادف کشته شده

عزیزم تو خوبی؟

.از اون موقع، من منتظر یه کفش دیگه بودم که بیوفته

... انگار نمی تونم

به شادی اعتماد کنم چون می دونم هر لحظه ممکنه ازم گرفته بشه

هی هی

تو چت شده؟

من با تو و راکی خیلی خوشحال بودم

تو دوستم داری؟

این دیگه چجور سوالیه؟

میدونی که دوستت دارم، البته که دوستت دارم

چه کاری باید بکنم تا ترکم کنی؟

نمی دونم داری ازم چی میخوای ولی من ترکت نمی کنم

!من دوستت دارم، میتونی بهم اعتماد کنی

.ببین بل، من قرار نیست شادیت رو ازت بگیرم

تو گشنته، بزار شام رو آماده کنم

تو مارکو رو کشتی؟

چی؟ - تو تو دادگاه دروغ گفتی -

... من کاغذ های

شهادت ساختگیت که حفظ کرده بودی رو پیدا کردم - بل -

همه اون جریان دیگه تمومه، باشه؟

!برای من... برای من تموم نشده کوین

... من ترکت میکنم

مگر اینکه راستشو بهم بگی

نمیخوام عاقبتم مثله دایانا و جان بشه

ولی تو باید بهم بگی

تو اونکارو کردی؟

بهم بگو

More Farsi Persian subtitles for Bloodline

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left