最初の200行です。
کورا؟ تادئوس؟
.نمیدونم چی بگم
میتونی بگی .اون چیزی نیست که به نظر میرسه
اما دقیقاً .همون چیزیه که به نظر میرسه
!گفتم که
.میدونستم مچش رو میگیره
.اوه، این دردناکه
هی، خبر خوب اینه که یه زنی رو پیدا کردی
.که هیچوقت بهت دروغ نمیگه
زن من که .همهاش داره به من دروغ میگه
،چه ایدهٔ محشری، آتنا
شرط بستن روی تصمیمات .عادی و روزمرهٔ میراها
به اندازهٔ کافی .احمقانه و غیرقابل پیشبینی هستن
.صبر کن، صبر کن، تموم نشده
...این... من فقط
"من "بهم ریختن و رفتن !رو شرط بسته بودم
.اوه، این باحاله
!لعنت .من "همه رو میکشه" رو شرط بستم
.به خشکی شانس، این مال اینجا شد
.من "پیشنهاد رابطهٔ جنسی میده" رو شرط بستم
.اوو، شانس بد
.پول بیشتری واسه اینجا شد
.واقعاً خوبه که اینجا واسه آدم باشه
...خیلی خب، نفر بعدی
تِد، که یه چیز فوقالعاده عجیب .تو سالادش پیدا کرده
.میخواد بخورتش !اون چیزو میخوره
.من این یکی رو برمیدارم
ام، مگه تو همهچیزتو از دست ندادی؟
.نه همهچیزو
!بخورش
!نه، میخواد بخورتش
،عزیزم !خودت میدونی که میخوای
بخورش! فقط بذارش .تو جعبهٔ خوشمزهجاتت
.آها، بفرمایید - !بخورش -
!بله
!آره، تِد، آره
،من "بخورهاش، خوشش بیاد .و بیشتر دنبالش بگرده" رو شرط بستم
!سه تا رو با هم بردم
من "بره خونهٔ اون یکی پسره
.و بهش پیشنهاد رابطهٔ جنسی بده" رو شرط بستم"
اون یکی پسر از شرط قبلی؟
.آپولو، خفه شو
.اوه، خیلی متأسفم، شلاب
به نظر میرسه که من دوباره .همهچیزتو از چنگت درآوردم... دوباره
،نه، نه، نه .بذار تو بازی بمونم
من خوشحال میشم ،که بذارم تو بازی بمونی
اما چی برای شرط بستن داری؟
چی برای شرط بستن دارم؟
.یک شب با من
،من باید اخلاقیاتم رو زیر پا بذارم
.اما این فقط داغترش میکنه
شلاب، خودت میدونی .اونو مجانی به من میدادی
،شرط میبندی؟ اگه ببازم .دوباره با من میخوابی
من به چیزی علاقهای ندارم
.که همهٔ دنیا میتونن مجانی داشته باشن
میگم .همین الان بکش کنار، رفیق
نمیخوای یه کار احمقانه بکنی
.مثل شرط بستن روی سهشاخ عموت
.اون خیلی از دستم عصبانی میشه
.این تنها نکتهٔ بد قمار کردنه
.خانوادهها رو داغون میکنه
ما میتونیم روی وسایل اعضای خانواده شرط ببندیم؟
!اُپا
SANDS Movie :ارائه شده توسط
✦ @ amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦
بابا، داری چیکار میکنی؟
فقط دارم یکم خوش میگذرونم .و یه کم سَرَک میکشم، همین
هی، تو یه عالمه جنس فوقالعاده باارزش نداری
که از هادس دزدیدی؟
تو که چندین صندوق گنج خودتو نداری؟
،دیگه نه، و هیچ توضیحی هم برای اون نیست
.پس حتی به فکر گشتن هم نباش
تاجت کو؟
.قرضش دادم به یه بچهٔ در حال مرگ
.آخرین آرزوش بود
این چیز چیه؟
.یه نگین حقیقتگو. خیلی نادره
،خب ،وقتی حواست نیست
میخوام اونو ازت بدزدم
تا بدهی سنگین قماریمو .پرداخت کنم
!لعنت بهش
!بازم داری قمار میکنی
آره، برای تسکین .استرس پادشاه بودن
خوردن اون همه گوشتهای پر زرق و برق .خیلی روی آدم فشار میاره
.تو برای قمار ساخته نشدی
.تو کنترل تکانه نداری
،ها، خب ،اگه اینو باور داری
تو دست کم گرفتی
هم قدرت و هم گسترهٔ .تکانههای من رو
،نگاه کن .بهت ثابت میکنم
.این یه تیکه باقلواست
تو میتونی ...دو تیکه باقلوا داشته باشی اگه
خب، میتونستم ،بهت ثابت کنم اشتباه میکنی
.اما اونوقت داشتم بازی تو رو میکردم، نه بازی خودمو
بابا، چقدر بدهکاری؟
،زیاد نه. در حقیقت .همین نگین کوچیک باید کفایت کنه
.راستی، من تاجمو به اون بچهٔ در حال مرگ ندادم
.تو کازینو از دستش دادم
.و اون بچه هم مریض نبود
.فقط خیلی مست بود
!دوباره لعنت بهش
!این منو دوباره گول زد
مامان میدونه؟
نه، نمیتونم بذارم .منو تو این وضعیت ببینه
گذشته از این، اگه اون میتونه ،تمام روز رو تو اسپا بگذرونه
چرا من نتونم تو کازینو بگذرونم؟
.چه افتضاحی
خیلی خب، همین الان .درستش میکنیم
وقتی به تای نیاز داری کجاست؟
.سؤال انکاری بود
.به دلیلی رو قایقه
اصلاً این همه طناب رو برای چی لازم داری؟
امروز روزیه که .بالاخره انجامش میدم
!آره .داری وارد کار مکرومهبافی میشی
،نه من بالاخره دارم
.اولین سفر دریاییمو شروع میکنم
،این دیگه چیه برای تحت تأثیر قرار دادن ویسرا یا همچین چیزی؟
!تحت تأثیر...؟ پُف .ویسرا؟ ول کن بابا
.سلام، تای - .اوه، سلام، ویسرا -
فقط دارم اینجا رو آماده میکنم ،که برم دریانوردی
که یه چیزیه .که واقعاً تو خون منه
،ام، باشه، خب .این یه کم عجیبه
صبر کن، این هیچ ربطی نداره
به اون رؤیای جنسی که بهت گفتم
در مورد اون دریانورده؟ - رؤیای جنسی...؟ -
.یه کم یادم میاد، شاید
نه، من این سفر رو
خیلی قبل از اینکه .تو در مورد اون دریانورد جذاب بگی، برنامهریزی کردم
.خیلی خب، هرچی
.خوش بگذره
...میدونی چیه؟ دارم میفهمم
.امیدوارم نمیری
.آخی ،پس ربطی به اون نداره؟
.چرا، ربط به اون داره .معلومه که داره
یه گلهایی هستن که فقط
،رو قلهٔ جزیره گاودوس رشد میکنن
،و بعضیا میگن تا یکی از اونا رو نچیدی .دریانورد واقعی نیستی
،و، نمیدونم فقط این رؤیا رو دارم
که با یکی از اون گلها وارد بندر بشم
و ویسرا با افتخار ...منتظرم باشه و
بعد از دریانورد، دیگه گوش ندادی، درسته؟
.آره
،اما، تای ،گاودوس یه مسیر خیلی سخته برای دریانوردی
.و تو که ملوّن نیستی
دریانوردی دیگه فقط برای ملوانها .و خلافکارها نیست
بچههای پولدار و مرفه هم .میتونن انجامش بدن
چیه، فکر نمیکنی بتونم موفق بشم؟
،نه، منظورم اینه که ،مطمئنم تو از پس هر کاری برمیای
،اما این قایق خونه، نردههاش چوبپنبهایان
اون سکان زیادی .سکانگونه به نظر میاد...
و به نقطهٔ ضعف .روی عرشه نگاه کن
.بابا، من عاشق اینم که چقدر قویام
میدونم ،فکر نمیکنی بتونم انجامش بدم
.اما این برام مهمه، استوپ
،پس چرا من نیام همراهت؟
.من که به پرستار بچه نیاز ندارم
.برای پرستاری نمیگم
اینطور نیست که فکر کنم اگه باهات نیام
.تو صد در صد غرق میشی
فقط فکر میکنم .به یه معاون کاپیتان نیاز داری
دخترا عاشق کاپیتانیان .که یه معاون کاپیتان داشته باشه
.اَه، حالا یه چیز عجیب تو مرغش پیدا کرد
.اوه، یه کِرمه !فکر کنم یه کِرمه
،اوه .اونو هم میخوره
تو داری روی آدما شرط میبندی؟
.معلومه که داری روی آدما شرط میبندی
،من یه سیستم دارم
و اگه تو خرت و پرتهاتو ،به من قرض بدی
.من هم بدهیتو میدم و هم بیشتر
تو روی همه شرط میبندی که رابطهٔ جنسی داشته باشن، نه؟
همه چیز داره .به اون سمت میره
،آتنا .واضحه که پدر من مشکل داره
تو یه قانونی نداری
که اگه مردم به اندازه کافی ،تو دردسر بیفتن
،بگی: "هی "شاید قمار برای تو مناسب نیست؟
.من میخوام که اونا تو دردسر بیفتن
تو نمیفهمی که این چطور کار میکنه؟
،آره، مطمئناً :اما یه جایی باید بگی
،خیلی خب"
،این دیگه زیادهروی شده" بیاید بیحساب شیم"؟
پس تو نمیفهمی .که این چطور کار میکنه
،فقط تاجشو پس بده .و ما میریم
آتنا .شرط رو پس نمیده
،وقتی پولم تموم شد
.شروع کرد به گرفتن انگشتام، بعد پاها
.من رو هر ۲۰ پا شرط بستم و باختمشون
چرا مثلاً رو ۹ تا متوقف نشدی؟
بهش میگن .روحیهٔ برنده بودن
.اون اینو نمیفهمه
یه انگشت چقدر ارزش داره؟
دقیقاً چقدر بهش بدهکاری؟
تسویهحساب میکنیم .و از اینجا میریم
.اوه، داریم تسویهحساب میکنیم .بذار ببینم
.کل خزانهاش رو باخت، این گیس بافت رو
...و
.آه، درست میگی، قصرت
هنوز هم میخوای تسویهحساب کنی؟
اوه، تو نمیدونی .داری با کی بازی میکنی
،من بازیهای مسخرهٔ تو رو انجام میدم ،آتنا
،و همهشو پس میگیرم .از راه درست و حسابی
No comments yet. Be the first to leave one.