Outlander: Blood of My Blood

Outlander: Blood of My Blood

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Outlander Blood of my Blood S01E07 Luceo Non Uro 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
解説: warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 Outlander: Blood of My Blood 2025 زیرنویس فارسی سریال

タグ

webdl
公開日: 2025-12-04
ダウンロード: 16
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の196行です。

پیش از این...

کیسه آبم پاره شد.

باید برای زایمانت آماده بشی.

با اجازه آیزاک، چند ماما رو میشه فرستاد دنبالشون.

به زنی انگلیسی برخوردین که باردار باشه؟

در زایمان فوت کرد.

دیگه در مورد اینا حرفی نمی‌زنی.

آره.

بچه من تو عقد به دنیا میاد!

این خانم اصلاً حال و روز گفتن سوگندهاش رو نداره.

نمی‌تونیم ادامه بدیم!

یه پسر کوچولوی خوشگل.

لوسئو نون اورو.

می‌درخشم، اما نمی‌سوزم.

من باهات میام. - مطمئنی؟

هنوز دلتنگ دوشیزه مک‌کنزی هستی.

واسه همینه که باید برم.

اون قراره اونجا باشه.

می‌تونی یه جوری خودتو برسونی؟

منو کنار اون برج قلعه قدیمی ببین.

تو این زندگی، حق انتخاب زیادی بهم داده نشده.

پیمان ازدواجمون،

خودم انتخاب می‌کنم.

اگه فقط یه انتخاب تو بقیه عمرم داشته باشم،

تو رو انتخاب می‌کردم.

حمله! حمله شده!

دام‌هامون غارت شدن!

غارت شدیم!

حمله!

کی بود؟

هیچ کدومتون ندیدین؟

هیچ کس دنبالشون نکرد؟

لعنت به شما، شما بی‌عرضه‌های لعنتی!

کی جرئت می‌کنه این کارو بکنه؟

مک‌کنزی‌ها.

داشتن گاوهای ما رو درست جلوی چشممون می‌دزدیدن،

تا مهریه‌ای که بهمون بدهکارن رو بدن.

حتماً نه.

احمق خواهند بود.

بدتر از احمق‌ها.

و آقای گوان هرگز اجازه نمی‌ده.

موافقم.

اما رفتار دوگال عجولانه‌س،

غیرقابل پیش‌بینیه، همونطور که دیدیم.

عجله نکنیم

قبل از اینکه درست بررسی کنیم.

باید برم دنبال لرد.

بابامو اذیت نکن.

به استراحت نیاز داره.

حالش خوب نبوده.

من به جای اون به این موضوع رسیدگی می‌کنم.

اون یارو فیتزگیبونز-فریزر...

مرتاق، مگه نه؟

تو بلیتین داشت دردسر درست می‌کرد؟

آره.

پیدا کنید کی گاوهای ما رو دزدیده.

هر کی بود، تاوانشو می‌ده.

هیچ کس نمی‌تونه از ما چیزی بدزده و قسر در بره.

بیاین با من، شما عوضی‌های بی‌خاصیت.

اینا برای ملافه‌های عروسی خوبن،

مگه نه؟

آره، حدس می‌زنم.

دور تا دورش رو با یکی دو تا گل گلدوزی می‌کنیم،

یه سوراخ کوچولو هم اینجا واسه جاهای خصوصیت برش می‌زنیم.

یا شاید نه، نه یه سوراخ اینقدر کوچولو.

امیدوارم آقای گرنت، به قول معروف، پربرکت باشه.

اوه، بیا دیگه، دختر.

فکر کردم با این قضیه ازدواج کنار اومدی.

می‌دونم برقراری رابطه زناشویی

می‌تونه دلهره‌آور باشه.

ولی شاید اونقدرها هم بد نباشه.

تو می‌تونی هر سوالی از من بپرسی،

می‌دونی که.

و لازم نیست بابتش خجالت بکشی.

می‌دونم.

ممنونم.

چی شده؟ چته؟

خب، جهیزیه‌ات چطور پیش می‌ره؟

خوب پیش می‌ره.

چی مونده که انجام بدی؟

باید دور ملافه‌های عروسی رو گلدوزی کنیم.

و بعدش هم لباس زایمان

و ملافه‌ها مونده.

می‌تونی از مال مادرمون استفاده کنی.

مامان با عجله ازدواج کرده بود.

همونطور که خودت می‌دونی، جهیزیه‌ای نداشت.

اگه ملافه عروسی داشت،

حالا اونا رو مثل کفن تنش می‌کرد.

نمی‌تونیم وقت تلف کنیم.

گرنت‌ها اینو یه ضعف می‌بینن.

شاید تو هم مجبور بشی جای پای مامان بذاری

و بی‌اونا عروسی کنی.

فکر می‌کنن خسیس و بی‌احترامیم.

شاید تا روز سبت فرصت داشته باشی که تمومش کنی.

و من به گرنت‌ها می‌نویسم

که روز عروسی رو تأیید کنم.

آخر روز بیا منو ببین.

دوست دارم بشنوم چقدر پیشرفت کردی.

وقت زیادی نداریم.

ولی یه اسکاتلندی واقعی باید به روش هایلند (کوهستانی) غسل تعمید داده بشه.

پدرت عزت و آزادیم رو ازم گرفته،

در کنار چیزهای دیگه.

نمی‌ذارم اسم بچه‌ام رو هم ازم بگیره.

در این زمین مقدس و با این آهن مقدس،

تو را، ویلیام هنری بوشامپ، غسل تعمید می‌دهم

و تو را در برابر پروردگارمان، خدا، برکت می‌دهم.

ممنون که این کارو کردی، برایان.

چه خوب که دوباره انقدر زود می‌بینمتون.

اجازه می‌دید به اهل خونه تبریک بگم،

به لرد و همسر عزیزشون یک بار دیگه.

و دعای خیر من برای بچه.

بله.

هیچی بهتر از یه نوزاد کوچولوی قشنگ نیست

که به گله مسیح وارد می‌شه.

تبریک به عالیجناب لرد و خانم فریزر لوات.

ممنون.

خانم پورتر.

غیبت‌کن‌ها چی بهت می‌گفتن؟

شروع کنیم، قربان؟

خب، من انتظار یه خونه پر از مهمون رو دارم.

جولیا و اون پسرت کجان؟

هان؟ خب، برو بیارشون.

بله، سرورم.

بهتره بری تو قبل از اینکه پدرت عصبانی بشه.

باشه.

حاضری؟

نمی‌تونم.

فکر کنم گرسنشه،

ولی نمی‌تونم متقاعدش کنم که بخوره.

عجیبه.

اون همیشه با خواهرت جواب می‌داد.

برو تو، برایان.

آروم باش.

کوچولو می‌فهمه که تو نگرانی.

پس از گرسنگی می‌میره، چون من نمی‌تونم کاری کنم.

اوه، نمی‌خوام این کارو بکنم.

خیلی اشتباهه، خیلی... خیلی علنیه.

سرنوشت‌های بدتر هم هست، دخترم.

این چیزی بود که تو می‌خواستی، حمایت اسم لوات.

فکر کنم حق با شماست.

خانم بیرد تو کلیسا باهام حرف زد،

و تبریکاتش رو تقدیم کرد

به لرد و همسر عزیزشون.

خانم میچل هم همچین چیزی گفت.

شاید همین برای راضی کردنش کافی باشه.

و تو از سرنوشت یه بیگامیست (دو زنه/شوهره) در امان می‌مونی،

اگه واقعا شوهرت زنده‌ست.

می‌ترسیدم لوات سعی کنه

و با یه عروسی غافلگیرم کنه،

چون ما که همین الانم اینجاییم تو کلیسا.

نه، فکر نکنم.

چطور می‌تونه حالا، جلوی مردم، این کارو بکنه؟

کار انجام شده.

تو و اون در چشم دنیا زن و شوهر هستین.

اون می‌خواد به عنوان همسرش اغلب باهام بخوابه.

تو تازه یه بچه به دنیا آوردی، دخترم.

هنوز هر روز خونریزی داری، هنوز داری خوب می‌شی.

شک دارم تا مدت زیادی مزاحمت بشه.

اون به زودی دنبال چیز بهتر بعدی می‌گرده.

یه چیز تازه‌تر.

ولی اون مشکل رو هر وقت رسیدیم بهش حل می‌کنیم.

وقت رفتنه.

کوچولوت شکمشو پر کرده، اینطور که معلومه.

خیلی چیزا داری که بابتشون شکرگزار باشی.

بچه سالمه، حالش خوبه و باهاته.

از شما می‌پرسم، همانطور که در این کتاب راهنمایی شده،

آیا این کودک قبلاً غسل تعمید داده شده است یا خیر؟

خیر، نشده است.

بسیار خب.

ای عزیزان گرامی،

همه انسان‌ها در گناه حامله و متولد می‌شوند.

و منجی ما مسیح می‌فرماید که هیچ‌کس نمی‌تواند وارد شود

به ملکوت خداوند، مگر اینکه از نو متولد شود

از آب و روح‌القدس.

ای خداوند، عطا فرما به همه کسانی که غسل تعمید یافته‌اند

در مرگ و رستاخیز

فرزندت، عیسی مسیح،

که همانطور که زندگی کهنه گناه را کنار گذاشتیم،

همینطور تازه شویم.

گرنت‌ها فکر می‌کنن دوگال ممکنه گاوهاشون رو دزدیده باشه؟

خدای من!

به فرستادشون اطمینان دادی که ما هیچ ربطی بهش نداشتیم؟

تلاش کردم. - ای خدا.

عمراً دوگال تو این قضیه دست داشته، مگه نه؟

داشت گاوها رو می‌برد بازار کریف.

سخت بود براش که حمله کرده باشه به

گاوهای گرنت‌ها.

ازش بعید نیست.

گاهی وقتا شیطان میره تو جلدش.

کی قراره برگرده؟

ا-الک و بقیه در واقع برگشتن،

اما برادرتون با اونا نبود.

چی؟

خدایا این چه کاریه؟ چرا؟

بهم گفتن که اون به سفرش ادامه داده

به سمت حراج گاو توی عمارت نایرن.

More Farsi Persian subtitles for Outlander: Blood of My Blood

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left