最初の139行です。
بارندگی در سراسر کشور
در حالی که سئول بارش های مدام سبک و شدید رو تجربه میکنه
این بارندگی تا اوایل فردا ادامه خواهد داشت
...میگن مهربونی
بدون سفر به جاهای دور میرسه
یک، دو، سه
چهار، پنج، شش
خسته کنندهس
بیا راهی رو بریم که تا حالا نرفته بودم
بیرون خونهم ماجراهای زیادی وجود داره
وقتی دلم میخواد ناپدید بشم
به سفرهای یه روزه میرم
قدم میزنم، غذا میخورم، و میذارم فکرم هرجا میخواد بره
:ترجمه و زیرنویس ..:: Lufan و Yuki ::..
سوار اتوبوس شدم
بیرون رفتن میتونه مثل سفر باشه
راسته که مدرسه تو رویداد بازی شرکت میکنه؟
نمیدونستی؟ رو بچه ها کلی سرمایه گذاری شده
مزخرفه
آخه چجوری بازی تو مدرسه مجازه؟- آخه چجوری بازی تو مدرسه مجازه؟-
بله، خانم
مسئول شورای دانش آموزی شمایین؟
شنیدم برای این بازی برنامه ریزی کردن
میخواین چیکار کنین؟
خوب حواسم بهش هست
این بساط رو لطفا جمع کنین
...بله، با بچه ها حرف میزنم، و
یه جون
چطور میتونی طرفشون رو بگیری؟
جشنواره پاییزی مدارس لغو شد
پس چرا نمیذارن یه کم گیم بزنیم؟
...میدونم، ولی دارین خلاف قوانین پیش میرین
کی اهمیت میده؟ نمیتونیم کنسلش کنیم
به اندازه کافی سرمون داد زدن
روشن شد؟ قطع میکنم
کارت بانکیم کجاست؟
از اینکه دنبالش بگردم منصرف شدم
چجوری قراره برم خونه؟
میشه پیاده رفت ولی از خیس شدن متنفرم
از کِی از بارون خوشم نمیاد؟
میرم نزدیک یه موزه اطراف اونجا تا بارون بند بیاد
ورودیش رایگانه
آب و هوا وضعیت جو زمین رو توصیف میکنه
با بادهای همیشه در حال تغییر، آب و هوای اقلیمی
و با توجه به حرکات هوا
پیش بینی آب و هوا کار راحتی نیست
یه قرن پیش، پیش بینی های آب و هوا بر اساس علم نبود
بلکه بیشتر از روی تجربه و حدسیاتشون بود
...ولی، تو سال 1904
خدایا، گشنمه
...این تمرین مدرن با فیزیک
جواب نمیده
ببین، میخوای سرش شرط ببندی؟
در مورد چی حرف میزنی؟
موافق نیستی؟- یه شرط بستم-
محاله
بهتره که نیاد
مطمئنم نمیاد
نمیتونی مال منو قرض بگیری
سلام، خانم پارک
...خب
اینجا چیکار میکنی؟
برای نمایشگاه اومدی اینجا؟
بله
داریم تو موزه میگردیم
وایسین، بچه ها
بله؟- بیا اینجا-
از این طرف- باشه-
به معلم ادبیاتت سلام کن
سلام خانم پارک- سلام خانم پارک-
سلام- سلام-
سلام- سلام-
سلام
بیاین بریم
آروم حرف بزنین
باشه- باشه-
پس شما بچه ها رو آوردین اینجا
بله، میدونی که چه جورین
نه، نمیدونم
التماسم کردن تا با خودم بیارمشون
کلی دردسر داره
نگران نباش
خوشحالم که اینجا دیدمت
درسته
...خب، اون
به نظر جالب میومد
بهتون ملحق میشم- باشه-
طبیعت همچین معجزه ای نمیکنه؟
در قبالش ما اصلا قابل مقایسه نیستیم
زندگی اینجوریه
تو روزهای بارونی ای مثل امروز
...کرم ها برای نفس کشیدن میخزن بیرون
برای همین تو آب غرق نمیشن
ولی وقتی روز بعدش آفتابیه
ممکنه روی سطح چروک بشن
...این باعث میشه به شک بیفتم که باید نجاتشون بدم
یا بدون اینکه دخالتی کنم ولشون کنم
ولی این کرمها هیچ ایده ای ندارن
کار خوب من ممکنه براشون ترسناک به نظر بیاد
این چیزیه که فکر میکنم
اگه دیدگاهت رو عوض کنی، هیچ چیز خوب یا بدی وجود نداره
خدایا، گشنمه
میدونی این چیه؟
...بله، بهش میگن بارون سنج
با اشتیاق زیاد برای تدریس
معلم هنر کلاسش رو مثل یه پروژه مدرسه اداره میکنه
برای اینکه دانش آموزها بتونن خودشون رو به عنوان هنرمند توضیح بدن
اون یه جایی تو مدرسه رو به عنوان نمایشگاه براشون فراهم میکنه
آخر هفته ها، دانش آموزها رو به همچین جاهایی میبره
تعجب میکنم حتی دوشنبه ها هم نمیتونن متوقفش کنن
انگار آدمای زیادی وجود دارن
خانم پارک
بارون بند اومد
...یه کم وقت پیش دانش آموزام بهم گفتن که
کلاستون داره برنده یه بازی میشه
بچه ها واقعا یه چیزین
چجوری مخفیانه برنامه یه رویداد بازی رو ریختن؟
یواشکی، درسته؟
باعث میشه دوشنبه ها تو مدرسه سرمون حسابی شلوغ بشه
به نظرت سرگرم کنندهس؟
بله، شورای دانش آموزی پشت این قضیهس، درسته؟
نمیدونم
ولی مدریت شورا دانش آموزی با توئه
پس باید میدونستی
برای دفاع کردن، شبیه رفتارهای بچه گونهس
ازش خوشم میاد
سر دستهشون با معاون مدیر این کار رو انجام میده؟
یه جون تو کلاست نیست؟
تایپ امبیتیآی اون پسره چیه؟
اصلا به نظر نمیرسه اذیتت کنه
میدونم که این وسط گیر افتادی
نمیدونم به چی فکر کنم
چرا بزرگترها اینجورین؟
انقدر چیز مهمیه؟
شاید چون از والدین نیستم، نتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
...فکر نکنم بزرگترها
برای شاد کردن بچه ها سرمایه گذاری کرده باشن
حتی یه بار
واقعا؟
No comments yet. Be the first to leave one.