Those About to Die

Those About to Die

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Those About to Die S01E03 720p PCOK WEBRip x264-GalaxyTV
解説: Hiz3n
🆔 امیرحسین ترکاشوند| FilmKio.Com 🆔

タグ

webdl
公開日: 2024-07-18
ダウンロード: 271
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

این بلا گریبانگیر برده‌هایی که سرنوشت‌شون رو قبول نمی‌کنـن، می‌شه

برده‌های تازه خریداری‌شده کجا نگه داشته می‌شن؟

تو پول لازم داری

پول زیاد - خودت رو وسط بازی خطرناکی انداختی -

به‌نظرت اسکورپوس می‌خواد ما رو ول کنه و عضو یه تیم دیگه بشه؟

داره یه کارهایی می‌کنه

این یکی باکره‌ست

سه هزار سسترشوس - مادر -

پونصد تا

تو می‌خوای از این دختر به‌عنوان واسطه برای جاسوسی از دشمنت استفاده کنی

من خودم واسطه‌ت می‌شم

تیتوس، تو امپراتور خواهی شد

نباید از خاکستر زرد کوه وزوویوس

بیش از اندازه استفاده کرد

اگر بیش از اندازه باشه، پادزهر از خود زهر هم بدتر می‌شه

بیش‌ از اندازه یعنی چه‌قدر؟

اونش دیگه فوت کوزه‌گریه

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n

کانال تلگرام زیرنویس‌های ما @SubKio

اونجا محل سکونت خدایانه

دقیقا کجاش سکونت دارن؟

باید جای دو تا اسب وسطیت رو عوض کنی

اسب بزرگت رو گذاشتی وسط سمت چپ

ولی باید وسط سمت راست باشه

تا الان که خوب بوده

البته، فقط خواستم نظرم رو بگم

تو هم ارابه‌رانی می‌کنی، آندریا؟

بیشتر ارابه‌های دو اسبه

ولی خب ارابه‌های چهارتایی هم روندم

و یه بار هم ارابه شیش‌تایی روندم

تاثیرگذاره

می‌دونم چیزهای زیادی مونده تا یاد بگیرم

من یه پسر روستایی‌ام

همون‌طوری که تو یه زمان، بودی

ولی تو یاد گرفتی پس من هم یاد می‌گیرم

و یه روز توی سیرک ماکسیموس ارابه‌رانی خواهم کرد

مثل تو

هیچ‌کس نمی‌تونه مثل من ارابه‌رانی کنه

بیا برگردیم به روم

الیا، اون خالداره مرد

لنو. برادر فراکسه یک فصل ازش جوون‌تره

هیچ‌وقت به سرعت فراکس نمی‌دوید ولی دل شجاعی داشت

تا نفس آخرش، می‌دوید

«آنان که در شرف مرگ‌اند»

از این مرده، تناکس برام بگو

از بعضی‌ها بهتره از بعضی‌ها بدتر

توی سیرک ماکسیموس تجارت و شرطبندی می‌کنه

خرید و فروش می‌کنه کارهایی می‌کنه که به چشم نمی‌بینم

و اگر هم دیده بودم حرفی ازشون نمی‌زدم

اون رو به خونه کنسول مارسوس ببر و مطمئن شو با دخترش ارتباط برقرار می‌کنه

می‌خوام از امور مارسوس و آنتونیا باخبر باشم

خواهش می‌کنم

یک لحظه، لطفا

باکره‌ای؟

بیا جلوتر

خوبه. دروسیلا هر چیزی که باید بدونی رو بهت یاد می‌ده

بگو

نمی‌تونی فقط با لمس خالی بفهمی باکره‌ست یا نه

لمس من، تاییدش نکرد

اشک‌هاش تاییدش کردن

دروسیلا - کلاودیا -

این مادر دختر جدیدیه که توی خونه‌تونه

برو توی آشپزخونه

جولا

چه‌طوری اومدی اینجا؟ چی کار باید بکنیم؟

ساکت

وقت زیادی نداریم

باید یه کارهایی انجام بدی

حالا خوب گوش کن

پسر من هم توی رومه

اسیرش کردن تا گلادیاتورش کنـن

کجا می‌تونم پیداش کنم؟

توی لودوس مگنوس. بیا

این دیوانگیه

من نمی‌خوام توش نقشی داشته باشم

پس برو - چی؟ -

وایسا. اون گفت می‌تونه اون‌ها رو بکشه

خب پس می‌گی چی کار کنیم؟

کلاغ بذاریم توی اتاقک‌شون با زنگوله ارواح رو بترسونیم؟

گاوروس؟

اگه هیچ کاری نکنیم اون‌ها می‌میرن

با این، شاید یه شانسی داشته باشن

بذار من این کار رو بکنم

آروم، آره

نه. انتظارش رو داشتم

از تور استفاده کن

تا وقتی من با تور گیر نیفتادم بیخیال نیزه شو

نه

باید گولم بزنی

آدم‌ها از حیوون‌ها باهوش‌ترن

تازه داری یاد می‌گیری

جاهاتون رو عوض کنید مدافع‌ها مهاجم بشن

خوبه

تکون بخور

من رو گیج کن

اگه تکون بخورم، حرکاتم رو یاد می‌گیری

ولی اگه بایستم مجبوری حدس بزنی

می‌تونید آب بخورید

شکار حیوون‌ها رو کی بهت یاد داده؟

حیوون‌ها؟

وقتی بچه بودم

پدرم این رو می‌گفت و می‌خندید

"از طعمه بیاموز، نه من"

ولی همه‌ش رو از اون یاد گرفتم

اون اهل نوبه بود

سرزمین فرعون‌های سیاه

جایی که از آغاز آفرینش با پادشاهان شکار می‌کردیم

وقتی چهار دست و پا راه می‌رفتم بهم یاد داد چه‌طور موش بگیرم

وقتی روی دو پام می‌ایستادم بهم یاد داد چه‌طور مارمولک و خرگوش و روباه شکار کنم

وقتی به سنی رسیدم که کنارش بدوم همه طعمه‌های بزرگ رو شکار می‌کردیم

چه‌طوری مرد؟

رومی‌ها اون رو کشتن

چرا؟

چون اون‌ها رومی هستن

همون موقعی بود که بهش می‌گن سال چهار امپراتور

رومی‌ها با رومی‌ها می‌جنگیدن

پدر من برای رومی اشتباه جنگید

وسپاسیانوس برنده شد و انتقامش رو از بازنده‌ها گرفت

اولین رومی‌ها دوقلو بودن

رمولوس و رموس رو مادرشون رها کرد تا بمیرن

یه گرگ ماده اون‌ها رو زیر بال و پر خودش گرفت و توی یه غار روی تپه‌ای

به اسم پالاتین، اون ها رو بزرگ کرد

جایی که حالا کاخ وسپاسیانوس و پسرانش در اون بنا شده

سگ‌ها، حتی سگ‌های وحشی مثل لاکونی‌ها و روباه‌های مکار هم فقط وقتی گرسنه‌ن شکار می‌کنـن

حتی کفتارها

با این که حیوانات وحشی و پستی هستن فقط وقتی که گرسنه‌ن، جون بقیه رو می‌گیرن

اما گرگ‌ها فرق دارن

گرگ‌ها برای تفریح می‌کشن

مثل رومی‌ها

تو چی؟

تو رو هم از میدون جنگ آوردن؟

نه، از دیوار بالای قلعه زن و بچه‌هامون هم پشت سرمون بودن

شمال شرمنده و تسلیم شده

اما تنها راهی که می‌تونستیم جون خانواده‌هامون رو حفظ کنیم، همین بود

همسر و پسر من اینجا توی روم هستن

از صبح تا نصف شب براشون ریسندگی می‌کنه

پسرم هفت سالشه

دو سال اخیر رو مشغول بافتن قالی‌ای بوده

که قراره زیر پای رومی‌های ثروتمند باشه

روز اول و بعضی‌اوقات روز هفتم یا پنجم هر ماه می‌تونم اون‌ها رو ببینم

پس از خداته شمشیر چوبی رو به دست بیاری

شاید یه روز تونستی

کولون، فلاما، بیاید اینجا

کولون، دو روز دیگه در سیرک ماکسیموس قبل از مسابقه ارابه‌ها

با فلاما مبارزه می‌کنی

ویگو

مسئولیت جسد کولون با تو و کوامه‌ست

قیمت مناسبی برای جسدش پیدا کنید

راهی برای ورود هست؟

چرا که نه. یه مرد با هیکل مناسب که حاضره به افتخار روم سلاخی بشه، باش

برو دیگه

تو رومی نیستی

تو سوریه‌ای هستی

تو توی وطنت یه مادر داشتی

انشالا که زنده‌ست و مطمئنم دلتنگته

اگه هم زنده نیست

انشالا روحش در آرامش باشه

خواهش می‌کنم

پسرم اونجاست

هی، صبر کن

کوامه

جولا و آورا چی شدن؟

جولا یه برده توی خونه کنسول مارسوسه

آورا هم برده یه جنایتکار به اسم تناکسه

حال‌شون خوبه؟

زنده‌ن

مواظب باش - خشمت رو کنترل کن -

دردسر درست نکن

من از اینجا آزادت می‌کنم

فکر نمی‌کنم بتونی - می‌کنم. قول می‌دم -

باید بری

چی کار می‌کنید؟

چرا این‌قدر از برادرت متنفری؟

نمی‌دونم علی‌رغم حماقتـت دوستـت دارم یا به‌خاطر همون دوستـت دارم

سوال احمقانه‌ای نیست

چرا می‌خوای امپراتور بشی؟

بدون امپراتوری هم می‌تونی هر چیزی که می‌خوای رو داشته باشی

من برای تیتوس یه تهدید حساب می‌شم

برای همین پدرم رو متقاعد کرد فرماندهی نظامی رو از من دریغ کنه

برای همین این‌قدر بهم سخت می‌گیرن

به زور پول خورد و خوراکم رو می‌دن

انگار نه انگار با چاپلوسی کردن برای مجلس سنا

راضی‌شون کردم از پدرم حمایت کنـن

و نشوندمش روی کرسی کورولی

اون چی بهم داده؟

من رو ادیل لودی کرده؟

ادیل لودی جایگاه قابل‌احترامیه - من یه نمایشگرم -

به برادرم که سربازه، احترام می‌ذارن

وقتی بچه بودم من رو عذاب می‌داد

براش سرگرمی بود

جلوی رفقای سربازش من رو می‌زد و گریه‌م رو در می‌آورد

توی زمین تمرین

یه شمشیر می‌ذاشت دستم و می‌گفت اگه جرات داری بهم حمله کن

و وقتی این کار رو می‌کردم دوباره و دوباره من رو می‌زد

و می‌خندید

من رو جلوی همه‌شون تحقیر می‌کرد - اون اون موقع جوون و کم‌عقل بود -

اون ظالم بود

کم‌کم، دست از عذاب دادنم برداشت و فقط تحملم می‌کرد

ولی وقتی پدرم بمیره، اون تحمل کردنش تبدیل به ترس می‌شه

More Farsi Persian subtitles for Those About to Die

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left