最初の200行です。
بذار یه سوال ازت بپرسم.
باور داری که هر کسی قابلیت این رو داره
که تبدیل به یه قاتل بشه؟
فکر کن روی این صندلی نشستی،
که توسط یکی کنترل میشه،
و یه دفعه جونت به خطر میوفته.
در همون حال، یه دکمه رو توی دستت داری.
دکمه با یه سیم به اون سمت متصله.
به یه جایی ختم میشه که نمیتونی ببینیش.
وقتی اون دکمه رو فشار بدی،
یه غریبه میمیره.
حدس بزن.
دکمه رو فشار میدی یا نه؟
آقای دادستان کو شاو شی،
فکر میکنی چون بر این باوری که کسی رو نمیکشی،
- با من فرقی داری؟ - قربان، نوار ضبطی رو گیر آوردیم.
اون قاتله، نوه. به پلیس زنگ بزنیم؟
ببین بقیه مراکز هم دریافتش کردن یا نه.
- ببین پخشش میکنن یا نه. - باشه.
اما حقیقت اینه
که تک تک آدمها
در نهایت میخوان که دکمه رو فشار بدن.
به نظر میرسه دیتیوی یکم دیگه پخشش میکنه.
برو. درجا پخشش کن.
- تو خطر نمیوفتیم؟ - همین حالا پخشش کن!
بخش پخش 1 تو آماده باشه، شمارش معکوس تا پنج ثانیه.
چهار، سه، دو، یک.
تا وقتی که شیطان توی قلبتون وسوسه بشه،
هر کسی که اون بیرونه،
قابلیت تبدیل شدن به یه قاتل رو داره.
خبر فوری. استدیو ما یه نوار ضبط شده دریافت کرد که...
قاتل زنجیرهای وحشتناک باری دیگر منتشر کرده...
آخرین ویدئویی که توسط قاتلی که اسم نوهـه ارسال شده...
این جدیدترین پیش نمایش جرمه به صورت اختصاصی برای شما.
هنوز یادته که چی گفتی؟
قطعاً دستگیرت میکنم.
فاتحهـت خوندهـست.
کو شاو شی.
فکر میکنی درون تو هیچ شیطانی نیست؟
فکر میکنی راجع به رازت چیزی نمیدونم؟
تمرکز رسانهها: نوه به دادستان کو شاو شی اعلان جنگ کرد.
مشتاقشم. بازی داره شروع میشه.
بیاین یه حدسی بزنین.
در نهایت، دکمه قاتل شدن رو فشار میدی؟
درستکارترین و باشرفترین دادستانمون،
مطمئنی اون آدم خوبی که ادعاش رو داری، هستی؟
سریال «قاتل مقلد» فصل اول - قسمت یک
واحد 803
به مقر لیو رسیدن.
دریافت شد.
آقای کو.
اگه چیزی بهمون نگین، ما هم نمیدونیم که چطور کمکتون کنیم.
- سلام، قربان. - سلام.
در حال حاضر، تو مظنون اصلیمونی.
آقای کو، اونه.
لیو یاوس سونگ
اون سال اولی دانشگاهه. پسر خواندهی قربانی.
باشه.
آقای کو
18 سالش شده؟
نه هنوز.
اعتراف کرده؟
از وقتی اومدیم اینجا، یه کلمه هم حرف نزده.
بذارین بیرون منتظرم باشه.
حتماً، آقای کو.
از اینجا یه عکس بگیر.
باشه.
قربانی، لین سای فانگ، 60 ساله.
با لی یو چانگ 65 ساله تو یه بازار سنتی لباس میفروخت.
لی یو چانگ کجاست؟
توی اتاق بزرگـست.
داروخونههای این اطراف رو یه نگاه بندازین.
ببینین قربانی اخیراً قرص خوابآور خریده یا نه.
این رو هم برای آزمایش ببرین.
حتماً.
زمان مرگ تخمینی در آوردی؟
کسی که تماس گرفت همسایه طبقه بالایی بود.
ساعت 9 شب از اینجا رد شد،
و دید که لین سای فانگ روی زمین افتاده.
و لیو یو سانگ کنارش ایستاده بود.
به نظر میرسید لی یو چانگ از قبل تو اتاق تا حد مرگ خونریزی کرده بود
حدود ساعت 8:15 شب،
پاپکورن چیکن فروش سر نبش دید
لین سای فانگ مسیرش رو گرفته که بیاد اینجا.
این یعنی...
حادثه بین ساعت 8:20 شب تا 9 شب اتفاق افتاده.
اتاق خیلی مرتبه، هیچ نشونهای از درگیری نیست.
قفل در هم نشکسته.
قاتل اول یواشکی اومد توی خونه و موقع خواب اون رو کشت.
و بعد لین سای فانگ اومد خونه.
مطنون پشت در قایم شد و اومد بیرون تا بکشتش.
بر اساس شکل زخمهاشون،
آلت قتاله باید چاقو میوهخوری که توی صحنهـست باشه.
هدف باید اونی که بیرونه، باشه.
کل زندگیش بد بود، قرص مصرف میکرد، فرار کرد و از این جور چیزها.
و همسایههای میگن که سر پدرش خیلی داد میزد.
مطمئنم اثر انگشت اون روشه.
توی خونهـت با چاقو میوهخوری، میوههات رو پوست میکنی؟
آره، معلومه.
پس عجیبه که اثر انگشت اون روش باشه؟
اول برای آزمایش ببرش.
باشه.
اتاق اونجا چیه دیگه؟
اتاق لیو یو سانگه.
لیو یو سانگ.
من کو شاو شی از دفتر دادستانی سانگیوانم.
تو پدر و مادر خوندهـت رو کشتی؟
موقع قتل کجا بودی؟
قاتل رو دیدی؟
اگه الان چیزی نگی،
ممکنه به عنوان مظنون در نظر بگیرمت.
بعد توی دادسرا جرم قتل والدین بهت میخوره
و به دادگاه نوجوونها فرستاده میشی
این مسئله خیلی جدیـه، میدونی دیگه؟
ببرینش.
بیا بریم. یالا.
کو شاو شی.
یه بار دیگه ازت میپرسم.
اگه قاتل به طور بیرحمانهای بازم آدمهای بیگناهی رو بکشه
که شامل بچههای بی دفاع هم میشه،
اون وقت چی کار میکنی؟
من...
من...
پیراهنی که آقای هانگ فرستاد رو گرفتین؟
آره. حتی اول اسمم هم روش دوخته شده بود.
خیلی هم دقیق بود.
واقعاً؟ منم تازه برای خودم رو گرفتم. هنوز بازش نکردم.
گوش بده. همهـش به لطف خودته.
اگه بهخاطر تو نبود که چطوری با این کارفرماها ملاقات میکردیم؟
- حرفشم نزن. - ممنون، یو وی.
بازی بعدی ژنبنگ به حساب توـه ها.
اوه، باشه. حتماً. مشکلی نیست.
هی. بچه شما جلو جلو برین. منم میام پیشتون.
- خیلی خب. - باشه.
- هی، یو وی - هی.
شاو شی. چند دفعه بهت گفتم؟
دادستانها این شکلی کار نمیکنن.
بر هم خوردن آرامش و نظم مثل این
هر روز خدا اتفاق میوفته.
مهم نیست چه قدر زود حلش کنی.
باید با هوش باشی.
وقتت رو هدر ندی.
نه. بیخیال.
کمک کردن به خانواده قربانی
برای پیدا کردن قاتل، هدر دادن وقت نیست.
یه دادستان بودن،
کلی کار تیمی میخواد.
تا وقتی شهر داره روی تریاد سختگیری میکنه، با بقیه یه رابطهای بساز.
توی آینده این بهت کمک میکنه.
هوم.
آقای کو، من اول میرم.
- خدانگهدار. - خداحافظ.
فاینال فانتزی 6 که جدید اومد رو بازی کردی؟
آره.
پس این سطح رو هم امتحان کردین؟
- سطح شاه شیطانی بنفش؟ - خیلی سخته.
هی، هو وان تینگ.
- تو دفعه قبل تا اینجا بازی کردی؟ - آره.
اگه خودت بازی کنی،
چقدر طول میکشه از شروع تا این مرحله برسی؟
خب، اگه وقت بذارم،
- دو سه ساعت طول میکشه. - که اینطور.
- اما اگه خوش شانس باشم... - اه.
- ...شاید یه ساعت و نیم. - چطور چرا انقدر قویـی؟ اه!
یه ساعت و نیم؟
کو شاو شی، بیا اینجا.
یه جارو جدیدی کشیده و تمیز شد.
وزارت عدالت، دادستانها و پلیس،
روی جنگ با تریاد تاکید کردن.
پروژه خرد کردن رو در مناطق مختلف انجام میدن،
پروژهای معروف به عملیات ضد تریاد.
بازرسی پلیس. دست از کارت بردار!
- بازرسی پلیس. - این برای چیه؟
بهمون کارت شناسایی نشون بده.
- دارین چی کار میکنین؟ - یالا. وایسا.
عملیات ضد تریاد توی روز 13ـم خودشه.
دیشب، دادستان سانگیوان و پلیس جدا شدن
و 17 کارگر جنسی غیرقانونی رو...
15 تا از اهداف پروژه خرد کردن تا حالا دستگیر شدن.
- انقدر عکس نگیرین. - ...دستگیر کردن...
خاموشش کن! خاموشش کن!
گوش بده.
امروز، در ناحیه گاده،
این 15 منطقه تحت هدف قرار میگیرن.
منطقه اچ، دفعه قبل خیلی مشکل داشت.
- این دفعه بیشتر حواستون باشه. - حله.
کو شاو شی، ما اینجا جلسه داریمها.
No comments yet. Be the first to leave one.