最初の200行です。
« خاندان اژدها »
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
« ترجمه از حسین اسماعیلی و امـیـرحـسـیـن »
میکشمشون!
همهشون رو میکشم!
یه مشت خائن و پستفطرتن!
- جرئت کردن به من حمله میکنن! - اعلیحضرت
- من پادشاهم! - اعلیحضرت! بله، بله
- پادشاه منم! - بله، اعلیحضرت. خواهش میکنم، اعلیحضرت
یه مشت خائن و پستفطرت!
!آتش از آسمان
این کارشون یعنی جنگ! اعلان جنگ میکنم!
اعلان جنگ میکنم!
دروازهها بسته شدن
جستجو داره پیش میره
آدم رذلی که این کارو کرده پیدا میشه
نباید اجازه بدیم این اتفاق ما رو آشفته کنه
این کاری که کردن...
اون بچه...
بچه مرده
دردش به پایان رسید
ولی کاری که با دختر من کردن...
آره
تقاصش رو هم پس میدن
- کی تقاصش رو پس میده؟ - هرکی که این کارو کرده
یا دستورش رو داده
اگر کسی که انجامش داده مقصر اصلی نباشه چی؟
خدایان دارن ما رو مجازات میکنن دارن منو مجازات میکنن
بابت چه گناهی؟
دخترم، گوش کن ببین چی میگم
همونطور که نیازه سوگواری میکنیم، ولی...
ممکنه یه خیریتی توش باشه
اعضای این شورا کجا بودن وقتی خطر قاتل جون پادشاهشون رو تهدید میکرد؟
- جون شما هم در خطر بود، اعلیحضرت؟ - ممکن بود باشه!
پسرم میراث منه!
پسرم وارث تخت آهنینه!
تو کجا بودی؟ لرد فرماندهی گارد پادشاه من؟
خواب بودم، اعلیحضرت دستورات نگهبانان شب رو بهشون داده بودم
خواب بودی
خواب بودی!
جای اینکه از حرمت خانوادهی من محافظت کنی!
الان وقت اتهامات کورکورانه نیست، اعلیحضرت
- بهزودی میفهمیم کی این کارو کرده - کی این کارو کرده؟
کی...؟ چی؟ مگه اصلاً شکی هست کار کی بوده؟
جز ملکهی بیشرف حرومزادهها کی همچین کاری میکنه؟
جندهی از خود راضی دراگوناستون؟
اون سمت خلیج، روی صخرهش واسه خودش نشسته و به ریش من میخنده
به ریش من میخنده!
تو میخواستی از جونش بگذریم
با اجازهتون، اعلیحضرت. سروران من
نگهبانها یکی رو دستگیر کردن
کسی که دستگیر شده رو میشناسیم
یکی از رداطلاییهاست
که به بیرحمیش معروفه
درحالی دستگیرش کردیم که داشت از دروازهی خدایان فرار میکرد
و سر فرزندتون توی کیسه همراهش بود
خودم میکشمش
بهتره قبلش هر اطلاعاتی که میتونیم از زیر زبون این مردک رذل بکشیم بیرون
در این مورد به تواناییهات اطمینان دارم، لرد لاریس
همیشه مشغول بررسی و تشریفاتی ما که دشمنمون رو میشناسیم!
یک پادشاه میتونه بیش از یک دشمن داشته باشه، اعلیحضرت
بهتره مطمئن بشیم کار خواهرتون بوده
یا ماری نزدیکتر در آستینمون لونه کرده
گمونم حق با تو باشه، آیرونراد
ممکنه کار هرکسی باشه
ممکنه کار هرکدومتون که توی این اتاق هستین باشه
لرد جسپر درست میگه
از طرفی، باید مطمئن بشیم چه اتفاقی افتاده
و ماهایی که توی قلعهایم هنوز در خطر هستیم یا نه، ولی از طرف دیگه...
فرقی نمیکنه
میخواین رینیرا رو مقصر بدونین
و به مردم بگین کار اون بوده
اجازه نمیدم به مردم چیزی بگین درون دیوارهای خودمون مورد حمله قرار گرفتیم
در تختهای خودمون اجازه نمیدم ضعیف جلوه کنم
همین الانشم ضعیف جلوه میکنی، اگان
آشغال...
مراسم تاجگذاری شتابزده بود یه اژدها از گودال فرار کرد
مردم این چیزا رو به چشم نشونه میبینن
توی خیابون پچپچ میکنن
میگن شاید رینیرا باید ملکه بشه
و اینطوری لقب «هیولا» و «قاتل نوزادان» رو روش میذارین
کاری فراتر از این انجام میدم تشییعش میکنیم
اجازه میدیم بچه رو ببینن
اجازه میدیم ببینن این مدعی تاج و تخت چیکار کرده
پدر...
- پادشاه من... - نه
اجازه نمیدم جسد پسر کوچولوم رو مثل یه سگ مرده توی خیابونها بکشونین
نمیکشونیم! بهش ادای احترام میکنیم!
تا گودال اژدها بدرقهش میکنیم تا مثل شاهزادههای تارگرین سوزونده بشه
اعلیحضرت...
نه
فکر نکنین من عزادار نیستم
جیهیریس نوهم بود. دوستش داشتم
اجازه نمیدم مرگش برای هیچ و پوچ باشه
کسایی که از رینیرا حمایت کردن وقتی جنایاتش رو بشنون
بازم ازش حمایت میکنن؟ یا ترجیح میدن بهش پشت کنن؟
جیهیریس الان میتونه بیشتر از هزار شوالیه در جنگ بهمون کمک کنه
به جنگی که میخواین میرسین، اعلیحضرت
ولی اگر کمی صبر کنین
میتونین نیروهاتون رو دو برابر کنین
مادر؟
جناب دست راه سختی جلوی پات گذاشته، عزیزم، ولی...
ممکنه راه درست همین باشه
به خواهران خاموش بگین شاهزاده رو برای آخرین سفرش آماده کنن
پشت سرش هم مادرش، ملکه و کنارش، ملکهی مادر همراهیش میکنن
نه، نمیخوام جلوی چشم مردم باشم
مردم باید ماتم خانوادهی سلطنتی رو ببینن
ماتمی که از طریق مهربونترین اعضاش بهتر از همه میتونه بروز داده بشه
بهنظرم همهتون موافقین که بهتره خود پادشاه تشریف نیاره
قراره برای جیهیریس مراسم تدفین بگیریم
ازمون خواستن سوار بر درشکه پشت جسدش حرکت کنیم
دلم نمیخواد
منم نمیخوام
ولی وقتی همچین اتفاقی میافته
ضربه به پادشاه، ضربه به مملکته
اگه مردم در غممون شریک شن بیشتر از قبل بهمون نزدیک میشن
نمیخوام بهم نزدیک شن
من که نمیشناسمشون
گاهی اوقات، باید تظاهر کنیم
آخه چرا؟
ما نمایندگان تاج و تختیم. وظایفی داریم
هلینا، چیزی که دیشب وقتی اومدی توی اتاقم، دیدی...
این برای پسرمه
دیمون تارگرین منو استخدام کرد
به ما پول داد. نصفش الان نصفش بعد از تمومشدن کار
- ما یعنی کی؟ - یه موشگیر بود
که برای خاندان سلطنتی کار میکرد
اسم واقعیش رو نمیدونم
ببینید رینیرا تارگرین چه کرده!
مدعی تاج و تخت!
شاهکش!
- عمیقاً بهتون تسلیت میگم، ملکهی من - خدایان پشت و پناهتون باشن، ملکهی من
ازتون حمایت میکنیم، ملکه هلینا
قاتل معصومان!
ببینید رینیرای بیرحم چه کرده!
میخوای بهم صدمه بزنی؟
نه
ولی نمیدونم اعلیحضرت باهات چیکار میکنه
ببینید رینیرا تارگرین چه کرده!
ملکهی ما!
مدعی تاج و تخت!
شاهکش!
قاتل معصومان!
ملکه هلینا!
چه خبر شده؟
چی شده؟ راه بیفت دیگه!
- ملکه هلینا! - هلینا
ملکه هلینا!
- هلینا - ملکه هلینا!
- ملکه هلینا! - هل بدین! هل بدین!
لعنت!
لعنت به رینیرای شیطانصفت!
لعنت!
هنوز مشخص نیست چطور به خود قلعه نفوذ کردن
سر بچه رو از تنش جدا کردن
هزاران نفر شاهد مراسم تشییعش بودن
بعد منو متهم میکنن که توی این قضیه دست داشتم؟
ظاهراً بله
پیامهایی با این مضمون فرستاده شده
به سراسر مملکت
ما هم باید پیامهای خودمون رو بفرستیم و این اتهام نفرتانگیز رو تکذیب کنیم
فوراً این کارو میکنم
ولی مطمئن نیستم گوش شنوایی براشون باشه
باید نگهبانهامون رو دو برابر کنیم هم اینجا و هم توی دریفتمارک
- قطعاً به طریقی سعی میکنن انتقام... - خودم انجامش دادم، علیاحضرت
بذار سوار بر ورمکس برم
رینیس باید حواسش به آبگذر باشه و من میتونم
- بارانداز پادشاه رو زیر نظر بگیرم - نه
باید خدمتتون عرض کنم که این اتفاق لطمهی بی اندازهای به موضع ما وارد کرده
اون هم در زمانی که بیشتر از همیشه نیازمند وفاداری دیگران به اهدافمون هستیم
ولی دروغه
منی که پسرمو از دست دادم
همچین بلایی سر کسی میارم؟ اونم سر هلینا؟
سر یه بچهی معصوم
مرگ شاهزاده لوسریس یه اتفاق تکاندهنده و توهینآمیز بود
مادری که همچین غمی رو تجربه کرده
طبیعتاً ممکنه بهدنبال انتقام باشه
سر آلفرد، یعنی داری میگی
که غمم باعث شده دستور بدم سر یه بچه رو از تنش جدا کنن؟
فقط پیش خودم گفتم شاید اقدامی شتابزده صورت گرفته
مراقب حرفهات باش
قاتل فرستادی که بچهها رو توی تخت خوابهاشون بکشن؟
انتقام ملکه بابت مرگ فرزندش رو فرستادم سراغشون
به این «انتقام» چی گفتی؟
بهش چی گفتی، دیمون
که حالا پسری مرده و من متهم به کشتنش شدم؟
میساریا یه سری اسم و راهی برای نفوذ به قلعه بهم گفت
دستوراتم واضح بود
ایموند، برادر اگان غاصب تاج و تخت
- تقصیر من که نیست اشتباه کردن - تقصیر تو نیست؟
بهشون دستور دادی اگر ایموند رو پیدا نکردن، چیکار کنن؟
هیچ دستوری برای کشتن یه بچهی کوچیک ندادم
گفتی هدفت این بود که خون هایتاورها رو بریزی
و اگر ایموند نشد، هرکی باشه کافیه
- نه - بهم ضربه زدی
ادعای سلطنتم رو تضعیف کردی تواناییم برای بسیج ارتش رو تضعیف کردی
جایگاهم توی شورای خودم رو تضعیف کردی
گفتم نه
حرفتو باور نمیکنم
بالاخره به اینجا رسیدیم
No comments yet. Be the first to leave one.