最初の200行です。
« آنـچـه در مـرگ و دیگـر جزئـیات گـذشـت »
...همونطور که همه میدونید یه نفر توی این کشتی کشته شده
یه قاتل بین ماست
تک تک شما رو بررسی کردم و حقایق ناگواری رو فهمیدم
میلیونها نفر توی صفِ معامله بین خانواده کالییر و چان هستن
،مردی که اون طرف راهروئه ظاهر و باطنش باهم یکی نبود
صبر کنید
کیت ترباتسکی دستیارت بود؟
واسه همین توی «ورونا» بودی؟
تو خوب میدونی که کالییرها چقدر به تنگ اومدن
ورشکستگی؟
مزخرفه
اونا هر کاری برای مخفی کردن حقیقت شرکت انجام میدن
اسرار تیمشون رو فاش کن
و همچنین ارتباطشون با ویکتور سمز
قاتل مادرم
ازت میخوام کتابهای کالییر میلز رو بررسی کنی
چون هر چیزی که قایم میکنن، ممکنه نه تنها یه قتل
بلکه دوتا قتل پیدا بشه
الان یه نفر مرده
مادربزرگم ترسیده
قرار کنسله
تازه از اینترپل شنیدم کاربلدترینشون تو راهه
مامور هیلده اریکسن
سنیل بانداری، به ورونا خوش اومدید
خواننده، ما قبلا اینجا بودیم
،دو روز قبل از قتل روزی که سفر در ورونا شروع شد
باورم نمیشه قراره ده روز اینجا گیر بیفتیم
واقعا متاسفم که تو رو درگیر داستان کردم
الان میخوام همون داستان رو برای بار سوم تعریف کنم
میتونید فرقش رو متوجه بشید؟
ترفندش اینه که از دیدگاههای مختلف دوباره ببینید
،از دید یه غریبه
یه مبتدی
از دید یه احمق، اگه دوست داشتید
بیا همه وسایل رو توی اقیانوس بندازیم
چیز مهمی این تو داری؟ کیت ترباتسکیام... رفیق تیریپ
اوه، درسته
توالت - ...خب، ما در اصل -
چند سطح از سیفون توالت رو ساختیم - آها. درسته -
شنیدم داری به مقداری پول چینی دست پیدا میکنی
تیریپ خیلی بامزهست، نه؟ هیچوقت دهنشو نمیبنده
چی توشه؟ دقیق بررسیش کنم؟
مدارک دیجیتالی واسه محیط زیست خیلی بهترن
یه درخت میکارم
...ببرشون توی عرشه چهارم ترجیحا یه جای خشک
مردم فکر میکنن دنی احمقه
قدرت چراغ خاموشش بود
کاری کنید اونو دست کم بگیرن
اسرارشون رو فاش کنن
زیاد چیزی ضرر نکرد
،تا اینکه سر انجام
به قیمت جونش تموم شد
مامور هیلده اریکسن هستم
نشان اینترپل به شماره 7160 ورود در ساعت 9 صبح، پنجشنبه، 24ام
بررسی ابتدایی جسد آقای دنی ترنر
یا همون کیت تروبیتسکی
،روفوس کوتسورث بازپرس عادی بهم کمک میکنه
اون توی پرونده همکاری میکنه
باید خودمو معرفی کنم؟
فکر کنم همین کافیه
شما این آدم رو دوست داشتین، درسته؟
چقدر برای شما کار کرد؟ - به قدر کافی -
خب، قاتل بدون اسلحه از لباس رد کرده
قصد نداشتن درجا دوست شما رو بکشن
یه چیزی شدت پیدا کرد. یه درگیری بوده
زخم نداره - دعوا فیزیکی نبوده -
دوستت اهل الکل بود؟ - نه زیاد -
پس فقط شما بودین؟
بدم نمیاد
تقریبا یه روز به الکل لب نزدی
از وقتی که قتل اتفاق افتاده
دستت میلرزه
باید آب بیشتری بخوری رنگ و روت بهتر میشه
مراقب باش - میخوام صحنه جرم رو ببینم -
لیولین؟ سلیا میخواد معامله رو جوش بده
بهم زنگ بزن
ببخشید. سلام. روز احمقانهای بود
،همش دارم میگم و درست در میاد
میخوام برم استخر
...خیلی دوست دارم بیام، ولی
میفهمم
بعدا میبینمت
از اون چه خبر؟
لیلا؟ اون خوبه
همه چیز روبراهه
دنبال دستگاههای شنود میگرده
این دفعه چندتا بالش گم کردی؟
شش تا
چاقو کجاست؟ یه چاقو میخوام لامصب
چه وضعشه؟
هشت ماهه دارم سعی میکنم حسابهای مالی رو تایید کنم
و حالا یهویی از بین رفت
و حتی نمیتونم تلفنی با لیولین حرف بزنم
میخوای چیکار کنی؟
راز تو رو فاش کردم و زنت رو دزدیدم
میتونست زن هردوتامون باشه
اون روزا تموم شده
خانم چان
خواهش میکنم... سر میز برگردید
خیلی نزدیک بودیم
اگه خیال میکنی ،هنوزم کارمون سرمایه خوبیه
هیچکس توی خانواده من دخالتی توی قتل نداشته
همهمون از اینکه یکی از دنیا رفته ناامیدیم
هرچیزی که میدونستیم به بازپرسها گفتیم
خانم چان... شما که نمیخواید از این فرصت فرار کنید
اینطوری توی ایالات متحده ،از خودتون یه جای پا میذارید
و یک اسم با میراث خواهید داشت
میخوام صدای همشون رو بشنوم. نه فقط تو
من از طرف منافع خانواده خودم میگم
تو 24 ساعت وقت داری
صبح بخیر. خوب خوابیدین؟
کِی؟
ما رو بیدار نگه داشته تا ازمون سوال بپرسه
وینی
کسشر محضه
به نظرش یکی از ما قاتله؟
قطعا
مردم اولش همیشه به خدمتکارا نگاه میکنن
واسه همین درباره
کوچیکترین کاری که انجام دادین میخوام اطلاع داشته باشم، هر چقدر کوچیک
ما چیزی رو قایم نمیکنیم
تو به جای همه حرف میزنی؟
...راستشو بگو تا بتونم برات دروغ بگم
،فعالیت موردعلاقهت نقش بازی کردن شهیده
میخوام این خانواده رو امن نگه دارم
و اگه یکی از اعضا مرده باشه چی؟
تو پارسال به من گفتی ویکی مچ دستش رو توی آشپزخونه برید
اونا اصلا تحقیق نکردن
فقط انداختنش توی آب
وینی راست میگه
توی همه کشتیها اینطوریه
کسی به خدمتکارا اهمیت نمیده؟ - اهمیت؟ -
ما رو اصلا آدم حساب نمیکنن
بسه
حالا از ما باید سوال بپرسن؟ ما کسی رو نکشتیم
!به جاش از اونا باید سوال بپرسن
کافیه
تا حل نشه همه به ما نگاه میکنن
حواستون به کاراتون باشه
این بیاحتیاطیه باید کشتی رو پهلو بگیریم
فهمیدن حقیقت سودی برای ما نداره
حقیقت اینه که ،یکی تحت حفاظت من کشته شده
و برای نگهداری از کارتون دارید مخفی میکنید
!من دارم پروتکلهای رسمی رو دنبال میکنم
من بهترین کارآگاه دنیا رو تو کشتی دارم
دیگه چیکار کنم؟ - کشتی رو بزن کنار -
بذار از همه افراد سوال بپرسن
باید خیلی کنجکاو بشم که با ناامیدی بخوای پیاده بشی؟
گزارشتون رو خوندم
خوشحالم
لطفا غلطای املاییم رو نادیده بگیرید
ولی جالب بود که بعضی از قسمتها رو نخواستی بازی کنی
هیچ نظریهای از پرونده نداری؟
واسه نظریه زوده
و با اینحال یکی داری
کاملا مطمئنم خوشتون نمیاد
از کجا انقدر مطمئنید؟
دارید نسخۀ فشردۀ «وبلن» رو میخونید
و به نظرم ترجیح میدید سریع به اصل مطلب برید
،گوشتون سوراخ داره ولی گوشواره نمیزنید
شما دیگه اهل آرایش نیستید
،شاید یه بار انجام دادید ولی الان نظریههای بزرگ شما رو کلافه میکنه
بیمعنان
شما مامور دولت هستین تکلیفی بهتون واگذار شده
بدون فوت وقت انجامش بدید
بازرس فریدرک سلام رسوندن
اون میخواست یادآوری کنه
و به شما بگه که علاقه همکاری داره
فریدریک چقدر مو داره
پس نه، نظریههات برای خودت
،و واسه کتاب بعدیتون با چنین جنایتی که وجود داره
،نه بار از ده بار راهحلش ساده و مستقیمه
گوشت و سیبزمینی
و دهمی چی؟
فقط سیبزمینی
به صحنه جرم بریم
هیچ اثر انگشتی نیست - کاملا پاک شده -
چیزی از صحنه گم نشده؟
یه کش نارنجی و قهوهای پول
دنی همهجا با خودش میبرد
احتمالا باهاش انگیزه میگرفت
جالبه
قتل بدون اسلحه انجام شده
که قاتل میتونست پیداش کنه
ولی این؟ انگار عمدی بوده
یا مثلا یکی با خط مشی
یا شاید از دست دنی افتاده؟ - این یه کریستال یاقوت کبوده -
حتی یه قطره هم نزدیکش نمیکرد
نه... عمدا این اتفاق افتاده
،یه چکش
یا پاشنۀ بوت
ساعت 2:16، از شیشه دوربینی که جا موند
قاتل یهویی وارد شده و ساعت رو خورد کرده
دوست داشت همینطوری رهاش کنه ولی قربانی بیدار میشه از خواب
،اون وقت بحث شکل گرفت و زوبین مرگبار شلیک شد
بعد قاتل ویدیوهای مربوط به صحنه رو پاک کرد
سیبزمینیهای خالص
با نظریه شما چطور مطابقت داره آقای کوتسورث؟
مهمه؟
No comments yet. Be the first to leave one.